وقتی سحرخیزان، ستاره استقلال هم در مستطیل سبز میدرخشد هم بیرون از آن
مرد بازیهای بزرگ با قلبی بزرگ
آریا طاری
تبریز، استادیوم یادگار امام؛ هفته هشتم لیگ برتر فوتبال ایران. جایی که سکوها مثل همیشه لبریز از هیجان، طوفان صدا و فریادهای کرکننده است و هر تماسی با توپ، وزنهای به سنگینی سرنوشت یک مسابقه دارد. در چنین کارزاری است که عیار بازیکنان بزرگ مشخص میشود؛ جایی که خیلیها زیر بار فشار سنگین سکوها و نام بزرگ حریف دچار لرزش پا میشوند، اما برخی دیگر متولد میشوند تا دقیقا همین لحظات تیره و تار را با درخشش خود روشن کنند.
استقلال سهراب بختیاریزاده در یکی از نفسگیرترین و سختترین تقابلهای فصل به آذربایجان سفر کرده بود تا برابر تراکتوری صفآرایی کند که در خانه هیچ باج و امتیازی نمیدهد. در این تلاطم تاکتیکی و جنگ تنبهتن، یک نام بار دیگر روی اسکوربورد ورزشگاه و در اذهان هواداران حک شد؛ سعید سحرخیزان. مهاجم ۲۳سالهای که حالا دیگر به تنهایی تعریف جدیدی از واژه مهاجم هدف مدرن در فوتبال ایران ارائه داده است؛ بازیکنی که نشان داده هرچه بازی بزرگتر، سنگینتر و حساستر باشد، او با انگیزهای دوچندان و خونسردی عجیبی در متن حوادث بزرگ ظاهر میشود.
از اصفهان و آسیا تا تبریز؛ کدهای یک مهاجم بازیبزرگ
گلدقیقه۲۸ سحرخیزان به تراکتور، یک گل اتفاقی یا محصول یک اشتباه فردی ساده نبود؛ این گل کلاس آموزشی سرعت، هوش حرکتی و ضربه نهایی بود. مهاجم جوان آبیپوشان پایتخت به بهترین و تمیزترین شکل ممکن از سرعت بالا و چابکی خیرهکنندهاش بهره برد. او با استارتی انفجاری از کمند مدافع باتجربهای مثل محمد دانشگر عبور کرد، ارسال دقیق و زمینی حسین گودرزی را بدون معطلی و در کسری از ثانیه قطع کرد و توپ را از زیر دستان علیرضا بیرانوند ملیپوش گذراند؛ دروازهبانی که باز کردن دروازهاش در تبریز کار هر مهاجمی نیست. و پس از آن؟ شادی گل معروف و تماشاییاش در کنار پرچم کرنر؛ اجرای رقص لزگی که خندهها و شور را به سکوهای هواداران استقلال تزریق کرد. اما این نخستینبار نبود که سحرخیزان در یک بازی بزرگ مچ حریفان قدرتمند را میخواباند.
بیایید مرور کنیم؛ او پیش از این گل حساس در تبریز، در سایر تقابلهای سرنوشتساز فصل نیز ردپای خود را به وضوح بر جای گذاشته بود. در هفته سوم و در نبرد سنتی و نفسگیر برابر سپاهان در اصفهان، زمانی که تیم تحت فشار شدید بود، با پاسی دقیق و هندسی، پایهگذار گل دوم استقلال به وسیله اسماعیل قلیزاده شد تا معمای خط دفاعی اصفهانیها حل شود. کمی قبلتر از آن، در هفته اول دور گروهی لیگ نخبگان آسیا، در رویارویی با السد قطر، درخشش او ابعاد قارهای به خود گرفت. سعید با ضربهای سهمگین و تکنیکی، مشعل برشم، دروازهبان نامآشنای حریف را مغلوب کرد تا استقلال در ابتدای نیمه دوم به گل دوم برسد، فاصله را دو برابر کند و رقیب سنتی آسیایی را در خانه سردرگم سازد. مهاجمی که در آسیا، در اصفهان و حالا در تبریز در مسابقات حیاتی تاثیر مستقیم میگذارد، دیگر یک پدیده معمولی نیست؛ او ستارهای است که برای روزهای سخت و سنگین ساخته شده است.
