ساپینتو باز هم در لحظه آخر از خطر اخراج گریخت
قصه تکراری
آریا طاری
فوتبال گاهی اوقات شبیه به یک فیلمنامه از پیش نوشته شده عمل میکند؛ فیلمنامهای که نویسندهاش علاقه عجیبی به ژانر تریلر دارد و تا آخرین ثانیه، نقش اول داستانش را در برزخ نگه میدارد. ریکاردو ساپینتو، مرد پرتغالی نیمکت استقلال، حالا دیگر به این ژانر عادت کرده است. او که هفته نوزدهم را با باختی تلخ و ناامیدکننده مقابل پیکان پشت سر گذاشته بود، در هفته بیستم بار دیگر ثابت کرد که استاد زنده ماندن در بزنگاهها است. اما اینبار، داستان پیروزی او و تیمش مقابل شمسآذر قزوین، فراتر از یک برد سه امتیازی ساده بود؛ این یک فرار بزرگ از کمینگاهی بود که مدیران باشگاه برایش تدارک دیده بودند.
برای درک اهمیت آنچه در بازی با شمسآذر رخ داد، باید چند روز به عقب برگردیم. شکست مقابل پیکان در هفته نوزدهم، فقط از دست دادن سه امتیاز نبود؛ بلکه فروریختن دیوار اعتماد هواداران و البته فرصتی طلایی برای منتقدان داخلی باشگاه بود. استقلال که امید داشت با ساپینتو به صدر جدول بچسبد، ناگهان خود را در بحرانی دید که بوی تغییرات میداد.
ساپینتو پیش از این هم چنین شرایطی را تجربه کرده بود. درست قبل از بازی با سپاهان، وقتی همه از رفتن او حرف میزدند، او تیمش را جمع کرد و از بحران خارج شد. اما اینبار فضا متفاوت بود. انتقادات تند و تیز او از مدیریت در کنفرانسهای خبری اخیر، بهویژه حملات مستقیمش به سیاستهای باشگاه، او را در موقعیتی شکننده قرار داده بود. مدیریت باشگاه و در رأس آن جبههای که گفته میشود توسط تاجرنیا هدایت میشود، دیگر صبر و حوصله سابق را نداشتند. جو رختکن سنگین بود و شایعاتی که از راهروهای باشگاه به گوش میرسید، خبر از یک اولتیماتوم پنهان میداد؛ یا ببر، یا خداحافظ.
بازی هفته بیستم در حالی آغاز شد که استقلال محکوم به برد بود. شروع طوفانی آبیپوشان همه را شگفتزده کرد. زدن دو گل و پیش افتادن از حریف سرسخت قزوینی، آبیها را به این باور رساند که کار تمام است. ساپینتو در کنار زمین، با آن شور و حرارت همیشگی، تیمش را هدایت میکرد و به نظر میرسید که استقلال در حال ثبت یک کلینشیت روحیهبخش و یک برد آسان است. فراموش نکنیم که شمسآذر در همان دقایق ابتدایی اخراجی داده بود و تیم دستوپا بستهای به حساب میآمد.
اما فوتبال بیرحم است. درست در لحظاتی که هواداران آماده سوت پایان بودند و مدیران باشگاه شاید در ذهنشان سناریوی جدیدی میچیدند، ورق برگشت. شمسآذر که چیزی برای از دست دادن نداشت، انتحاری حمله کرد. گل اول آنها زنگ خطری بود که جدی گرفته نشد. استقلال عقب کشید، ترسید و این ترس، بوی خون را به مشام حریف رساند.
فاجعه در وقتهای اضافه تکمیل شد. گل تساوی شمسآذر در دقایق تلف شده، استقلالیها را در بهت فرو برد. نتیجه دو-دو برای ساپینتو حکم مرگ را داشت. دوربینهای تلویزیونی چهره او را نشان میدادند که ناباورانه به زمین خیره شده بود. در آن لحظات، او فقط دو امتیاز از دست نداده بود؛ او داشت شغلش را از دست میداد.
