تهران و واشنگتن بر سر «قدم اول» و محور مذاکرات اختلاف دارند و کشورهای منطقه در حال رایزنیاند؛
دومینوی میانجیگری برای مذاکره ایران و آمریکا
نهال فرخی
یک پیشنهاد رد شده، یک رئیسجمهور که هنوز از مذاکره حرف میزند و میانجیهایی که میان تهران و واشنگتن در رفتوآمدند؛ تازهترین صحنه از مناسبات ایران و آمریکا بیش از آنکه نشانه آغاز دور تازهای از مذاکرات باشد، تصویر پیچیدهای از تلاش برای نجات دیپلماسی در شرایطی است که دو طرف حتی درباره نقطه آغاز گفتوگو اختلاف دارند.
دونالد ترامپ تنها یک روز پس از آنکه پیشنهاد تازه ایران را رد کرد، در گفتوگویی تلفنی با آکسیوس از احتمال ادامه مذاکرات در همین هفته سخن گفت. او گفت انتظار دارد مذاکرات بیشتری با ایران انجام شود و مدعی شد تهران خواهان توافق است، اما توافقی که مورد نظر او نیست. رئیسجمهور آمریکا همچنین گفت شاید واشنگتن یک سال قبل چنین توافقی را میپذیرفت، اما اکنون شرایط تغییر کرده است.
در تهران اما روایت متفاوت است. گزارشهای رسانههای دولتی ایران میگویند برنامهای برای دور جدید مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم هیأت ایرانی در نیویورک اعلام نشده و مواضع تهران از طریق میانجی قطری به آمریکا منتقل شده است. بنابراین در حالی که ترامپ از «مذاکرات بیشتر» سخن میگوید، طرف ایرانی تأکید دارد که فعلاً منتظر پاسخ واشنگتن به پیامهای منتقلشده از مسیر میانجیهاست.
همین فاصله میان دو روایت، شاید مهمترین نشانه درباره وضعیت کنونی باشد: مذاکرات لزوماً در قالب یک میز رسمی و یک دور تازه از گفتوگو ادامه ندارد؛ بخش مهمی از دیپلماسی اکنون در فاصله میان اتاقهای جداگانهای جریان دارد که میانجیها پیام، پیشنهاد و اصلاحیه را میان آنها جابهجا میکنند. در مرکز این تلاش، قطر قرار گرفته است؛ کشوری که طی روزهای گذشته نقش آن از انتقال پیام فراتر رفته و براساس گزارش آکسیوس، مقامهایش در حال تلاش برای ساختن یک پیشنهاد مصالحهای میان دو طرف بودهاند.
پیشنهادی که ترامپ رد کرد
نقطه آغاز دور تازه تحرکات دیپلماتیک، پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به مذاکرات بود. ایران اعلام کرده بود در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره دریایی بنادر ایران، آماده است ظرف هفت روز روند بازگشایی تنگه هرمز را آغاز کند. براساس گزارش رویترز، این پیشنهاد پیشتر از طریق میانجیها به آمریکا منتقل شده و مقام ایرانی گفته بود هیأت حاضر در مجمع عمومی سازمان ملل اختیار لازم برای پیگیری مسیر دیپلماتیک را دارد.
جزئیات منتشرشده بعدی نشان داد که پیشنهاد تهران فقط درباره هرمز نبود. براساس گزارش آکسیوس، ایران بازگشایی تنگه و ازسرگیری مذاکرات هستهای را در برابر مجموعهای از اقدامات آمریکا، از جمله رفع محاصره دریایی، کاهش محدودیتهای مربوط به فروش نفت و بازگشت آتشبس منطقهای مطرح کرده بود. نمایندگان آمریکا اما با این چارچوب موافقت نکردند و ترامپ سرانجام شنبه صریحاً اعلام کرد پیشنهاد ایران را رد کرده است.
