آقای زنوزی، به آینه نگاه کنید!

 آریا طاری

انزلی، شهر باران و قوهای سپید، همواره یکی از نمادین‌ترین و عاشقانه‌ترین آوردگاه‌های فوتبال ایران بوده است. ورزشگاه سیروس قایقران، یا همان سن‌سیروسِ اساطیری، با آن سکوهای نزدیک به چمن و نفس‌های گرم تماشاگرانی که فوتبال با تار و پود زندگی‌شان گره خورده، همیشه بوی تعصب و هیجان می‌داده است. اما عصر یک روز پاییزی در هفته نهم لیگ برتر، این ورزشگاه پیر و خاطره‌انگیز، صحنه نمایشی شد که هیچ ارتباطی به زیبایی‌های مستطیل سبز نداشت. سوت آغاز دیداری که می‌توانست یکی از زیباترین مسابقات فصل باشد، هرگز دمیده نشد؛ مسابقه‌ای که پیش از شروع، در باتلاق حواشی، شعارها و تصمیمات چکشی غرق شد. 

عصر روز یکشنبه، سکوهای ورزشگاه انزلی ملتهب‌تر از همیشه بود. پیش از آنکه سوت داور به صدا دربیاید، جنگ روی سکوها آغاز شده بود. شعارها و فحاشی‌های تند، فضای ورزشگاه را تسخیر کرده و نوک این پیکان زهرآگین، شجاع خلیل‌زاده، کاپیتان تراکتور را نشانه رفته بود. روایت‌ها متفاوت است؛ ملوانی‌ها و حتی گزارشگر بومی صداوسیما مدعی‌اند که جرقه این آتش را هواداران مهمان با شعارهای تحریک‌آمیزشان زدند، اما در سوی مقابل، کاروان تراکتور حجم توهین‌های یکپارچه و خانوادگی به کاپیتان و دروازه‌بان خود را سازمان‌یافته، نژادپرستانه و غیرقابل تحمل خواند. 

در میان این هیاهوی کرکننده، اتفاقی بی‌سابقه رخ داد. در حالی که انتظار می‌رفت در صورت وخامت اوضاع، ناظر مسابقه و تیم داوری تصمیم به تعویق یا لغو بازی بگیرند، کاروان تراکتور با دستوری از بالا، سناریوی عجیبی را پیاده کرد. بازیکنان دو تیم وارد زمین شدند، مراسم ابتدایی را برگزار کردند و درست در لحظه‌ای که همه منتظر چرخش توپ بودند، به رهبری شجاع خلیل‌زاده و با دستور مستقیم محمدرضا زنوزی، زمین مسابقه را ترک کردند. 

چرا هر جا که جنجالی به پا می‌شود، دیداری به تعویق می‌افتد، تیمی به نقطه جوش می‌رسد و کار به ترک زمین و تهدید می‌کشد، همیشه پای تراکتور، مدیریت خاص آن و بازیکنانی نظیر شجاع خلیل‌زاده در میان است؟! آیا تمام ایران، تمام فدراسیون و تمام تیم‌ها دست به دست هم داده‌اند تا یک باشگاه را نابود کنند؟

این ورود و خروج ناگهانی، تنها یک نمایش حقوقی برای فرار از تبعات قانونی عدم حضور در زمین بود. رایزنی‌های طولانی‌مدت در کنار زمین آغاز شد. جواد نکونام و مازیار زارع، سرمربیانی که خود سال‌ها طعم داغ‌ترین حواشی فوتبال را چشیده‌اند، در کنار ناظران بازی به گفت‌وگو پرداختند، اما مرغ تراکتوری‌ها یک پا داشت. ملوانی‌ها حدود ۲۵‌دقیقه در زمینی که نیمی از آن خالی شده بود، پاس‌کاری کردند و درنهایت با تشویق هواداران‌شان راهی رختکن شدند تا یکی از عجیب‌ترین روزهای تاریخ لیگ برتر رقم بخورد. 

پس‌لرزه‌های این خروج جنجالی، با مصاحبه‌ای آتشین از سوی محمدرضا زنوزی، مالک باشگاه تراکتور، به یک زلزله رسانه‌ای تبدیل شد. زنوزی که ید طولایی در مصاحبه‌های تهاجمی و اولتیماتوم‌های جنجالی دارد، با ادبیاتی تند و احساسی، فدراسیون فوتبال را گوشه رینگ قرار داد. او با بیان جملاتی نظیر «سه امتیاز فدای غیرت و مردم‌مان»، خود را در قامت یک قهرمان ملی و مدافع حقوق قومیت‌ها به تصویر کشید. 

