روایتی از رواج پدیده «قحطی نوین» در جامعه؛
مواد غذایی هست، اما نه در یخچال خانههای مزدبگیران!
نسرین هزاره مقدم
«در مملکت ما ایران، تخممرغ یکی یکپول است... خوراکی در ایران ابداً شأنی ندارد و به حدی فراوان و ارزان است که اکثر از مردمان بیبضاعت در سال، پول برای خوراکش نمیدهد که همه جا سفره گسترده است».
فعال صنفی بازنشستگان کارگری: با ماهانه ۱۶ تا ۲۰ میلیون تومان چقدر میتوان خرید کرد؟ آیا مسئولان و مقامات یکبار از خود پرسیدهاند چرا تعداد تراکنشهای بانکی ماهانه مردم ۱۰۳ میلیون کمتر شده و اکثر تراکنشها زیر ۶۰۰هزار تومان است
«ابراهیم صحافباشی» یکی از اولین ایرانیهایی بود که به دور دنیا سفر کرد. او طولانیترین سفر خود به گرد جهان را ۲۳ اردیبهشت ۱۲۷۶ خورشیدی (حدود ۱۴۰ سال قبل) با اجازه مظفرالدینشاه قاجار از بندر انزلی آغاز کرد و حدود هشت ماه و نیم بعد، از راه مرزهای جنوب شرقی به وطن بازگشت. او این جملات را در یکی از ایستگاههای قطار آهن به طرف برلین، در وصف همراهان فرنگی خود نوشته. صحافباشی مشاهدات خود از سفر به دور دنیا را با زبانی شیرین و دلچسب به نگارش درآورده و آنچه او را در مسیر برلن دچار حیرت ساخته، ارزشمند بودن چند دانه تخممرغ برای فرنگیهاست!
۱۴۰ سال بعد، همان تخممرغ یکپولی، به کالایی گران تبدیل شده؛ کالایی که هیچ زمان در ایران ابداً شأنی نداشت، حالا شأن و اعتبارش از دستمزد روزانه یک کارگر هم بیشتر شده است.
دوشنبه ۱۶ شهریورماه، دوباره تخممرغ گران شد. نرخ فروش تخممرغ فله درِ کارخانه از ۲۰۰هزار تومان به ۲۲۵هزار تومان برای هر کیلوگرم افزایش پیدا کرد یعنی ۱۲.۵درصد رشد داشت. این افزایش هنوز به یک شکل روی تمام بستههای فروشگاهی منتقل نشده اما نشانه روشنی از بالا رفتن فشار هزینه در ابتدای زنجیره است. در بازار مصرف، شانههای ۳۰ عددی از حدود ۴۹۶هزار و ۶۲ تومان تا حدود ۶۲۰هزار تومان به فروش میرسد.
در حالی یک شانه تخممرغ، البته قبل از اعمال افزایش مجدد قیمت تولیدکننده، ۶۲۰هزار تومان قیمت خورده که دستمزد روزانه کارگران مشمول قانون کار، فقط ۵۵۴هزار تومان است. قیاس همین دو عدد نشان میدهد که پول یک شانه تخممرغ از دستمزد روازنه کارگر کمتر است یعنی کارگر بعد از ۸ ساعت کار در روز، نمیتواند حتی یک شانه ۳۰تایی تخممرغ خریداری کند! احتمالاً پس از تسری گرانی ۱۲.۵درصدی قیمت درب کارخانه تخممرغ به بازار مصرف، قیمت هر شانه تخممرغ به ۷۰۰ یا حتی ۸۰۰هزار تومان خواهد رسید، یعنی به اندازه حقوق ۱.۵ روز یک کارگر حداقلبگیر!
وقتی کار برای امرار معاش کافی نیست
زندگی کارگر فقط تخممرغ نیست. همه کالاهای خوراکی در بازه یکساله منتهی به تیر و مرداد امسال بیش از ۱۰۰درصد افزایش قیمت داشتهاند (دادههای مرکز آمار هم تورم نقطه به نقطه خوراکیها را بیش از ۱۲۰درصد اعلام کرده). در یکی دو هفته اخیر نیز با صعود بیامان نرخ دلار به بالای ۲۲۰هزار تومان، یک موج خزنده گرانی، قیمت اقلام ساده سفرهها را یک پله بالاتر برده است. با افزایش قیمت سوم بنزین که از دیروز صبح اجرایی شده، احتمالاً یک تکانه تورمی جدید در بازار کالاهای اساسی اتفاق خواهد افتاد.
شرایط فعلی چیزی جز ایجاد قحطی در زندگی کارگران و مزدبگیران نیست. در بازار «کالاهای خوراکی» به وفور هست اما این اقلام ساده، از چنان شأن و ارزشی برخوردارند که پای سفرههای مردم نمینشینند
مشاهدات عینی نشان میدهد قیمت نان بربری کنجدی که قبل از شهریورماه در مرکز تهران ۲۵هزار تومان بود، در روزهای میانه شهریور به ۳۵هزار تومان رسیده است! قیمت تخممرغ نیز به شدت گران است و احتمالاً گرانتر هم میشود بنابراین نان و تخممرغ، یک غذای به شدت گران برای کارگریست که حدود ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیرد و مجبور است یک ماه تمام، با همین پول ناچیز روزگار بگذراند.
