رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی در واکنش به توقیف ۶ میلیون بشکه نفت ایران:
آمریکا کنترل قیمت و عرضه نفت را در اختیار گرفته است
رامتین موثق
در روزهای اخیر، بهرغم اظهارات تهدیدآمیز مقامات ایرانی و شعارهای آمریکا مبنیبر پایبندی به دیپلماسی؛ روند تشدید تحریمها و محاصره دریایی در جریان است و طبق آخرین آمار، نزدیک به 6 میلیون بشکه نفت خام ایران (به ارزش تقریبی ۶۰۰ میلیون دلار) توقیف شده و بیسروصدا در حال عبور از اقیانوس اطلس به سمت ایالات متحده آمریکاست.
براساس برخی شواهد و اظهارات تحلیلگران، در ماههای اخیر، کشورهای منطقه به کمک آمریکا، از مسیرهای جایگزین تنگه هرمز صادرات نفت خود را انجام میدهند و تنها ایران، که خود تنگه هرمز را بسته، از صادرات نفت محروم است. این کارشناسان، با اشاره به قیمت جهانی نفت بر کاهش تاثیرگذاری انسداد تنگه هرمز بر صادرات نفت تأکید و اعتقاد دارند که شوک بسته شدن این آبراه بر اقتصاد جهانی تعدیل شده است.
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی: وقتی صادرکنندگان نفت متوجه شدند که دیگر نمیتوان روی تنگه هرمز حساب کرد، بلافاصله به فکر مسیرهای موازی افتادند. برای مثال برخی کشورها نظیر عربستان از مسیرهای خشکی استفاده میکنند و عراق هم اکنون از مسیر سوریه و ترکیه نفت خود را منتقل میکند. در برآیند مجموع این عوامل، حساسیت بازار جهانی نفت به اتفاقات تنگه هرمز کاهش پیدا کرده است
گفتنی است در هفته گذشته، با وجود آسیب دیدن خط لوله عربستان در حمله حوثیها، قیمت نفت بیش از 106 دلار نشد و حتی در روزهای پایانی هفته گذشته میلادی معاملات جهانی نفت به 104 دلار کاهش پیدا کرد. در مجموع، قیمت نفت با اینکه به بیش از 100 دلار رسیده اما مانند روزهای اول جنگ تغییرات شدیدی ندارد.
هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی و استاد دانشگاه صنعتی شریف، در گفتوگو با «توسعه ایرانی»، به بررسی بازار جهانی نفت و تاثیر شوک تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی پرداخته است.
عادت بازار نفت به تنشهای خاورمیانه
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»، درباره ارزیابی خود از نوسانات قیمت نفت، در ابتدا یادآور شد: میدانیم که حدود ۲۰ درصد انرژی فسیلی جهان از طریق تنگه هرمز عبور میکرد و در نتیجه قبل از جنگ اول در منطقه، قیمت جهانی نفت بهشدت متاثر از اتفاقات منطقه بود.
هاشم اورعی تاکید کرد: اما اکنون بازار نفت تقریبا خود را به این اتفاقات عادت داده است. برای مثال اگر یک تا دو سال پیش همین اتفاق بین یمن و عربستان میافتاد، ما دیگر شاهد یک افت و خیز کوتاهمدت در قیمت نفت نبودیم و قیمتها بهسرعت به حالت اول خود بازنمیگشتند. به اعتقاد او، بازار جهانی نفت تقریبا به اتفاقات و تنشهای منطقه خاورمیانه عادت کرده است.
جهان مقابل شوک تنگه هرمز واکسینه شده است
استاد دانشگاه صنعتی شریف اظهار کرد: اقتصاد جهانی از سر اجبار، با استفاده از عوامل مختلف، تاحدودی خود را در مقابل بسته شدن تنگه هرمز واکسینه کرده است. برای مثال کشورهای جهان، بهویژه واردکنندگان نفت، سطح ذخایر استراتژیک خود را پایین آورده و از این طریق، تلاطمهای بازار را کم کردهاند.
اورعی درباره عامل دوم گفت: چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، ضمن استفاده از ذخایر استراتژیک عظیمی که دارد، تقاضای خود را هم محدود کرده است. چین تمرکز و وابستگی خود را از سوخت فسیلی به سمت زغالسنگ و برقیسازی برده است.
توان موشکی و در اختیار داشتن تنگه هرمز تا زمانی ارزشمند است که از آنها استفاده نکنیم. توان هستهای، بمب اتم، تنگه هرمز، موشک و ... برای استفاده نیستند بلکه تنها استفاده ابزاری دارند. وقتی که از موشک استفاده کنیم یا تنگه را ببندیم، تنها مشت خود را باز کردهایم. با استفاده از این ابزارها، دست ایران برای اقتصاد جهانی رو شده و جهان صورت مسئله را فهمید و به دنبال راهحل آن رفت
او عامل سوم را تعیین مسیرهای جایگزین تنگه هرمز دانست و گفت: وقتی صادرکنندگان نفت متوجه شدند که دیگر نمیتوان روی تنگه هرمز حساب کرد، بلافاصله به فکر مسیرهای موازی افتادند. برای مثال برخی کشورها نظیر عربستان از مسیرهای خشکی استفاده میکنند و عراق هم اکنون از مسیر سوریه و ترکیه نفت خود را منتقل میکند.