مالک متمول تبریزی پا را از یک اعتراض ورزشی فراتر گذاشت و فدراسیون فوتبال را مستقیما تهدید کرد. او اعلام کرد که اگر نتیجه این دیدار برگزارنشده به ضرر تراکتور اعلام شود، تیمش از لیگ برتر انصراف داده و پرونده را به فیفا و دادگاه عالی ورزش (CAS) خواهد کشاند. زنوزی با پیش‌کشیدن شرایط حساس منطقه و نیاز کشور به وحدت، تلاش کرد تا بار حقوقی و انضباطی این اتفاق را به یک بحران امنیتی و ملی گره بزند و با یادآوری وعده‌های مهدی تاج مبنی بر برخورد با شعارهای نژادپرستانه، توپ را با قدرت به زمین ساختار مدیریتی فوتبال ایران شوت کرد. به دنبال او، صفی از مسئولان استانی نیز به خط شدند؛ از تهدید به استیضاح وزیر ورزش تا زمزمه‌های انحلال فدراسیون فوتبال، همه و همه ماشین رسانه‌ای تبریز را برای یک مظلوم‌نمایی بی‌سابقه روشن کردند.

فضای رسانه‌ای تسخیر شده است. هیاهو کرکننده است و واژگانی چون مظلومیت، عدالت و غیرت به کلمات کلیدی این روزهای فوتبال ایران تبدیل شده‌اند. بله؛ باید با صدای رسا و بدون لکنت گفت که فحاشی، توهین‌های خانوادگی و شعارهای قومیتی در هر استادیومی، علیه هر تیمی و توسط هر هواداری، زشت، تاریک و عمیقا شرم‌آور است. هیچ وجدان بیداری در هیچ کجای این فوتبال خسته، این رفتارها را تایید نمی‌کند. سکوهای ما سال‌هاست که از فقر فرهنگی رنج می‌برند و این یک درد مشترک است. 

اما... اینجا نقطه توقف است. نقطه ترمز کشیدن. در میان این سیلاب اشک و فریادهای حق‌طلبانه، باید یقه‌ مقصران خاموش این بحران را نیز گرفت. آقای زنوزی! آقای خلیل‌زاده! پیش از آنکه برای فدراسیون خط‌ونشان بکشید و زمین و زمان را مقصر جلوه دهید، بد نیست فقط یک لحظه بایستید، سکوت کنید و به پشت سرتان نگاهی بیندازید. 

طوفان سیاهی که امروز روی سکوهای سن‌سیروس درو می‌کنید، روییده از همان بذرهای مسمومی است که دیروز با دستان خودتان در اتمسفر این فوتبال کاشتید. خشم امروز سکوها، اتفاقی و یک‌شبه خلق نشده است؛ این خشم، بازتاب مستقیم رفتارهای تحریک‌آمیز و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه‌ای است که سال‌هاست بر این باشگاه سایه انداخته است. 

مالک متمول تبریزی پا را از یک اعتراض ورزشی فراتر گذاشت و فدراسیون فوتبال را مستقیما تهدید کرد. او اعلام کرد که اگر نتیجه این دیدار برگزارنشده به ضرر تراکتور اعلام شود، تیمش از لیگ برتر انصراف داده و پرونده را به فیفا و دادگاه عالی ورزش (CAS) خواهد کشاند

آقای زنوزی! حافظه تاریخی فوتبال ایران به این راحتی‌ها پاک نمی‌شود. شما فراموش کرده‌اید، اما ما به یاد داریم که چه کسی برای اولین‌بار، پای ادبیات خطرناک و ویرانگر «فارس و ترک» را با این شدت و غلظت به مستطیل سبز باز کرد. شما بودید که برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی‌های مدیریتی، خریدهای نجومی بی‌ثمر و تغییرات مکرر و بی‌منطق سرمربیان، همواره به جای پذیرش ضعف‌های فنی، پشت سنگر قومیت پنهان شدید. 

