توافق ترامپ و پوتین، انشقاق سیاسی واشنگتن با متحدان اروپایی را تعمیق کرد؛
گازوئیل روسیه؛ محور اختلاف جدید فراآتلانتیکی
رامین پرتو
توافق دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین برای عرضه بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل روسیه به بازار آمریکا و بازار جهانی، در شرایطی اعلام شده است که جنگ اوکراین، بحران انرژی و اختلاف بر سر تحریمهای مسکو همچنان از مهمترین چالشهای سیاست بینالملل به شمار میروند. این توافق که ترامپ آن را اقدامی برای کاهش سریع قیمت سوخت معرفی کرده، نهتنها با واکنش منفی کییف و بروکسل مواجه شده، بلکه در داخل آمریکا نیز مخالفانی از هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات را به صف منتقدان کاخ سفید افزوده است. اهمیت ماجرا فراتر از حجم محمولههای سوختی است؛ زیرا این تصمیم، پرسشهایی جدی درباره اعتبار سیاست تحریمی غرب، آینده حمایت از اوکراین و میزان هماهنگی واشنگتن با متحدان اروپایی مطرح میکند.
معامله انرژی در سایه انتخابات و جنگ اوکراین
ترامپ روز جمعه، پس از گفتوگوی تلفنی با پوتین، در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد که دو طرف درباره عرضه فوری بیش از ۳۰۰ هزار تن سوخت دیزل به بازار آمریکا و جهان توافق کردهاند. او همچنین وعده داد که محمولههای بیشتری در ادامه وارد بازار خواهد شد و این اقدام به کاهش بیسابقه و سریع قیمتها برای آمریکاییها و دیگر مصرفکنندگان منجر میشود.
بااینحال، ارزیابی منتشرشده در روزنامه تلگراف نشان میدهد که واکنش بازار محدود بوده و قیمتها تنها حدود چهار درصد کاهش یافتهاند؛ رقمی که در مقایسه با فشار اقتصادی واردشده بر مصرفکنندگان آمریکایی، چندان چشمگیر نیست. از نگاه منتقدان، عرضه این میزان سوخت در مقیاس تقاضای جهانی نمیتواند بهتنهایی تحولی پایدار در بازار ایجاد کند. جنگ علیه ایران و حملات اوکراین به تأسیسات نفتی روسیه، که ظرفیت پالایش این کشور را کاهش دادهاند، از جمله عواملی هستند که بهعنوان دلایل کمبود عرضه مطرح شدهاند.
زمانبندی این تصمیم نیز اهمیت سیاسی دارد. طبق نظرسنجی مورد اشاره تلگراف و چند رسانه دیگر محبوبیت ترامپ به ۳۲ درصد رسیده و احتمال ازدسترفتن اکثریت کنگره برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای سوم نوامبر، برابر با ۱۲ آبان، افزایش یافته است. در چنین فضایی، کاهش قیمت سوخت میتواند ابزاری برای ترمیم موقعیت انتخاباتی رئیسجمهوری باشد؛ اما اگر نتیجه اقتصادی توافق محدود بماند، هزینه سیاسی آن ممکن است از دستاورد احتمالیاش بیشتر شود.
از نگاه منتقدان، عرضه این میزان سوخت ازسوی روسیه در مقیاس تقاضای جهانی نمیتواند بهتنهایی تحولی پایدار در بازار ایجاد کند و جنگ علیه ایران و حملات اوکراین به تأسیسات نفتی روسیه، از جمله عواملی هستند که بهعنوان دلایل کمبود عرضه نفت و گازوئیل مطرح شدهاند
اعتراض کییف نیز از همین نقطه آغاز میشود. ولودیمیر زلنسکی توافق را هدیهای به پوتین دانسته است؛ زیرا درآمد حاصل از فروش انرژی میتواند منابع مالی روسیه را تقویت کند و توان ادامه جنگ را افزایش دهد.
در مقابل ترامپ موضع خود را تندتر کرد و گفت اوکراین باید رئیسجمهوری جدیدی داشته باشد که بتواند با روسیه معامله کند. او زلنسکی را به ایجاد مشکل برای بازار جهانی و کشاورزان آمریکایی از طریق حمله به پالایشگاههای روسیه متهم کرد و مدعی شد که رئیسجمهوری اوکراین فرصتهای متعددی را برای پایاندادن به جنگ از دست داده است.
آندری سیبیها، وزیر امور خارجه اوکراین، در پاسخ تأکید کرد که زلنسکی در دوران جنگ برای استقلال و آزادی کشورش رهبری میکند و تصمیمگیری درباره آینده سیاسی اوکراین حق مردم این کشور است. این واکنش نشان میدهد که اختلاف بر سر سوخت، به مسئلهای حساستر، یعنی حدود اختیار واشنگتن در تعیین مسیر سیاسی کییف، گسترش یافته است.
اروپا و مخالفان آمریکایی ترامپ
خشم اروپا را نمیتوان صرفاً واکنشی به یک محموله گازوئیل دانست. مسئله اصلی، تعارض احتمالی میان هدف کوتاهمدت کاهش قیمت انرژی و راهبرد بلندمدت محدودکردن توان مالی روسیه است. اتحادیه اروپا تحریمها را ابزاری برای افزایش هزینه جنگ برای کرملین میداند؛ بنابراین هرگونه تسهیل فروش انرژی روسیه، اگر به درآمد بیشتر مسکو منجر شود، میتواند از منظر بروکسل تضعیف همان فشاری تلقی شود که کشورهای اروپایی برای حفظ آن هزینه اقتصادی و سیاسی پرداختهاند.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، صریحاً اعلام کرده است که اکنون زمان کاهش فشار بر روسیه نیست. او همچنین از برنامه تصویب بسته جدید تحریمی علیه افراد و نهادهای مرتبط با تلاشهای جنگی مسکو خبر داده است؛ بستهای که به گفته وی، بزرگترین مجموعه تحریمهای فهرستمحور علیه روسیه از آغاز جنگ خواهد بود. این موضع، نشانهای از تمایل بروکسل به حفظ یا تشدید فشار اقتصادی است، هرچند بهتنهایی اثبات نمیکند که اختلافی رسمی و مستقیم درباره همین توافق میان واشنگتن و اتحادیه اروپا شکل گرفته است.
آلمان نیز بر تداوم تحریمها علیه مسکو تأکید کرده است. در فرانسه، دومینیک دو ویلپن، نخستوزیر پیشین، مسئله را در قالب انفعال اروپا در برابر تصمیمهای واشنگتن مطرح کرده است. انتقاد او این است که اروپا در برابر مجموعهای از اقدامات ترامپ، از مناقشات مربوط به ونزوئلا و گرینلند تا جنگ ایران و توافق سوختی با روسیه، موضعی مستقل و قاطع نشان نداده است. پرسش محوری او این است که اروپا چه زمانی برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر فشارهای آمریکا و وابستگی به شرکتهای فناوری اقدام خواهد کرد؟
بوریس جانسون، نخستوزیر پیشین انگلیس، نیز با انتقاد از کاهش فشار بر سوخت روسیه، افزایش قیمت جهانی انرژی را به بستهشدن تنگه هرمز مرتبط دانسته است. از نگاه او، بازگشت نفت و گاز روسیه به بازار جهانی باید پس از پایان جنگ و مشروط به حفظ استقلال و حاکمیت اوکراین باشد. پتری اورپو، نخستوزیر فنلاند، نیز توافق را ناامیدکننده خوانده و خواستار تحریمهای بیشتر شده است .او همچنین قصد دارد توقف صدور روادید گردشگری برای شهروندان روسیه را در نشست شورای اروپا مطرح کند؛ اقدامی که نگرانیهای امنیتی اروپا را بازتاب میدهد.
اتحادیه اروپا تحریمها را ابزاری برای افزایش هزینه جنگ برای کرملین میداند و بر این اساس هرگونه تسهیل فروش انرژی روسیه، اگر به درآمد بیشتر مسکو منجر شود، میتواند از منظر بروکسل تضعیف همان فشاری تلقی شود که کشورهای اروپایی برای حفظ آن هزینه اقتصادی و سیاسی پرداختهاند
در داخل آمریکا نیز مخالفتها تنها به دموکراتها محدود نمانده است. برایان فیتزپاتریک، نماینده جمهوریخواه پنسیلوانیا، از ارائه طرحی دوحزبی برای جلوگیری از لغو تحریمهای نفتی روسیه خبر داده و دان بیکن، نماینده جمهوریخواه نبراسکا، حمایت خود را از آن اعلام کرده است. گیب آمو، نماینده دموکرات، نیز ترامپ را متهم کرده که برای مهار قیمت سوخت ناشی از جنگ ایران، به پوتین فرصت درآمدزایی میدهد. آنتونی بلینکن، وزیر خارجه دولت بایدن، نیز این توافق را اقدامی باختباخت توصیف کرده است
این مخالفتها از دو نگرانی سرچشمه میگیرند؛ نخست، احتمال ناکارآمدی توافق در کاهش ملموس هزینههای زندگی؛ دوم، تضعیف سیاست مهار روسیه. برای جمهوریخواهان منتقد، این مسئله میتواند به معنای عقبنشینی از موضعی باشد که کنگره در سال ۲۰۲۲ با تصویب ممنوعیت واردات نفت روسیه تقویت کرد. برای دموکراتها نیز توافق فرصتی فراهم کرده است تا تناقض میان وعدههای ترامپ درباره مهار پوتین و تصمیم عملی او برای همکاری انرژی با مسکو را برجسته کنند.
آیا شکاف واشنگتن و اروپا عمیقتر میشود؟
پاسخ به این پرسش به تداوم توافق و پیامدهای عملی آن بستگی دارد. اگر همکاری سوختی آمریکا و روسیه به الگویی گستردهتر برای کاهش تحریمها تبدیل شود، احتمال افزایش بیاعتمادی اروپا به واشنگتن وجود دارد.
بااینحال، نباید از یک توافق مشخص، نتیجه قطعی درباره فروپاشی هماهنگی فراآتلانتیکی گرفت. آلمان همچنان بر تحریمها و حمایت از اوکراین تأکید دارد و اتحادیه اروپا نیز از بسته تحریمی جدید سخن میگوید. این مواضع نشان میدهد که دستکم در شرایط فعلی، بروکسل قصد ندارد راهبرد خود را صرفاً با تصمیم کاخ سفید تنظیم کند.
در عین حال، احتمال تندترشدن سیاست اروپا علیه روسیه قابل توجه است. اگر توافق آمریکا درآمد بیشتری برای مسکو فراهم کند یا به کاهش فشار اقتصادی بر کرملین بینجامد، برخی دولتهای اروپایی ممکن است تشدید تحریمها، محدودیتهای بیشتر در رفتوآمد شهروندان روسیه و تقویت حمایت از اوکراین را ضروریتر بدانند. پیشنهاد فنلاند برای توقف صدور روادید گردشگری و برنامه اعلامشده اتحادیه اروپا برای تحریمهای تازه، نشانههایی از این جهتگیری هستند؛ هرچند تصویب و اجرای این اقدامات هنوز باید مشخص شود.
دیدگاه تان را بنویسید