دو روز بی‌خبری از جان‌باختن یک پزشک

در روز‌های اخیر نیز خبر درگذشت دکتر افرا مهردل، رزیدنت پزشکی قانونی بیمارستان بهارلو، در فضای مجازی منتشر شد؛ پزشکی که درباره علت مرگ او روایت‌های متفاوتی مطرح شده و برخی احتمال خودکشی و برخی دیگر احتمال قتل را مطرح کرده‌اند. فارغ از اینکه نتیجه بررسی‌های رسمی درباره علت مرگ چه خواهد بود، پرسش مهم این است که چگونه ممکن است یکی از اعضای کادر درمان در محل استراحت خود در بیمارستان جان ببازد و تا دو روز کسی متوجه مرگ او نشود؟ این پرسش، در کنار آمار‌های نگران‌کننده درباره خودکشی رزیدنت‌ها، بار دیگر موضوع سلامت روان، امنیت و حمایت از کادر درمان را به یکی از مسائل جدی نظام سلامت تبدیل  کرده است.

هادی یزدانی، پزشک و دکترای حرفه‌ای پزشکی که طی سال‌های اخیر در خصوص اطلاع‌رسانی درباره خودکشی پزشکان بسیار فعال بوده، به خبرآنلاین می‌گوید: در مورد فوت پزشک خانم «افرا مهردل، رزیدنت پزشکی قانونی بیمارستان بهارلو» باید بگویم وقتی برای من به عنوان ناظر بیرونی که دارم این خبر را می‌خوانم، یک‌سری سؤال و ابهام ایجاد می‌شود؛ اول اینکه یک رزیدنت پزشکی قانونی که خودش در معرض مرگ، علل مرگ و... است، به چه نقطه‌ای می‌رسد و چه اتفاقی می‌افتد که این تصمیم را می‌گیرد و خودش را می‌کشد؟

او ادامه می‌دهد: رزیدنت پزشکی قانونی، به دلیل نوع رشته‌اش، فرسودگی شغلی بالایی دارد و به یک معنا با مرگ بی‌واسطه‌تر از بقیه پزشکان مواجهه دارد. بعد اینکه چه اتفاقی در بیمارستان بهارلو افتاده و چقدر آنجا بی‌در و پیکر است که کسی دو روز به آن پاویون (محل رفت‌وآمد و تعویض شیفت و خوابیدن پزشکان) نرفته و هیچ‌کس خبر نداشته است؟ مرگ است، خودکشی است یا قتل است؟ این برای من سؤال و محل ابهام است.

یزدانی تأکید می‌کند: خود پزشکی قانونی بیاید و راجع به رزیدنتش جواب بدهد؛ نظر رئیس پزشکی قانونی و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و همچنین نظر و توضیح رئیس بیمارستان بهارلو در مورد مرگ پزشک خانم «افرا مهردل، رزیدنت پزشکی قانونی بیمارستان بهارلو» و دو روز بی‌اطلاعی از جان‌باختن او در اتاق محل کارش چیست؟

او می‌گوید: من می‌دانم که الان بحث تحریم‌ها مطرح است، بحث تأمین کیت‌های آزمایشگاهی، بحث تأمین دارو و تجهیزات پزشکی مطرح است؛ همه اینها را می‌دانم، اما آدم‌هایی در داخل ساختار وزارتخانه هستند که باید در این خصوص پیگیر بوده و پاسخگو باشند.

او تصریح می‌کند: به نظر من مرگ پزشک خانم «افرا مهردل، رزیدنت پزشکی قانونی بیمارستان بهارلو» مرگی پر از ابهام است و باید توسط پزشکی قانونی، دانشگاه علوم پزشکی و... پیگیری و شفاف‌سازی شود.

او می‌گوید: بیمارستانی که کادر درمان خودش را نتواند حفظ کند، چه صلاحیتی دارد که خدمات درمانی بدهد؟ من اگر مسئولی از یک نهاد نظارتی بودم، تا تکلیف این ماجرا مشخص نمی‌شد اجازه خدمت‌رسانی به این بیمارستان نمی‌دادم؛ چطور است که یک نفر از کادر خود بیمارستان می‌میرد و دو روز بعد مسئولانش خبردار می‌شوند؟ چه اتفاقات دیگری بالقوه می‌تواند داخل این بیمارستان بیفتد که مسئولانش نسبت به آن آگاهی و اطلاعی ندارند و رسانه‌ای هم نشود؟

صدای من وقتی به بقیه می‌رسد 

که یک پزشک خودش را کشته!

