«هوم‌اسکول»‌؛ نمایی از «تحول در نظام آموزشی»!

سعیده علیپور

 

سال‌هاست وزرای آموزش‌وپرورش یکی پس از دیگری از «تحول در نظام آموزشی»، «ارتقای کیفیت مدارس» و «عدالت آموزشی» می‌گویند؛ اما در کف مدرسه روایت دیگری جریان دارد. روایت کلاس‌های شلوغ، کمبود معلم، مدارس فرسوده، تعطیلی‌های پی‌درپی و خانواده‌هایی که دیگر منتظر وعده‌های اصلاحی نمانده‌اند و خودشان برای آموزش فرزندشان راه دیگری پیدا کرده‌اند. رشد هوم‌اسکول در ایران را می‌توان یکی از روشن‌ترین نشانه‌های شکاف میان ادعاهای مدیریتی و واقعیت روزمره مدارس دانست؛ شکافی که در آن مدرسه، به جای آنکه ستون اصلی تعلیم و تربیت باشد، برای بخشی از خانواده‌ها نهادی بی‌فایده و بعضا مضر است.

در چنین شرایطی بخشی از خانواده‌ها دیگر نمی‌پرسند «کدام مدرسه بهتر است؟»؛ پرسش آنها این است: «آیا اساسا مدرسه می‌تواند نیاز آموزشی فرزند ما را تأمین کند؟»

«ما اول نمی‌خواستیم بچه‌مان را از مدرسه بیرون بیاوریم. مدرسه انتخاب اول ما بود. اما وقتی دیدیم شهریه می‌دهیم، هزینه سرویس و کلاس‌های جانبی پرداخت می‌کنیم و در نهایت بخش بزرگی از آموزش دوباره روی دوش خودمان است، تصمیم گرفتیم راه دیگری پیدا کنیم.»

 هوم‌اسکول‌ها در شرایطی شکل گرفته‌اند که بعضی مدارس رسمی، به‌ویژه مدارسی که با مشکلات مالی روبه‌رو هستند، برای جبران هزینه‌های خود به دنبال راه‌های درآمدی جدید می‌گردند. در چنین فضایی، ارتباط میان آموزش غیررسمی و مدرسه رسمی برای حل مسئله مدرک، به یک سازوکار نانوشته تبدیل شده است

این روایت یک مادر دانش‌آموز سال پنجم ابتدایی است؛ مادری که حالا فرزندش را به جای کلاس درس، در خانه آموزش می‌دهد. او می‌گوید تصمیم برای هوم‌اسکول، انتخابی از سر علاقه به یک شیوه آموزشی تازه نبود؛ نتیجه چند سال تجربه مدرسه‌ای بود که به باور او دیگر پاسخگوی نیاز فرزندش نبود.

او تنها نیست. در گفت‌وگو با چند خانواده‌ای که در سال‌های اخیر به آموزش خانگی روی آورده‌اند، یک مجموعه دلیل مشترک تکرار می‌شود: کیفیت پایین آموزش، کلاس‌های پرجمعیت، تعطیلی‌های مکرر، هزینه بالای مدارس غیردولتی و این احساس که بخش مهمی از زمان یادگیری کودکان از دست می‌رود.

یکی از پدرها که فرزندش در یک مدرسه غیردولتی تحصیل می‌کرد، می‌گوید: «شهریه هر سال بیشتر می‌شد، اما کیفیت همان بود. وقتی مدرسه تعطیل می‌شد، کسی پاسخگو نبود. آخرش دیدیم خودمان باید بعد از مدرسه دوباره درس‌ها را با بچه کار کنیم.»

در این میان، آموزش‌وپرورش اکنون با پدیده‌ای مواجه است که به نوعی محصول همان بحران‌های انباشته‌شده در نظام رسمی آموزش است. وزارتخانه‌ای که سال‌ها از تحول، ارتقای کیفیت و بازگرداندن مدرسه به جایگاه اصلی خود سخن گفته، حالا با شبکه‌ای از مراکز آموزشی غیررسمی روبه‌روست که بخشی از خانواده‌ها آنها را جایگزین مدرسه کرده‌اند.

مسئولان آموزش‌وپرورش این مراکز را فاقد مجوز رسمی می‌دانند و تأکید دارند که هوم‌اسکول‌ها حق صدور مدرک رسمی ندارند.

