روایت ۴۸ ساعت دلهره، لابیگری و شرافت در جام جهانی ۲۰۲۶
شکست کودتای ترامپ
آریا طاری
جهان فوتبال در ۴۸ساعت گذشته شاهد یکی از عجیبترین و بیسابقهترین سناریوهای سیاسی-ورزشی تاریخ خود بود. در حالی که تیمهای ملی در سراسر جهان خود را برای بزرگترین فستیوال فوتبالی تاریخ در قاره آمریکای شمالی آماده میکنند، یک پیشنهاد حیرتانگیز از سوی راهروهای قدرت در واشنگتن، زلزلهای در رسانههای ورزشی و سیاسی جهان به پا کرد؛ حذف تیم ملی ایران از جام جهانی ۲۰۲۶ و اهدای بلیت طلایی این مسابقات به تیم ناکام ایتالیا. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی داستانی، جامع و پر از جزئیات از این کودتای نافرجام ۴۸ساعته است؛ از لابیهای تاریک سیاستمداران تا ایستادگی شرافتمندانه اهالی فوتبال.
ریشه این جنجال را باید در تنشهای ژئوپلیتیک اخیر و جنگ میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی جستوجو کرد. در پی این درگیریها، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده انتقاداتی را علیه پاپ لئو چهاردهم در ارتباط با این جنگ مطرح کرد که این اظهارات باعث ایجاد تنش و سردی در روابط دیپلماتیک آمریکا با دولت جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا شد. در این میان، شخصیتی به نام پائولو زامپولی وارد صحنه شد. اما زامپولی کیست؟ روزنامه معتبر ورزشی ایتالیا، گاتزتا دلو اسپورت او را اینگونه معرفی میکند؛ مردی اهل میلان و فرزند یک خانواده فروشنده اسباببازی که بعدها مسیرش به قراردادهای میلیون دلاری با شرکت بوئینگ کشیده شد. او که نسبت دوری با پاپ پل ششم دارد، سابقه همکاری با جفری اپستین بدنام و تاسیس یک آژانس مدلینگ را نیز در کارنامه خود میبیند. زامپولی همان کسی است که با معرفی ملانیا به دونالد ترامپ، درهای قدرت را به روی خود باز کرد و اکنون به عنوان واسطه و لابیگر، یا به عبارتی یک بازیساز پشتپرده، برای رئیسجمهور آمریکا نقشآفرینی میکند.
زامپولی برای ترمیم روابط آسیبدیده ترامپ و ملونی، ایدهای حیرتانگیز را روی میز گذاشت. او در گفتوگو با روزنامه فایننشالتایمز صراحتا تایید کرد که به ترامپ و جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا پیشنهاد داده است که ایتالیا در جام جهانی جایگزین ایران شود. زامپولی با استفاده از یک استدلال احساسی و غیرورزشی مدعی شد:«من اصالتا ایتالیایی هستم و دیدن آتزوری در تورنمنتی که در آمریکا برگزار میشود، یک رویاست. با چهار عنوان قهرمانی، آنها پیشینه و تاریخ لازم برای توجیه این حضور را دارند.»
پیشنهاد زامپولی در حالی مطرح میشد که وضعیت دو تیم ایران و ایتالیا در مستطیل سبز، تفاوت زمین تا آسمان داشته است. ایتالیا که آخرینبار در سال ۲۰۰۶ جام طلایی را بالای سر برده، از جام جهانی ۲۰۱۴ به این سو رنگ این مسابقات را به خود ندیده است. در ماه مارس گذشته، شوک بزرگ و نهایی به فوتبال این کشور وارد شد؛ جایی که ایتالیا در دیدار پلیآف نهایی برابر بوسنی، پس از کشیده شدن بازی به ضربات پنالتی، با نتیجه تحقیرآمیز چهار بر یک شکست خورد و برای سومین دوره پیاپی از صعود به جام جهانی بازماند. به نظر میرسید هیچ راهی برای بازگشت آنها، حتی از در پشتی وجود نداشته باشد! در نقطه مقابل، تیم ملی ایران، به عنوان یکی از قدرتهای برتر آسیا، مسیری کاملا متفاوت را طی کرد. ایران با نمایشی مقتدرانه، با صدرنشینی در گروه خود و ثبت تنها یک شکست در ۱۰بازی مرحله نهایی انتخابی، جواز حضور در جام جهانی را بهراحتی در دستان خود داشت. طبق برنامهریزیها، ایران باید در روزهای ۱۵ و ۲۱ ژوئن در لسآنجلس به ترتیب به مصاف تیمهای نیوزیلند و بلژیک برود و در آخرین دیدار مرحله گروهی خود، در تاریخ ۲۶ ژوئن در شهر سیاتل با مصر روبهرو شود. حتی پیشبینی میشد در صورت صعود ایران و آمریکا به عنوان تیمهای دوم گروههایشان، این دو تیم در مرحله یکشانزدهم نهایی در شهر دالاس به مصاف
یکدیگر بروند.