گزارشهای غیررسمی و شنیدهها از اردوی مدیریتی استقلال حاکی از آن است که در لحظه گل تساوی شمسآذر، تحرکات عجیبی در میان مدیران رخ داده است. گفته میشود قرار شد متنی تند علیه کادرفنی آماده شود و سفارش آن هم داده شد. مدیرانی که هفتهها زیر تیغ انتقادات ساپینتو بودند، تساوی خانگی مقابل تیمی مثل شمسآذر (آن هم بعد از برد دو بر صفر) را بهترین بهانه برای یک حمله تمامعیار میدانستند.
تاجرنیا که رابطه حسنهای با ساپینتو ندارد و در هفتههای اخیر در کانون درگیریهای لفظی با سرمربی بوده، شاید در آن لحظات خود را پیروز این جنگ داخلی میدید. سناریو آماده بود؛ سرمربی تمرکز ندارد، تیم از لحاظ روانی باخته است و برد دو بر صفر را با تساوی عوض میکند. همه چیز برای پایان عصر ساپینتو، یا حداقل تضعیف شدید جایگاه او مهیا بود. اما آنها یک فاکتور را در معادلات خود نادیده گرفته بودند؛ روحیه جنگندگی تیمی که نمیخواست تسلیم شود.
بازی به ثانیههای پایانی خود رسیده بود. داور به ساعت نگاه میکرد و سوت را در دهانش جابهجا میکرد. استقلال یک حمله آخر داشت. توپی که به نظر میرسید بیهدف ارسال شده، در یک رفت و برگشت به نازون رسید. بازیکنی که شاید کسی انتظار نداشت در نقش منجی ظاهر شود. ضربه نازون، فقط یک شوت به سمت دروازه نبود؛ شلیک به قلب بحران بود. توپ که به تور چسبید، شرایط کاملا تغییر کرد. استقلال ۳، شمسآذر ۲. ساپینتو که چند ثانیه قبل یک بازنده مطلق بود، حالا دیوانهوار به لیگ برگشته بود. این گل، نهتنها سه امتیاز را به حساب استقلال واریز کرد، بلکه تمام نقشههایی را که برای بعد از بازی کشیده شده بود، نقش بر آب کرد.
گل نازون، برای چند روزی هم که شده دهان منتقدان را بست و مدیران را مجبور کرد لبخندهای دیپلماتیک بزنند. آن بیانیههای آماده شده، پاره شدند و جای خود را به پیامهای تبریک اجباری دادند. ساپینتو بار دیگر، درست لبه پرتگاه، تعادلش را حفظ کرد و به بازی برگشت.
وضعیت این روزهای استقلال، پارادوکس عجیبی است. تیمی که در زمین مسابقه، با چنگ و دندان و با درخشش ستارههایی مثل نازون، نتیجه را برمیگرداند و برای قهرمانی میجنگد، اما در بیرون زمین درگیر جنگهای فرسایشی مدیریتی است. بازگشت جویباری در این مقطع حساس فصل، آن هم در شرایطی که تیم تازه دارد با ساپینتو از بحران خارج میشود، میتواند شوک جدیدی به پیکره باشگاه باشد
پیروزی دراماتیک مقابل شمسآذر شاید برای چند روز آرامش را به اردوی آبیها برگرداند، اما مشکل اصلی همچنان پابرجاست. رابطه ریکاردو ساپینتو با تاجرنیا به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیده است. ساپینتو معتقد است که بخشی از مشکلات تیم، ناشی از کارشکنیها یا عدم حمایت کافی از سوی این بخش از مدیریت است.