این رد شدن، در ظاهر میتوانست پایان تلاش دیپلماتیک نیویورک باشد؛ اما تنها یک روز بعد ترامپ از احتمال مذاکرات بیشتر سخن گفت. این دو موضع در ظاهر متناقضاند که چگونه میتوان پیشنهاد طرف مقابل را رد کرد و تقریباً همزمان از ادامه مذاکرات سخن گفت؟اما پاسخ را شاید باید در فعالیت میانجیها جستوجو کرد. آن چه ترامپ رد کرده، یک چارچوب مشخص بوده؛ نه لزوماً ادامه روند چانهزنی.
قطر و دیگر میانجیها نیز ظاهراً درست در همین فاصله حرکت میکنند؛ فاصله میان «نه» گفتن واشنگتن به پیشنهاد موجود و امکان تهیه متنی که هر دو طرف حاضر باشند دستکم درباره آن مذاکره کنند.
قطر؛ فراتر از انتقال پیام
گزارش آکسیوس جزئیات مهمی از این رفتوآمدها ارائه کرده است. مقامهای قطری در مذاکرات غیرمستقیم نیویورک حضور داشته و پیامها را میان عباس عراقچی در یک سو و استیو ویتکاف و جرد کوشنر در سوی دیگر منتقل کردهاند. پس از آن نیز فعالیت دیپلماتیک دوحه متوقف نشده است.
شیخ محمد بن عبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، پنجشنبه در نیویورک با مسعود پزشکیان دیدار کرد و درباره امکان دستیابی به توافق با دولت ترامپ گفتوگو شد. مقامهای ارشد قطر سپس با ویتکاف ملاقات کردند.
مهمتر از این دیدارها، گزارشی است که میگوید قطریها پس از بررسی پیشنهاد اولیه ایران با دو طرف، یک پیشنهاد مصالحهای را برای بررسی در اختیار تهران و واشنگتن قرار دادهاند و در طول آخر هفته نیز تماسها درباره تغییرات احتمالی در متن ادامه داشته است.
بنابراین نقش دوحه را دیگر نمیتوان صرفاً «پیامرسان» توصیف کرد. میانجی اکنون در حال تلاش برای یافتن نقطه تلاقی دو مطالبهای است که در شکل فعلی فاصله زیادی با یکدیگر دارند. تهران میخواهد کاهش فشار نظامی و اقتصادی و مسئله هرمز بخشی از نقطه شروع باشد؛ واشنگتن در مقابل میخواهد امتیازهای مورد انتظار خود، بهویژه در پرونده هستهای، در مرکز هر توافق تازهای قرار گیرد.
این همان گرهی است که میانجیها باید باز کنند؛ نه فقط رساندن پیام «بله» یا «نه»، بلکه پاسخ دادن به یک سؤال بسیار دشوارتر: کدام طرف باید نخستین امتیاز را بدهد؟
ماموریت تازه میانجیها؛ بازگرداندن هستهای به میز
اما شاید گزارش تازه والاستریت ژورنال این بخش از ماجرا را روشنتر کرده که میانجیهای مذاکرات در تلاشند تهران را متقاعد کنند برای فراهم شدن زمینه ازسرگیری گفتوگو با آمریکا، درباره برنامه هستهای خود انعطاف نشان دهد و خود میانجیها نیز، بنا بر این گزارش، موفقیت این تلاش را دشوار ارزیابی میکنند. اهمیت این تحول در تغییر موضوع مرکزی مذاکرات است.برای ایران، پیشنهاد اخیر از هرمز آغاز میشود و به کاهش فشار نظامی و دریایی، ایجاد شرایط بازگشایی تنگه و سپس بازگشت به مسیر مذاکرات میرسد.
دولت ترامپ اما در تلاش است کانون گفتوگو را دوباره به مسالهای بازگرداند که واشنگتن آن را یکی از اهداف اصلی خود معرفی میکند و این یعنی برنامه هستهای ایران.
