برگزاری هالووین در تهران زیر سایه ممنوعیت و تهدید پلمب؛
چرا شادی ممنوعه جذابتر میشود؟
سایه جنگ، اخبار تلخ منطقهای و فشارهای اقتصادی عرصه را بر زندگی مردم تنگ کرده است، اما خیابانهای تهران در آخر هفته گذشته حالوهوای متفاوتی داشتند. جوانانی با گریمهای ترسناک، لباسهای عجیب و خودروهای تزیینشده به استقبال جشن هالووین رفتند؛ مناسبتی که برگزاری آن پیش از این با هشدار اتاق اصناف درباره برخورد با کافههای برگزارکننده و پلمب آنها همراه شده بود. با این حال، تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان داد که این هشدارها نتوانسته مانع برگزاری مراسم شود.
محدودیتها البته فقط به کافهها و فضاهای شهری محدود نماند. اداره میراث فرهنگی آران و بیدگل نیز با صدور اطلاعیهای، برگزاری مراسم غیرمتعارف با عنوان هالووین و برگزاری تورهای گروهی، سافاری و گشتهای آفرود بدون مجوز قانونی را ممنوع اعلام کرد. در این اطلاعیه از فعالیت گشتهای نظارتی با همکاری مراجع انتظامی و امنیتی در مناطق کویری و مبادی ورودی خبر داده شده و نسبت به برخورد قانونی، توقیف خودرو، لغو کارت راهنمای گردشگری و معرفی متخلفان به مراجع قضایی هشدار داده شده است.
محمدجواد عبدلی، رئیس میراث فرهنگی آران و بیدگل، نیز به همشهری گفته است که در پی انتشار تبلیغات تورهای هالووین، موضوع برای جلوگیری از برگزاری برنامههای خارج از ضوابط پیگیری شده است. او با اشاره به تبلیغات تورها برای روزهای پنجشنبه و جمعه، از انجام اقدامات نظارتی و نبود مشکل خاص خبر داده است.
اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چرا در کشوری که با بحرانهای مختلف، از نگرانیهای ناشی از جنگ گرفته تا گرانی و تنگناهای معیشتی روبهروست، نسل جوان با وجود محدودیتها و هزینههای برگزاری چنین مراسمی همچنان به استقبال یک جشن وارداتی میرود؟ آیا ماجرا صرفاً علاقه به یک مناسبت خارجی است یا باید آن را در چارچوب گستردهتری از نیازهای اجتماعی و فرهنگی نسل جدید بررسی کرد؟
وقتی شادی به مسئلهای فراتر از سرگرمی تبدیل میشود
یکی از دلایل جذابیت چنین مناسبتهایی را باید در محدودیتهای موجود برای ابراز شادی در فضای عمومی جستوجو کرد. در ایران، بسیاری از تجمعهای شادمانه جمعی با موانع و برخوردهای مختلف روبهرو میشوند؛ از چهارشنبهسوری گرفته تا مراسمی مانند هالووین. در چنین شرایطی، وقتی فضای کافی برای تخلیه هیجان و تجربه شادی جمعی وجود نداشته باشد، جوانان ممکن است به هر فرصتی برای دورهمبودن و تجربه لحظههایی متفاوت روی بیاورند.
در تحلیلهای جامعهشناختی که رویداد۲۴ به آنها اشاره کرده، هالووین برای بخشی از نسل جوان نوعی «سوپاپ اطمینان» تلقی میشود؛ فرصتی برای فاصلهگرفتن موقت از فشارهای زندگی روزمره و تجربه فضایی متفاوت. جذابیت این مناسبت را نیز نمیتوان فقط با علاقه به فرهنگ غربی توضیح داد. هالووین امکان بازی با هویت، ظاهر و قواعد معمول زندگی را فراهم میکند. جوانان میتوانند با پوشیدن لباسهای غیرمتعارف و استفاده از گریمهای متفاوت، برای چند ساعت از تصویری که جامعه از آنها انتظار دارد فاصله بگیرند.
پنهانشدن پشت نقابها و لباسهای عجیب، در این معنا فقط یک سرگرمی نیست؛ فرصتی است برای تجربه آزادی در انتخاب ظاهر و شیوه حضور اجتماعی. در جامعهای که درباره پوشش و رفتار عمومی محدودیتهایی وجود دارد، همین امکان انتخاب میتواند به جذابیت چنین مراسمی اضافه کند.
از سوی دیگر، تهدید به پلمب کافهها یا برخورد با تورهای گردشگری ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد. وقتی یک دورهمی چندساعته به موضوع برخورد و تهدید تبدیل میشود، احتمال دارد برای شرکتکنندگان معنایی فراتر از تفریح پیدا کند و به نوعی ابراز استقلال در انتخاب سبک زندگی تبدیل شود. به این ترتیب، مراسمی که در اصل با هدف سرگرمی برگزار میشود، میتواند به نمادی از مقاومت در برابر محدودیتهای اجتماعی نیز تبدیل شود.
