بازخوانی وقایع پنجم مهرماه دانشگاه علامه در گفتوگوی «توسعه ایرانی» با دو دانشجو
پاسخ مطالبات صنفی و رفاهی با تماسهای «پرایوت»!
طهمورث گیلانی
روز پنجم مهرماه، پردیس مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی شاهد یکی از پرحاشیهترین و در عین حال صریحترین تجمعات دانشجویی در سالهای اخیر بود. این حرکت که از نخستین ساعات صبح روز دوشنبه با فراخوانهای خودجوش دانشجویی آغاز شد، به سرعت به کانون توجه رسانهها و تشکلهای دانشگاهی تبدیل شده است. آنچه در ابتدا به عنوان یک اعتراض آرام به وضعیت معیشتی و رفاهی تلقی میشد، در پی عدم پاسخگویی مسئولان و ورود جریانهای موازی، به صحنهای از تقابل شعارها و تنشهای فیزیکی مبدل شد که تا ساعتها پس از پایان تجمع نیز با تماسهای تهدیدآمیز و انتشار اطلاعات خصوصی دانشجویان در فضای مجازی ادامه یافت.
به گفته شورای صنفی دانشجویان علامه، پیگیری مطالبات بر حق دانشجویان نباید به ابزاری برای فشار امنیتی تبدیل شود و هرگونه ارتباط با دانشجو باید در چارچوب ضوابط قانونی و از طریق مراجع پاسخگو صورت گیرد. یکی از دانشجویان دانشگاه علامه به «توسعه ایرانی» گفته است که پنج تماس پرایوت با خانواده دانشجویان حاضر در تجمع صورت گرفته، یک تماس پرایوت با یکی از دانشجویان حاضر در تجمع بوده و چهار دانشجوی این دانشگاه نیز به حراست دانشگاه احضار شدهاند
ریشههای اعتراض
هسته مرکزی اعتراضات روز دوشنبه بر محور «عدالت رفاهی» شکل گرفته بود. دانشجویان معترض با در دست داشتن پلاکاردها و سر دادن شعارهایی، نسبت به افزایش ناگهانی و چشمگیر شهریه دانشجویان نوبت دوم (شبانه) و دانشجویانی که مشمول قوانین سنواتی شدهاند، اعتراض کردند. به گفته معترضان، این افزایش قیمتها در کنار کاهش کیفیت خدمات خوابگاهی و حذف برخی اقلام از ارزاق صبحانه، زیست دانشجویی را با مخاطره جدی مواجه کرده است. شعار «دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم» که بارها در این فضای دانشگاهی طنینانداز شد، نشاندهنده عمق نارضایتی از سیاستهای پولیسازی آموزش عالی در این دانشگاه علوم انسانی است.
علاوه بر مسائل مالی، موضوع محدودیتهای جدید در پوشش و نحوه برخورد نیروهای حراست در مبادی ورودی دانشگاه نیز از دیگر محرکهای اصلی این تجمع بود. دانشجویان معتقدند که استانداردهای دوگانه در برخورد با پوشش و سختگیریهای فزاینده، فضای آکادمیک را به سمت پادگانی شدن سوق داده است. شعار «نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه» که در گزارشهای متعددی از این تجمع ثبت شده، برآیند همین دیدگاه است که دانشگاه باید فضایی برای اندیشه باشد، نه محلی برای اعمال فشارهای سلیقهای و کسب درآمد از دانشجو. دانشجویان مشخصا به این نوع از برخوردهای سلبی به ویژه در زمینه پوشش اعتراض داشتند.
مسئله اصلی مشکلات صنفی بود
برای درک بهتر آنچه در لایههای زیرین این تجمع گذشت، روزنامه «توسعه ایرانی» به سراغ یکی از دانشجویان حاضر در صحنه رفته است. احمد، فعال دانشجویی دانشگاه علامه، در این گفتوگوی تفصیلی پرده از جزئیاتی برمیدارد که در روایتهای رسمی کمتر به آنها اشاره شده است. او میگوید: «ما دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵، تجمعی را ترتیب دادیم تا به مشکلات صنفی ایجادشده برای دانشجویان اعتراض کنیم. مشکلات بهطور کلی مشخص بودند؛ از جمله قیمت غذا و شهریه بهویژه برای دانشجویان شبانه و سنواتی که افزایش چشمگیری داشت. قیمت ارزاق صبحانه به شدت افزایش یافته و حجم و تعداد سرویسها کم شده بود. دلیل عمده دیگر نیز فشارهایی بود که درخصوص پوشش دانشجویان در دانشگاه، چه هنگام ورود و چه در داخل محیط دانشگاه، اعمال میشد. این موارد، مشکلات اصلی زمینهساز شکلگیری این تجمع شدند.»