رد پیشنهاد هفتروزه ایران نشان داد فاصله تهران و واشنگتن هنوز زیاد است و سخنان تازه ترامپ اما نشان میدهد دستکم از نگاه واشنگتن، رد یک پیشنهاد الزاماً به معنای بستن کانال مذاکره نیست و حالا قطر و دیگر میانجیها در همین فاصله باریک حرکت میکنند؛ فاصله میان یک پیشنهاد ردشده و توافقی که هنوز نوشته نشده
در چنین شرایطی، میانجیها با مأموریتی بسیار دشوارتر از گذشته مواجه شدهاند. آنها نه فقط باید فاصله میان دو «پیشنهاد» را کم کنند، بلکه باید میان دو تعریف متفاوت از موضوع مذاکره پل بزنند.
برای تهران، پرسش این است که آمریکا در برابر بازگشایی هرمز و ورود دوباره ایران به مذاکرات چه اقدامی انجام خواهد داد برای واشنگتن، سؤال این است که ایران در حوزه هستهای چه تعهدی خواهد پذیرفت تا کاهش فشار علیه تهران توجیهپذیر باشد و تا زمانی که پاسخی همزمان برای این دو سؤال پیدا نشود، حتی توافق درباره آغاز رسمی مذاکرات نیز دشوار خواهد بود.
میانجیگری برای پیدا کردن «قدم اول»
این وضعیت مفهوم میانجیگری را نیز تغییر داده است. در مراحل سادهتر یک بحران، میانجی میتواند پیام یک طرف را به طرف دیگر برساند و پاسخ را بازگرداند اما وقتی اختلاف بر سر ترتیب اقدامات است، میانجی باید چیزی شبیه یک جدول زمانی سیاسی طراحی کند.
فرض ساده است اما حل آن دشوار که اگر آمریکا ابتدا بخشی از فشارها را کاهش دهد، چه تضمینی دارد که ایران اقدام مورد انتظار واشنگتن را انجام دهد؟ و اگر ایران ابتدا امتیاز هستهای یا امنیتی بدهد، چه تضمینی وجود دارد که آمریکا پس از آن تعهدات مورد انتظار تهران را اجرا کند؟
به همین دلیل «همزمانی» و «توالی» اقدامات به اندازه محتوای توافق اهمیت پیدا میکند. در واقع، پیشنهاد هفتروزه ایران را نیز میتوان از همین زاویه خواند. تهران تلاش کرده بود چند اقدام را در یک بازه زمانی کوتاه به یکدیگر متصل کند؛ بازگشایی هرمز، کاهش فشار و بازگشت مذاکرات. رد پیشنهاد از سوی ترامپ نشان داد واشنگتن با این بسته و ترتیب موجود موافق نیست، اما ادامه فعالیت قطر نشان میدهد تلاش برای پیدا کردن ترتیب دیگری هنوز متوقف نشده است.
قطر تنها میانجی نیست
اگرچه قطر در مرحله فعلی فعالترین نقش را دارد، پرونده میانجیگری به دوحه محدود نمیشود. کشورهای خلیج فارس به دلیل پیامدهای مستقیم بحران هرمز، خود از ذینفعان اصلی کاهش تنشاند. چنان که رویترز گزارش کرد که کشورهای عربی خلیج فارس همگی خواهان بازگشت جریان عادی کشتیرانی از هرمز هستند، هرچند درباره شکل ترتیبات منطقهای و میزان امتیازدهی به ایران ملاحظات خود را دارند.
قطر همزمان ایده گستردهتری را نیز دنبال کرده و براساس گزارش رویترز، پیشنهاد ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در مذاکرات منطقهای مطرح شده و تهران نیز در حال بررسی آن بوده است. نخستوزیر قطر در نیویورک تأکید کرده که امنیت پایدار منطقه نمیتواند بر چرخه دائمی تشدید تنش و اقدام متقابل بنا شود.