با این حال این مراکز هستند و تعدادشان هم روز به روز بیشتر می‌شود. هرچند ابعاد این بازار در هاله‌ای از ابهام است. آموزش‌وپرورش تاکنون هیچ آمار رسمی از تعداد دانش‌آموزانی که خارج از نظام رسمی و در قالب هوم‌اسکول آموزش می‌بینند یا شمار مراکز فعال در این حوزه منتشر نکرده است.

مصیبت مدارس همیشه تعطیل

در سال‌های اخیر، دانش‌آموزان ایرانی بارها با وقفه در آموزش حضوری مواجه شده‌اند. تعطیلی به دلیل آلودگی هوا، کرونا، کمبود انرژی، شرایط جوی و در نهایت جنگ، باعث شد بسیاری از خانواده‌ها احساس کنند سال تحصیلی آن‌طور که باید پیش نمی‌رود. در جریان جنگ اخیر، مدارس کشور برای مدتی تعطیل شدند و آموزش از طریق تلویزیون و بسترهای مجازی پیگیری شد. اما حتی پس از پایان درگیری‌ها نیز از بازگشایی مدارس خبری نبود که انتقاد خانواده‌ها را نسبت به تداوم تعطیلی مدارس برانگیخت.

یکی از مادرانی که فرزندش در تهران تحصیل می‌کند، می‌گوید: «ما شرایط جنگ را درک می‌کردیم، اما بعد از آتش‌بس انتظار داشتیم آموزش سریع‌تر به حالت عادی برگردد. وقتی تعطیلی ادامه پیدا کرد، این سؤال برای ما ایجاد شد که آیا واقعا همه این تعطیلی‌ها ضروری است یا بخشی از آن به دلیل مشکلات مدیریتی و هزینه‌های اداره مدارس است؟»

آموزش‌وپرورش درباره تعطیلی مدارس معمولا دلایلی مانند حفظ سلامت دانش‌آموزان، شرایط امنیتی یا مشکلات زیرساختی را اعلام کرده است، اما استمرار این وقفه‌ها باعث شده بخشی از والدین نسبت به کیفیت تصمیم‌گیری‌ها بدبین شوند.

بودجه‌ای که بیشتر صرف حقوق می‌شود

مشکل تنها تعطیلی نیست. سال‌هاست کارشناسان آموزش درباره کاهش کیفیت مدارس و محدود شدن امکان توسعه آموزشی هشدار می‌دهند.

بودجه آموزش‌وپرورش در سال‌های اخیر رشد اسمی داشته، اما بخش عمده این بودجه صرف هزینه‌های جاری، به‌ویژه حقوق و مزایای کارکنان می‌شود. بر اساس گزارش‌های بودجه‌ای، سهم قابل‌توجهی از اعتبارات این وزارتخانه برای پرداخت حقوق اختصاص پیدا می‌کند و منابع محدودتری برای تجهیز مدارس، توسعه فضاهای آموزشی، آموزش معلمان و ارتقای کیفیت باقی می‌ماند.

در ایران، هوم‌اسکول هنوز چارچوب رسمی مشخصی مانند برخی کشورها ندارد. با این حال، در عمل شبکه‌ای از خدمات آموزشی شکل گرفته است؛ مراکزی که برنامه آموزشی ارائه می‌کنند، معلم معرفی می‌کنند و در برخی موارد خانواده‌ها را برای شرکت در امتحانات رسمی راهنمایی می‌کنند

یک معلم دوره ابتدایی که نخواست نامش منتشر شود، می‌گوید: «مشکل فقط کتاب درسی نیست. وقتی یک معلم در کلاس ۳۵ یا ۴۰ دانش‌آموز دارد، وقتی مشاور کافی وجود ندارد، وقتی امکانات آزمایشگاهی و آموزشی محدود است، حتی بهترین معلم هم توانش محدود می‌شود.»

مسئله کمبود نیروی انسانی نیز به یکی از چالش‌های جدی آموزش‌وپرورش تبدیل شده است. مسئولان این وزارتخانه در سال‌های اخیر بارها از کمبود معلم سخن گفته‌اند و در مقاطعی رقم‌هایی بیش از صد هزار نفر برای کسری نیروی انسانی مطرح شده است.

این کمبود، در کنار بازنشستگی گسترده معلمان، باعث شده برخی مدارس با تراکم بالای کلاس‌ها و استفاده از نیروهای جایگزین اداره شوند.

