رئیسجمهور در سایه هجمههای مخالفان دیپلماسیِ مدافع بازدارندگی به نیویورک رفت؛
جنجال بر سر تابو خودساخته «احتمال دیدار»
طهمورث گیلانی
هیأت عالیرتبه اجرایی کشور صبح سهشنبه در شرایطی عازم هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک شد که این سفر، منطقی دیپلماتیک را در بستری از پیچیدهترین شرایط داخلی و بینالمللی دنبال میکند. بدرقه رئیس دولت توسط محمدرضا عارف معاون اول، محسن قمی، معاون ارتباطات بینالملل دفتر رهبری و چند تن از وزرا و معاونین اجرایی، نشان از اهمیت راهبردی این ماموریت منطقهای و بینالمللی در ساختار کلی کشور دارد. با این حال، تحقق این حضور سالانه تنها یک برنامه تشریفاتی یا اقدامی متعارف به شمار نمیرود، بلکه در بازه کنونی به میدان اصطکاک جدی میان موافقان دیپلماسی فعال و منتقدان سرسخت تبدیل شده است. حواشی متعددی که از روزهای گذشته با قطعی شدن این حضور بینالمللی اوج گرفت، نشان داد که صندلی ایران در مقر سازمان ملل بیش از هر زمان دیگری محل مناقشه و تلاطم میان گروهها و جریانهای مختلف سیاسی در عرصه عمومی کشور است.
پیام تریبون نیویورک، محدودیتهای رسانهای و موازنه اطلاعرسانی
سفر هیأت نمایندگی ایران به مقر سازمان ملل متحد در حالی صورت میگیرد که کارشکنیهای کشور میزبان حتی در حوزه پوشش خبری و صدور ویزا برای خبرنگاران همراه مشهود بوده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور در پاسخ به پرسشی درباره جلوگیری از حضور تیم رسانهای همراه هیأت ایرانی،گفت: «محدودیتهای ایجادشده را میتوان نشانهای از نگرانی برخی طرفها نسبت به دیده و شنیده شدن واقعیتهای مربوط به تحولات منطقه دانست.» این رویکرد، فراتر از یک مسئله اجرایی ساده، بیانگر آن است که ابعاد اطلاعرسانی حول مواضع کشور در عرصه بینالمللی تا چه اندازه حساسیتبرانگیز شده و طرفهای مقابل میکوشند تا حد امکان زنجیره انعکاس مستقیم مواضع ایران را با کندی یا محدودیت مواجه سازند.
با این وجود، پزشکیان بر این باور است که تریبون مجمع عمومی فرصتی برای تبیین واقعیتهای موجود، تشریح مظلومیت ملت ایران و نقد روندهایی است که به بیاعتمادی در عرصه بینالمللی دامن زدهاند. تحولات منطقهای، جنایات صورتگرفته علیه غیرنظامیان و بحران انسانی جاری در نقاط مختلف منطقه از جمله محورهای کلیدی است که در سخنرانیها و دیدارهای حاشیهای پیگیری میشود. دستگاه اجرایی بر این باور است که اتکا به اصول بینالمللی و استفاده از فضای سازمان ملل میتواند بستر مناسبی برای خنثیسازی تحریفها فراهم آورد.
سفر نمایندگان ایران به مقر سازمان ملل متحد با وجود ایجاد محدودیتهای شدید خبری و رسانهای از سوی کشور میزبان، فرصتی کلیدی برای دور زدن سانسور بینالمللی و انتقال مستقیم مواضع کشور به افکار عمومی جهان و دولتهای بیطرف فراهم آورده است. در این میان، گمانهزنیها و اظهارات مبهم مقامات آمریکایی درباره تمایل به گفتگو را باید بیشتر یک تاکتیک رسانهای برای انتقال توپ مسئولیت در زمین ایران دانست
از منظر تحلیل رسانهای و بینالمللی، محدودسازی حضور خبرنگاران ایرانی بیش از آنکه یک مانع فنی باشد، گویای نوعی نبرد روایتها در صحنه جهان است. وقتی رویدادهای میدانی و منطقهای با شدتی بیسابقه دنبال میشوند، ابزارهای رسانهای نقشی کلیدی در جهتدهی به افکار عمومی بینالمللی ایفا میکنند. انحصار روایت در مجمع عمومی، تلاش کارآمدی است تا پیامهای رسمی و مستند ایران کمتر شنیده شود؛ اما دقیقاً به همین دلیل، حضور فیزیکی هیأت دیپلماتیک در تریبون رسمی سازمان ملل ارزشی مضاعف مییابد، چرا که امکان دور زدن سانسور رسانهای غربی را برای لحظاتی فراهم میسازد.
هشدار درباره مخاطرات و نقد «دیپلماسی لبخند»
همزمان با انجام این سفر، محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهوری در آستانه اعزام هیأت ایرانی بر ابعاد حاکمیتی این حضور تاکید کرد و گفت: «میخواهیم در سازمان ملل اقتدار ایران را به نمایش بگذاریم.» این موضعگیری یعنی دولت، تریبون نیویورک را نه ابزاری برای عقبنشینی، بلکه فرصتی برای تثبیت مواضع راهبردی و نشان دادن ایستادگی جامعه در برابر تحریمها و فشارهای همهجانبه میداند.
