همزمان با تنشهای گروه هفت، مخالفان آن را «منسوخ و نامشروع» دانستند
نشست اویان ۲۰۲۶ در عصر بحرانهای همزمان
رامین پرتو
نشست سران گروه هفت در سال ۲۰۲۶ را میتوان یکی از متفاوتترین و پیچیدهترین اجلاسهای نیمقرن اخیر این بلوک سیاسی و اقتصادی دانست؛ نشستی که در شرایطی برگزار میشود که جهان همزمان با بحرانهای ژئوپلیتیکی، جنگهای منطقهای، اختلافات تجاری و تغییرات ساختاری در نظم بینالملل مواجه است. از همین رو، اجلاس اویان فرانسه که از ۱۵ تا ۱۷ ژوئن برگزار میشود، بیش از آنکه یک نشست معمول میان اقتصادهای بزرگ غربی باشد، به صحنهای برای سنجش میزان انسجام کشورهای غربی و توانایی آنان در مواجهه با چالشهای رو به گسترش جهانی تبدیل شده است.
در آستانه آغاز این نشست، شهر ژنو در سوئیس شاهد تظاهرات گسترده مخالفان گروه هفت بود. ائتلاف «نه به گروه هفت» با مشارکت گروههای ضدسرمایهداری، حامیان فلسطین و برخی جریانهای فمینیستی، این مجموعه را نهادی «منسوخ و نامشروع» توصیف کرد و آن را نماینده منافع اقلیتی ثروتمند در جهان دانست. هرچند بخش عمده اعتراضات به صورت مسالمتآمیز برگزار شد، اما اقدامات خشونتآمیز گروهی از افراد نقابدار موجب دخالت پلیس و پایان زودهنگام تجمعات شد.
با این حال، اهمیت اجلاس اویان فراتر از اعتراضات خیابانی است و شرایطی که این نشست در آن برگزار میشود، سبب شده بسیاری از ناظران، آن را نقطه عطفی در آینده گروه هفت و حتی روابط فراآتلانتیکی قلمداد کنند.
ترامپ اکنون در بسیاری از پروندههای جهانی، از جنگ اوکراین گرفته تا مسائل تجاری، نقشی تعیینکننده ایفا میکند و کشورهای اروپایی ناچارند سیاستهای خود را با تصمیمات دولت آمریکا هماهنگ کنند، چراکه بسیاری از بحرانهای کنونی بدون مشارکت واشنگتن قابل مدیریت نیستند
محور نشست اویان: از ایران و اوکراین تا اقتصاد جهانی
اگرچه فرانسه به عنوان رئیس دورهای گروه هفت تلاش کرده است دستورکاری گسترده و چندوجهی برای اجلاس امسال تدوین کند، اما واقعیت آن است که چند پرونده مهم، عملاً سایر موضوعات را تحتالشعاع قرار دادهاند.
نخستین محور، تحولات خاورمیانه و پرونده ایران است. تفاهم اولیه میان تهران و واشنگتن پس از ماهها تنش و درگیری، به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه رهبران غربی تبدیل شده است. کشورهای اروپایی، علاوه بر آگاهی از جزئیات تفاهم میان ایران و آمریکا، در پی آن هستند که مطالبات خود درباره برنامه هستهای و توان موشکی جمهوری اسلامی را نیز در چارچوب مذاکرات آینده مطرح کنند. حضور رهبران مصر، قطر و امارات متحده عربی در حاشیه اجلاس نیز بیانگر اهمیت این پرونده برای معادلات منطقهای است.
دومین محور مهم، جنگ اوکراین است. در حالی که این جنگ وارد پنجمین سال خود شده، کشورهای اروپایی تلاش میکنند حمایت سیاسی و نظامی خود از کییف را حفظ کنند. دیدار دونالد ترامپ با ولودیمیر زلنسکی در حاشیه اجلاس نیز اهمیت ویژهای یافته است؛ به ویژه آنکه اوکراین همچنان خواستار دریافت کمکهای مالی و نظامی بیشتر از متحدان غربی خود است. سومین محور، مسئله چین و تلاش غرب برای بازگرداندن آنچه پاریس «توازن اقتصاد جهانی» مینامد، است. فرانسه معتقد است اقتصاد جهانی با سه عدم توازن اساسی مواجه شده است؛ تولید بیش از حد چین، مصرف بیش از اندازه آمریکا و سرمایهگذاری ناکافی اروپا. در این چارچوب، موضوعاتی نظیر زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی، نیمههادیها و کاهش وابستگی به اقتصاد چین، در کانون توجه قرار گرفتهاند.
علاوه بر این، مسائل دیگری همچون هوش مصنوعی، امنیت سایبری، حفاظت از کودکان در فضای مجازی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مقابله با سرطان و بحران بدهی کشورهای در حال توسعه نیز در دستور کار رسمی اجلاس قرار گرفتهاند.