فرار از بنبست اقتصادی با خرجکردن برای امروز
یکی از تناقضهای قابل توجه در برگزاری هالووین، هزینههایی است که جوانان برای تهیه لباس، وسایل گریم و تزیینات متحمل میشوند؛ آن هم در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه با کاهش قدرت خرید و دشواری تأمین هزینههای زندگی روبهروست.
وقتی مسیرهایی مانند خرید خانه، تهیه خودرو، دستیابی به شغل باثبات و تشکیل زندگی مستقل برای بسیاری از جوانان دشوار یا دور از دسترس میشود، انگیزه برای پسانداز و برنامهریزی بلندمدت نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد. در چنین شرایطی، بخشی از افراد ترجیح میدهند پول محدود خود را صرف تجربههایی کنند که در زمان حال برایشان شادی و رضایت ایجاد میکند.
البته نمیتوان رفتار همه شرکتکنندگان در یک جشن را به ناامیدی اقتصادی نسبت داد، اما نمیتوان تأثیر نااطمینانی درباره آینده را نیز نادیده گرفت. برای نسلی که بخش مهمی از زندگیاش با نگرانی درباره اشتغال، درآمد و مسکن سپری میشود، چند ساعت تفریح و فاصلهگرفتن از روزمرگی میتواند ارزشی فراتر از هزینهای داشته باشد که برای آن پرداخت میکند.
در واقع، این رفتار را میتوان تلاشی برای بازپسگرفتن لحظههای زندگی دانست؛ تلاشی برای اینکه فشارهای اقتصادی و نگرانیهای دائمی، تمام فرصت تجربه شادی را از افراد نگیرند.
نسل شبکههای اجتماعی و شکست سیاستهای دستوری
جوانان امروز از طریق اینترنت و شبکههای اجتماعی بهطور مستمر با شیوههای زندگی، مناسبتها و الگوهای فرهنگی در نقاط مختلف جهان ارتباط دارند. در نتیجه، مناسبتهایی مانند هالووین و ولنتاین برای بخشی از آنها به تجربههایی آشنا تبدیل شدهاند؛ تجربههایی که الزاماً با چارچوبهای فرهنگی نسلهای پیشین همخوانی ندارند.
تجربه نشان داده است که بخشنامه و تهدید نمیتواند بهسادگی ذائقه فرهنگی مردم را تغییر دهد. ممنوعیت برگزاری چنین مراسمی ممکن است فقط محل برگزاری آنها را تغییر دهد و دورهمیها را از کافهها و فضاهای عمومی به خانهها، پارکینگها و محیطهای غیررسمی منتقل کند. همانطور که در تهران، با وجود هشدارهای صنفی، تصاویر برگزاری مراسم در شبکههای اجتماعی منتشر شد و در آران و بیدگل نیز تبلیغات تورهای مرتبط با این مناسبت به صدور اطلاعیه و هشدارهای نظارتی انجامید.
مسئله مهمتر این است که نسل جدید، سبک زندگی و انتخابهای شخصی خود را صرفاً بر اساس الگوهای رسمی تعریف نمیکند. این نسل خواهان امکان بیشتری برای انتخاب پوشش، تفریح، معاشرت و تجربههای فرهنگی است. در چنین شرایطی، سیاستهای مبتنی بر تهدید و برخورد، بدون توجه به دلایل اجتماعی استقبال از این مناسبتها، نمیتوانند پاسخگوی نیازهای نسل جوان باشند.
شادی؛ نیازی که با بخشنامه از میان نمیرود
هالووین در تهران و تبلیغات تورهای کویری مرتبط با آن را باید فراتر از یک جشن وارداتی و مجموعهای از لباسها و گریمهای عجیب بررسی کرد. مسئله اصلی این است که در جامعهای گرفتار فشارهای اقتصادی، نگرانیهای ناشی از جنگ و محدودیتهای اجتماعی، چه اندازه امکان تجربه شادی و تفریح در زندگی روزمره وجود دارد.
مسئله هالووین در نهایت نه بر سر یک جشن خارجی، بلکه درباره حدود اختیار مردم در انتخاب شیوه زندگی است. وقتی حتی یک دورهمی چندساعته میتواند به موضوع تهدید، پلمب یا برخورد قانونی تبدیل شود، طبیعی است که بخشی از جامعه آن را فراتر از یک سرگرمی معمولی ببیند.
نمیتوان انتظار داشت نسلی که از طریق شبکههای اجتماعی با جهان ارتباط گستردهای دارد، بهسادگی از تنوع فرهنگی و سبکهای مختلف زندگی چشمپوشی کند. همچنین نمیتوان با پلمب کافهها یا صدور هشدارهای صنفی و گردشگری، میل به معاشرت، تفریح و تجربههای تازه را از میان برد.
هالووین امسال بیش از آنکه درباره ترس و نقاب باشد، درباره نسلی بود که نمیخواهد تمام زندگیاش در چارچوب بحران، گرانی و محدودیت تعریف شود. شاید مهمترین پرسش نه چرایی استقبال جوانان از یک جشن وارداتی، بلکه چرایی تبدیلشدن شادی به موضوعی است که برای تجربه آن باید از موانع متعدد عبور کرد.
دیدگاه تان را بنویسید