سفر ترامپ به چین، جستوجوی یک پیروزی سیاسی میان جنگ و تجارت معنا شد؛
دیپلماسی در لبۀ بحران جهانی
رامین پرتو
سفر «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا به پکن و دیدار او با «شی جینپینگ» رئیسجمهور چین، در یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع روابط دو قدرت بزرگ جهان انجام میشود؛ سفری که اگرچه در ظاهر با محوریت تجارت، تعرفهها و همکاریهای اقتصادی تعریف شده، اما در واقع ابعاد ژئوپلیتیکی، امنیتی و راهبردی بسیار گستردهتری دارد.
این سفر در شرایطی صورت میگیرد که جهان همزمان با چند بحران بزرگ مواجه است که میتوان به جنگ و تنش در خاورمیانه، افزایش بهای انرژی، رقابت فناوری میان آمریکا و چین، بحران زنجیره تأمین جهانی و نگرانی فزاینده درباره آینده نظم بینالملل اشاره کرد. در چنین فضایی، دیدار ترامپ و شی جینپینگ تنها یک نشست دیپلماتیک معمولی نیست، بلکه تلاشی برای مدیریت رقابت فزاینده میان دو قدرتی است که آینده اقتصاد و سیاست جهانی تا حد زیادی به نوع تعامل آنها وابسته است.
ترامپ در حالی وارد پکن شده که با فشارهای داخلی قابل توجهی روبهرو است. کاهش محبوبیت داخلی، افزایش تورم ناشی از بحران انرژی، هزینههای جنگ و انتقادهای گسترده نسبت به سیاست خارجی واشنگتن، باعث شده رئیسجمهور آمریکا بیش از هر زمان دیگری به یک دستاورد سیاسی و اقتصادی در عرصه بینالمللی نیاز داشته باشد. به همین دلیل، او تلاش میکند سفر به چین را به عنوان نشانهای از قدرت دیپلماتیک و توانایی مدیریت بحرانهای جهانی معرفی کند.
چینیها معتقدند که گذر زمان بیش از آنکه به سود آمریکا باشد، به نفع چین است، چراکه اقتصاد چین با وجود مشکلات داخلی همچنان ظرفیتهای گستردهای در تولید، صادرات و فناوری دارد و بسیاری از کشورها به زنجیره تأمین و بازار این کشور وابسته هستند
همراهی مدیران بزرگ اقتصادی و فناوری آمریکا از جمله مدیران اپل، تسلا، انویدیا، بوئینگ، گلدمن ساکس و مسترکارت با هیأت آمریکایی نیز نشان میدهد که اقتصاد و تجارت همچنان در مرکز مذاکرات قرار دارند. بر این اساس واشنگتن به دنبال آن است که از یک سو صادرات کالاهای آمریکایی به چین را افزایش دهد و از سوی دیگر، از شدت تنشهای تجاری و محدودیتهای چین در حوزه عناصر کمیاب بکاهد؛ عناصری که نقش کلیدی در صنایع دفاعی، نیمهرساناها و فناوریهای پیشرفته دارند.
اما واقعیت این است که روابط چین و آمریکا دیگر صرفاً یک رقابت اقتصادی نیست. اکنون هر دو کشور در حال ورود به مرحلهای از رقابت راهبردی هستند که حوزههایی چون فناوری، امنیت، انرژی، هوش مصنوعی، تایوان و حتی مسیرهای انتقال انرژی در خاورمیانه را نیز در بر میگیرد.
اهداف ترامپ: از تجارت
تا مهار چین و مدیریت بحران ایران
باید توجه داشت که ترامپ در سفر به چین چند هدف همزمان را دنبال میکند. نخستین هدف او، دستیابی به یک موفقیت اقتصادی است که بتواند آن را در داخل آمریکا به عنوان نشانهای از موفقیت سیاست خارجی خود معرفی کند. او به دنبال افزایش خرید محصولات آمریکایی توسط چین، بهویژه در حوزه هواپیما، کشاورزی و انرژی است تا بخشی از فشارهای اقتصادی داخلی را کاهش دهد.
دومین هدف ترامپ، جلوگیری از تشدید دوباره جنگ تجاری میان دو کشور است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که اعمال تعرفههای سنگین از سوی واشنگتن و پاسخ متقابل پکن، نهتنها اقتصاد چین بلکه بازارهای جهانی و حتی اقتصاد آمریکا را نیز تحت فشار قرار داده است و به همین دلیل، تمدید آتشبس تجاری و کاهش تنشها در دستور کار مذاکرات قرار گرفته است.
با این حال، مهمترین بُعد سفر ترامپ را باید در مسائل ژئوپلیتیکی جستوجو کرد. واشنگتن به خوبی میداند که بدون نقشآفرینی چین، مدیریت بحرانهای خاورمیانه بهویژه پرونده ایران دشوار خواهد بود. چین طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین شرکای اقتصادی تهران تبدیل شده و در حوزه انرژی، تجارت و همکاریهای راهبردی، روابط نزدیکی با ایران برقرار کرده است. ترامپ اگرچه به صورت علنی تلاش کرده نشان دهد آمریکا نیازی به کمک چین در پرونده ایران ندارد، اما شواهد موجود نشان میدهد واشنگتن به دنبال آن است که پکن را برای اعمال فشار بیشتر بر تهران یا حداقل کنترل تنشهای منطقهای با خود همراه کند. آمریکا نگران آن است که ادامه بحران در خاورمیانه، قیمت انرژی را افزایش داده و اقتصاد جهانی را وارد مرحله تازهای از رکود و بیثباتی کند.