آنچه روایت سعید سحرخیزان را از یک گزارشِ صرفا ورزشی و آماری جدا میکند و به یک داستان انسانی الهامبخش بدل میسازد، اتفاقات پشت صحنه و خارج از خطوط سفید مستطیل سبز است. در سالی که سحرخیزان در زمین مسابقه چهرهای ویژه بوده، ردپای شرافت انسانی و مسئولیت اجتماعی او در بیرون از مستطیل سبز هم به شکلی پررنگ و فراموشنشدنی دیده شده است
شکسته شدن طلسم و خیزش آمارها
گلزنی به تراکتور، ابعاد روحی مهم دیگری نیز برای سحرخیزان داشت. او پس از دو گلی که در هفته نخست لیگ مقابل مس شهربابک تازه صعودکرده به ثمر رسانده بود، در امر گلزنی در رقابتهای لیگ برتر دچار یک دور خشکسالی نسبی و فاصله گرفتن از دروازه حریفان شده بود. این طلسم گلنزنی که حدود دو ماه به طول انجامیده بود، فشارهای روانی مرسوم را روی دوش یک مهاجم جوان قرار میدهد. اما بازیکنی با ساختار ذهنی سحرخیزان به جای ناامیدی، در زمین دوید، پرس کرد، فضا ساخت و سرانجام قفل دروازهها را به شکلی دراماتیک شکست. حالا تعداد گلهای مهاجم مرکزی تیم سهراب بختیاریزاده در لیگ برتر به عدد سه رسیده است. او فاصلهای یکگله با علی علیپور و امیرحسین حسینزاده چهار گله دارد و برای نشستن بر کرسی صدرنشینی جدول گلزنان، رقبا و همسایههای پرشماری را پیش روی خود میبیند. با این حال، مقایسه عملکرد او با فصل گذشته نشان میدهد که روند صعودیاش چقدر شیب تندی دارد. سعید فصل گذشته با پیراهن استقلال ۳۲بازی رسمی انجام داد و پنج مرتبه دروازه رقبا را باز کرد، در حالی که روی چهار گل دیگر نیز تاثیر مستقیم داشت؛ مجموعاً ۹تاثیرگذاری. در فصل جاری اما آمارها از ظهور نسخهای به مراتب پختهتر و خطرناکتر خبر میدهند. بازیکن تیم امید ایران در بازیهای آسیایی ناگویا، تا این مقطع از فصل تنها در ۹مسابقه باشگاهی، چهار گل وارد دروازه رقبا کرده، یک پاسگل داده و مجموع اثرگذاریهای مستقیم خود را به عدد پنج رسانده است.
با تداوم این روند و انباشت تجربهای که به لطف اعتماد کادر فنی و حضور در میادین بزرگ به دست آمده، بدون شک رکوردهای فصل گذشته او به زودی شکسته خواهد شد و استقلال صاحب یک ماشین گلزنی مطمئن در خط حمله میشود.
نگاهی به تیم ملی؛ پیش به سوی جام ملتها و جامجهانی
درخشش مداوم در استقلال، ناخودآگاه نام سحرخیزان را در کانون توجهات کادر فنی تیم ملی قرار داده است. فاصله چندانی تا شروع جام ملتهای آسیا و دیدارهای سرنوشتساز باقی نمانده و همه بازیکنان با تمام قوا میجنگند تا نظر مساعد امیر قلعهنویی را جلب کنند. حضور در آخرین فیفادیهای پیش از مسابقات بزرگ، فوقالعاده حیاتی است. از سوی دیگر، افت مقطعی یا نمایشهای کمفروغ برخی مهاجمان باسابقه مانند دنیس درگاهی و شهاب زاهدی و همچنین فرم نهچندان پایدار سردار آزمون و مهدی طارمی در مقطعی از فصل، انگیزهای مضاعف به مهاجمان شاغل در لیگ برتر بخشیده است تا سودای پوشیدن پیراهن تیم ملی را در سر بپرورانند. امیر قلعهنویی همواره به واسطه عدم جوانگرایی کافی در ترکیب تیم ملی زیر ذرهبین انتقادات کارشناسان و افکار عمومی قرار داشته و حالا با درخشش مهرههای جوانی چون سعید سحرخیزان، در کنار نامهایی چون کسری طاهری و پوریا شهرآبادی، فشار منطقی برای تزریق خون تازه به رگهای تیم ملی افزایش یافته است. سحرخیزان علاوه بر شم گلزنی، ویژگی تاکتیکی بسیار مهمی دارد که قلعهنویی عاشق آن است؛ تبحر فوقالعاده در پرس کردن از بالا. او مهاجمی است که در خط حمله آرام نمینشیند و با دوندگی بیامان، مدافعان حریف را وادار به اشتباه میکند. این ویژگی میتواند او را به گزینهای ایدهآل برای اردوهای پیش رو تبدیل کند. البته مسیر تیم ملی برای سعید از دل مسابقات باشگاهی میگذرد؛ جایی که اولین آزمون پیش رو، تقابل حساس با الغرافه در لیگ نخبگان آسیاست.