این تحلیلگر ارشد اقتصاد انرژی تصریح کرد: در برآیند مجموع این عوامل، حساسیت بازار جهانی نفت به اتفاقات تنگه هرمز کاهش پیدا کرده است و در نتیجه وقتی تنشها بالا میگیرد، اثر آن بر بازار جهانی دائمی نیست و قیمتها ظرف چند روز به شرایط عادی بازمیگردند.
آمریکا به بزرگترین صادرکننده انرژی تبدیل شد
اورعی همچنین به اقتصاد آمریکا اشاره کرد و ادامه داد: به نظر میرسد مسائل جنگ با ایران بخشی از یک نقشه نفتی و انرژی توسط آمریکا است و شاید هدف اصلی این جنگ، بیشتر حول مسائل بازار انرژی باشد تا عوامل دیگر.
او افزود: آمریکا یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت بود اما بزرگترین صادرکننده نبود. با اتفاقاتی که افتاده است، نقش آمریکا به عنوان صادرکننده انرژی فسیلی، اعم از نفت و گاز، با توجه به تصاحب منابع نفت ونزوئلا، به شدت افزایش یافته است. برای مثال در سال 2025، 58 درصد واردات LNG اروپا از آمریکا بود اما این رقم در 3 ماهه اول ۲۰۲۶، به ۶۳ درصد افزایش پیدا کرد. یا در ماه ژوئن ۲۰۲۶، واردات نفت ژاپن از کشورهای عرب خلیج فارس به ۶۲ درصد کاهش یافت اما این کشور واردات خود را از آمریکا به ۳۲ درصد افزایش داد.
هاشم اورعی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: در وضعیت کنونی، مقداری نفت از منطقه خلیجفارس صادر میشود اما مشکل این است که ایران دیگر نقشی در این صادرات ندارد. صادرات نفت ایران به حدود 200 هزار بشکه در روز رسیده که مقدار آن بسیار ناچیز است. با کمال تاسف نتیجه سیاستهای ایران درباره منطقه، و بستن تنگه هرمز، این شده است که نفت بقیه کشورها صادر میشود اما ایران از صادرات نفت محروم شده است
این استاد دانشگاه مطرح کرد: دو گروه هستند که بیش از دیگران، هزینههای سیاسی و انتخاباتی آمریکا را پرداخت میکنند؛ یکی غولهای نفتی و دیگری، شرکتهای فناوری. شاید نفتیها سرمایهگذاری کرده بودند تا ترامپ رای بیاورد و اکنون میوه آن را میچینند. یعنی این تنشها را راه انداختند تا آمریکا به غول صادرات انرژی جهان تبدیل شود. وقتی آمار عملکرد غولهای نفتی را نگاه میکنیم، میبینیم در یک تا دو فصل اخیر، سود آنها 2 تا ۳ برابر شده و آمارها حاکی از سود چندصد میلیارد دلاری است.
کاهش وابستگی جهان به سوخت فسیلی
اورعی در ادامه، برای بررسی کاهش تاثیر شوک بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی، به روند کاهش وابستگی اقتصاد جهانی به سوخت فسیلی پرداخت و بیان کرد: کاهش وابستگی به سوخت فسیلی در آینده، به معنای کاهش اهمیت تنگه هرمز و در نتیجه کاهش حساسیت قیمت جهانی نفت به شرایط منطقه ماست.
او توضیح داد: جنگ روسیه با اوکراین و تنش در منطقه خلیجفارس، باعث شد که کشورها به فکر توسعه صنعت برق بیافتند. پیش از این، کشورهای نفتی از اهمیت خاصی در اقتصاد جهانی برخوردار بودند اما اکنون اهمیت کشورهای نفتی در جهان کم میشود و جای آنها را، الکترو-استیتها (Electrostate) میگیرند؛ یعنی کشورهایی که قدرت آنها در تولید برق است. اکنون با توجه به توسعه هوش مصنوعی و دیتاسنترها، هر کشوری که بتواند برق بیشتری تولید کند، در جهان پادشاهی میکند و دیگر نوبت پادشاهی کشورهای نفتی به پایان آمده است.