شما با مصاحبه‌ها، بیانیه‌ها و صحبت‌های‌تان در سال‌های اخیر، خواسته یا ناخواسته، هیزم به آتش انشقاق و اختلافات ریختید. هرگاه تیم شما در زمین نتیجه نگرفت، تقصیر را به گردن «مرکزنشینان»، «تیم‌های خاص» و «توطئه‌های خیالی» انداختید تا هوادار پرشور و صادق تبریزی را مقابل سایر شهرها قرار دهید. شما تماشاگرانی را که روزگاری فقط برای لذت بردن از فوتبال و تشویق تیم محبوب‌شان به یادگار امام می‌رفتند، به سربازانی تبدیل کردید که در هر بازی به دنبال یافتن یک دشمن فرضی می‌گردند. کسی که خود سال‌ها در بوق تفاوت‌ها دمیده و احساسات قومی را برای مقاصد ورزشی و مدیریتی تحریک کرده است، نمی‌تواند امروز در جایگاه شاکی بنشیند و از نقض وحدت ملی شکایت کند. شما از شعله‌های آتشی می‌نالید که خودتان کبریت اولیه آن را کشیدید. 

و اما شما آقای خلیل‌زاده! مدافعی با کیفیت فنی بالا که متاسفانه همیشه حاشیه را بر متن ترجیح داده است. شما که امروز بغض می‌کنید و از تحمل‌ناپذیر بودن فضای ورزشگاه‌ها می‌گویید، یادتان رفته در همین استادیوم انزلی در فصول گذشته چه قاب‌های جنجالی و تحریک‌آمیزی از شما به ثبت رسید؟ یادتان رفته چگونه با حرکات دست و زبان بدن، سکوهای ملتهب را به نقطه جوش رساندید؟

وقتی تصاویر آن رفتارهای عجیب بیرون آمد، شما زل زدید به دوربین‌ها و با خونسردی گفتید «درد کشاله بود». حامیان سینه‌چاک و ماشین‌های رسانه‌ای شما هم پشت سرتان تیتر زدند که «بله، فقط یک کشاله بوده است!». اما فوتبال کور نیست؛ هوادار فوتبال تفاوت بین آسیب‌دیدگی ورزشی و یک توهین مستقیم را با تمام وجود درک می‌کند. شما با آن حرکات، به شعور تماشاگرانی توهین کردید که شاید در زندگی روزمره‌شان دلخوشی جز همان سکوهای سیمانی ندارند. وقتی یک بازیکن ملی‌پوش و کاپیتان یک تیم بزرگ، به جای آرام کردن فضا، خود به یک لیدر تحریک‌کننده تبدیل می‌شود، نه‌تنها شأن بازوبند خود را پایین می‌آورد، بلکه باید منتظر روزی باشد که این خشم فروخورده، چون آواری بر سرش فرود بیاید. 

باز هم باید با بلندترین صدای ممکن تکرار کرد که فحاشی، تاریک‌ترین و شرم‌آورترین نقطه این فوتبال است و قطعا محکوم. فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی باید با قاطعانه‌ترین شکل ممکن با هرگونه توهین و شعار خارج از عرف برخورد کنند. اما در دل این هیاهو، یک سوال تلخ و بی‌رحمانه همواره بی‌پاسخ می‌ماند؛ چرا در تمام این سال‌ها، این داستان‌های تاریک و این حواشی ویرانگر، با این شدت و تواتر، فقط برای تراکتور پیش می‌آید؟

چرا هر جا که جنجالی به پا می‌شود، دیداری به تعویق می‌افتد، تیمی به نقطه جوش می‌رسد و کار به ترک زمین و تهدید می‌کشد، همیشه پای تراکتور، مدیریت خاص آن و بازیکنانی نظیر شجاع خلیل‌زاده در میان است؟! آیا تمام ایران، تمام فدراسیون و تمام تیم‌ها دست به دست هم داده‌اند تا یک باشگاه را نابود کنند؟ یا شاید ایراد در تفکری است که بقای خود را در خلق بحران، تولید دشمن فرضی و مظلوم‌نمایی‌های رسانه‌ای می‌بیند؟

اتفاقات انزلی یک زنگ خطر بزرگ برای فوتبال ایران بود. پرونده این مسابقه نیمه‌تمام حالا روی میز کمیته انضباطی است. صدور رای برای این بازی، یکی از سخت‌ترین آزمون‌های تاریخ فدراسیون فوتبال خواهد بود؛ رایی که باید مرز بین «برخورد با ناهنجاری‌های روی سکو» و «تسلیم نشدن در برابر باج‌خواهی و قلدری‌های رسانه‌ای» را مشخص کند. 

اما فارغ از اینکه نتیجه این بازی در نهایت سه بر صفر به سود کدام تیم اعلام شود، بازنده‌ اصلی این میدان، فوتبالی است که روح و اصالت خود را به حاشیه‌سازان باخته است. آقایان، پیش از تهدید زمین و زمان و پیش از کشیدن شمشیر برای دیگران، فقط یک بار... شجاعانه در آینه نگاه کنید.