بیروت در دوراهی حاکمیت و مقاومت

رامین پرتو

پس از پنج دور مذاکره فشرده با میانجیگری ایالات متحده، در نهایت لبنان و اسرائیل به توافقی دست یافتند که بسیاری از ناظران آن را مهم‌ترین تحول روابط دو طرف از زمان پایان جنگ ۲۰۰۶ تاکنون ارزیابی می‌کنند. توافقی که اگرچه هنوز یک «چارچوب» محسوب می‌شود و تا رسیدن به توافق جامع فاصله زیادی دارد، اما می‌تواند نقطه آغاز تغییرات ژئوپلیتیکی مهمی در مرزهای شمالی اسرائیل و جنوب لبنان باشد.

بر اساس متن منتشرشده، اسرائیل متعهد شده است همزمان با استقرار ارتش لبنان در مناطق مشخص‌شده، به صورت مرحله‌ای از بخش‌هایی از جنوب لبنان عقب‌نشینی کند. در مقابل، دولت لبنان نیز متعهد می‌شود حاکمیت کامل خود را بر سراسر خاک این کشور اعمال کرده، مانع فعالیت گروه‌های مسلح خارج از کنترل دولت شود و امنیت مرزها را تضمین کند. همچنین آمریکا نقش ناظر، ضامن و هماهنگ‌کننده اجرای توافق را برعهده خواهد داشت و وعده داده است در بازسازی اقتصادی لبنان نیز مشارکت کند.

مهم‌ترین بندهای توافق

اهمیت این توافق تنها به عقب‌نشینی محدود نیروهای اسرائیلی خلاصه نمی‌شود، بلکه برای نخستین بار پس از سال‌ها، دو طرف از پایان دادن به وضعیت جنگی، حرکت به سمت روابط مسالمت‌آمیز و تشکیل گروه‌های کاری برای تدوین توافق جامع صلح سخن گفته‌اند.

در این چارچوب، ارتش لبنان به تدریج مسئولیت کامل امنیت مناطق جنوبی را برعهده می‌گیرد و پس از تأیید خلع سلاح گروه‌های مسلح غیردولتی، نیروهای اسرائیلی نیز مرحله به مرحله عقب‌نشینی خواهند کرد. آمریکا نیز مسئول نظارت بر اجرای تعهدات دو طرف خواهد بود.

یکی دیگر از بندهای مهم توافق، انحصار کامل استفاده از زور در اختیار دولت لبنان است؛ موضوعی که به معنای حذف هرگونه نقش نظامی برای حزب‌الله در ساختار امنیتی این کشور خواهد بود. همچنین کمک‌های مالی آمریکا برای بازسازی لبنان نیز مشروط به اجرای کامل تعهدات امنیتی و خلع سلاح گروه‌های مسلح شده است.

در کنار مسائل امنیتی، تشکیل سازوکار مشترک امنیتی میان آمریکا، لبنان و اسرائیل، آغاز پروژه‌های بازسازی جنوب لبنان، جلوگیری از انتقال منابع مالی به گروه‌های مسلح و آغاز مذاکرات برای توافق جامع صلح از دیگر محورهای اصلی این چارچوب محسوب می‌شود.

چرا توافق تا این اندازه اهمیت دارد؟

این توافق صرفاً یک توافق امنیتی نیست، بلکه می‌تواند آغازگر تغییری بنیادین در ساختار امنیتی لبنان باشد. آمریکا تلاش کرده است مسئله جنوب لبنان را از یک بحران نظامی به یک پرونده سیاسی و امنیتی تبدیل کند؛ پرونده‌ای که اجرای آن مستقیماً به افزایش اقتدار دولت مرکزی لبنان وابسته است.

از نگاه واشنگتن، پایان نفوذ نظامی حزب‌الله در جنوب لبنان، امنیت مرزهای شمالی اسرائیل را تأمین کرده و زمینه را برای بازسازی لبنان و کاهش تنش‌های منطقه‌ای فراهم می‌کند. اسرائیل نیز این توافق را فرصتی می‌داند تا بدون ورود به یک جنگ گسترده دیگر، تهدیدهای امنیتی در مرزهای شمالی خود را کاهش دهد.

در مقابل، دولت لبنان امیدوار است با اجرای این توافق بتواند حمایت مالی گسترده کشورهای غربی و عربی را برای بازسازی اقتصاد بحران‌زده خود جذب کند؛ اقتصادی که طی سال‌های اخیر تحت فشار بحران مالی، انفجار بندر بیروت و جنگ‌های مرزی آسیب فراوان دیده است.

مخالفت در لبنان

با وجود حمایت دولت لبنان، این توافق با موجی از مخالفت‌های سیاسی و مردمی روبه‌رو شده است. تجمع معترضان در بیروت و ضاحیه جنوبی تنها بخشی از واکنش‌های داخلی بود.

حزب‌الله، جنبش امل و بسیاری از شخصیت‌های مذهبی و سیاسی شیعه معتقدند این توافق بیش از آنکه به سود لبنان باشد، خواسته‌های امنیتی اسرائیل را تأمین می‌کند. از نگاه آنها، مشروط کردن خروج ارتش اسرائیل به خلع سلاح مقاومت، مشروعیت بخشیدن به اشغالگری است و دست لبنان را در برابر اسرائیل تضعیف می‌کند.

شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، این توافق را عبور از خطوط قرمز توصیف کرده و هشدار داده است که مشروعیت دادن به ادامه حضور اسرائیل در بخش‌هایی از خاک لبنان، تهدیدی برای حاکمیت ملی این کشور خواهد بود.

