نکته قابل‌توجه در مورد این توافق اجرای مفاد آن است. توافق ادلب برای آینده چشم‌گیر و حائز اهمیت است. اگر روسیه و ترکیه بتوانند این توافق را به انجام برسانند، همکاری‌هایشان در سوریه از آستانه استراتژیک دو کشور فراتر می‌رود کارشناسان در تعجب هستند که چرا پوتین اساسا پیشنهاد اردوغان را پذیرفت. یک پاسخ سریع به این پرسش می‌تواند این باشد که رئیس جمهوری روسیه قصد داشت روابط خود با ترکیه را مستحکم‌تر و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را تضعیف کند

سجاد موسوی راضی

روزنامه دیلی صباح گزارش داد چنانچه روسیه و ترکیه بتوانند توافق ادلب را به سرانجام برسانند، همکاری آنها در سوریه به این معنی خواهد بود که این دو کشور از آستانه استراتژیک عبور کرده‌اند.

توافق ادلب که در واقع زاییده افکار رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه و ولادمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه است مورد استقبال دولت‌های سراسر جهان قرار گرفته است. پیش از این توافق، هیچکس انتظار نداشت که نیروهای دولت سوریه با حمایت روسیه حملات قریب‌الوقوع خود به ادلب را متوقف کنند.

این توافق از بروز یک فاجعه انسانی و احتمالا موج جدیدی از مهاجرت‌ها جلوگیری کرد. در همین حال، رسیدن به این توافق برای ترکیه یک پیروزی دیپلماتیک تلقی می‌شود. هیجان دستیابی به توافق خیلی زود فروکش کرد و سئوال‌هایی مطرح شد از قبیل اینکه منفعت چه کسانی در این توافق بیشتر رعایت شده است یا اینکه آتش بس چه مدت ادامه خواهد یافت؟ برخی از ناظران هشدار می‌دهند که گروه‌های تندرویی نظیر هیئت تحریر الشام (HTS)، که بر اساس توافق حاصله باید تا تاریخ 15 اکتبر 2018 (23 مهر 1397) خلع سلاح شوند، در مقابل هرگونه تلاش در این زمینه مقابله خواهند کرد.

در واقع، سخنگوی گروه HTS هم اکنون اعلام کرده است که هر کسی که سلاح خود را زمین بگذارد «خائن» به اسلام خواهد بود.

هنوز کارشناسان در تعجب هستند که چرا پوتین اساسا پیشنهاد اردوغان را پذیرفت. یک پاسخ سریع به این پرسش می‌تواند این باشد که رئیس جمهوری روسیه قصد داشت روابط خود با ترکیه را مستحکم‌تر کند و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را تضعیف کند.

بدون شک، نخستین کسانی که از توافق ادلب سود می‌برند کشورهای ترکیه و روسیه هستند. با این توافق ترکیه اطمینان یافت که مخالفان میانه‌رو می‌توانند در تنها منطقه محدود شده در نتیجه توافق آستانه، باقی بمانند. علاوه بر این، از هجوم مهاجران که بسیار محتمل بود جلوگیری شد و نیز اینکه آنکارا فرصت را از تهران و دمشق برای از میان برداشتن رقبایشان در سوریه، گرفت. روسیه نیز در جای خود همکاری‌های خود با ترکیه را افزایش داد و راهی برای کاهش فشارهای روبه افزایش بین‌المللی پیدا کرد، و از همه مهمتر اینکه از یک عمل انجام شده جلوگیری کرد؛ آمریکا ادعا کرده بود که روسیه از سلاح‌های شیمیایی در ادلب استفاده می‌کند.

نهایتا اینکه، مسکو توانست حمایت نظامی و دیپلماتیک ترکیه را برای از میان برداشتن گروه‌های تندرو‌ نخستین هدف حملات احتمالی از منطقه به دست آورد. به واسطه این توافق روسیه توانست ترکیه را، تنها کشوری که بر مخالفان سوریه نفوذ دارد، برای خود در بازی نگاه دارد و اثر حضور ایران در سوریه را متعادل سازد. در این رابطه، نقطه قابل ملاحظه اینجاست که ایران و رژیم بشار الاسد در میز مذاکره این توافق جایگاهی نداشتند، چراکه مسکو هر کاری که لازم بود انجام داد تا صدای تهران و دمشق بلند نشود.

بر کسی پوشیده نیست که روسیه، قدرتمندترین نیروی نظامی حاضر در سوریه، به دنبال راهی بوده است که ایران و رژیم صهیونیستی را همیشه و به طور همزمان در گوشه نظر داشته باشد. اما حادثه اخیری که برای یک فروند جنگنده روسی پیش آمد نشان داد که این استراتژی روس‌ها چقدر خطرناک بوده است. در ادامه، مسکو خواهد فهمید که تحت کنترل داشتن همه چیز چقدر دشوارتر می‌شود و به همین دلیل است که همکاری با ترکیه بسیار حیاتی است.

ممکن است برخی ادعا کنند که توافق ادلب جایگاه تهران را تضعیف کرد و در مذاکره با ترک‌ها موقعیت آنها را پائین آورد. بر خلاف تلاش‌های واشنگتن برای وارد کردن ایران به گفتگوها، تهران هیچگونه تلاشی برای همکاری نزدیکتر با آنکارا انجام نداد.

در عوض ایران بازی‌های ساده‌ای را انجام داد مانند انتشار ناگهانی اخبار دیدارهای محرمانه. این حقه در نهایت مورد استفاده رئیس جمهوری ترکیه قرار گرفت، یعنی کسی که تعهد مصالحه ناپذیرش به نجات ادلب مورد توجه جهانیان قرار گرفت.

ایرانی‌ها می‌خواهند یک توافق سربسته با ترکیه انجام دهند که شامل موضوعات منطقه‌ای از قبیل مسائل سوریه و عراق، مبارزه علیه تروریست‌های PKK و تحریم‌های آمریکا می‌شود. در این زمینه، توافق ادلب منافع ایران را نادیده گرفت، همینطور که منافع مخالفان میانه‌رو در سوریه را در نظر نگرفت.

نکته قابل توجه در مورد این توافق اجرای مفاد آن است. توافق ادلب برای آینده چشم‌گیر و حائز اهمیت است. اگر روسیه و ترکیه بتوانند این توافق را به انجام برسانند، همکاری‌هایشان در سوریه از آستانه استراتژیک دو کشور فراتر می‌رود. اجرای این توافق موجب می‌شود که گروه‌های مخالفان مورد حمایت ترکیه در سوریه ذینفعان قانونی جنگ داخلی این کشور باقی بمانند و مناقشه را وارد مرحله جدیدی بکنند. علاوه بر اینکه مسکو و آنکار موفق شدند اختلاف نظرهای خود را مدیریت کنند، توانستند در مورد شاخه سازمان تروریستی PKK در سوریه، یگان‌های مدافع خلق (YPG) در شمال سوریه و محدود کردن شبه نظامیان شیعه با یکدیگر همکاری کنند.

نمی‌شود باور کرد که اردوغان و پوتین بر سر ادلب به توافق رسیده باشند ولی در مورد توازن قدرت پس از توافق در سوریه گفتگو نکرده باشند. به هر روی این دو رهبر در آستانه عبور از مرزهای جدید همکاری هستند.