تندروی و تناقض در تریبون قم ۱۴۰۵
سیدعلی خمینی چگونه به نوه مطلوب اصولگرایان تبدیل شد؟
سخنرانی تند سیدعلی خمینی در قم و استقبال گسترده رسانهها و چهرههای رادیکال از او، محصول یک اتفاق ناگهانی نیست؛ این حضور، حلقه تازهای از روندی است که از سال ۱۳۸۹ آغاز شد و طی آن، بخشی از جریان اصولگرا کوشید در برابر سیدحسن خمینی، از برادر کوچکترش چهرهای نزدیکتر، کمهزینهتر و قابلاعتمادتر بسازد.
به گزاش رویداد۲۴، فضای سیاسی کشور در روزهای پس از شهادت آیتالله خامنهای، آرایش جدیدی به خود گرفته است. در حالی که افکار عمومی و فعالان اقتصادی چشمانتظار سیگنالهای آرامشبخش از سوی دستگاه دیپلماسی برای ثبات بازار و استیفای حقوق ملت بودند، سخنرانی شب گذشته حجتالاسلام سیدعلی خمینی در مراسمی به مناسبت گرامیداشت یاد رهبر شهید، ناظران سیاسی را شگفتزده کرد. مواضع تند و کمسابقه او علیه روند مذاکرات و تاکید بر گزارههایی همچون «خیانت بودن مذاکره صلح»، بلافاصله با استقبال کمنظیر رسانهها و چهرههای طیف رادیکال از فارس و تسنیم گرفته تا رجانیوز و راه دیالمه مواجه شد؛ مواضعی که همزمان شده است با بلند شدن صدای تندروهایی که در روزهای اخیر با کلیدواژه «خونخواهی»، خاکریزهای دیپلماسی را هدف گرفتهاند.
سید علی خمینی چه گفت؟
سیدعلی خمینی در مراسم ختم رهبر شهید که جمعهشب در شبستان امام خمینی(ره) حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) برگزار شد، گفت: «برخی میگویند جنگ را ادامه دهید که جمهوریخواهان در انتخابات شکست بخورند. یعنی ما برای اینکه یک سگ زرد برود و شغال بیاید بجنگیم؟ ترامپ برود که چه کسی بیاید جایش؟ برای ما فرقی نمیکند، ما هم به دموکراتها میگوییم مرگ و هم به جمهوریخواهان.»
او به هر گونه توافق صلح با آمریکا تاخت و گفت «مذاکره به معنای صلح با آمریکا نیست؛ مذاکره نیز یکی از میدانهای نبرد است و هرکس بخواهد با ارسال پیام دوستی به آمریکا از اصول انقلاب عقبنشینی کند، مسیر درستی را دنبال نمیکند. هرکس بخواهد مذاکره کند برای اینکه با آمریکا به صلح برسد او خائن است، هرکس پیام دوستی به آمریکا بفرستد دهانش خبیث و نجس است.»
سید علی خمینی درباره تجمع شبانه مردم در میادین گفت : ملت ایران با درک شرایط حساس کشور به میدان آمد و تا زمانی که رهبر معظم انقلاب دستور دهند، این حضور و حمایت مردمی ادامه خواهد داشت.
جملات سیدعلی خمینی با رد ایده مذاکره برای صلح نیست و خائن خواندن هر کسی که به دنبال توافق صلح است و همچنین تشبیه انتخابات آمریکا به تقابل «سگ زرد و شغال»، عملاً بنزینی بر آتش این جریان رادیکال بود.
سخنان نوه امام، بلافاصله موجی از واکنشهای متضاد را در میان فعالان سیاسی برانگیخت که نشاندهنده شکاف عمیق تحلیلی در کشور است.
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در نقد این سخنان با یادآوری سیره خود امام خمینی (ره) نوشت: «مرحوم آیتالله خمینی وقتی که به نتیجه رسید ادامه جنگ هشت ساله به نفع کشور نیست، یک تنه وارد میدان شد و بررغم اصرارهای قبلیاش مبنی بر تداوم جنگ تا سرنگونی صدام حسین، به تعبیر تلخ خودش «جام زهر» را خورد تا نوشدارویی برای کشور و مردم باشد. او پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به هیچکدام از توصیههای مربوط به نادیده گرفتن مقاد آتشبس به دلیل ضعف عراق بر اثر پایبندی کامل به آنچه متعهد شده بود، تاکید کرد. نوه آن مرحوم، اما امروز چیزهایی گفت که هم تناقضآلود بود و هم شرایط را برای تصمیمگیران کشور در این وضعیت وانفسا دشوارتر کرد.»