شاید گزارش تازه والاستریت ژورنال این بخش از ماجرا را روشنتر کرده که میانجیهای مذاکرات در تلاشند تهران را متقاعد کنند برای فراهم شدن زمینه ازسرگیری گفتوگو با آمریکا، درباره برنامه هستهای خود انعطاف نشان دهد و خود میانجیها نیز، بنا بر این گزارش، موفقیت این تلاش را دشوار ارزیابی میکنند
این لایه منطقهای اهمیت میانجیها را بیشتر میکند. آن ها فقط برای جلوگیری از شکست یک دور مذاکره تلاش نمیکنند؛ ادامه جنگ و اختلال در هرمز مستقیماً امنیت، انرژی و اقتصاد کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد. در نتیجه برای بسیاری از این کشورها، احیای کانال تهران و واشنگتن مسئلهای فراتر از روابط دو کشور است.
ترامپ؛ مذاکره در کنار تهدید
با این همه، تلاش میانجیها در فضایی انجام میشود که گزینه نظامی هنوز از ادبیات دو طرف حذف نشده است. ترامپ در همان مصاحبهای که از احتمال مذاکرات بیشتر سخن گفت، در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حملات دوباره علیه ایران گفت همواره به آن فکر میکند. این همزمانی مذاکره و تهدید یکی از دشواریهای کار میانجیهاست. آنها باید توافقی بسازند در حالی که هر دو طرف همچنان میخواهند اهرمهای فشار خود را حفظ کنند.
تهران نیز از یک سو بر آمادگی برای راهحل دیپلماتیک تأکید دارد و از سوی دیگر هشدار داده در برابر حملات احتمالی واکنش نشان خواهد داد. بنابراین دیپلماسی کنونی نه پس از پایان تقابل، بلکه در دل همان تقابل در جریان است.
همین مساله شاید توضیح دهد که چرا قطر و دیگر میانجیها فعلاً بیش از دستیابی به یک توافق جامع، روی پیدا کردن فرمولی برای بازگرداندن طرفین به یک روند قابل ادامه تمرکز کردهاند.
مذاکرهای که فعلاً میانجیها انجام میدهند
اکنون دو روایت ظاهراً متناقض کنار یکدیگر قرار گرفتهاند که ترامپ میگوید انتظار مذاکرات بیشتر را دارد؛ تهران میگوید برنامه تازهای برای مذاکره در دستور کار هیأت ایرانی در نیویورک نیست اما میان این دو روایت، کانالی وجود دارد که همچنان فعال است.
قطریها با هر دو طرف صحبت میکنند، متنها تغییر میکند، پیشنهاد مصالحه مطرح شده و براساس گزارشها تلاش برای واردکردن پرونده هستهای به فرمول جدید نیز ادامه دارد. آن چه هنوز وجود ندارد، توافق تهران و واشنگتن درباره شکل نهایی این فرمول است.
به همین دلیل شاید دقیقترین توصیف از مرحله کنونی وضعیت نه «ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا» باشد و نه «شکست مذاکرات».
دیپلماسی وارد منطقهای میان این دو وضعیت شده است؛ جایی که بخش بزرگی از مذاکره را فعلاً میانجیها انجام میدهند. آنها باید فاصله میان هرمز و پرونده هستهای، میان رفع فشار و دریافت امتیاز، و مهمتر از همه میان خواسته دو طرف برای برنداشتن قدم اول را کم کنند.
رد پیشنهاد هفتروزه ایران نشان داد فاصله تهران و واشنگتن هنوز زیاد است و سخنان تازه ترامپ اما نشان میدهد دستکم از نگاه واشنگتن، رد یک پیشنهاد الزاماً به معنای بستن کانال مذاکره نیست. حالا قطر و دیگر میانجیها در همین فاصله باریک حرکت میکنند؛ فاصله میان یک پیشنهاد ردشده و توافقی که هنوز نوشته نشده است. این بار شاید مهمترین پرسش نه این باشد که ایران و آمریکا چه زمانی دوباره مذاکره میکنند؛ بلکه این باشد که آیا میانجیها میتوانند پیش از بازگشت دوباره بحران به میدان نظامی، متنی پیدا کنند که تهران و واشنگتن حاضر باشند بر سر آن دوباره پای میز بنشینند؟
دیدگاه تان را بنویسید