حواشی نگرانکننده این تجمع پس از پایان آن با انتشار اطلاعات شخصی معترضان در فضای مجازی و تماسهای تهدیدآمیز «پرایوت» با خانوادههای آنان ابعاد جدیدی یافت. گزارشهای شورای صنفی و مصاحبههای دانشجویی حاکی از آن است که افرادی با نام حراست وزارت علوم، فشار روانی بر دانشجویان را به خارج از محیط دانشگاه کشاندهاند؛ اقدامی که نشاندهنده تغییر فاز برخورد با مطالبات صنفی به ابزارهای امنیتی و ایجاد رعب و وحشت در فضای پساتجمع است
احمد در ادامه با اشاره به تنشهای ایجاد شده توسط افراد غیردانشجو، افزود: «با این وجود، پس از آنکه گرد هم آمدیم و مدتی در آنجا حضور داشته و تحصن کردیم، ناگهان یکی از اعضای بسیج کارکنان حاضر شد و با تهدید دانشجویان اظهار کرد که شما را در گونی خواهیم کرد و سخنانی از این دست بیان داشت. نکته قابل توجه این است که حراست نیز اقدامی انجام نداد و توان برخورد با وی را نداشت و او به تهدیدهای خود ادامه میداد. از سوی دیگر، نیروهای بسیج ناگهان شروع به سر دادن شعار اللهاکبر کردند؛ در حالی که ما در حال بیان مشکلات صنفی بودیم و آنان نیز به عنوان دانشجو قاعدتاً از این تغییرات و افزایش قیمتها متضرر میشوند. متوجه نمیشوم که چگونه این مسئله باعث شده است که بخواهند در برابر ما شعار اللهاکبر سر دهند.»
این فعال دانشجویی همچنین نسبت به تحریف وقایع در رسانههای خاص هشدار داد و گفت: «برخی از رسانهها اقدام به انتشار ویدئوهای تقطیع و مونتاژشده کردهاند؛ نکته جالب این است که با بررسی ویدئوها مشخص میشود برخی از آنها مربوط به اعتراضات چند سال پیش دانشگاه علامه طباطبایی، برخی مربوط به سال ۱۴۰۱ و حتی برخی اساساً متعلق به دانشگاه علامه نبوده است. آنان این ویدئوها را به ویدئوی اعتراضات دیروز پیوند داده و شعارهایی را سر هم کردهاند تا اینگونه وانمود کنند که چنین شعارهایی در این تجمع سر داده شده است و جنبهای سیاسی به آن ببخشند؛ در حالی که این اعتراضات در اصل کاملاً جنبه صنفی داشته است. همچنین هرچقدر شعار دادیم تا ریاست دانشگاه حضور یابد و با ایشان گفتگو کنیم، حضور نیافتند؛ گویی برای کسی اهمیت نداشت که دانشجویان با چنین مشکلاتی مواجه هستند.»
بیانیهها و مواضع؛ از نقد مدیریت
تا دفاع از استقلال صنفی
در پی این وقایع، بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در نامهای سرگشاده خطاب به شجاع احمدوند، ریاست دانشگاه، نسبت به انباشت مشکلات واکنش نشان داد. در بخشی از این نامه آمده است: «آنچه بیش از خود مشکلات نگرانکننده است، نحوه مواجهه مدیریت دانشگاه با آنهاست. امروز مجموعهای از مشکلات صنفی در دانشگاه علامه طباطبایی انباشته شده است؛ از وضعیت نامناسب امکانات رفاهی و خوابگاهی گرفته تا مشکلات آموزشی، تغذیه و بیتوجهی به روند رسیدگی به مطالبات دانشجویان. این مشکلات دیگر مجموعهای از گلایههای پراکنده نیستند؛ بلکه به مسئلهای جدی در مدیریت دانشگاه تبدیل شدهاند.» این تشکل همچنین به طور مجزا تجمعی را برای اعتراض به این وقایع برگزار کرد که نشاندهنده گستردگی نارضایتیها در سطوح مختلف دانشجویی است.
