دیدار مقامات آمریکا با جداییطلبان آلبرتا، بحران جدید رقم زد؛
از تعرفه تا تجزیه؛ سایه ترامپ بر امنیت ملی کانادا
رامین پرتو
رویارویی میان ایالات متحده و کانادا در دوران بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، دیگر صرفاً در چارچوب اختلافات تجاری و تعرفهای قابل تحلیل نیست و آنچه در هفتهها و ماههای اخیر میان واشنگتن و اتاوا جریان دارد، نشانههایی آشکار از ورود این تنش به سطوح سیاسی، حاکمیتی و حتی امنیت ملی دارد؛ روندی که با افشای دیدارهای محرمانه مقامهای آمریکایی با گروههای جداییطلب استان نفتخیز آلبرتا، ابعاد تازهای به خود گرفته است.
در همین چارچوب، واکنش صریح مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، به گزارشهای منتشرشده درباره تماس وزارت خارجه آمریکا با پروژه شکوفایی آلبرتا(APP)، نشان داد که دولت کانادا این تحرکات را نه یک مسئله حاشیهای، بلکه تهدیدی مستقیم علیه حاکمیت ملی خود تلقی میکند. کارنی تأکید کرد که انتظار دارد واشنگتن به تمامیت ارضی کانادا احترام بگذارد و تصریح کرد که موضوع جداییطلبی آلبرتا هرگز در گفتوگوهای مستقیم او با دونالد ترامپ مطرح نشده است. اما همزمان، اظهارات برخی مقامهای آمریکایی، از جمله وزیر خزانهداری ایالات متحده که به صراحت از «آمدن آلبرتا به آمریکا» سخن گفته، نشان میدهد که این تماسها نه اتفاقی و نه بیارتباط با راهبرد کلان دولت ترامپ در قبال کانادا بوده است!
آلبرتا: نقطه اتصال انرژی، سیاست
و فشار حاکمیتی
استان آلبرتا، بهعنوان قلب انرژی کانادا، نقشی کلیدی در معادلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی این کشور ایفا میکند. این استان محصور در خشکی، با ذخایر عظیم نفت و گاز، سالهاست که از سیاستهای دولت فدرال در اتاوا، بهویژه در حوزه محیط زیست، خطوط لوله و صادرات انرژی، ناراضی است. همین نارضایتیها زمینه اجتماعی لازم را برای رشد جریانهای جداییطلب فراهم کرده است؛ جریانی که اگرچه هنوز اکثریت جامعه آلبرتا را نمایندگی نمیکند، اما طبق نظرسنجیها، حدود ۳۰ درصد از ساکنان این استان را با خود همراه کرده است.
صادرات ۹۸ درصدی انرژی کانادا به آمریکا، بهگفته وزیر انرژی این کشور، یک «اشتباه استراتژیک» بوده و اکنون اتاوا بهدنبال تنوعبخشی به بازارهای خود است و حالا هند، با رشد سریع تقاضای انرژی، میتواند مقصدی جذاب برای نفت، گاز طبیعی مایع و اورانیوم کانادا باشد
در چنین فضایی، گزارش فایننشالتایمز مبنی بر برگزاری سه نشست میان مقامهای وزارت خارجه آمریکا و گروه APP، زنگ خطر را برای اتاوا به صدا درآورد. این گروه نهتنها خواهان برگزاری همهپرسی استقلال آلبرتا است، بلکه بهدنبال دریافت یک خط اعتباری ۵۰۰ میلیارد دلاری از آمریکا برای دوران پس از جدایی است؛ موضوعی که بهوضوح نشاندهنده پیوند خوردن پروژه جداییطلبی با منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی واشنگتن است.
نگاه دولت کانادا به این دیدارها کاملاً منفی و امنیتی است. از منظر اتاوا، هرگونه تماس یک دولت خارجی با گروههایی که بهدنبال تجزیه کشور هستند، دخالت مستقیم در امور داخلی و نقض حاکمیت ملی محسوب میشود. واکنش تند دیوید ابی، نخستوزیر بریتیش کلمبیا، که این اقدام را «خیانت» توصیف کرد، بازتابدهنده اجماع نسبی در میان نخبگان سیاسی کانادا درباره خطرناک بودن این روند است.
در واقع، تحریک یا حتی مشروعیتبخشی ضمنی به جداییطلبی آلبرتا، میتواند اهرمی قدرتمند برای واشنگتن باشد تا در مذاکرات تجاری و سیاسی، اتاوا را تحت فشار قرار دهد؛ اهرمی که هزینههای آن برای کانادا بهمراتب سنگینتر از تعرفههای فولاد و آلومینیوم است.
ترامپ علیه کانادا: از جنگ تعرفهای
تا بازآرایی ژئوپلیتیکی
برای درک رفتار دولت ترامپ در قبال کانادا، باید آن را در چارچوب نگاه کلی ترامپ به نظم اقتصادی و سیاسی بینالمللی تحلیل کرد. ترامپ بارها نشان داده که به تجارت آزاد مبتنی بر قواعد چندجانبه اعتقادی ندارد و روابط اقتصادی را ابزاری برای اعمال فشار سیاسی میداند. کانادا، با وابستگی شدید اقتصادی به بازار آمریکا (بهگونهای که بیش از ۷۵ درصد صادراتش راهی ایالات متحده میشود) یکی از آسیبپذیرترین شرکای تجاری واشنگتن در این معادله است.