هادی یزدانی، پزشک و دکترای حرفه‌ای پزشکی، در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین می‌گوید: مسئله خودکشی پزشکان و رزیدنت‌ها تا یک زمانی انکار می‌شد و به‌وضوح از آن صحبت نمی‌شد و سعی می‌کردند که اگر مسئله‌ای هست، در خفا بماند و علنی نشود؛ همان‌طور که راجع به خودکشی‌هایی که بین سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱-۱۴۰۲ رخ می‌داد، شما عملاً می‌بینید که تقریباً همه در فاز انکار است؛ خانواده‌ها، مسئولان و پس از این دو، رسانه هم به تبع دو مورد نخست، وقتی اطلاعاتی به دستش نرسد، دغدغه‌ای برایش نخواهد بود و نمی‌تواند ورود نتیجه‌بخشی داشته باشد.

این پزشک می‌گوید: مشخصاً در دو سال گذشته و بعد از پرونده مربوط به خودکشی «پرستو بخشی»، یک تلاش رسانه‌ای انجام شد که مسئله خودکشی پزشکان دیده شود و این زخم دوباره به رسمیت شناخته شود. رسانه هم اینجا کمک کرد و مسئله دیده شد؛ آن‌قدر دیده شد که در برنامه وزیر بهداشت فعلی، یعنی دکتر ظفرقندی، واژه «خودکشی پزشکان» و تلاش برای برطرف کردن عوامل آن دیده شد و نوشته شد و این در تاریخ کشور و همچنین در نظام دینی مسئله مهمی است؛ اصلاً خود مسئله خودکشی به رسمیت شناخته شود که چنین پدیده‌ای داریم و با کلمات خیلی بهداشتی و با کلمات عجیب و غریبی، چون «مرگ خودخواسته» و «مرگ نابهنگام» و... 

تفسیر نشود.

یزدانی می‌گوید: خودکشی، خودکشی است؛ نه قهرمانانه است، نه ضدقهرمانانه است، نه ممدوح است و نه مذموم؛ اتفاقی است که برای برخی آدم‌ها می‌افتد و چندفاکتوری و چندعاملی است و هیچ‌وقت تک‌عاملی نیست و ما هم خودکشی را تک‌عاملی نمی‌بینیم و هیچ‌وقت هم در بحث‌ها نگفتیم که وزارت بهداشت مقصر است، نظام اداری و بروکراسی دانشگاه‌های علوم پزشکی یا شبکه‌های بهداشت مقصرند. یک سلسله عوامل و اتفاقاتی رخ می‌دهد که یک فرد را به این نقطه می‌رساند؛ این فرد می‌تواند یک دانشجو یا رزیدنت باشد، می‌تواند استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران باشد که در موارد مرگ ۱۴۰۳ چنین چیزی  را داشتیم.

ماجرای مرگ پزشک جوانی که هیچ‌کس کمک نکرد 

مشکلش حل شود و خودش را کشت!

این پزشک می‌گوید: سال گذشته یک اتفاقی افتاد و ورای تروما‌های شخصی که در زندگی من داشته، من خودم به عنوان یک نفر، آدمی که توی جامعه مدنی هستم، هیچ مسئولیتی هم نداشتم و ندارم، در معرض انواع و اقسام اخبار از دانشکده‌ها، شبکه‌های بهداشت‌ها و استان‌های مختلف بودم. یک عامل باعث فروپاشی من شد؛ اینکه یک پزشک خانم که اصالتاً ایرانشهری بود، زیر یکی از توییت‌های من که در مورد پرستو بخشی بود، کامنت گذاشت («پرستو بخشی که مرده، زنده‌ها را دریابید») و من بعد از این کامنت به او پیام دادم و از او پرسیدم که آیا مشکلی دارد و بعد مشکلش را برای من بیان کرد.

یزدانی می‌گوید: من یک سال و خرده‌ای درگیر مشکل این پزشک خانم بودم، کامنت‌های زیادی رد و بدل شد، با دانشگاه علوم پزشکی مربوطه تماس گرفتم که کمکش کنند و هیچ‌کس به این دختر کمک نکرد و در نهایت پارسال خودکشی کرد و خودش را کشت.

او می‌گوید: یک آدم به من پناه آورد و من به دلیل عدم همراهی مسئولان مربوطه، به شخصه نتوانستم برای او کاری کنم و این برای شکست من کافی بود.

آن‌طور که از کامنت‌های مرتبط با خبر خودکشی دکتر افرا مهردل، رزیدنت پزشکی قانونی بیمارستان بهارلو، مشخص است، احتمال خودکشی این پزشک زیاد است و البته برخی هم موضوع قتل را مطرح کرده‌اند که باید دید مسئولان چگونه این ابهامات را رفع و شفاف‌سازی می‌کنند.