در مجلس بر سر چرایی فعال شدن کانال عراقچی- ویتکاف جنجال برپاست!
مذاکره در نیویورک؛ منازعه در تهران
نهال فرخی
نیویورک این روزها بیش از آن که صحنه یک دیپلماسی معمول در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل باشد، به نمایش وضعیت آونگی رابطه تهران و واشنگتن تبدیل شده؛ آونگی که یک سوی آن تهدید به ادامه جنگ قرار دارد و سوی دیگرش مذاکره برای پایان دادن به همان جنگ.
دونالد ترامپ پشت تریبون سازمان ملل از احتمال «نابودی» جمهوری اسلامی سخن میگوید و چند ساعت بعد اعلام میکند مذاکرات با ایران ادامه دارد و تصور میکند در نهایت توافق حاصل خواهد شد.
استیو ویتکاف از ساعتها گفتوگو از طریق میانجیها خبر میدهد، عباس عراقچی پیامها و شروط تهران را منتقل میکند و مسعود پزشکیان در نیویورک مجموعهای از دیدارهای دیپلماتیک را پیش میبرد؛ در حالی که همزمان در تهران بخشی از جریان سیاسی نه درباره نتیجه مذاکرات، بلکه درباره اصل تماس و حتی مجوز وزیر امور خارجه برای انجام آن مناقشه به راه انداخته است.
این تصویر شاید دقیقترین توصیف از موقعیتی باشد که دیپلماسی ایران و آمریکا در روزهای نخست هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل در آن گرفتار شده که نه جنگ پایان یافته، نه مذاکره شکست خورده و نه توافق آنقدر نزدیک است که بتوان از پایان بحران سخن گفت.
تهدید از تریبون مذاکره در راهروهای سازمان ملل
ترامپ در سخنرانی روز سهشنبه خود در مجمع عمومی یکی از شدیدترین تهدیدهای ماههای اخیر علیه ایران را مطرح کرد. با این همه، در کنار این تهدیدها، او گفت انتظار دارد بعد از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر آمریکا، توافقی با ایران حاصل شود و اینکه تهران برای روشن شدن نتیجه انتخابات زمان میخرد. این دوگانگی تنها به یک سخنرانی محدود نماند. چند ساعت بعد، ترامپ پس از دیدار با نخستوزیر بریتانیا با بیان اینکه مذاکرات با ایران ادامه دارد، گفت تصور میکند در نهایت توافق حاصل خواهد شد. به گفته او، ایرانیها خواهان گفتوگو هستند و ارتباط میان دو طرف در حال شکل گرفتن است؛ هرچند بار دیگر تأکید کرد واشنگتن اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد.
این همان وضعیت آونگی نیویورک است که همزمان از افزایش هزینه نرسیدن به توافق در کنار باز گذاشتن مسیر رسیدن به آن میگوید.
سه ساعت، یک مذاکره و چند روایت
ابهام از جایی بیشتر شد که ترامپ درباره مذاکرات روز سهشنبه سخن گفت. او ابتدا اعلام کرد ویتکاف و جرد کوشنر سه ساعت با طرف ایرانی مذاکره کردهاند و جلسه را «بسیار خوب» و «بسیار سازنده» خواند. اما روایت ویتکاف دقیقاً به همین شکل نبود. فرستاده ویژه آمریکا توضیح داد که مذاکرات طولانی از طریق میانجیهایی انجام شده که در طول روز میان هیأت آمریکایی و ایرانی رفتوآمد میکردند. الجزیره نیز گزارش کرده است که روایتها درباره اینکه مقامهای ایرانی و آمریکایی در مقطعی مستقیماً با یکدیگر ملاقات کردهاند یا تمام گفتوگوها از طریق میانجیها انجام شده، یکسان نیست.
در طرف ایرانی نیز گزارشهایی از تماس عراقچی و ویتکاف منتشر شد و رسانههای دولتی ایران از انتقال شروط تهران خبر دادند. آن چه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این بود که یک دور طولانی تبادل پیام میان دو طرف صورت گرفته، میانجیها در آن نقش محوری داشتهاند و کانال عراقچی–ویتکاف پس از هفتهها دوباره فعال شده است.
موضوع گفتوگو نیز صرفاً برقراری تماس نبوده و ایران شروط خود درباره پایان جنگ و بازگشایی کامل مسیر هرمز را منتقل کرده و یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته است هیأت حاضر در نیویورک اختیار کامل برای پیگیری دیپلماسی دارد.
به گفته این مقام، تهران پیشتر در ۱۶ سپتامبر پیشنهاد خود را از طریق میانجیها به واشنگتن ارائه کرده و میتواند در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر ایران، هرمز را ظرف هفت روز بازگشایی کند.از این منظر، نیویورک تنها محل ارسال پیام نیست؛ محل چانهزنی بر سر شروط مشخص است.