هسته اصلی تجمع روز پنجم مهرماه دانشگاه علامه طباطبایی که با شعارهایی علیه «پولیسازی آموزش» و «سختگیریهای پوشش» شکل گرفته بود، با ورود افراد منتسب به بسیج کارکنان به تنش کشیده شد. در حالی که دانشجویان خواستار حضور ریاست دانشگاه برای پاسخگویی به هزینههای گزاف شهریه و تغذیه بودند، جوابی نگرفتند
از سوی دیگر، شورای صنفی دانشجویان علامه با صدور بیانیهای تند، بر لزوم تفکیک مطالبات صنفی از بازیهای سیاسی تاکید و تصریح کرد که تجمع روز دوشنبه در اساس و ماهیت، تجمعی صنفی و دانشجویی بوده و بسیج دانشجویی یا سایر تشکلهای سیاسی، مرجع تعیینکننده ماهیت این مطالبات نیستند. شورای صنفی با انتقاد از حضور افراد منتسب به بسیج کارکنان در تجمع، این اقدام را عامل اصلی تشدید تنشها دانست و اعلام کرد که مدیریت دانشگاه با عدم حضور در میان دانشجویان و پاسخگویی مستقیم، عملاً راه را برای برخوردهای سلیقهای و تهدیدآمیز باز گذاشته است.
حواشی پس از تجمع
اما ماجرا به صحن دانشگاه ختم نشد. رصد فضای مجازی نشان میدهد که ساعاتی پس از پایان تجمع، موجی از ناامنی روانی علیه دانشجویان معترض آغاز شده است. برخی کانالهای ناشناس اقدام به انتشار اطلاعات شخصی دانشجویان، از جمله شماره ملی و شماره تماس آنها کردند. دانشجویان بسیاری گزارش دادهاند که تماسهای متعددی دریافت کردهاند که در آنها با لحنی تند تهدید به بازداشت، اخراج و حتی مرگ شدهاند. این تماسها که گاه از شمارههای ناشناس و «پرایوت» صورت گرفته، خانوادههای دانشجویان را نیز هدف قرار داده و موجب ایجاد فضای رعب و وحشت در میان والدین شده است.
فعالان صنفی دانشگاه علامه در این باره اعلام کردندکه افرادی با معرفی خود به عنوان ماموران حراست وزارت علوم، با دانشجویان تماس گرفتهاند. این شورا با ابراز نگرانی عمیق از این وضعیت، خواستار شفافسازی درباره هویت و مبنای قانونی این پیگیریها شد. به گفته این نهاد صنفی، پیگیری مطالبات بر حق دانشجویان نباید به ابزاری برای فشار امنیتی تبدیل شود و هرگونه ارتباط با دانشجو باید در چارچوب ضوابط قانونی و از طریق مراجع پاسخگو صورت گیرد. یکی از دانشجویان دانشگاه علامه به «توسعه ایرانی» گفته است که پنج تماس پرایوت با خانواده دانشجویان حاضر در تجمع صورت گرفته، یک تماس پرایوت با یکی از دانشجویان حاضر در تجمع بوده و چهار دانشجوی این دانشگاه نیز به حراست دانشگاه احضار شدهاند.
بنبست مدیریتی
و ضرورت پاسخگویی ساختاری
تحلیل وقایع روز پنجم مهرماه نشان میدهد که شکاف عمیقی میان بدنه دانشجویی و مدیریت دانشگاه علامه ایجاد شده است. امتناع ریاست دانشگاه از حضور در میان دانشجویان، نه تنها به آرام شدن فضا کمک نکرد، بلکه این پیام را به دانشجویان مخابره کرد که مطالبات آنها در اولویتهای مدیریتی قرار ندارد. شورای صنفی در بیانیه خود به درستی اشاره کرده است که مشکلات رفاهی دانشجویان صرفاً در سطح مدیریت داخلی دانشگاه قابلحل نیست و مدیریت باید به عنوان نماینده دانشجویان، این مطالبات را از وزارت علوم و مراجع بالاتر پیگیری کند.
آنچه در دانشگاه علامه گذشت، فراتر از یک تجمع ساده صنفی بود؛ این رویداد بازتابی از انباشت مطالبات پاسخدادهنشدهای است که اکنون در قالب اعتراضات داخل پردیس یک دانشگاه بروز یافته است. استفاده از ابزارهای تهدید و «گونی» در محیطی که باید مهد گفتوگو باشد، نشاندهنده یک عقبگرد فرهنگی در مدیریت بحرانهای دانشگاهی است. تا زمانی که نگاه سلبی بر نگاه صنفی و رفاهی غلبه داشته باشد و صدای دانشجو در میان شعارهای سیاسی و روایتسازیهای رسانهای گم شود، زخمهای دانشگاه التیام نخواهد یافت و احتمال تکرار چنین وقایعی در روزهای آتی دور از انتظار نخواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید