وینیسیوس و شاهکار جدید؛ کشیدن موهای بازیکن حریف!
وقتی ستاره بودن فراموش میشود
تاوان سنگین کارت قرمز جنجالی وینیسیوس جونیور مقابل ویارئال، هواداران رئالمادرید را در آستانه یکی از حیاتیترین دیدارهای فصل یعنی الکلاسیکو در نوکمپ به شدت نگران کرده است. بر اساس قوانین انضباطی فدراسیون فوتبال اسپانیا (RFEF)، خطای خشونتآمیز کشیدن موی بازیکن حریف جریمهای حداقل دو تا سه جلسهای را به همراه دارد. از سوی دیگر، گزارش رسمی داور مسابقه از نگرش تهاجمی و اعتراضهای شدید این ستاره برزیلی حکایت دارد؛ فاکتوری که پتانسیل سنگینتر کردن احکام انضباطی را به دنبال دارد. با توجه به تقویم فشرده کهکشانیها و مسابقه پیشرو مقابل سویا، هرگونه محرومیت بیش از یک جلسه بهطور خودکار به معنای غیبت قطعی وینیسیوس در الکلاسیکو خواهد بود. اگرچه باشگاه رئالمادرید احتمالا برای کاهش این مجازات فرجامخواهی خواهد کرد، اما با توجه به صراحت گزارش داور و عذرخواهی این بازیکن که تاثیری در تغییر صورتجلسه ندارد، شانس حضور او در نبرد بزرگ بارسلونا بسیار ناچیز و کمرنگ ارزیابی میشود؛ غیبتی بزرگ که میتواند خط حمله رئال را در حساسترین نقطه فصل با چالشی جدی روبهرو کند.
آریا طاری
داستان ستارههای فوتبال اغلب شبیه یک تراژدی کلاسیک است؛ روایت صعودی خیرهکننده تا اوج آسمان شهر و سپس سقوطی خودخواسته به چاه حواشی. اما ماجرای این روزهای وینیسیوس جونیور قدری متفاوت و راستش را بخواهید، ناامیدکنندهتر است. مدتی بود که در محافل فوتبالی و میان هواداران رئال مادرید، یک تمثیل طنزآمیز دستبهدست میشد؛ اینکه شاید کسی که این روزها پیراهن شماره هفت پرافتخارترین باشگاه جهان را میپوشد، بدل وینیسیوس است! همان شوخی نیشداری که میگفت وینیسیوس اصلی جایی در تعطیلات است و یک شباهت ظاهری، برزیل و مادرید را با نمایشی افتضاح فریب داده است. اما شنبهشب مقابل ویارئال، تمام این فرضیهها و شوخیها به تلخترین شکل ممکن فرو ریخت. نه، هیچ بدلی در کار نیست. آن دستدرازی ناگهانی، آن رفتار از کوره دررفته و آن حرکت زشت کشیدن موی بازیکن حریف، امضای انحصاری خود وینیسیوس جونیور بود. شناسنامهای از خشم بیکنترل که سالهاست همراه استعداد بینظیرش میچرخد و حالا، سایه سیاهش تمام درخشش گذشته را بلعیده است.
حمایتهای بیدریغ، سرپوش گذاشتن بر رفتارهای پرخاشگرانه وینیسیوس به اسم دفاع از بازیکن در برابر نژادپرستی یا حریفان خشن و دادن حاشیه امن مطلق به وینی، باعث شد او تصور کند بالاتر از قانون باشگاه و فوتبال قرار دارد اما نباید مساله نژادپرستی را با عدم بلوغ رفتاری ربط داد
برای درک عمق این بحران، باید کمی به عقب برگردیم. وینیسیوس روزگاری کابوس مدافعان راست اروپا بود. همان پسری که با گامهای سریع، ویرانگر و دریبلهای کشوییاش، خواب را از چشم بهترین مدافعان دنیا میگرفت و گل قهرمانی لیگ قهرمانان را به ثمر میرساند. او نماد امید، انرژی و آینده رئالمادرید بود. اما چقدر زود آن روزها جای خود را به سردرگمی دادند. مدتهاست که وینیسیوس از آن فرم رویایی فاصله گرفته است. افت کیفی او در زمین، دیگر یک نوسان معمولی فرم مسابقه نیست؛ یک نزول مستمر و نگرانکننده است. آمارها و تحلیلهای فنی در چند ماه اخیر نشان میدهند که او در نبردهای یکبهیک تنبلتر شده، تمرکزش را در چارچوبشناسی از دست داده و اتخاذ تصمیمهای درست در یکسوم دفاعی حریف برایش به یک معمای پیچیده تبدیل شده است. اما خشم هواداران و کارشناسان فقط از افت فنی او نیست؛ مایوسکنندهتر از عملکردش در داخل زمین، عملکرد او در خارج از مستطیل سبز است. اخباری که از وینی مخابره میشود، مدتهاست که دیگر درباره گلهای استثنایی یا پاسگلهای تماشاییاش نیست. اخبار، پر شده از جنجال با داوران، درگیری با هواداران رقیب، پستهای طلبکارانه در شبکههای اجتماعی و ورود به حواشی بیپایانی که انرژیاش را قطرهقطره میمکد.
بازی با ویارئال میتوانست فرصتی برای بازگشت باشد. شبی که رئالمادرید به آرامش و هوشمندی ستارههایش نیاز داشت تا سه امتیاز حساس را از یک بازی سخت بیرون بکشد. وینیسیوس به عنوان مهره تعویضی وارد زمین شد؛ نقشی که برای بازیکنی با سطح او باید به معنای تغییردهنده جریان بازی باشد. جریان بازی با حضور او تغییر کرد و رئال خیلی زود با ضربه این بازیکن به گل دوم رسید اما این پایان ماجرا نبود. مثل اینکه او به زمین آمده بود تا سناریوی تکراری و تیره خودش را اجرا کند. گل دوم رئال مردود شد نه به خاطر آفساید و نه به خاطر خطای فنی، بلکه به خاطر یک رفتار زشت و عجیب از سوی وینی. لحظاتی قبل از گل سرانجام آن لحظه زشت فرا رسید؛ درگیری با بازیکن ویارئال و حرکت غیرورزشی کشیدن موی حریف. کارت قرمز مستقیم داور، تنها تصمیم ممکنی بود که میشد گرفت. این صحنه شبیه یک تصویر نمادین از کارنامه اخیر او بود؛ بازیکنی که تواناییهای فوقالعادهاش در زیر خروارها رفتار غیرحرفهای و خشم کنترلنشده مدفون شده است. کارت قرمزی که نهتنها رئال را در دقایق پایانی زیر فشار گذاشت، بلکه گل دوم تیم را هم تحت تاثیر جنجالها قرار داد و حالا خط دفاع و حمله رئال را در آستانه مسابقات حیاتی پیشرو، با محرومیتی سنگین مواجه کرده است.
وینیسیوس روزگاری کابوس مدافعان راست اروپا بود. همان پسری که با گامهای سریع، ویرانگر و دریبلهای کشوییاش، خواب را از چشم بهترین مدافعان دنیا میگرفت و گل قهرمانی لیگ قهرمانان را به ثمر میرساند. اما مدتهاست که وینیسیوس از آن فرم رویایی فاصله گرفته است. افت کیفی او در زمین، دیگر یک نوسان معمولی فرم مسابقه نیست
در ماههای اخیر، افت شدید وینیسیوس در رئالمادرید و عملکرد کمرمقش در تیم ملی برزیل، سوژه داغ رسانهها بود. هواداران فوتبال با زبان کنایه میگفتند:«این کسی که در زمین میدود، وینیسیوس نیست؛ بدلی است که هوش و تکنیک او را ندارد!» چراکه باورش سخت بود بازیکنی با آن کلاس جهانی، اینطور بیهدف در زمین پرسه بزند و مدام تمرکزش را روی حاشیهها بگذارد. اما حرکت شنبهشب، تمامی این افکار تعارفآمیز را کنار زد. نه، این یک بدل نبود. این دقیقا خود وینیسیوس جونیور بود؛ بازیکنی که نشان داد هنوز توانایی تفکیک مسئولیتهای یک فوقستاره از رفتارهای هیجانی را ندارد. کشیدن موی بازیکن حریف، رفتاری نیست که بشود آن را به حساب تعصب یا فشار بازی گذاشت؛ این یک تنزل اخلاقی و ورزشی در عالیترین سطح فوتبال حرفهای است.