پزشکیان در نیویورک؛ دیپلماسی در میانه جنگ
حضور مسعود پزشکیان نیز بخش دیگری از همین تصویر است. رئیسجمهوری ایران در شرایطی برای شرکت در مجمع عمومی وارد نیویورک شده که جنگ همچنان ادامه دارد و روابط تهران و واشنگتن در یکی از پرتنشترین دورههای خود قرار گرفته است.
آمریکا برای پزشکیان و عراقچی ویزا صادر کرد، هرچند محدودیتهایی برای تردد هیأت ایرانی ر نیویورک در نظر گرفت. پیش از آغاز نشستها نیز گزارشها از احتمال استفاده تهران از حضور هیأت بلندپایه خود برای گسترش رایزنیهای دیپلماتیک حکایت داشت.
با این حال، برنامهای برای ملاقات مستقیم پزشکیان و ترامپ اعلام نشده است. رویترز پیشتر گزارش داده بود پزشکیان در مجمع عمومی حضور خواهد داشت، اما قصد دیدار با رئیسجمهوری آمریکا را ندارد. در عوض، مسیر اصلی تماس با واشنگتن در سطح عراقچی، ویتکاف، کوشنر و میانجیها فعال شده است.
رایزنیهای هیأت ایرانی تنها به آمریکا محدود نیست. قطر، پاکستان و عمان در تلاشهای دیپلماتیک نقش دارند و نخستوزیر و وزیر خارجه قطر نیز در نیویورک با عراقچی ملاقات کرده است. براساس گزارش الجزیره، قطر و پاکستان برای کاهش تنش، تأمین آزادی کشتیرانی و ایجاد زمینه گفتوگو فعال شدهاند و عمان نیز در مذاکرات مربوط به ترتیبات دریایی نقش داشته و همین مجموعه تماسهاست که حضور پزشکیان و عراقچی در نیویورک را از یک سفر تشریفاتی برای شرکت در مجمع عمومی خارج کرده و به بخشی از تلاش برای یافتن راه خروج از جنگ تبدیل میکند.
کانال ارتباطی فعال شده، میانجیها همچنان در میداناند، هیأت ایرانی اختیار پیگیری دیپلماسی دارد و ترامپ نیز برخلاف ادبیات تند خود بارها از امکان توافق سخن گفته؛ اما فاصله تماس تا توافق همچنان زیاد است و شاید به همین دلیل مهمترین اتفاق نیویورک تاکنون نه یک توافق و نه حتی یک ملاقات باشد
ترامپ همزمان با همسایگان ایران حرف میزند
در سوی دیگر ماجرا، واشنگتن تنها با تهران مشغول گفتوگو نیست. ترامپ روز سهشنبه با رهبران و مقامهای ارشد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و همچنین ترکیه، اردن، سوریه و عراق دیدار کرد. موضوع ایران، امنیت منطقه و آینده بحران در دستور کار این رایزنیها قرار داشت. این نشست از یک جهت اهمیت ویژهای دارد که کشورهای منطقه دیگر صرفاً تماشاگر اختلاف تهران و واشنگتن نیستند. جنگ، امنیت کشتیرانی، قیمت انرژی، هرمز و احتمال گسترش درگیری مستقیماً بر منافع آنها تأثیر میگذارد.
حتی گزارشهایی درباره بررسی پیشنهاد قطر برای ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک با حضور ایران و کشورهای خلیج فارس منتشر شده و یک منبع منطقهای گفته تهران در حال بررسی این پیشنهاد است، هرچند جزئیات طرح هنوز بهطور عمومی منتشر نشده است.
جنگ بر سر مذاکره به تهران رسید
اما در حالی که هیأت ایرانی در نیویورک مشغول رایزنی است، اصل همین تماسها در تهران به موضوع یک مناقشه سیاسی تبدیل شده است.
امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، مدعی شد دیدار هیأت ایرانی و آمریکایی مصوبه شورای عالی امنیت ملی را نداشته و مجوز لازم برای آن صادر نشده است. ابراهیم رضایی نیز با انتقاد شدید از عراقچی نوشت وزارت امور خارجه «مجری است نه سیاستگذار» و وزیر خارجه باید توضیح دهد دیدار او با نماینده آمریکا براساس کدام مجوز انجام شده است. او همچنین از اقدام مجلس در چارچوب وظایف قانونیاش سخن گفت.