لج و لجبازی میان این دو نفر، دیگر از پردهها بیرون افتاده. ساپینتو که حالا با برد هفته بیستم دست بالا را دارد، شاید انتظار داشته باشد که این پیروزی منجر به حذف مخالفانش شود. شنیده میشود که او در محافل خصوصی گفته است که بهترین اتفاق برای استقلال، جدایی تاجرنیاست تا آرامش به تیم برگردد. اما آیا این برد آنقدر قدرت دارد که ساختار مدیریتی را تغییر دهد؟ یا فقط یک مسکن موقت برای دردی مزمن است؟
اما در حالی که هواداران هنوز مشغول جشن گرفتن برد دراماتیک مقابل شمسآذر هستند، خبری نگرانکننده در فضای مجازی و محافل خبری دست به دست میشود که طعم شیرین پیروزی را تلخ کرده است؛ نظری جویباری یکشنبه حکم مدیرعاملی میگیرد. این خبر برای بخش بزرگی از بدنه هواداری استقلال، تداعیکننده خاطرات خوبی نیست. حافظه تاریخی هواداران استقلال هنوز پاک نشده است. آنها دورانی را به یاد میآورند که جویباری مدیریت استقلال را بر عهده داشت.
نام جویباری با پروندههای عجیبی گره خورده است. هواداران هنوز ماجرای قرارداد با عیسی آلکثیر را فراموش نکردهاند؛ قراردادی که در دوران حضور جویباری بسته شد و حواشی بسیاری ایجاد کرد. علاوه بر آن، استقلالیها هنوز حسرت زمانهای طلایی پیشفصلهایی را میخورند که به خاطر تعلل در انتخاب سرمربی در زمان مسئولیت او از دست رفت. انتظاراتی که برآورده نشد، بازیکنانی که جذب نشدند و وعدههایی که عملی نشد.
بازگشت جویباری در این مقطع حساس فصل، آن هم در شرایطی که تیم تازه دارد با ساپینتو از بحران خارج میشود، میتواند شوک جدیدی به پیکره باشگاه باشد. آیا او میتواند با ساپینتوی هیجانی و پرتوقع کار کند؟ سابقه نشان داده که جویباری معمولا با مربیان خارجی چالشهای خاص خود را دارد. اگر تاجرنیا برود و جویباری بیاید، آیا استقلال از چاله به چاه میافتد؟
وضعیت این روزهای استقلال، پارادوکس عجیبی است. تیمی که در زمین مسابقه، با چنگ و دندان و با درخشش ستارههایی مثل نازون، نتیجه را برمیگرداند و برای قهرمانی میجنگد، اما در بیرون زمین درگیر جنگهای فرسایشی مدیریتی است. برد سه بر دو مقابل شمسآذر، موقتا ساپینتو را بیمه کرد. او نشان داد که تیمش حتی وقتی از لحاظ روانی فرو میپاشد، قدرت بازگشت دارد. اما واقعیت این است که این مدل پیروزیها (بردن در ثانیه آخر با چاشنی شانس و درخشش فردی)، تضمینکننده موفقیت درازمدت نیست.
از طرفی، تغییرات مدیریتی احتمالی در روز یکشنبه، سایه سنگینی بر آینده تیم انداخته است. اگر نظری جویباری با آن کارنامه بحثبرانگیز برگردد، احتمالا شاهد فصل جدیدی از تنشها خواهیم بود. ساپینتو فعلا برنده است، اما در استقلال، فاصله بین قهرمان بودن و اخراج شدن، گاهی فقط به اندازه یک سوت داور یا یک حکم مدیریتی است.
هوادار استقلال خوشحال است چون تیمش نباخت، اما نگران است چون میداند که دوشنبه صبح، ممکن است با مدیری روبهرو شود که خاطرات تلخ گذشته را زنده میکند. فعلا اما، باید به احترام نازون کلاه از سر برداشت؛ کسی که اجازه نداد تراژدی هفته بیستم تکمیل شود و ساپینتو را در بازی نگه داشت. بازی ادامه دارد؛ هم در مستطیل سبز و هم در طبقه پنجم ساختمان باشگاه.
دیدگاه تان را بنویسید