چگونه استقلال سهراب، طلسم ۲۳ساله السد پرستاره را خاکستر کرد؟
شب سقوط غولها
نازنین دشتی
گاهی اوقات در فوتبال، تقویمها دروغ میگویند. ۲۳سال انتظار برای شکست دادن یک رقیب، روی کاغذ شبیه به یک طلسم ابدی است؛ اما در مستطیل سبز، طلسمها دقیقا در همان شبی میشکنند که هیچکس انتظارش را ندارد. استقلال در یک نبرد ۹۰ دقیقهای نفسگیر، نهتنها طلسم ناکامیهای ۲۳ساله مقابل السد قطر را در جریان بازی شکست، بلکه با یک پیروزی قاطع سه بر صفر، زلزلهای در لیگ نخبگان آسیا به پا کرد. این پیروزی زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که به آمار و ارقام حریف نگاه کنیم؛ السد پیش از این مسابقه در پنج بازی اخیر خود ۲۱بار تور دروازه رقبا را لرزانده بود. آنها تیمی بودند که بعد از ۲۲بازی پیاپی گلزنی، سرانجام در مواجهه با دیوارهای دفاعی ارتش آبی، نفسشان به شماره افتاد و ۹۰ دقیقه را بدون لمس تور دروازه به پایان بردند. ثبت چنین کلینشیتی مقابل تیمی تا دندان مسلح، چیزی فراتر از یک اتفاق فوتبالی است؛ این یک بیانیه تاکتیکی بود.
برای تحلیل این شب باشکوه، باید نقطه به نقطه زمین را با دقت نگاه کرد. استقلال دوشنبهشب تیمی بود که تمام قطعات پازلش در ایدهآلترین حالت ممکن چفت شده بودند. از درخشش خیرهکننده و کلاس بالای آسانی که با ثبت یکگل و یک پاسگل، به تنهایی معماری این ویرانی را برای قطریها رقم زد، تا آرامش محض در چارچوب دروازه. حبیب فرعباسی حالا دیگر یک دروازهبان معمولی نیست؛ او با دریافت تنها یک گل در هشت بازی اخیر، تبدیل به ستارهای شده که سایهاش خیال خط دفاعی را راحت کرده است. در قلب این خط دفاعی، عارف آقاسی را دیدیم. بازیکنی که برخلاف فراز و نشیبهای فصل گذشته، مقابا السد رسوخناپذیر بود و همچون یک صخره، تمام موجهای حملات تیم قطری را در هم شکست. اما زیبایی این استقلال تنها به باتجربهها محدود نمیشود. گلزنی سحرخیزان و قلیزاده، پیام روشنی برای آینده داشت: استقلال جوان، تشنه اثبات است. وقتی این نیروی جوانی با سختکوشی، تعصب و دوندگی بیامان کاپیتانهایی به نام حردانی و چشمی در میانه میدان گره میخورد، تیمی خلق میشود که توانایی به زانو درآوردن هر غولی را دارد.
با تمام این تفاسیر، قهرمان اصلی این حماسه در داخل مستطیل سبز نمیدوید؛ او با آرامشی عمیق و نگاهی نافذ روی نیمکت ایستاده بود. استقلالیها این روزها بیش از هر گل و هر کلینشیتی، باید از داشتن سهراب روی نیمکت تیمشان خوشحال باشند. در روزگاری که فوتبال ایران پر از مربیانی است که ناکامیهایشان را پشت بهانهها، داوریها و کمبود امکانات پنهان میکنند، سهراب بختیاریزاده راهی متفاوت برگزید. او تیمی را تحویل گرفت که پنجرههای نقل و انتقالاتیاش بسته بود و دستانی خالی داشت. اما این مربی نشان داد که با همین دستهای بسته هم میتوان تیمی جوان، جسور و تماشایی ساخت. سهراب هرگز برای نداشتههایش غر نزد و انرژی تیم را صرف حواشی نکرد. مهمترین دستاورد سهراب در این مدت، تنها پیروزی مقابل السد نیست؛ بزرگترین پیروزی او، حفظ اصول اخلاقی است. او نشان داد که حاضر نیست برای نتیجه گرفتن به هر قیمتی، از خطوط قرمز شرافت و اخلاق عبور کند. او به جای بازیهای رسانهای، روی تاکتیک و ذهنیت بازیکنانش کار کرد و نتیجه این انضباط و اصالت، در ۹۰ دقیقه تحقیر قهرمان قطر، به وضوح دیده شد.
استقلال این هفته فقط سه امتیاز نگرفت؛ این تیم دوباره بوی اصالت داد. بوی روزهایی که نام این باشگاه، لرزه بر اندام حریفان آسیایی میانداخت. استقلال سهراب ثابت کرد که اگر به جای بهانه آوردن بجنگی، و اگر اصول را فدای نتیجه نکنی، حتی بسته بودن پنجرهها هم نمیتواند مانع پروازت شود، درست شبیه به کاری که زمانی برانکو ایوانکوویچ با پرسپولیس انجام داد و با پنجرههای بسته و بدون ستارههایی که رفیق نیمه راه شده بودند، توانست قرمزها را به فینال آسیا برساند. فراموش نکنیم سهراب زمانی دستیار همان برانکو بوده و حالا مشخص میشود چیزهای زیادی از مربی سابقش در تیم ملی یاد گرفته است.
دیدگاه تان را بنویسید