این نخستینبار نبود که سحرخیزان در یک بازی بزرگ مچ حریفان قدرتمند را میخواباند. او پیش از این گل حساس در تبریز، در سایر تقابلهای سرنوشتساز فصل نیز ردپای خود را به وضوح بر جای گذاشته بود
اما روایت اصلی؛ ستارهای که بیرون از زمین هم گل میکارد
آنچه روایت سعید سحرخیزان را از یک گزارشِ صرفا ورزشی و آماری جدا میکند و به یک داستان انسانی الهامبخش بدل میسازد، اتفاقات پشت صحنه و خارج از خطوط سفید مستطیل سبز است. در سالی که سحرخیزان در زمین مسابقه چهرهای ویژه بوده، ردپای شرافت انسانی و مسئولیت اجتماعی او در بیرون از مستطیل سبز هم به شکلی پررنگ و فراموشنشدنی دیده شده است. فوتبال مدرن پر است از ستارههایی که تمام جهانشان در چارچوب مستطیل سبز، قراردادهای کلان، ماشینهای لوکس و تیتر روزنامهها خلاصه میشود. اما گاهی اوقات در میان این هیاهو، جوانانی ظهور میکنند که اصالت و ریشههای انسانی خود را فراموش نمیکنند. چند ماه پیش بود که خبر خاموش شدن بغض چند خانواده و بازگشت مردانی دربند به آغوش زندگی، نام سعید سحرخیزان را بر سر زبانها انداخت. او در سکوت خبری و به دور از دوربینهای رسانهها، با اقدامی خیرخواهانه و تخصیص منابع مالی، زمینه آزادی چند زندانی جرایم غیرعمد را فراهم کرد تا قفسی که زندگی چند انسان را به بند کشیده بود، شکسته شود. اقدامی که نشان داد این مهاجم ۲۳ساله، پیش از آنکه گلزن دروازههای حریفان باشد، تسکیندهنده درد همنوعان خود است. روایت نیکوکاریهای این ستاره جوان به اینجا ختم نشد.
در نخستین روز مهرماه امسال (آغاز فصل تحصیلی جدید)، همزمان با باز شدن مدارس و شور و اشتیاق کودکان برای حضور در کلاس درس، سحرخیزان بار دیگر نشان داد که قلبش برای جامعه و آینده فرزندان این سرزمین میتپد. او با تهیه بستههای کامل لوازمالتحریر برای تعدادی از دانشآموزان نیازمند و کمبرخوردار، لبخند را به لبان کودکانی نشاند که شاید دغدغههای مالی، سایه سنگینی روی مشقهای اول مهرشان انداخته بود. خرید این لوازمالتحریر، دفترها و مدادها، شاید در نگاه اول یک اقدام ساده به نظر برسد، اما برای آن کودکان، معنای امید، دیده شدن و پرواز در آسمان آرزوها را داشت. وقتی به کل این پازل نگاه میکنیم، تصویر کاملتری از سعید سحرخیزان شکل میگیرد.
او دیگر فقط پسر گلزن استقلال در تبریز یا ستاره نوظهور فوتبال ایران نیست؛ او نمادی از تعادل کمیاب میان حرفهایگری ورزشی و اخلاقیات انسانی است. در زمین مسابقه، با استارتهای انفجاری، گلهای دقیق به سپاهان و السد، فرار از دست دانشگر و بیرانوند و رقص لزگی کنار پرچم کرنر، دل هواداران را شاد میکند و نبض بازیهای بزرگ را در دست میگیرد؛ و بیرون از مستطیل سبز، با دستانی بخشنده که گره از کار زندانیان باز میکند و برای کودکان دانشآموز در اول مهر لوازمالتحریر میخرد، روح فوتبال را زنده نگه میدارد. سعید سحرخیزان ثابت کرده است که برای محبوب شدن نیازی به حواشی پر سر و صدا نیست؛ کافی است در زمین بجنگی تا دروازه حریفان لرزه به اندام بگیرد، و بیرون از زمین چنان زندگی کنی که دل آدمها گرم شود.
استقلال و فوتبال ایران به چنین قهرمانانی نیاز دارند؛ کسانی که هم در بازیهای بزرگ میدرخشند و هم در میدان بزرگ انسانیت، نمره قبولی میگیرند. پیش به سوی روزهای بزرگتر، سعید!
دیدگاه تان را بنویسید