از افت امکانات تا افت یادگیری

والدینی که به سمت هوم‌اسکول رفته‌اند، تنها از کیفیت تدریس شکایت ندارند؛ آنها از تغییر کارکرد مدرسه حرف می‌زنند.

یکی از مادران می‌گوید: «بچه من مدرسه می‌رفت، اما خیلی چیزها را یاد نمی‌گرفت. نه به خاطر معلم؛ مشکل ساختار بود. کلاس شلوغ بود، زمان کافی برای پرسش و پاسخ نبود و بیشتر تمرکز روی تمام کردن کتاب بود.»

کارشناسان آموزشی نیز معتقدند وقفه‌های آموزشی، به‌خصوص برای دانش‌آموزان مقاطع پایین‌تر، می‌تواند باعث افت یادگیری شود.

تجربه تعطیلی‌های دوران کرونا و پس از آن نشان داد که آموزش غیرحضوری برای همه دانش‌آموزان جایگزین مناسبی نیست. گزارش‌های بین‌المللی مانند ارزیابی‌های تیمز و پرلز نیز در سال‌های اخیر نگرانی‌هایی درباره وضعیت یادگیری دانش‌آموزان در ایران ایجاد کرده است.

به گفته کارشناسان، کاهش کیفیت آموزش عمومی بیش از همه دانش‌آموزانی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد که امکان استفاده از کلاس خصوصی، معلم خصوصی یا آموزش جایگزین را ندارند.

هوم‌اسکول؛ انتخابی که هزینه دارد

اگرچه برخی تصور می‌کنند آموزش خانگی راهی کم‌هزینه برای فرار از مدرسه است، اما تجربه خانواده‌ها چیز دیگری نشان می‌دهد.

یکی از والدین می‌گوید: «ما فکر می‌کردیم هزینه کمتر می‌شود، اما اتفاقا بیشتر شد. باید معلم پیدا کنیم، کتاب و منابع آموزشی بخریم و برای امتحان و مدرک هم فکری کنیم.»

در ایران، هوم‌اسکول هنوز چارچوب رسمی مشخصی مانند برخی کشورها ندارد. با این حال، در عمل شبکه‌ای از خدمات آموزشی شکل گرفته است؛ مراکزی که برنامه آموزشی ارائه می‌کنند، معلم معرفی می‌کنند و در برخی موارد خانواده‌ها را برای شرکت در امتحانات رسمی راهنمایی می‌کنند.

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش، معتقد است افزایش گرایش به آموزش خانگی را باید در چارچوب نارضایتی از آموزش رسمی دید. او به خبر آنلاین می‌گوید: «هوم‌اسکول در بسیاری از کشورها یک شیوه آموزشی شناخته‌شده است، اما در ایران رشد آن بیشتر از آنکه نتیجه یک انتخاب آموزشی برنامه‌ریزی‌شده باشد، واکنشی به مشکلات موجود در مدارس است».

 آموزش‌وپرورش تاکنون هیچ آمار رسمی از تعداد دانش‌آموزانی که خارج از نظام رسمی و در قالب هوم‌اسکول آموزش می‌بینند یا شمار مراکز فعال در این حوزه منتشر نکرده است

به گفته او، ضعف آموزشی، شلوغی کلاس‌ها، نارضایتی از محتوای آموزشی و نگرانی‌های تربیتی از جمله دلایلی است که برخی خانواده‌ها برای فاصله گرفتن از مدرسه مطرح می‌کنند.

بازاری که در خلأ قانونی شکل گرفت

در کنار خانواده‌هایی که خودشان آموزش فرزندشان را مدیریت می‌کنند، طی سال‌های اخیر شکل دیگری از هوم‌اسکول نیز در ایران گسترش پیدا کرده است؛ مجموعه‌هایی که عنوان مدرسه رسمی ندارند، اما عملا نقش یک مرکز آموزشی را ایفا می‌کنند.

چند خانواده که تجربه استفاده از این مراکز را داشته‌اند، می‌گویند این مجموعه‌ها برخلاف مدارس رسمی، در بسیاری از شرایط تعطیل نمی‌شوند. نه آلودگی هوا، نه کمبود انرژی و نه بسیاری از وقفه‌هایی که مدارس عادی را از فعالیت بازمی‌دارد، معمولا برنامه آنها را متوقف نمی‌کند. یکی از والدین می‌گوید: «آنجا شبیه مدرسه است؛ کلاس دارد، معلم دارد، برنامه هفتگی دارد، امتحان می‌گیرند، اما اسمش مدرسه نیست. چون مجوز مدرسه ندارد، برای مدرک باید راه دیگری پیدا کرد.»

مسئله مدرک، مهم‌ترین چالش این مراکز است. دانش‌آموزی که در چنین مجموعه‌هایی درس می‌خواند، در نهایت برای ادامه تحصیل به مدرک رسمی نیاز دارد. برخی خانواده‌ها می‌گویند برای حل این مشکل، از طریق مدارس رسمی دیگر، به‌ویژه مدارسی که دانش‌آموز را برای امتحانات می‌پذیرند، مسیر دریافت کارنامه و مدرک را دنبال می‌کنند. در برخی موارد نیز خانواده‌ها از پرداخت هزینه جداگانه برای این هماهنگی‌ها سخن می‌گویند.

یکی از مادران می‌گوید: «همه می‌دانند این مراکز وجود دارند. خانواده‌ها، بعضی مدارس و حتی مسئولان محلی از وجودشان خبر دارند، اما چون جایگزینی برای بخشی از نیاز خانواده‌ها شده‌اند، عملا به حیات خود ادامه می‌دهند.»

به گفته برخی والدین، بخشی از این مراکز در شرایطی شکل گرفته‌اند که بعضی مدارس رسمی، به‌ویژه مدارسی که با مشکلات مالی روبه‌رو هستند، برای جبران هزینه‌های خود به دنبال راه‌های درآمدی جدید می‌گردند. در چنین فضایی، ارتباط میان آموزش غیررسمی و مدرسه رسمی برای حل مسئله مدرک، به یک سازوکار نانوشته تبدیل شده است. این وضعیت نشان می‌دهد هوم‌اسکول در ایران فقط یک انتخاب آموزشی فردی نیست؛ بلکه به تدریج به یک ساختار غیررسمی تبدیل شده که در فاصله میان نیاز خانواده‌ها و محدودیت‌های نظام آموزشی رشد کرده است.

کارشناسان آموزش معتقدند شکل‌گیری چنین فضاهایی، پیش از آنکه درباره درست یا غلط بودن آموزش خانگی داوری کند، یک پرسش اساسی را پیش روی سیاست‌گذار می‌گذارد: چرا بخشی از خانواده‌ها حاضرند از مسیر رسمی آموزش خارج شوند و برای بازگشت دوباره به همان نظام رسمی، هزینه و مسیرهای غیررسمی طی کنند؟

رشد این مراکز را می‌توان نشانه‌ای از شکاف میان واقعیت آموزشی جامعه و چارچوب‌های رسمی دانست؛ شکافی که هرچه کیفیت مدارس، ثبات آموزشی و امکانات عمومی کاهش پیدا کند، احتمالا عمیق‌تر خواهد شد.

خروج از مدرسه یا اعتراض به مدرسه؟

با وجود همه انتقادها، حتی خانواده‌هایی که هوم‌اسکول را انتخاب کرده‌اند، نمی‌گویند مدرسه باید حذف شود.

پدر یکی از دانش‌آموزان می‌گوید: «اگر مدرسه‌ای باشد که بچه واقعا در آن یاد بگیرد، امکانات داشته باشد و تعطیلی‌های بی‌دلیل کمتر شود، ما ترجیح می‌دهیم بچه‌مان همان‌جا باشد.»

شاید همین جمله خلاصه وضعیت امروز باشد؛ بسیاری از خانواده‌ها از مدرسه فرار نمی‌کنند، بلکه از مدرسه‌ای فاصله می‌گیرند که احساس می‌کنند دیگر پاسخگوی نیازهایشان نیست.

رشد هوم‌اسکول را می‌توان یک علامت هشدار دانست؛ علامتی که نشان می‌دهد بخشی از جامعه اعتمادش به کیفیت آموزش رسمی را از دست داده است.

وقتی خانواده‌ها حاضر می‌شوند هزینه آموزش، مسئولیت تدریس و حتی دغدغه دریافت مدرک را خودشان برعهده بگیرند، مسئله فقط یک انتخاب آموزشی نیست؛ مسئله رابطه‌ای است که میان خانواده و مدرسه در حال تغییر است. بازگشت این خانواده‌ها به مدرسه، بیش از هر چیز به بازسازی همان چیزی وابسته است که باعث خروجشان شد: کیفیت آموزش، ثبات برنامه تحصیلی و اعتماد.