اما تنها چند ساعت بعد، روایت دیگری از درون همان مجلس منتشر شد. مجتبی زارعی اعلام کرد بررسیهای او نشان میدهد عراقچی برای دیدار با ویتکاف «از سوی ساختارهای حاکمیتی» مجوز لازم را داشته و وزیر خارجه مجری تصمیمات همین ساختارها بوده است. او در عین حال مدعی شد آنچه صورت گرفته «مذاکره» نبوده، بلکه شروط جمهوری اسلامی مستقیماً به نماینده دولت آمریکا اعلام شده است. این دو روایت یکدیگر را نقض میکنند و بنابراین تا زمانی که مرجع رسمی تصمیمگیر درباره جزئیات مجوزها توضیح نداده، نمیتوان ادعای «مذاکره بدون مجوز» را بهعنوان واقعیت قطعی گزارش کرد؛ همانطور که اظهارات یک نماینده درباره وجود مجوز نیز بهتنهایی جای اعلام رسمی نهاد مسئول را نمیگیرد. اما نفس شکلگیری چنین مناقشهای پیام سیاسی روشنی دارد که اگر مذاکرات وارد مراحل جدیتر شود، دولت پزشکیان و وزارت خارجه تنها با چانهزنی دشوار با واشنگتن مواجه نخواهند بود؛ نحوه و حدود مذاکره در داخل ایران نیز میتواند محل اختلاف باشد.
در حالی که هیأت ایرانی در نیویورک مشغول رایزنی است، اصل همین تماسها در تهران به موضوع یک مناقشه سیاسی تبدیل شده است. امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، مدعی شد دیدار هیأت ایرانی و آمریکایی مصوبه شورای عالی امنیت ملی را نداشته و مجوز لازم برای آن صادر نشده است
وقتی روایت ترامپ سوخت منازعه داخلی میشود
یک لایه دیگر این ماجرا به منبع اولیه جنجال بازمیگردد. بخش قابل توجهی از واکنشهای داخلی پس از آن آغاز شد که ترامپ از یک جلسه سهساعته سخن گفت. اما بعدتر ویتکاف توضیح داد میانجیها میان دو هیأت رفتوآمد کردهاند و حتی در گزارشهای بینالمللی نیز درباره مستقیم یا غیرمستقیم بودن تمام تماسها اتفاقنظر وجود ندارد.
در چنین شرایطی، تبدیل روایت اولیه ترامپ به یک واقعیت قطعی و سپس ساختن یک منازعه داخلی بر پایه آن، با یک مشکل بنیادی روبهروست که هنوز خود ماجرای مورد اختلاف بهطور کامل روشن نشده است.
این مساله البته اهمیت تماس احتمالی مستقیم را کم نمیکند؛ بلکه ضرورت روشن شدن روایت رسمی تهران را بیشتر میکند. در شرایطی که هر تفاوت واژگانی میان «دیدار»، «مذاکره»، «انتقال پیام» و «گفتوگو از طریق واسطه» میتواند پیام سیاسی متفاوتی داشته باشد، نبود یک روایت روشن زمینه را برای شکلگیری روایتهای رقیب فراهم میکند و این درست در زمانی رخ میدهد که دیپلماسی بیش از هر چیز به امکان تصمیمگیری و ارسال پیامهای قابل فهم نیاز دارد.
آونگ هنوز متوقف نشده است
آنچه از ۴۸ ساعت نخست مجمع عمومی درباره ایران بیرون آمده، نه نشانه روشن صلح است و نه علامت قطعی رفتن به سوی دور تازه جنگ؛ ترامپ تهدید میکند و همزمان مذاکره را ادامه میدهد.
ایران شروط خود را منتقل میکند و همزمان هشدار نظامی میدهد. پزشکیان و عراقچی در نیویورک به دنبال گسترش رایزنیها هستند و در تهران بخشی از جریان سیاسی درباره اصل و مجوز همین تماسها مناقشه میکند. کشورهای خلیج فارس نیز میان نگرانی از ادامه جنگ و تلاش برای ساختن یک چارچوب منطقهای در رفتوآمدند. این همان سیاست آونگی است که بر مجمع امسال سایه انداخته است؛ هر حرکت به سوی مذاکره با یک تهدید همراه میشود و هر تهدید هنوز راه بازگشت به مذاکره را کاملاً نمیبندد.
احتمال ادامه رایزنیها واقعی است. کانال ارتباطی فعال شده، میانجیها همچنان در میداناند، هیأت ایرانی اختیار پیگیری دیپلماسی دارد و ترامپ نیز برخلاف ادبیات تند خود بارها از امکان توافق سخن گفته؛ اما فاصله تماس تا توافق همچنان زیاد است.
شاید به همین دلیل مهمترین اتفاق نیویورک تاکنون نه یک توافق و نه حتی یک ملاقات باشد؛ بلکه این واقعیت است که در میانه جنگ، دو طرف دوباره حاضر شدهاند پیامهایشان را به یکدیگر برسانند و درباره قیمت پایان بحران چانه بزنند.
وضعیت آونگی هنوز میان جنگ و مذاکره حرکت میکند و پرسش روزهای آینده این نیست که آیا حرکت آن متوقف خواهد شد یا خیر؛ پرسش این است که سرانجام در کدام سوی این معادله خواهد ایستاد؟
دیدگاه تان را بنویسید