عبدالرضا داوری، فعال سیاسی اصولگرا، در دفاع از سیدعلی خمینی و در پاسخ به زیدآبادی، او را «وارث منطق تکلیفمدار امام» دانست و نوشت: «احمد زیدآبادی در مقایسه سیدعلی خمینی با امام خمینی، دچار یک خطای تحلیلی شده است... آنچه امام خمینی را از بسیاری از سیاستمداران متمایز میکرد، تکلیفمداری بود... ایشان چند روز بعد [از قطعنامه]، حکم برخورد با منافقین و هفت ماه بعد فتوای ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد؛ تصمیماتی که میدانست هزینههای سنگین بینالمللی و دیپلماتیک خواهد داشت... سیدعلی خمینی بیش از دیگر اعضای خاندان امام، به ایشان شباهت دارد؛ نه فقط در چهره، بلکه در منطق تکلیفمدارانه. او در مواضع خود بیش از آنکه به واکنشها و هزینههای سیاسی بیندیشد، بر آنچه حق و تکلیف میداند تأکید میکند. او اشبهالناس به امام است؛ خلقاً، خُلقاً و منطقاً.»
تندروهای مجلس و رسانههای پایداری از سخنرانی سید علی خمینی به وجد آمدند. مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نوشت: «حس کردم خمینی دوباره زنده شده است... سخنان سیدعلی آقا فلسفهی سیاسی امام مجتبی (حفظه الله) درباره امریکاست... ما با آمریکا پدرکشتگی داریم و هرکس به فکر صلح با آمریکاست اگر خائن نباشد حتما فاقد عقل است. به حاج حسن آقا و حاج علی آقا خمینی بخاطر تبعیت از ولایت فقیه و تلاش خاندان بزرگوار خمینی برای قوام امامت سید مجتبی خامنهای درود میفرستیم.»
چرا تریبون قم به سیدعلی رسید؟
پس از حواشی مراسم وداع با رهبر فقید جمهوری اسلامی در مصلای تهران، از جمله قرائت آیهای که برخی آن را معنادار تفسیر کردند و ترک زودهنگام جایگاه از سوی سیدحسن خمینی، انتظار میرفت تریبونی رسمی در اختیار خانواده امام قرار گیرد تا نسبت و همراهی بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی با ساختار جدید قدرت بار دیگر به نمایش گذاشته شود.
با این حال، در حالی که سیدحسن خمینی در مراسم نماز مشهد حضور داشت، تریبون حساس مراسم قم در اختیار سیدعلی خمینی قرار گرفت. این انتخاب، با توجه به جایگاه سنتی سیدحسن بهعنوان سخنگوی اصلی خاندان امام، اقدامی معنادار بود. سیدحسن خمینی همواره چهره اصلی بیت امام در مناسبتهای رسمی بوده است؛ از مراسمهای ۱۴ خرداد و تجدید میثاق مسئولان تا حضور در انتخابات خبرگان. اما این بار، قرعه به نام برادر کوچکتر افتاد؛ چهرهای که طی بیش از یک دهه، رسانههای اصولگرا بهتدریج از او چهرهای مطلوبتر و نزدیکتر به گفتمان رسمی ساخته بودند.
سخنرانی اخیر سیدعلی خمینی را نمیتوان صرفاً یک حضور مناسبتی دانست. این سخنرانی، حلقه تازهای از یک روند قدیمی بود؛ آیه معنادار مصلا برای «مومنان خانهنشین» که بدون عذر از جهاد خودداری میکنند، در وصف سید حسن خوانده شده بود و جریانی که سالها سعی کرده در بیت امام به دنبال یک چهره کم هزینه تر و قابل اعتمادتر بگردد، نباید از این فرصت می گذشت؛ بنابراین تریبون به سید علی خمینی داده شد و اظهارات تند او علیه هر گونه توافق صلح، مهر تاییدی بر سالها سرمایه گذاری منتها الیه جناح راست بود.
دیدگاه تان را بنویسید