ایران نهتنها کمپ آمادهسازی خود را برای این مسابقات برپا کرده بود، بلکه مسئولان فدراسیون فوتبال ایران در تمامی جلسات آمادهسازی جام جهانی فیفا حضور مستمر داشتند و هیچ درخواستی مبنی بر انصراف از سوی آنها ارائه نشده بود. اگرچه ایران در اوایل آوریل اعلام کرده بود تصمیمگیری نهایی منوط به پاسخ فیفا درباره انتقال احتمالی بازیهایش از آمریکا به مکزیک است، اما روز چهارشنبه پیش از اوجگیری این جنجالها، مجددا آمادگی قطعی خود را برای شرکت در مسابقات اعلام کرد.
روزنامه اسپانیایی فاش کرد که حتی در صورت انصراف احتمالی و محال ایران، گزینه جایگزینی از قاره اروپا (ایتالیا) نخواهد بود. فیفا برای حفظ سهمیه قارهها، تیمی از آسیا را جایگزین خواهد کرد و شانس اصلی متعلق به تیم ملی امارات است
شاید لابیگر آمریکایی انتظار داشت دولت ایتالیا با آغوش باز از این بلیت اهدایی استقبال کند، اما واکنش مقامات رم، تجلی واقعی شرافت ورزشی بود. این پیشنهاد که در کابینه ملونی مطرح شده بود، در همان نطفه خفه شد. آندرهآ آبودی، وزیر ورزش ایتالیا در گفتوگو با شبکه اسکاینیوز با قاطعیت این طرح را رد کرد و آن را غیرممکن و نامناسب خواند. او تاکید کرد:«واقعا نمیدانم کدامیک از این دو مورد (غیرممکن یا نامناسب بودن) اولویت دارد. اما صعود تنها در زمین مسابقه به دست میآید و اعتبار فوتبال ایتالیا نباید با چنین پیشنهادهای سیاسی زیر سوال برود.»
جیانکارلو جورجتی، وزیر اقتصاد ایتالیا که از طرفداران سرسخت فوتبال است، واکنشی به مراتب تندتر نشان داد. او با ابراز انزجار از این ایده گفت:«امروز خواندم که فرستاده ترامپ چنین درخواستی کرده است؛ به نظرم این شرمآور است. من خجالت میکشم.»
اما شاید ویرانکنندهترین واکنش به این کودتای سیاسی را لوئیجی گارلاندو، نویسنده سرشناس نشریه معتبر گاتزتا دلو اسپورت (مهمترین رسانه ورزشی ایتالیا) به رشته تحریر درآورد. او این ایده را که شایستگی در زمین جای خود را به لابی سیاسی بدهد، نشانه سقوط ارزشهای ورزشی دانست. گارلاندو در پاسخ به ادعای زامپولی مبنی بر اینکه چهار قهرمانی جهان توجیهکننده این جایگزینی است، نوشت:«این افتخارات باید باعث شرمساری از حتی مطرح شدن چنین ایدهای شود، نه حضور در جام جهانی بدون شایستگی.» او این اقدام را معادل خریدن مدرک دانست و هشدار داد:«در همان لحظهای که ورزش، دموکراسی زمین بازی را کنار بگذارد، میمیرد.» گارلاندو همچنین به دفاع از حقوق بازیکنان ایرانی پرداخت و تاکید کرد که آنها با شایستگی صعود کردهاند، در حالی که برای دفاع از حقوق مردمشان جان خود و خانوادهشان را به خطر انداختهاند و حذف آنها به دلیل جنگ بیمعنی است، زیرا ورزش یعنی صلح. او در پایان پیامی تاریخی به نسل جوان فوتبال ایتالیا داد:«افتخار مثل عشق، نه دزدیده میشود و نه گدایی، بلکه باید آن را به دست آورد.»
در پی این جنجالسازیها، سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) به شدت به این سناریو تاخت. در این بیانیه آمده بود:«فوتبال متعلق به مردم است، نه سیاستمداران. ایتالیا جایگاه و عظمت فوتبالیاش را در زمین مسابقه به دست آورده، نه با امتیازات سیاسی.» سفارت ایران این تلاشها را نشانه ورشکستگی اخلاقی آمریکا و هراس آنها از حضور 11بازیکن جوان ایرانی در زمین مسابقه توصیف کرد.
همزمان با این تنشها، رسانهها منتظر واکنش فدراسیون جهانی فوتبال بودند. رویترز بلافاصله با فیفا، کاخ سفید و فدراسیونهای دو کشور تماس گرفت اما پاسخی دریافت نکرد. با این حال، طبق قوانین فیفا، این نهاد در صورت انصراف یا محرومیت یک تیم، اختیار کامل برای انتخاب تیم جایگزین را دارد. اما طولی نکشید که شبکه بیبیسی آب پاکی را روی دست آمریکاییها ریخت و اعلام کرد فیفا هیچ برنامهای برای جایگزین کردن ایتالیا به جای ایران ندارد. در واقع، جیانی اینفانتینو هفته گذشته موضع نهایی خود را روشن کرده و گفته بود:«تیم ایران قطعا خواهد آمد.»
