دومین تقابل نظامی پاکستان و افغانستان طی یکسال، تهدیدی بر ثبات منطقهای است؛
مرزهای پرتنش در ورای میانجیگریهای ناکام
رامین پرتو
تنش میان افغانستان و پاکستان برای دومین بار طی یک سال گذشته به نقطه اوج رسیده و بار دیگر دو همسایه پرچالش در امتداد مرزهای مشترک خود صفآرایی کردهاند؛ رخدادی که نه تنها از شکنندگی امنیت در نوار مرزی حکایت دارد، بلکه چشمانداز ثبات منطقهای را نیز با ابهام جدی روبهرو کرده است. تازهترین دور رویارویی، با حملات هوایی ارتش پاکستان به مناطقی در شرق افغانستان آغاز شد؛ حملاتی که به گفته مقامهای کابل، مناطق غیرنظامی را هدف قرار داده و به کشته و زخمی شدن دهها تن، از جمله زنان و کودکان انجامیده است. در مقابل، اسلامآباد تأکید دارد که اهداف مورد حمله، اردوگاهها و مخفیگاههای گروههای «تروریستی» از جمله تحریک طالبان پاکستان و شاخه خراسان داعش بودهاند اما مساله این است که کابل این مواضع اسلامآباد را قبول ندارد و به نوعی آنرا یک دروغ استراتژیک میداند.
افغانستان هیچگاه خط مرزی دیورند را به رسمیت نشناخته و اختلافات مرزی، گاه به درگیریهای مسلحانه مرزی منجر شده و بسته ماندن گذرگاههای مرزی برای بیش از چهار ماه گذشته نیز نشاندهنده عمق بحران در روابط دو کشور است
بمباران برمل و روایتهای متناقض
در این خصوص رسانههای افغانستان شامگاه شنبه گزارش دادند که جنگندههای پاکستانی بخشهایی از ولسوالی برمل در ولایت پکتیکا را بمباران کردهاند. بهدنبال آن، گزارشهایی از هدف قرار گرفتن یک مدرسه دینی و همچنین مناطقی در ولایت ننگرهار منتشر شد و منابع محلی از تخریب گسترده و آسیب دیدن اماکن غیرنظامی خبر دادند؛ موضوعی که واکنش تند مقامهای حکومت سرپرست افغانستان را در پی داشت.
در نخستین واکنش رسمی، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، اعلام کرد که این حملات نقض آشکار حاکمیت افغانستان است و مناطق غیرنظامی هدف قرار گرفتهاند. وزارت دفاع حکومت سرپرست افغانستان نیز با صدور بیانیهای، اقدام ارتش پاکستان را «تجاوزکارانه» خواند و هشدار داد که پاسخ مناسب و حسابشدهای در زمان مقتضی داده خواهد شد.
در سوی مقابل، مقامهای پاکستانی روایت متفاوتی ارائه کردند. عطاءالله تارَر، وزیر اطلاعرسانی پاکستان، اعلام کرد که نیروهای این کشور هفت اردوگاه متعلق به تحریک طالبان پاکستان و شاخه خراسان داعش را در نوار مرزی هدف قرار دادهاند. به گفته او، این عملیات در پاسخ به حملات انتحاری اخیر در اسلامآباد، بنو و باجور انجام شده که به کشته شدن نیروهای امنیتی پاکستان انجامیده بود. بر اساس گزارش شبکه الجزیره، پلیس ننگرهار شمار قربانیان غیرنظامی را دستکم ۲۵ نفر اعلام کرده است. این آمار اگرچه از سوی منابع مستقل تأیید نشده، اما در صورت صحت، میتواند سطح تنش دیپلماتیک میان دو کشور را به شکل بیسابقهای افزایش دهد.
ریشههای تقابل؛ امنیت، بیاعتمادی
و بازیگران غیردولتی
برای تحلیل چرایی تکرار این رویارویی باید به بستر گستردهتر روابط دو کشور توجه کرد. پس از بازگشت طالبان به قدرت در کابل، پاکستان در ابتدا امیدوار بود که با حکومتی همسو در افغانستان، تهدیدات امنیتی در مرزهای غربی این کشور کاهش یابد، اما در عمل، فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان (TTP) در مناطق قبایلی و ایالت خیبرپختونخوا افزایش یافت و اسلامآباد بارها مدعی شد که این گروه از خاک افغانستان برای سازماندهی حملات خود بهره میبرد.
نکته اینجاست که تحریک طالبان پاکستان، اگرچه از نظر ساختاری مستقل از طالبان افغانستان است، اما از پیوندهای تاریخی، ایدئولوژیک و قومی با آن برخوردار است و پاکستان معتقد است که کابل در مهار این گروه ناکام بوده یا اراده کافی برای مقابله با آن ندارد. در مقابل، طالبان افغانستان تأکید دارند که امنیت پاکستان مسئولیت خود آن کشور است و افغانستان اجازه استفاده از خاکش علیه همسایگان را نمیدهد.