اظهارات تیف مکلم، رئیس بانک مرکزی کانادا، مبنی بر پایان دوران تجارت آزاد مبتنی بر قواعد با آمریکا، نشان میدهد که نهادهای اقتصادی کانادا نیز به این جمعبندی رسیدهاند که دوران «عادیسازی» روابط با واشنگتن به سر آمده است. تعرفههای ترامپ بر خودرو، فولاد، آلومینیوم و چوب، نهتنها به صنایع کانادایی ضربه زده، بلکه پیشبینیپذیری اقتصاد این کشور را نیز بهشدت کاهش داده است.
واکنش صریح مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، به گزارشهای منتشرشده درباره تماس وزارت خارجه آمریکا با پروژه شکوفایی آلبرتا(APP) و جداییطلبان این ایالت نشان داد که دولت کانادا این تحرکات را نه یک مسئله حاشیهای، بلکه تهدیدی مستقیم علیه حاکمیت ملی خود تلقی میکند
در این میان، توافقنامه تجارت آزاد آمریکا، مکزیک وکانادا (USMCA) به نقطهای حساس رسیده است. اگرچه هنوز بیش از ۸۵ درصد تجارت دوجانبه بدون تعرفه انجام میشود، اما بازنگری قریبالوقوع این توافق، یک ریسک بزرگ برای اقتصاد کانادا محسوب میشود. دولت ترامپ صراحتاً اعلام کرده که یا به دنبال تغییرات اساسی در این توافق است یا حتی احتمال لغو کامل آنرا منتفی نمیداند.
از منظر ترامپ، کانادا باید یا با قواعد جدید بازی آمریکا کنار بیاید یا هزینههای سنگینی بپردازد؛ هزینههایی که میتواند شامل فشار اقتصادی، تهدید حاکمیتی و حتی بیثباتسازی سیاسی باشد. در این چارچوب، تماس با جداییطلبان آلبرتا، اظهارات تحقیرآمیز درباره «ایالت پنجاهویکم»، و تهدید به اعمال تعرفههای ۱۰۰ درصدی، همگی اجزای یک سناریوی فشار چندلایه علیه اتاوا هستند.
چین، هند و خشم ترامپ:
چرا تنوعگرایی کانادا تهدید است؟
یکی از محورهای اصلی خشم و نگرانی ترامپ، تلاش کانادا و بریتانیا برای گسترش روابط اقتصادی با چین است. از نگاه ترامپ، هرگونه نزدیکی متحدان سنتی آمریکا به پکن، تضعیف مستقیم راهبرد مهار چین محسوب میشود. اظهارات او درباره «خطرناک بودن» تجارت کانادا با چین و تهدید به اعمال تعرفههای سنگین، بازتاب همین نگرانی راهبردی است.
چین پس از آمریکا دومین شریک تجاری کانادا است و اتاوا، بهویژه در شرایط فشار فزاینده واشنگتن، ناگزیر به حفظ و حتی تقویت این رابطه خواهد بود. سفر مارک کارنی به چین و تأکید او بر تشکیل ائتلافهای جدید با کشورهای همفکر، نشاندهنده تلاش کانادا برای کاهش وابستگی یکجانبه به آمریکا و تطبیق با «واقعیت جدید» نظم جهانی است؛ واقعیتی که خود کارنی در داووس از آن سخن گفته است.
در کنار چین، چرخش کانادا به سوی هند در حوزه انرژی نیز برای ترامپ نگرانکننده است. صادرات ۹۸ درصدی انرژی کانادا به آمریکا، بهگفته وزیر انرژی این کشور، یک «اشتباه استراتژیک» بوده و اکنون اتاوا بهدنبال تنوعبخشی به بازارهای خود است. هند، با رشد سریع تقاضای انرژی، میتواند مقصدی جذاب برای نفت، گاز طبیعی مایع و اورانیوم کانادا باشد.
اما این نزدیکی، در زمانی رخ میدهد که ترامپ هند را نیز بهدلیل خرید نفت روسیه تحت فشار تعرفهای قرار داده است. از نگاه ترامپ، همگرایی کانادا و هند در حوزه انرژی، میتواند بخشی از یک بلوکبندی جدید اقتصادی باشد که نفوذ و اهرم فشار آمریکا را تضعیف میکند.
در مجموع، خشم ترامپ از کانادا نه صرفاً ناشی از اختلافات تجاری، بلکه حاصل نگرانی عمیقتر او از تغییر رفتار یک متحد سنتی است؛ متحدی که دیگر حاضر نیست تمام تخممرغهای اقتصادی و سیاسی خود را در سبد واشنگتن بگذارد.
فرجام سخن
آنچه امروز میان آمریکا و کانادا جریان دارد، نشانهای از یک گذار پرتنش در روابط دو کشور است؛ گذاری از شراکت باثبات به رقابت پرریسک. تماس با جداییطلبان آلبرتا، جنگ تعرفهای، تهدید توافقهای تجاری و خشم از نزدیکی اتاوا به چین و هند، همگی اجزای راهبرد فشار حداکثری ترامپ علیه کانادا هستند. در مقابل، کانادا نیز با درک این واقعیت که «بازگشت به قبل از ترامپ» ممکن نیست، بهدنبال تنوعبخشی به شرکای خود و بازتعریف جایگاهش در نظم اقتصادی جهانی است که میتواند آینده روابط دو کشور را بهطور بنیادین تغییر دهد.
دیدگاه تان را بنویسید