این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به آمارهای بینالمللی، عنوان کرد: آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده است که تا سال ۲۰۳۵ تقاضای جهانی برای نفت ۱۸ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند. این عدد زمانی جالب میشود که بدانیم تقاضای کل جهان در روز، حدود 100 میلیون بشکه است. به عبارت دیگر، در شرایطی که اقتصاد جهانی رو به توسعه است و در نتیجه تقاضای انرژی باید زیاد شود، پیشبینی شده است که تا 9 سال دیگر، تقاضای نفت جهان 20 درصد کاهش پیدا میکند چرا که برق جای نفت را خواهد گرفت.
اورعی افزود: پیشبینی کاهش 18 میلیون بشکهای در تقاضای نفت جهانی، در صورتی محقق میشود که با همین روند برقیسازی ادامه دهیم اما امروزه با شتابگیری کاهش قیمت باتری، یعنی ذخیرهساز، و توسعه زیرساخت شارژ باتریها و افزایش تولید خودروهای برقی، خواهیم دید که برقیسازی شتاب بیشتری میگیرد و میتواند تقاضای نفت جهانی را بیش از 20 درصد پیشبینی شده، کاهش دهد.
تنها ایران نفت صادر نمیکند!
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی در پاسخ به این پرسش که «برخی تحلیلگران اعتقاد دارند با تعیین شدن مسیرهای جایگزین، اکثر کشورهای خلیجفارس مشغول صادرات نفت هستند اما ایران که خود تنگه هرمز را بسته است، به دلیل محاصره دریایی، قادر به صادرات نفت نیست. این گزاره را چطور ارزیابی میکنید؟»، اظهار کرد: با کمال تاسف باید بگویم که این گزاره درست است.
اورعی توضیح داد: در وضعیت کنونی، مقداری نفت از منطقه خلیجفارس صادر میشود اما مشکل این است که ایران دیگر نقشی در این صادرات ندارد. صادرات نفت ایران به حدود 200 هزار بشکه در روز رسیده است که مقدار آن بسیار ناچیز است. اگر ایران هنوز درآمدی دارد، مربوط به همان 80 میلیون بشکه نفتی است که روی آب دارد اما این ذخیره هم به شدت کاهش یافته است. این مقدار صادرات برای ایران، که روزانه ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه در روز صادرات داشته و به شدت وابسته به پول صادرات نفت است، تقریبا صفر است. در ضمن نصف پول این مقدار صادرات را صادرکنندگان فعلی به اصطلاح «میخورند» و عمده مابقی این پول به تراستیها میرسد.
او تاکید کرد: با کمال تاسف نتیجه سیاستهای ایران درباره منطقه این شده که نفت بقیه کشورها صادر میشود اما ایران از صادرات نفت محروم شده است.
قیمت نفت دست آمریکا افتاده است
این استاد دانشگاه به محاصره دریایی و توقیف محمولههای ایران اشاره کرد و گفت: تنها ظاهر محاصره دریایی، جنگ با ایران است. آمریکا در عمل کاری کرده است که میزان عرضه نفت جهان را کنترل میکند؛ بدین شکل که اجازه صادرات نفت به ایران را نمیدهد و صادرات نفت بقیه را کنترل میکند و در نتیجه قیمت نفت دست آمریکا افتاده است و از آنجایی که خود به بزرگترین صادرکننده تبدیل شده، بازار نفت را در کنترل خود قرار داده است.
اورعی ادامه داد: آمریکا روسیه را هم تاحدودی از بازار انرژی کنار گذاشته و به اوکراین این سیگنال را داده است تا به پالایشگاهها و زیرساختهای نفتی روسیه حمله کند تا روسیه هم قادر به صادرات نفت و گاز نباشد و به واردکننده بنزین و گازوئیل تبدیل شود.
تنها ظاهر محاصره دریایی، جنگ با ایران است. آمریکا در عمل کاری کرده است که میزان عرضه نفت جهان را کنترل میکند؛ بدین شکل که اجازه صادرات نفت را به ایران نمیدهد و صادرات نفت بقیه را کنترل میکند؛ در نتیجه قیمت نفت دست آمریکا افتاده و از آنجایی که خود به بزرگترین صادرکننده تبدیل شده، بازار نفت را در کنترل خود قرار داده است
این تحلیلگر مسائل انرژی در جمعبندی سخنان خود، بیان داشت: عواملی مانند توان موشکی و در اختیار داشتن تنگه هرمز، قدرتهای بازدارنده هستند. توان موشکی و در اختیار داشتن تنگه هرمز تا زمانی ارزشمند است که از آنها استفاده نکنیم. توان هستهای، بمب اتم، تنگه هرمز، موشک و ... برای استفاده نیستند بلکه تنها استفاده ابزاری دارند. وقتی که از موشک استفاده کنیم یا تنگه را ببندیم، تنها مشت خود را باز کردهایم. با استفاده از این ابزارها، دست ایران برای اقتصاد جهانی رو شد، جهان صورت مسئله را فهمید و به دنبال راهحل آن رفت.
دیدگاه تان را بنویسید