در کنار این مسائل، موضوع تایوان نیز یکی از محورهای حساس سفر ترامپ به چین است. واشنگتن همچنان بر حمایت نظامی از تایوان تأکید دارد و فروش تسلیحات آمریکایی به تایپه، به یکی از مهمترین نقاط تنش میان دو کشور تبدیل شده است. چین بارها هشدار داده که مسئله تایوان یک موضوع داخلی است و هیچگونه دخالت خارجی را تحمل نخواهد کرد. از نگاه پکن، ادامه همکاریهای نظامی آمریکا با تایوان عبور از خطوط قرمز امنیتی چین محسوب میشود.
تجربه سالهای گذشته نشان داده که اعمال تعرفههای سنگین از سوی واشنگتن و پاسخ متقابل پکن، نهتنها اقتصاد چین بلکه بازارهای جهانی و حتی اقتصاد آمریکا را نیز تحت فشار قرار داده است و به همین دلیل، تمدید آتشبس تجاری و کاهش تنشها در دستور کار مذاکرات قرار گرفته است
نگاه چین: مدیریت رقابت
بدون ورود به تقابل مستقیم
چین به سفر ترامپ با نگاهی دوگانه مینگرد. از یک سو، پکن این سفر را فرصتی برای تثبیت جایگاه بینالمللی خود و نمایش نقش چین به عنوان یک قدرت مسئول در مدیریت بحرانهای جهانی میداند. استقبال رسمی از رئیسجمهور آمریکا و تأکید مقامات چینی بر «گفتوگو، احترام متقابل و همکاری» نشان میدهد پکن تمایل دارد خود را بازیگری عقلگرا و ثباتآفرین معرفی کند.
از سوی دیگر، رهبران چین به خوبی آگاهند که رقابت با آمریکا وارد مرحلهای بلندمدت و ساختاری شده است. به همین دلیل، پکن تلاش میکند ضمن حفظ کانالهای گفتوگو، از دادن امتیازهای راهبردی به واشنگتن خودداری کند.
چینیها معتقدند که گذر زمان بیش از آنکه به سود آمریکا باشد، به نفع چین است. اقتصاد چین با وجود مشکلات داخلی همچنان ظرفیتهای گستردهای در تولید، صادرات و فناوری دارد و بسیاری از کشورها به زنجیره تأمین و بازار این کشور وابسته هستند. در مقابل، آمریکا با بحرانهای سیاسی داخلی، بدهی سنگین، شکافهای اجتماعی و هزینههای فزاینده نظامی روبهرو است.
به همین دلیل، پکن تلاش میکند مذاکرات با ترامپ را در چارچوب «مدیریت اختلافات» پیش ببرد، نه حل کامل آنها. چین به دنبال آن است که از تشدید تنش جلوگیری کند، اما همزمان ابزارهای فشار راهبردی خود را نیز حفظ کند؛ از جمله کنترل صادرات عناصر کمیاب که برای صنایع فناوری و دفاعی آمریکا اهمیت حیاتی دارند.
موانع روابط چین و آمریکا
در سایه بحران خاورمیانه
با وجود تلاش دو طرف برای حفظ گفتوگو، موانع متعددی بر سر راه بهبود روابط چین و آمریکا وجود دارد. مهمترین مانع، اختلاف بنیادین دو کشور درباره نظم جهانی آینده است. آمریکا همچنان خود را رهبر نظام بینالملل میداند، در حالی که چین به دنبال شکلدهی به نظمی چندقطبی و کاهش سلطه واشنگتن بر اقتصاد و سیاست جهانی است.
بحران خاورمیانه این اختلافات را تشدید کرده است. آمریکا تلاش میکند با استفاده از ائتلافهای نظامی و فشارهای اقتصادی، نفوذ خود را در منطقه حفظ کند، اما چین بر همکاری اقتصادی و روابط متوازن با بازیگران مختلف منطقه تأکید دارد. پکن روابط نزدیکی با ایران دارد و همزمان همکاریهای اقتصادی گستردهای با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دنبال میکند.
اختلاف بر سر تایوان، رقابت فناوری، محدودیتهای صادراتی، جنگ تعرفهها و تلاش آمریکا برای محدود کردن دسترسی چین به فناوریهای پیشرفته نیز بر پیچیدگی روابط دو کشور افزوده است. در واقع، اگرچه دو طرف خواهان جلوگیری از تقابل مستقیم هستند، اما رقابت راهبردی میان آنها به سطحی رسیده که حل کامل اختلافات در کوتاهمدت بسیار بعید به نظر میرسد.
دیدگاه تان را بنویسید