این شرایط، چیزی جز ایجاد قحطی در زندگی کارگران و مزدبگیران نیست. در بازار «کالاهای خوراکی» به وفور هست، اما این اقلام ساده، از چنان شأن و ارزشی برخوردارند که پای سفرههای مردم نمینشینند.
در سالهای اخیر، تورم پیاپی کالاهای اساسی به همراه سرکوب مدام مزدی، به گسترش پدیده شاغلان فقیر انجامیده؛ مزدبگیران حتی شاغلانی که روزی هشت ساعت، در یک فضای رسمی کار میکنند و بیمه هستند، توان خرید بسیاری از کالاها حتی خوراکیها را ندارند. وخامت اوضاع در ماههای اخیر تشدید شده است. کالا در بازار هست، اما با کار کردن نمیتوانی نیازهای روزمره خود را فراهم کنی. حتی ۳۰ سال جان کندن برای تامین حداقلهای سفره کافی نیست و بحران امروز را میتوان به سادگی «قحط مواد غذایی برای شاغلان فقیر» نامید.
کالاهایی که هستند، اما نه در دسترس
در تاریخ معاصر ایران، ما با چند دوره قحطی مواجه بودهایم که بزرگترین نمونه آن قحطی سنگین ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ شمسی، سه سال پس از پیروزی انقلاب مشروطه در جریان جنگ جهانی اول و تاخت و تاز عثمانی، روسیه و انگلیس در مرزهای سرزمینی ایران بود. آن زمان به نوشته مورخان، کرور کرور جمعیت شهرها در خیابانها از فرط گرسنگی بیهوش میشدند و به اغما فرو میرفتند اما در دورههای وفور و فراوانی، معمولاً مواد غذایی دغدغه مردم ایران به خصوص شاغلان نبوده. فردی که کار و شغل داشت، همواره به راحتی میتوانست خوراکیهای مورد نیاز خانواده را تامین کند و این روند تا چند سال پیش هم برقرار بود. حالا اما کالا و غذا به وفور هست، چیزی «قحط» نیست اما در یخچالهای بخش بزرگی از مردم، گوشت، مرغ و تخممرغ یافت نمیشود!
قحطی نوین در جامعه ایران
«خسرو رنجبری»، فعال صنفی بازنشستگان کارگری در این رابطه میگوید: قحطی فقط این نیست که کالا در فروشگاه و بازار نباشد. گاهی کالا هست اما مردم قدرت خرید آن را ندارند. امروز برای بخش بزرگی از جامعه، عملاً غذا و دارو در دسترس نیست. وقتی قیمت یک شانه تخممرغ، مبلغی بیش از دستمزد روزانه یک کارگر است، گفتن اینکه «کالا به وفور هست» به نوعی به سخره گرفتن اجتماع است. در قحطی سنتی، کالا نبود و مردم نمیتوانستند چیزی بخرند. در «قحطی نوین» کالا هست اما قیمت آن به حدی رسیده که مردم توان خرید ندارند.
او ادامه داد: پس مساله فقط وجود کالا نیست و مهمتر از آن، قدرت خرید مردم و امکان دسترسی واقعی به کالاهاست. با ماهانه ۱۶ تا ۲۰ میلیون تومان چه اندازه میتوان خرید کرد؟ آیا مسئولان و مقامات حاکمیت یکبار از خود پرسیدهاند چرا تعداد تراکنشهای بانکی ماهانه مردم ۱۰۳ میلیون کمتر شده و اکثر تراکنشها زیر ۶۰۰هزار تومان است!
رنجبری میافزاید: قحطی را فقط با موجودی انبارها نمیسنجند. قدرت خرید مردم هم بخشی از چرخه دسترسی به کالاست. مسئولان باید «امنیت غذایی مردم» را تامین کنند اما در عوض با تصمیمات غلط انقباضی و نئولیبرالی، فرودستان و طبقه متوسط را هر روز بیشتر دچار محرومیت میکنند.
امروز مزدبگیران توان دسترسی به بسیاری از کالاهایی را ندارند که در قفسههای فروشگاهها به وفور یافت میشود چون پولی برای خرید در جیبهای مردم نیست.
قحط مواد غذایی در سفرهها و یخچالهای مردم، محصول سیستمیست که برونداد معیشتی آن، فقیرترسازی شاغلان و افول هر روزه سطح زندگی طبقه کارگر است. تخممرغی که ۱۴۰ سال قبل در زمانه «ابراهیم صحافباشی» حداقل برای بخش عظیمی از مردم، ابداً شأنی نداشت و کنار سفرهها به وفور یافت میشد، حالا دور از دسترس است چون پول هر شانه تخممرغ بیشتر از دستمزد یک روز کارگر است.
دیدگاه تان را بنویسید