کشورهای اروپایی، علاوه بر آگاهی از جزئیات تفاهم میان ایران و آمریکا، در پی آن هستند که مطالبات خود درباره برنامه هستهای و توان موشکی جمهوری اسلامی را نیز در چارچوب مذاکرات آینده مطرح کنند و حضور رهبران مصر، قطر و امارات متحده عربی در حاشیه اجلاس نیز بیانگر اهمیت این پرونده برای معادلات منطقهای است
اهمیت حضور ترامپ
یکی از مهمترین ویژگیهای اجلاس امسال، حضور فعال دونالد ترامپ در نشست اویان است؛ حضوری که برخلاف نشست سال گذشته در کانادا، با استقبال فرانسه و شخص امانوئل مکرون همراه شده و حالا اهمیت حضور ترامپ از چند جهت قابل توجه است.
نخست آنکه تحولات خاورمیانه و توافق اولیه میان تهران و واشنگتن، موجب شده است بسیاری از رهبران گروه هفت در انتظار آگاهی از جزئیات این تفاهم باشند. آمریکا بازیگر اصلی این پرونده محسوب میشود و تصمیمات واشنگتن، مستقیماً بر امنیت انرژی، وضعیت تنگه هرمز و ثبات منطقه اثرگذار است.
دوم آنکه ترامپ اکنون در بسیاری از پروندههای جهانی، از جنگ اوکراین گرفته تا مسائل تجاری، نقشی تعیینکننده ایفا میکند. کشورهای اروپایی ناچارند سیاستهای خود را با تصمیمات دولت آمریکا هماهنگ کنند، زیرا بسیاری از بحرانهای کنونی بدون مشارکت واشنگتن قابل مدیریت نیستند.
سومین عامل، جایگاه شخص ترامپ در معادلات قدرت غرب است. بازگشت او به کاخ سفید، ماهیت نشستهای گروه هفت و گروه بیست را تغییر داده و موجب شده است وحدت سنتی غرب با چالشهای جدیدی مواجه شود. به همین دلیل، اجلاس اویان را میتوان نخستین آزمون واقعی تعامل اروپا با ترامپ در دوره جدید ریاست جمهوری وی دانست.
شکافهای عمیق میان ترامپ و متحدان اروپایی
با وجود تلاش مکرون برای حفظ فضای همکاری، اختلافات میان آمریکا و شرکای اروپایی در چند حوزه اساسی همچنان پابرجاست.
نخستین اختلاف، به جنگ تعرفهها بازمیگردد. تهدید ترامپ علیه فرانسه درباره اعمال تعرفه صددرصدی بر نوشیدنیهای فرانسوی در صورت ادامه مالیات سه درصدی بر شرکتهای فناوری آمریکایی، نمونهای از تنشهای اقتصادی میان دو سوی آتلانتیک است. این مسئله میتواند بار دیگر اختلافات تجاری میان آمریکا و اتحادیه اروپا را شعلهور سازد.
اختلاف دوم، به نحوه مواجهه با چین مربوط میشود و سومین اختلاف، درباره جنگ اوکراین است. اگرچه حمایت از کییف همچنان یکی از اصول مشترک غرب به شمار میرود، اما درباره میزان و شکل این حمایت، اختلاف دیدگاههای قابل توجهی وجود دارد.
چهارمین چالش، اختلافات مربوط به امنیت انرژی و هزینههای دفاعی است و در کنار این مسائل، موضوعات مرتبط با ایران و خاورمیانه نیز میتواند به عرصهای برای بروز اختلافات تازه میان واشنگتن و پایتختهای اروپایی تبدیل شود؛ زیرا اروپا در برخی موارد، رویکردی متفاوت نسبت به آمریکا در قبال تحولات منطقه دارد.
گروه هفت راه حلی برای بحرانهای جهانی دارد؟
شاید مهمترین پرسش درباره اجلاس اویان، میزان توانایی گروه هفت در ارائه راهحلهای عملی برای بحرانهای کنونی باشد.
واقعیت آن است که گروه هفت همچنان بخش قابل توجهی از اقتصاد جهانی را در اختیار دارد و تصمیمات آن بر روندهای بینالمللی تأثیرگذار است. با این حال، جهان امروز با دوران شکلگیری این بلوک تفاوتهای بنیادینی پیدا کرده است.
ظهور قدرتهای نوظهور همچون چین، هند و برزیل، افزایش وزن کشورهای جنوب جهانی و گسترش چندقطبی شدن نظام بینالملل، موجب شده است که انحصار تصمیمگیری غرب با چالشهای جدی روبهرو شود.
از سوی دیگر، اختلافات داخلی میان اعضای گروه هفت، قدرت مانور این مجموعه را کاهش داده است. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اجلاس اویان بیش از آنکه نقطه آغاز یک نظم جدید باشد، تلاشی برای حفظ انسجام نسبی بلوک غرب در شرایط گذار نظام بینالمللی است.
در مجموع، به نظر میرسد گروه هفت در نشست امسال بتواند بر سر برخی اصول کلی و مواضع سیاسی مشترک به توافق برسد، اما دستیابی به یک نقشه راه جامع، عملیاتی و مورد اجماع برای حل بحرانهای پیچیده کنونی، با توجه به شکافهای داخلی و تحولات ساختاری نظام جهانی، همچنان با موانع جدی مواجه خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید