روایت تلخ کسبه جنوب از بازار بیمشتری
چراغ بازارهای قشم خاموش است
بازارهای قشم و درگهان که هر سال در آستانه آغاز سال تحصیلی یکی از مقاصد اصلی سفر و خرید بودند، امسال با راهروهای خلوت و مغازههای کممشتری روبهرو شدهاند؛ تصویری که به نظر میرسد بیش از آنکه یک رکود مقطعی در جنوب باشد، نشانهای از کوچکشدن قدرت خرید مردم، تشدید نااطمینانی و عمیقتر شدن رکود تورمی در اقتصاد ایران است.
به گزارش اقتصاد24، این روزها فضای مجازی و کانالهای اطلاعرسانی پر شده است از ویدیوهای پر از گلایه و دردِدلهای تلخ کاسبان و بازاریان قشم و درگهان؛ تصاویری تکاندهنده از پاساژهای کاملاً خلوت، راهروهای بیمعبر، چراغهای کمنور و مغازهدارانی که در اوج ساعات کاری دست روی دست گذاشته و به دربهای خالی چشم دوختهاند. در یکی از این ویدیوها که بازتاب گستردهای داشته، یکی از کسبه در حالی که از راهروهای خالی بازار قشم فیلمبرداری میکند، با لحنی پر از حسرت و نگران میگوید: «اینم وضعیت بازار با دلار ۲۰۰ تومنی! هیچکس توی بازار نیست. نه بازار جونی گرفته، نه فروش مثل قبل شده... هر روز یا بنزین، یا طلا، یا جنگ و نوسانات؛ دیگه نمیدونیم هر روز قراره با چه دردسر و شوک جدیدی روبهرو بشیم. ما این وسط، توی جنوب، موندیم با اجارههای سنگین، هزینه خرید جنس، خرج روزمره زندگی و بازاری که اصلاً مشتری نداره. واقعاً توی این شرایط باید چیکار کنیم؟ جنگ با بیبازاری... جوانی بر باد رفت؛ هرچی دویدیم، انگار باز هم به جایی نرسیدیم. حاجی، نشد که نشد...» این نقدها و روایات صریح و بیواسطه، لایههای واقعیتر و عمیقتری از رنج اقتصادی جامعه را به تصویر میکشند. کسبوکارهای خرد و بازاریان قدیمی در سختترین شرایط تاریخ کاری خود گرفتار شدهاند و امکان بقا و ادامه فعالیت اقتصادی بهسرعت از آنها سلب میشود.
ریشه اصلی این کسادی بیسابقه و پیوسته را باید در جهشهای مداوم نرخ ارز و تورم ساختاری و افسارگسیختهای جستوجو کرد که بر ارکان اقتصاد کشور تحمیل شده است. در حالی که تا همین چندی پیش صحبت از شوک دلار ۲۰۰ هزار تومانی و تبعات سنگین آن بر بازار بود، طی یکی دو هفته اخیر نرخ دلار در بازار آزاد مرز ۲۳۰ هزار تومان را هم رد کرده است. این جهش برقآسا، سرعت تورم و انتظارات تورمی را به ابعادی وحشتناک و خارج از کنترل رسانده است. نگاهی به آمارهای اقتصادی و شاخصهای تورمی نشان میدهد که نرخهای تورم سالانه و نقطهبهنقطه در بخشهای مختلف کشور به اعدادی بسیار شکننده و بحرانی رسیده است. در حالی که نرخ تورم در کلانشهرهایی مانند تهران بالای ۸۰ درصد ارزیابی و ثبت میشود، این رقم در برخی استانهای مرزی و محرومتر نظیر لرستان و کردستان طبق برخی گزارشها به مرز ۱۲۰ درصد نیز نزدیک شده است. میانگین تورم کشوری که در محدوده بالای ۸۰ تا نزدیک ۹۰ درصد نوسان میکند، قدرت خرید طبقه متوسط و دهکهای پایین جامعه را بهطور کامل نابود کرده است.
در کنار این فشارهای سنگین معیشتی، نباید از مؤلفه حیاتی «امنیت سفر» نیز غافل شد. جنوب کشور و بهویژه مناطق آزاد مرزی مانند قشم، این روزها بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر سایه سنگین تنشهای منطقهای و درگیریهای نظامی قرار گرفتهاند. اگرچه تداوم یک آتشبس شکننده تا حدی از بروز درگیریهای گسترده جلوگیری کرده، اما التهابات مداوم، حملات گاهوبیگاه و ریسکهای محیطی پیوسته، فضای روانی جامعه را تحت الشعاع قرار داده است. سفر و خرید در مناطق آزاد، نیازمند آرامش خاطر و احساس امنیت پایدار است؛ اما در شرایطی که سایه ناامنی و تنش بر مناطق جنوبی سنگینی میکند، طبیعی است که خانوادهها سفر به این مناطق را از اولویتهای خود حذف کنند. این رویدادها، نهتنها شریان گردشگری را در این جزیره کمرمق کرده، بلکه بر آتش رکود بازارهایی که تمام حیاتشان به حضور مسافر وابسته است، دامن
زده است.
روایات پردرد، ویدیوهای گلایهآمیز کسبه در فضای مجازی و راهروهای خالی از مشتری در بازارهای قشم و سایر شهرها، زنگ خطری جدی و رسا برای تصمیمگیران و سیاستگذاران اقتصادی کشور است. نمیتوان از یک سو با سیاستهای تورمزا، عدم کنترل نرخ ارز و خلق پول بیضابطه قدرت خرید مردم را بلعید و از سوی دیگر با قطعی زیرساختهای پایه نظیر برق و بیتوجهی به چالشهای کسبوکارهای خرد، انتظار رونق و پویایی بازارها را داشت.
دیدگاه تان را بنویسید