واقعیت این است که باشگاه رئال مادرید و حتی مربیان این تیم در به وجود آمدن این غول حاشیه بیتقصیر نیستند. حمایتهای بیدریغ، سرپوش گذاشتن بر رفتارهای پرخاشگرانه او به اسم دفاع از بازیکن در برابر نژادپرستی یا حریفان خشن و دادن حاشیه امن مطلق به وینی، باعث شد او تصور کند بالاتر از قانون باشگاه و فوتبال قرار دارد. مسلما وینیسیوس در سالهای گذشته هدف هجمهها و رفتارهای زشت نژادپرستانه زیادی قرار گرفته و هواداران منصف فوتبال همواره از او حمایت کردهاند. اما نباید مساله نژادپرستی را با عدم بلوغ رفتاری ربط داد. رفتارهای شنبهشب و رفتارهای مشابه او در طول فصل، هیچ ارتباطی به فشارهای بیرونی ندارد؛ این یک بحران داخلی در ذهن و روان بازیکنی است که خود را بزرگتر از تیم میداند. وقتی بازیکنی بداند که صرفنظر از رفتارهایی که انجام میدهد، هفته بعد باز هم در ترکیب اصلی است و قراردادش با شرطهای عجیب تمدید میشود، انگیزه خوداصلاحی را از دست میدهد. وینیسیوس حالا در دام همان حاشیه امنی افتاده که خودش و اطرافیانش ساختهاند.
رئالمادرید باشگاهی نیست که ترحم یا صبر بینهایت داشته باشد. تاریخ این باشگاه پر است از نامهای بزرگی که به محض فراموش کردن فلسفه «تیم برتر از فرد است»، راه خروج را پیش گرفتهاند. از کریستیانو رونالدو با آن همه افتخار گرفته تا ستارگان دیگری که سانتیاگو برنابئو آنها را هو کرد تا به یادشان آورد کجا ایستادهاند. امروز وینیسیوس جونیور در یک دو راهی سرنوشتساز قرار دارد؛ مسیر اول پذیرش واقعیت، سکوت، تمرکز بر ریکاوری روحی و ذهنی، عذرخواهی واقعی (نه فقط یک پست اینستاگرامی تشریفاتی) و بازگشت به اصل خویش که این یعنی تمرکز روی توپ، تور و فوتبال پاک، مسیر دوم هم ادامه روند فعلی، غرور بیجا، متهم کردن زمین و زمان و غرق شدن در حواشیای که فرجامش چیزی جز نابودی استعداد بینظیرش و خروج از در پشتی سانتیاگو برنابئو نخواهد بود. حرکت شنبهشب مقابل ویارئال، تیر خلاص به صبر هوادارانی بود که ماههاست افت کیفی او را به امید روزهای بهتر تحمل کردهاند. حالا توهم بدل بودن وینیسیوس فرو ریخته و حقیقت زشت و بیپرده جلوی چشم همگان است. اگر وینیسیوس جونیور نخواهد یا نتواند این غول درونی را مهار کند، خیلی زودتر از آنچه تصور کند، از حافظه تاریخی مادریدیستاها پاک خواهد شد. زیرا در مادرید، هیچکس، حتی صاحب پیراهن شماره هفت، بزرگتر از نشان باشگاه نیست.
دیدگاه تان را بنویسید