پایان ناگهانی دوران اسلوت و رویای گمشده لیورپولیها؛ شوک آنفیلد
نازنین دشتی
در شبی که تمام نگاهها به مستطیل سبز و نبرد نهایی لیگ قهرمانان اروپا دوخته شده بود، خبری چون صاعقه بر پیکر فوتبال جهان فرود آمد و قلب میلیونها هوادار لیورپول را به لرزه درآورد. در اوج هیجان فینال، ظهر روز نهم خرداد ۱۴۰۵، بیانیهای رسمی از سوی باشگاه لیورپول منتشر شد که به ناگهان پرده از پایان دوران آرنه اسلوت، سرمربی هلندی برداشت. این خبر نهتنها غیرمنتظره بود، بلکه با زمان اعلامش، رنگ و بویی از درام و تلخی به خود گرفت؛ گویی تاریخ میخواست یکبار دیگر ثابت کند که در فوتبال، هیچ چیز قابل پیشبینی نیست و سرنوشت، گاه بیرحمانه ورق میخورد.
آرنه اسلوت، وارث نیمکت سنگین یورگن کلوپ کبیر، در بدو ورودش به آنفیلد، با کولهباری از امید و انتظارات روبهرو شد. فصل اول حضورش، رویایی بود؛ لیورپول تحت هدایت او، نهتنها توانست زخمهای جدایی کلوپ را التیام بخشد، بلکه با نمایشی مقتدرانه، جام قهرمانی لیگ برتر را بالای سر برد. او در آن سال، خود را جانشینی شایسته برای مربی افسانهای نشان داد و هواداران قرمزهای مرسیساید را به آیندهای روشن امیدوار کرد. شور و هیجان در آنفیلد موج میزد و به نظر میرسید اسلوت، قطعه گمشده پازل موفقیتهای آتی لیورپول است.
اما فوتبال، روی دیگری هم دارد؛ روی بیرحم و غیرقابل پیشبینی. فصل دوم، از همان ابتدا بوی دیگری میداد. تیمی که فصل قبل چون ماشینی روغنکاری شده کار میکرد، اینبار با فراز و نشیبهای بیپایان دست و پنجه نرم کرد. لیورپول، قهرمان فصل گذشته، در رقابتهای لیگ برتر به رتبه پنجم سقوط کرد و تنها در هفتههای پایانی، با تلاشی نفسگیر و با چنگ و دندان، موفق شد سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را حفظ کند. این نتایج، هرچند برای بسیاری از تیمها قابل قبول بود، اما برای لیورپول، باشگاهی با استانداردهای قهرمانی، به معنای شکستی تلخ و فصلی ناامیدکننده بود. مدیران باشگاه، در بیانیهای مشترک، ضمن قدردانی از زحمات اسلوت و تاکید بر تاثیر او در موفقیتهای دو سال اخیر، به صراحت اعلام کردند:«این تصمیم برای باشگاه آسان نبود. آرنه در مدت حضورش در لیورپول تاثیری قابل توجه و ماندگار بر جای گذاشت اما زمان تغییر فرا رسیده است.» این کلمات هرچند دیپلماتیک، اما حامل پیامی روشن بودند؛ دوران آرنه اسلوت به پایان رسیده است.
این تصمیم، برای بسیاری از هواداران لیورپول، دیرهنگام بود. زمزمهها حاکی از آن بود که اگر این تغییر زودتر صورت میگرفت، شاید فرصت طلایی همکاری با ژابی آلونسو، ستاره سابق و مربی جوان و موفق، از دست نمیرفت. آلونسو، با نمایش خیرهکنندهاش در بایر لورکوزن، قلب بسیاری از هواداران را ربوده بود و بازگشتش به آنفیلد، رویایی شیرین به نظر میرسید. اما حالا، او هدایت چلسی را بر عهده گرفته و گزینههای لیورپول محدودتر شدهاند. در این میان، نام آندونی ایرائولا، سرمربی اسپانیایی بورنموث، بیش از سایرین به گوش میرسد. ایرائولا، با هدایت تیمی چون بورنموث و رساندن آن به رقابتهای اروپایی، فراتر از انتظار ظاهر شده و حالا نگاههای امیدوار آنفیلد به سوی اوست. آیا او ناجی جدید خواهد بود؟
فصل دوم اسلوت، تنها با نتایج ناامیدکننده همراه نبود؛ گزارشهای متعددی از نارضایتی برخی بازیکنان از شرایط فنی تیم به گوش میرسید. انتشار پستی مبهم از سوی محمد صلاح، ستاره بیچون و چرای تیم در شبکههای اجتماعی، به شایعات پیرامون اختلافات داخلی دامن زد و فضای تیم را بیش از پیش متشنج کرد. لیورپول که تابستان گذشته با هزینههای سنگین در بازار نقلوانتقالات، رکورد جدیدی در لیگ برتر به ثبت رسانده بود، نتوانست انتظارات را برآورده کند. صرف حدود ۴۴۶میلیون پوند برای جذب بازیکنانی چون الکساندر ایساک، فلوریان ویرتس، جرمی فریمپونگ و میلوش کرکژ، در ابتدا نویدبخش تیمی قدرتمند و مدعی دفاع از عنوان قهرمانی بود. اما مصدومیتها و افت عملکرد، باعث شد بسیاری از این خریدهای گرانقیمت، نتوانند در قامت یک ستاره ظاهر شوند.
در میان این همه ناکامی، هوگو اکیتیکه، مهاجم فرانسوی، تنها نقطه روشن لیورپول در این فصل بود. او پیش از آنکه در ماه آوریل دچار پارگی رباط صلیبی شود، ۱۷گل در تمامی رقابتها به ثمر رسانده بود؛ مصدومیتی که نهتنها فصل او را به پایان رساند، بلکه امیدهایش برای حضور در جامجهانی ۲۰۲۶ را نیز نقش بر آب کرد و به نمادی از بدشانسی و فصل تلخ لیورپول تبدیل شد.
اسلوت در حالی نیمکت لیورپول را ترک کرد که آمارش در فصل اخیر، حکایت از فصلی پر از شکست داشت. در ۵۷مسابقه، تنها ۲۸برد، ۲۰شکست و ۹تساوی در کارنامه او دیده میشود؛ آماری که نشان میدهد او در کمتر از ۵۰درصد بازیها موفق به کسب پیروزی شده است. این اعداد و ارقام، به وضوح نشان میدادند که زمان تغییر فرا رسیده است. پس از دو فصل حضور در لیگ برتر انگلیس، ماجراجویی او در آنفیلد به پایان رسیده و حالا زمزمههایی از بازگشت احتمالی او به رقابتهای باشگاهی هلند به گوش میرسد؛ جایی که شاید بتواند دوباره جادوی خود را به نمایش بگذارد.
پایان دوران اسلوت، فصلی پر از امیدهای بر باد رفته و رویاهای ناتمام را برای هواداران لیورپول رقم زد. اما تاریخ آنفیلد نشان داده که این باشگاه، هرگز تسلیم نمیشود. حالا، با نگاهی به آینده و چشمانی که به سمت آندونی ایرائولا دوخته شده، قرمزهای مرسیساید آماده فصلی جدید و فصلی نو از تلاش برای بازگشت به اوج هستند. آیا طلوعی دوباره در انتظار آنفیلد خواهد بود؟
دیدگاه تان را بنویسید