نبیه بری نیز با توصیف این توافق به عنوان «فتنه» نسبت به پیامدهای داخلی آن هشدار داده است. حسن فضل‌الله و دیگر نمایندگان حزب‌الله نیز تأکید کرده‌اند مقاومت اجازه اجرای تعهداتی را که به خلع سلاح این جنبش منجر شود، نخواهد داد.

منتقدان همچنین معتقدند واگذاری نظارت امنیتی به سازوکار مشترک با حضور آمریکا و اسرائیل، استقلال تصمیم‌گیری لبنان را محدود می‌کند و می‌تواند زمینه‌ساز افزایش اختلافات داخلی شود.

بر اساس متن منتشرشده، اسرائیل متعهد شده است همزمان با استقرار ارتش لبنان در مناطق مشخص‌شده، به صورت مرحله‌ای از بخش‌هایی از جنوب لبنان عقب‌نشینی کند و در مقابل، دولت لبنان نیز متعهد می‌شود حاکمیت کامل خود را بر سراسر خاک این کشور اعمال کرده، مانع فعالیت گروه‌های مسلح خارج از کنترل دولت شود و امنیت مرزها را تضمین کند

نگاه اسرائیل و آینده توافق

در اسرائیل، این توافق عمدتاً یک دستاورد امنیتی تلقی می‌شود. رسانه‌های اسرائیلی از جمله هاآرتص و شبکه ۱۲ عبری تأکید کرده‌اند که خروج نیروهای اسرائیلی کاملاً مرحله‌ای و مشروط خواهد بود و تنها در صورتی ادامه می‌یابد که ارتش لبنان بتواند کنترل کامل مناطق جنوبی را در اختیار بگیرد و فعالیت حزب‌الله متوقف شود.

با این حال، حتی در داخل اسرائیل نیز اختلاف نظر وجود دارد. به عنوان مثال یائیر لاپید این توافق را در کنار مذاکرات احتمالی با ایران دارای تناقض راهبردی دانسته و معتقد است تا زمانی که منابع مالی حزب‌الله از طریق ایران قطع نشود، اجرای کامل توافق دشوار خواهد بود.

آیا حزب‌الله خلع سلاح خواهد شد؟

شاید مهم‌ترین پرسش درباره این توافق، سرنوشت حزب‌الله باشد. اگرچه متن توافق خلع سلاح همه گروه‌های مسلح غیردولتی را شرط اجرای کامل آن معرفی می‌کند، اما تحقق این هدف با موانع بسیار جدی روبه‌رو است.

حزب‌الله تنها یک سازمان نظامی نیست؛ این جنبش بخشی از ساختار سیاسی، اجتماعی و پارلمانی لبنان است و از پایگاه مردمی قابل توجهی برخوردار است. علاوه بر آن، تجربه دو دهه گذشته نشان داده است که هیچ دولتی در لبنان بدون اجماع داخلی و توافق منطقه‌ای قادر به خلع سلاح حزب‌الله نبوده است.

از سوی دیگر، مقاومت صراحتاً اعلام کرده است که سلاح خود را حفظ خواهد کرد و هرگونه تلاش برای اجرای این بند را با مقاومت میدانی و سیاسی پاسخ خواهد داد. بنابراین اجرای این بخش از توافق، مهم‌ترین چالش پیش روی دولت لبنان خواهد بود.

آینده صلح: خوش‌بینی محتاطانه؟

کشورهای عربی مانند امارات از این توافق استقبال کرده و آنرا گامی در جهت تثبیت حاکمیت دولت لبنان دانسته‌اند. آمریکا نیز آن را آغاز روندی دشوار اما ضروری برای دستیابی به صلح معرفی کرده است. ایتالیا نیز آمادگی خود را برای مشارکت در مأموریت‌های بین‌المللی آینده اعلام کرده است.

با وجود این حمایت‌ها، موفقیت توافق به مجموعه‌ای از عوامل بستگی دارد؛ از جمله میزان همکاری دولت لبنان، رفتار حزب‌الله، پایبندی اسرائیل به عقب‌نشینی مرحله‌ای، تداوم حمایت آمریکا و همچنین تحولات منطقه‌ای به‌ویژه روابط ایران و آمریکا.

از نگاه واشنگتن، پایان نفوذ نظامی حزب‌الله در جنوب لبنان، امنیت مرزهای شمالی اسرائیل را تأمین کرده و زمینه را برای بازسازی لبنان و کاهش تنش‌های منطقه‌ای فراهم می‌کند و اسرائیل نیز این توافق را فرصتی می‌داند تا بدون ورود به یک جنگ گسترده دیگر، تهدیدهای امنیتی در مرزهای شمالی خود را کاهش دهد

در مجموع، توافق چارچوبی لبنان و اسرائیل بدون تردید یکی از مهم‌ترین تحولات امنیتی و سیاسی سال‌های اخیر خاورمیانه به شمار می‌رود؛ توافقی که می‌تواند آغازگر کاهش تنش و بازگشت تدریجی ثبات به جنوب لبنان باشد، اما همزمان به دلیل گره خوردن اجرای آن به مسئله حساس خلع سلاح حزب‌الله، با موانع پیچیده داخلی و منطقه‌ای روبه‌رو است. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این توافق بیش از آنکه پایان منازعه باشد، آغاز مرحله‌ای تازه از رقابت‌های سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی در لبنان و سراسر منطقه خواهد بود.