ماندن یا رفتن برانکو، «مساله» اصلی این روزهای پرسپولیس را تشکیل می‌دهد. طبیعی به نظر می‌رسد که پس از نتایج درخشان این سال‌ها، هواداران باشگاه به دنبال حفظ مرد کروات به هر قیمتی باشند اما ظاهرا مدیران باشگاه تصمیم دارند با سوءاستفاده از احساسات هواداران، هزینه لازم برای تمدید قرارداد با سرمربی‌شان را از آنها بگیرند. روشی که ثابت می‌کند «تکدی‌گری» در فوتبال ایران هرگز از بین نمی‌رود و تنها از یک مدیر به مدیر بعدی انتقال می‌یابد.

آریا رهنورد

طولانی‌ شدن دوران حضور برانکو در فوتبال ایران، این مربی را به شناخت کاملی از فوتبال ایران رسانده است. او با مصاحبه‌های اخیرش، احتمال جدایی از باشگاه پرسپولیس را جدی نشان داد و با تعیین ضرب‌الاجل برای مدیران باشگاه، هواداران را به تکاپو انداخت. حالا همه از «بحران» احتمالی در صورت جدایی این سرمربی صحبت می‌کنند و خواهان حفظ او به هر قیمتی هستند. اتفاقی که فصل گذشته میان وینفرد شفر و استقلال نیز شکل گرفت و سرانجام با دستور مستقیم وزیر ورزش، قراردادی با مرد آلمانی امضا شد که حالا استقلال برای عمل به مفاد آن با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند. ایوانکوویچ پیشنهاد خوبی از باشگاه الاهلی دریافت کرده و در صورت تداوم بدقولی‌ها، برای دومین بار در کشور عربستان مشغول به کار خواهد شد. او که فصل گذشته زمان بسیار زیادی را برای دریافت حقوق صبر کرد و حتی در چند نوبت خواستار پرداخت دستمزد بازیکنان به جای دستمزد خودش شد، حالا دیگر علاقه‌ای به صبر کردن ندارد و تنها در صورتی به تهران برمی‌گردد که همه طلب وصول‌ نشده‌اش را از پرسپولیس بگیرد. البته که این رقم، حق قانونی سرمربی باشگاه است و در هر شرایطی باید پرداخت شود اما طرفداران تیم سرخپوش پایتخت نباید تاوان مشکلات و ضعف‌های مدیریتی مجموعه را بدهند. شنیده می‌شود باشگاه تصمیم دارد با اعلام یک شماره حساب برای هوادارها، از آنها بخواهد که شخصا خودشان وارد عمل شوند و برانکو را ماندگار کنند. این سرمربی آنقدر روی سکوهای قرمز محبوب است که گروهی از هوادارها حاضر به پرداخت مبلغی برای ابقای او باشند اما اگر قرار است هر بار که تیم با مشکل روبه‌رو شد، تماشاگرها به جیب‌های خاک‌خورده خودشان رجوع کنند و سکه‌ای توی دست‌های باشگاه بگذارند، چرا پرسپولیس اصلا «مدیر» دارد؟ نقش این به اصطلاح مدیران به جز حضور در جلسه هیات مدیره برای مذاکره‌های بی‌نتیجه و استعفاهای بدون جواب، دقیقا چیست؟ اگر آنها همین امروز باشگاه را ترک کنند، آیا پرسپولیس ذره‌ای احساس کمبود خواهد داشت؟

مگر نه اینکه یک سامانه پیامکی، حامی مالی قرمزهای پایتخت است و درآمدزایی این سامانه، از راه ثبت‌نام هوادارها در سیستم ارزش افزوده تامین می‌شود؟ این خود مردم هستند که با عضویت در این سامانه‌ها، هر سال رقم سنگینی را به جیب سرخپوشان می‌ریزند

پرسپولیس و استقلال، برندهایی به ارزش معادن طلای ناب هستند اما قوانین در ایران، آنها را در محدودیت‌های زیادی قرار داده است. در همین فصل باشگاهی مثل لیورپول 250 میلیون یورو از راه دریافت حق پخش تلویزیونی، درآمدزایی کرده اما همه نبردهای این دو تیم پرطرفدار به صورت «رایگان» از تلویزیون پخش می‌شود و رسانه ملی بدون حتی هزار تومان هزینه، مالکیت پخش همه این مسابقه‌ها را در اختیار دارد. مدیران باشگاه پرسپولیس در حالی دوباره دست‌شان را به طرف هوادارها دراز کرده‌اند که تقریبا همه هزینه‌های جاری باشگاه، از سوی همین هوادارها تامین می‌شود. مگر نه اینکه یک سامانه پیامکی، حامی مالی قرمزهای پایتخت است و درآمدزایی این سامانه، از راه ثبت‌نام هوادارها در سیستم ارزش افزوده تامین می‌شود؟ این خود مردم هستند که با عضویت در این سامانه‌ها، هر سال رقم سنگینی را به جیب سرخپوشان می‌ریزند و شاید بدون اینکه خودشان بدانند، حتی خرج پروازها و هتل تیم را نیز پرداخت می‌کنند. با این همه، حتی این اتفاق هم برای باشگاه کافی نیست و هر روز دندان‌های تازه‌ای برای «پول هوادار» تیز می‌شود. هوادار ایرانی چه گناهی مرتکب شده که دلخوشی‌اش را به فوتبال گره زده و می‌خواهد که سرمربی موفق در تیم موفق حفظ شود؟ اگر قرار به «کمک مالی» زیر این فشار وحشتناک اقتصادی است، چرا ابتدا خود مدیران و بازیکنان باشگاه دست به کار نمی‌شوند؟ مدیرعامل سابق باشگاه بر اساس کدام قانون یا مصلحت، رقم 700 هزار دلار از پاداش آسیایی را دودستی تقدیم بازیکنان و اعضای کادر فنی باشگاه کرده است؟ چرا شجاع، بیرانوند و سایر بازیکنانی که این رقم سنگین را گرفته‌اند، برای کمک به ماندن پروفسور در تیم دست به کار نمی‌شوند؟ چرا خود برانکو که چنین پاداش بزرگی دریافت کرده، برای ماندن در پرسپولیس به مدیران این تیم تخفیف نمی‌دهد؟

حتی اگر باشگاه آنقدر در بن‌بست باشد که چاره‌ای به جز پول گرفتن از هوادار پیش روی خود نبیند، باز هم روش‌های خلاقانه‌تری برای این کار وجود دارد. روش‌هایی مثل فروش پیراهن اصلی پرسپولیس با امضای برانکو یا فروش یک محصول خاص هواداری از سوی باشگاه که به مراتب شرافتمندانه‌تر از تکدی‌گری با اعلام شماره حساب هستند. این طرح از دهه 60 تا امروز، بارها مورد آزمایش قرار گرفته و هر بار به سختی شکست خورده است. این بار هم بدون تردید هزینه‌های جمع شده در حساب باشگاه، نهایتا برای خرید یک تکه پیتزا برای مرد کروات مفید خواهد بود. چراکه هوادارها به خوبی می‌دانند که نباید کم‌کاری مدیریتی دیگران را با بریدن گلوی فرزندان‌شان جبران کنند.