نازنین دشتی

در تب و تاب روزهایی که دهکده جهانی فوتبال غرق در هیجان مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ است و چشم‌ها به ساق پای ستارگان دوخته شده، یک اتفاق غیرمنتظره اردوی تیم ملی ایران را در کانون توجهات قرار داد. درست در لحظاتی که عاشقان سینه چاک مستطیل سبز در حال تماشای نبرد تاکتیکی و نفس‌گیر اروگوئه و عربستان بودند، انتشار لیست ۱۱ نفره امیر قلعه‌نویی برای اولین رویارویی مرحله گروهی مقابل نیوزیلند، یک شوک خبری بزرگ را به همراه داشت. نامی در خط حمله تیم ملی می‌درخشید که تا همین چند هفته پیش، حتی در رویاهای خوش‌بینانه‌ترین هوادارانش هم جایی در پرواز لس‌آنجلس نداشت. شهریار مغانلو، مردی که با پیراهن شماره ۲۰ به میدان می‌رفت، به ترکیب اصلی رسیده بود؛ مهاجمی که داستان پر فراز و نشیب رسیدنش به این نقطه، دست کمی از یک فیلم درام هالیوودی ندارد. 

برای درک عمق شگفتی این انتخاب، باید نوار زمان را کمی به عقب برگردانیم. روزی که کادر فنی تیم ملی لیست ۳۰ نفره و ابتدایی خود را برای اردوی آماده‌سازی ترکیه اعلام کرد، جای خالی شهریار به شدت به چشم می‌آمد. در فوتبال ایران که معمولا خط خوردن از تیم ملی با مصاحبه‌های آتشین و حواشی بی‌پایان همراه است و بازیکنانی نظیر رضا غندی‌پور به سرعت نارضایتی خود را به رسانه‌ها می‌کشانند، شهریار مسیر متفاوتی را برگزید. او سکوت کرد. این مهاجم تنومند بدون هیچ‌گونه واکنش منفی و با یک رفتار کاملا حرفه‌ای، تصمیمات امیر قلعه‌نویی را پذیرفت. اما دست سرنوشت خواب دیگری برای او دیده بود. مصدومیت بدموقع و تلخ روزبه چشمی، توازن لیست را بر هم زد و کادر فنی را مجبور به یک تغییر اجباری کرد. در کمال ناباوری، پاداش آن سکوت و متانت، تماس تلفنی شیرینی بود که او را به اردوی تیم ملی بازگرداند. 

با این حال، مسیر شهریار در اردوی ترکیه نیز هموار نبود. تیم ملی دو بازی تدارکاتی برگزار کرد که دیدار اول مقابل گامبیا با پخش زنده تلویزیونی همراه بود و دیدار دوم برابر مالی، در سکوت و پشت درهای بسته انجام شد. در همین مسابقه پنهان از چشم هواداران بود که مغانلو در دقیقه ۶۶ به جای امیرحسین حسین‌زاده وارد زمین شد. عملکرد او در آن ۲۵ دقیقه پایانی، به ویژه از دست دادن یک موقعیت طلایی و تک‌به‌تک با دروازه‌بان حریف، موجی از ناامیدی را در میان کارشناسان ایجاد کرد. همه منتظر بودند تا نام او به عنوان اولین خط‌خورده لیست نهایی جام جهانی معرفی شود. اما در یک چرخش شگفت‌انگیز دیگر، این کسری طاهری بود که چمدان‌هایش را برای بازگشت بست تا شهریار در کنار مهدی طارمی، دنیس درگاهی، امیرحسین حسین‌زاده و علی علیپور، خط حمله ایران را در بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبالی جهان تشکیل دهند. 

اما اوج داستان شهریار در همان ۵۳ دقیقه‌ای رقم خورد که در ورزشگاه لس‌آنجلس مقابل نیوزیلند به میدان رفت. نمایشی که معجونی از درخشش، فداکاری و البته بی‌تجربگی بود. او در نیمه اول، با استفاده از همان شگرد همیشگی‌اش، بدن تنومند خود را مانند یک سد بتنی مقابل مدافعان فیزیکی حریف ستون کرد و با یک پاس بی‌نقص، رامین رضاییان را در موقعیت گلزنی قرار داد تا اولین گل ایران شکل بگیرد. او با این کار، یک گل ارزشمند برای تیمش ساخت. اما شاهکار او جایی بود که پس از گل تساوی نیوزیلند، کریس وود، مهاجم زهردار حریف، در آستانه فروپاشی دوباره دروازه ایران قرار داشت. در آن لحظه نفس‌گیر، مغانلو با یک تکل بلند و انتحاری، توپ را از مقابل پای وود ربود و تیم ملی را از یک فاجعه و عقب افتادن با دو گل نجات داد. او با این تکل تاریخی، عملاً یک گل برای ایران خرید. 

در کنار این لحظات درخشان، یک اشتباه محاسباتی نزدیک بود کار دست تیم ملی بدهد. تمارض شهریار در محوطه جریمه نیوزیلند در نیمه اول، با توجه به قوانین جدید و سخت‌گیرانه فیفا، باعث شد تا او یک دقیقه از زمین اخراج شود و تیم ملی در شرایطی بحرانی، ۱۰ نفره زیر فشار حملات حریف قرار بگیرد. او در نهایت در دقیقه ۵۴، در حالی که آثار خستگی و یک آسیب‌دیدگی جزئی در چهره‌اش نمایان بود، جای خود را به علی علیپور داد تا پرونده حضورش در این بازی بسته شود. 

اگر بخواهیم تنها با تکیه بر آمارهای تهاجمی او را قضاوت کنیم، شاید ثبت مجموع امید گل و پاس گل ۲۱ صدم و دقت پاس ۴۲ درصدی از ۱۹ پاس ارسالی، ناامیدکننده به نظر برسد. اما ارزش واقعی شهریار در نبردهای گلادیاتوری میانه میدان نهفته بود. او در همان مدت زمان کوتاه، در ۱۶ دوئل هوایی و زمینی با مدافعان سرسخت حریف درگیر شد و در ۱۰ مورد از آنها با اقتدار پیروز بیرون آمد؛ آماری خیره‌کننده که او را حتی بالاتر از رامین رضاییان با هفت دوئل موفق، به جنگنده‌ترین بازیکن زمین تبدیل کرد. 

با تمام این تفاسیر، یک حقیقت تلخ بر تمام اتفاقات این مسابقه سایه افکنده بود. پیراهن شماره ۲۰ تیم ملی، پیراهنی که از جام ملت‌های آسیا در سال ۲۰۱۵ بر تن سردار آزمون دوخته شده بود و همواره بوی گل و موفقیت می‌داد، این بار بر تن شخص دیگری بود. غیبت آزمون در این تورنمنت، شاید بزرگ‌ترین حسرت امیر قلعه‌نویی باشد. شهریار مغانلو با تمام توان جنگید، از جان مایه گذاشت و در حد توان خود یک ستاره بود، اما تساوی دو بر دو در پایان مسابقه نشان داد که جای خالی آن شماره ۲۰ همیشگی تا چه حد احساس می‌شود. شاید اگر سردار آزمون، با آن شم گلزنی ذاتی و تجربه بین‌المللی‌اش در نوک پیکان خط حمله حضور داشت، تیم ملی ایران اکنون مسابقات را با سه امتیاز شیرین و یک پیروزی دلچسب آغاز کرده بود. فوتبال اما بازی اگرها و شایدها نیست؛ فعلا، این شهریار مغانلو است که داستان خط حمله ایران را در قلب آمریکا می‌نویسد.