افزون بر تحریک طالبان پاکستان، شاخه خراسان داعش نیز بهعنوان بازیگری بیثباتکننده در معادلات امنیتی منطقه مطرح است. اسلامآباد ادعا میکند برخی از طراحان حملات انتحاری اخیر در پاکستان، در خاک افغانستان مستقر بودهاند. با این حال، کابل این ادعاها را «بیاساس» خوانده و آن را بهانهای برای نقض حریم هوایی افغانستان میداند. در این میان، موضوع خط مرزی دیورند نیز همچنان یکی از عوامل ساختاری تنش است. افغانستان هیچگاه این خط مرزی را به رسمیت نشناخته و اختلافات مرزی، گاه به درگیریهای مسلحانه مرزی منجر شده است. بسته ماندن گذرگاههای مرزی برای بیش از چهار ماه گذشته نیز نشاندهنده عمق بحران در روابط دو کشور است. این در حالیست که مذاکراتی که با میانجیگری قطر، ترکیه و عربستان برگزار شد، نتوانست به توافق پایدار منجر شود. در آخرین دور گفتوگوها در ترکیه، کابل به صورت مستقیم اسلامآباد را به «رویکرد غیرمسئولانه» متهم کرد و اعلام داشت که پاکستان تلاش کرده تمام بار امنیت خود را بر دوش افغانستان بگذارد.
نگاه کابل و پیامدهای منطقهای
یک بحران فزاینده
از منظر حکومت سرپرست افغانستان، حملات اخیر پاکستان تلاشی برای فرافکنی بحرانهای داخلی این کشور است. مقامهای کابل بر این باورند که اسلامآباد با تشدید فشار نظامی، میکوشد ناکامیهای امنیتی خود در مقابله با موج تازه تروریسم را به گردن افغانستان بیندازد. در بیانیههای رسمی وزارت دفاع و وزارت خارجه افغانستان، بر «نقض آشکار حاکمیت» و «هدف قرار گرفتن غیرنظامیان» تأکید شده و پاکستان مسئول پیامدهای این اقدام دانسته شده است.
بحران اخیر نشان میدهد که روابط کابل و اسلامآباد همچنان در چارچوب بیاعتمادی عمیق و رقابت امنیتی تعریف میشود و ادعاهای پاکستان درباره هدف قرار دادن پایگاههای تروریستی، در غیاب شواهد مستقل، با تردید مواجه است
طالبان افغانستان تهدید کردهاند که پاسخ خواهند داد؛ تهدیدی که در صورت عملی شدن، میتواند به درگیریهای مرزی گستردهتر بیانجامد. تجربه درگیریهای مهرماه گذشته نشان داد که تبادل آتش در مرز میتواند به سرعت گسترش یابد و حتی به بسته شدن گذرگاههای تجاری و انسانی منجر شود.
ادامه این تنشها پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه خواهد داشت. ایران که با هر دو کشور مرز مشترک دارد، نگران بیثباتی در شرق افغانستان و تأثیر آن بر امنیت مرزهای شرقی خود است. چین نیز با توجه به سرمایهگذاریهای کلان در چارچوب کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان و نگرانی از نفوذ افراطگرایی به منطقه سینکیانگ، تحولات را با حساسیت دنبال میکند. هند، که روابط پرتنشی با پاکستان دارد، ممکن است از تشدید اختلافات اسلامآباد با کابل بهرهبرداری ژئوپلیتیکی کند؛ هرچند دهلینو اتهامهای پاکستان مبنی بر تبانی با طالبان را رد کرده است. روسیه نیز با توجه به نگرانیهای امنیتی در آسیای مرکزی، از گسترش ناامنی در افغانستان بیم دارد.
بر این اساس اگر تقابل کنونی به چرخهای از حمله و پاسخ تبدیل شود، چند سناریو قابل تصور است؛ نخست، تشدید درگیریهای محدود مرزی بدون ورود به جنگی تمامعیار؛ دوم، فعالتر شدن بازیگران غیردولتی مانند تحریک طالبان پاکستان و داعش خراسان که از خلأ امنیتی بهره خواهند برد؛ و سوم، افزایش فشارهای بینالمللی برای بازگشت دو طرف به میز مذاکره.
در مجموع، بحران اخیر نشان میدهد که روابط کابل و اسلامآباد همچنان در چارچوب بیاعتمادی عمیق و رقابت امنیتی تعریف میشود. ادعاهای پاکستان درباره هدف قرار دادن پایگاههای تروریستی، در غیاب شواهد مستقل، با تردید مواجه است؛ بهویژه آنکه گزارشهای محلی از تلفات غیرنظامیان حکایت دارد. در مقابل، طالبان افغانستان نیز با چالش مهار گروههای فراملی در قلمرو خود روبهرو هستند و انکار کامل حضور یا فعالیت آنان، پرسشهایی را برمیانگیزد.
آنچه مسلم است، ادامه این روند میتواند مرزهای پرتنش دو کشور را به کانون بحرانی تازه در جنوب آسیا بدل کند که نه تنها امنیت داخلی افغانستان و پاکستان، بلکه ثبات منطقهای را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. بازگشت به دیپلماسی و سازوکارهای نظارتی مشترک برای مدیریت مرز، شاید تنها راه جلوگیری از لغزش به سوی درگیری گستردهتر باشد؛ در غیر این صورت، هر حمله تازه میتواند جرقهای برای آتشی بزرگتر در منطقهای باشد که سالهاست از سایه جنگ و بیثباتی رهایی نیافته است.
دیدگاه تان را بنویسید