نکته جالبتر ماجرا، افشاگری روزنامه اسپانیایی الپائیس بود. این نشریه فاش کرد که حتی در صورت انصراف احتمالی و محال ایران، گزینه جایگزینی از قاره اروپا (ایتالیا) نخواهد بود. فیفا برای حفظ سهمیه قارهها، تیمی از آسیا را جایگزین خواهد کرد و شانس اصلی متعلق به تیم ملی امارات است؛ تیمی که در فینال پلیآف آسیایی مغلوب عراق شد و از صعود مستقیم بازماند. این گزارش نشان داد که پیشنهاد زامپولی از همان ابتدا نهتنها غیراخلاقی، بلکه از نظر قوانین و رویههای فوتبالی نیز کاملا نامربوط و غیرقابل اجرا بوده است.
زامپولی برای ترمیم روابط آسیبدیده ترامپ و ملونی، ایدهای حیرتانگیز را روی میز گذاشت. او در گفتوگو با روزنامه فایننشالتایمز صراحتا تایید کرد که به ترامپ و جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا پیشنهاد داده است که ایتالیا در جام جهانی جایگزین ایران شود
پس از ۴۸ساعت طوفانی، آتش این جنجال سرانجام به قلب واشنگتن و حیاط کاخ سفید رسید. در حاشیه مراسم مربوط به مذاکرات رژیم صهیونیستی و لبنان، خبرنگارانی که به کاخ سفید رفته بودند، دونالد ترامپ را با سوالی مستقیم درباره ایده جایگزینی ایران با ایتالیا غافلگیر کردند. ترامپ که مشخصا از این پرسش بیخبر به نظر میرسید و اطلاعات دقیقی نداشت، با خنده پاسخ داد:«من خیلی به آن فکر نمیکنم. بگذار کمی درباره آن فکر کنم. واقعا میخواهند این کار را بکنند و درباره تعویض تیمها فکر میکنند؟» خندههای خبرنگاران نشان از پوچ بودن این بلوای سیاسی داشت.
سپس ترامپ برای رهایی از این مخمصه، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه خود را که پشت سرش ایستاده بود، با لحنی خاص صدا زد:«مارکو... نظری درباره آن داری؟» مارکو روبیو سعی کرد فضا را تلطیف کند اما اظهاراتش پر از تناقض بود. او گفت:«هیچ چیزی از طرف آمریکا نیست که بگوید آنها نمیتوانند بیایند.» و مدعی شد که آمریکا «مشکلی با ورزشکاران ایران» ندارد. روبیو افزود:«نمیدانم این تفکر از کجا آمده است مگر اینکه ایران تصمیم بگیرد که به ایالات متحده نیاید و ایتالیا جای آنها را پر کند. آنها خودشان میتوانند تصمیم بگیرند که نیایند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشد که سابقه کارشکنیهای آمریکا در قبال فوتبال ایران روشن است. تنها چهار ماه پیش و قبل از مراسم قرعهکشی جام جهانی، دولت آمریکا درخواست ویزای تعداد زیادی از اعضای کاروان فدراسیون فوتبال ایران را رد کرد و حتی از صدور ویزا برای مربی تیم ملی نیز امتناع ورزید؛ اقدامی که در نوع خود بسیار عجیب بود. اکنون با این اظهارات دوگانه روبیو، مشخص نیست آیا بازیکنان مورد نظر کادر فنی به طور کامل ویزا دریافت خواهند کرد یا این جملات تنها ادامه اظهارات متناقض هفتههای گذشته است.
پس از گذشت دو روز پرالتهاب، پرونده کودتای ترامپ برای حذف ایران و جایگزینی ایتالیا، با واکنشهای تند جامعه جهانی ورزش، پاسخ منفی صریح فیفا و عقبنشینی آشکار در کاخ سفید، بسته شد. این ۴۸ساعت نشان داد که هرچند سیاستمداران تلاش میکنند با اهرمهای قدرت، معادلات جهانی را حتی در مستطیل سبز تغییر دهند، اما ذات فوتبال و قوانین نانوشته شرافت ورزشی، همچنان سدی محکم در برابر این تمامیتخواهی است. تیم ملی ایران که با شایستگی کامل در مسابقات مقدماتی بلیت سفر به آمریکای شمالی را رزرو کرده بود، اکنون با خیالی آسودهتر منتظر آغاز رقابتهاست. فوتبال ایران امیدوار است کشور میزبان، فارغ از بازیهای سیاسی، شرایطی استاندارد و عادی را فراهم کند تا کاروان تیم ملی بتواند با تمرکز کامل در این آوردگاه بزرگ جهانی حاضر شود.
و در آن سوی میدان، فوتبال ایتالیا درسی بزرگ را مرور میکند؛ درسی که گارلاندو به زیبایی آن را خلاصه کرد؛ اعتبار و شکوه ورزشی را نه میتوان با لابیگری در راهروهای کاخ سفید خرید و نه میتوان به عنوان یک هدیه سیاسی از دستان رئیسجمهور یک کشور دیگر پذیرفت. جام جهانی متعلق به کسانی است که آن را در زمین چمن به دست میآورند.
دیدگاه تان را بنویسید