با این حال، در برابر این نگاه رسمی، موج متراکمی از انتقادات تند و مخالفتهای سرسختانه از سوی طیفهای مختلف منتقد شکل گرفته است. قاسم روانبخش، نماینده مجلس در حساب ویراستی خود در یادداشتی با عنوان «فرضیههای سفر پزشکیان به نیویورک» نوشت: «انسان عاقل کار بیهودهای نمیکند، سفر آقای پزشکیان به نیویورک چندین فرضیه دارد؛ ۱. ربایش رئیسجمهور؛ فراموش نکنیم که ما در جنگ با آمریکا هستیم آن هم با کشوری که همین چند ماه قبل بیباکانه رهبر ما را به شهادت رساند و رئیسجمهور ونزوئلا را ربود، دستگیری رئیسجمهور ایران نیز برای او هیچ موونهای ندارد. ولی برای ما یک شکست است.» روانبخش در ادامه درباره فرضیه احتمالی دیدار با مقامات آمریکایی افزود: «این دیدار موجب انشقاق داخلی میشود ملت جانفدا علیه او موضع میگیرند و خواهان استیضاح او میشوند و غربگرایان و عدای هم این کار را تحسین میکنند. این بر خلاف انسجام ملی و وفاقی است که رئیسجمهور مدعی آن است.» همچنین مجتبی یوسفی، نماینده مجلس عنوان کرد: «پزشکیان با نرفتن به مجمع عمومی سازمان ملل میتوانست اعتراضش را به بدعهدی و تجاوزگری آمریکا نشان دهد. سازمان مللی که هیچ جنایت جنگی را در این مدت محکوم نکرد، چه وجاهتی دارد؟»
در کنار این نقدها، فواد ایزدی، تحلیلگر مسائل بینالملل در کانال تلگرامی خود با زیر سؤال بردن اصل این سفر نوشت: «سفر به نیویورک چرا؟ فقط چند ماه بعد از شهادت رهبری، بعد از شهادت بیش از ۵۰۰۰ ایرانی غیر نظامی، بعد از شهادت فرماندههان ارشد سپاه و ارتش و دیگر نظامیان جانفدا، بعد از تخریب گسترده زیرساختهای کشور...آیا سفر به نیویورک در سطح رئیسجمهور در شرایط فعلی ضرورت دارد؟» روزنامه کیهان نیز با نقد شدید جریانهای مدافع گفتگو، تحت عنوان «رؤیای تسلیم در راهروهای سازمان ملل؛ نسخه سوخته جریان غربگرا» نوشت: «همزمان با بار بستن هیأت ایرانی، باز هم همان صدای نحس و آشنا از اردوگاه مدعیان اصلاحات و جریان تسلیم به گوش میرسد؛ طیفی که همواره سفر به نیویورک را به سطح یک «برخورد اتفاقی در راهرو» و «یک دیپلماسی لبخند» تنزل داده است... سؤال اساسی از این جریان بیکارنامه این است که حاصل این میزان اشتیاق برای مذاکره بیهدف چیست؟ مگر نسخه مذاکره تا امروز جواب داده است؟!»
بررسی شکافهای داخلی نشان میدهد که موضوع دیپلماسی در ایران از یک مسئله اجرایی به یک مسئله کاملاً حاد هویت سیاسی تبدیل شده است. منتقدان سفر به نیویورک با تکیه بر تجارب تلخ بدعهدیهای گذشته و تحمیل هزینههای سنگین امنیتی، هرگونه قدم برداشتن در مسیر گفتوگو را نوعی ضعف محاسباتی یا خروج از اصول دفاعی قلمداد میکنند. از دیدگاه این جریان، حضور در مقر کشوری که دست به اقدامات تهاجمی زده است، مشروعیتبخشی به رفتارهای خصمانه طرف مقابل تفسیر میشود. این نوع نگاه به سیاست خارجی، اولویت اصلی را بر بازدارندگی میدانی و ممانعت از ایجاد شکافهای امنیتی میگذارد.
حضور هیأت عالیرتبه ایران در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل، نمایانگر مواجهه دو نگاه متفاوت در درون کشور است؛ دیدگاهی که تریبون نیویورک را فرصتی بیبدیل برای شکستن انسداد رسانهای، ارائه طرحهای جدید دیپلماتیک و تبیین مواضع رسمی میداند، و نگاهی دیگر که هرگونه تحرک دیپلماتیک در شرایط فعلی را کماثری یا ایجاد شکاف در بازدارندگی تلقی میکند
ضرورت حضور در صحنه و واکنشهای واشنگتن
در نقطه مقابل این دیدگاههای سلبی، طیف وسیعی از کارشناسان بینالملل، حضور در مجمع عمومی را نیازی حاد برای هوشمندی دیپلماتیک و مانعی در برابر یکهتازی رسانهای طرفهای مقابل تلقی میکنند. رحمن قهرمانپور، تحلیلگر مسائل بینالملل درباره اهمیت این حضور گفت: «نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل از نظر صرفهجویی در وقت و انرژی در دیپلماسی بسیار مهم است؛ رهبران جهان جمع و فرصت کمنظیری ایجاد میشود که در طول یک سال بتوان تعداد زیادی از رهبران کشورهای دیگر را در زمان نسبتاً اندکی دید.» قهرمانپور درباره دیدگاهی که خواستار تحریم اجلاس بود تصریح کرد: «تجربههای گذشته نشان دادهاند که روشهای سلبی و قهری یا همان روشهایی که میگوید «تعامل نکن» جواب نداده است. وقتی شما در صحنه نیستید، دیگران به جای شما حرف میزنند و برداشتهای خود را میگویند، ولی وقتی در صحنه هستید... کشورهای بیطرف از زبان شما مستقیماً مواضع کشور را میشنوند و این خیلی تأثیرگذار است.»
فضای سیاسی حاکم بر این سفر با گمانهزنیهای متعدد پیرامون مواضع مقامات آمریکایی بیش از پیش متلاطم شده است. به گزارش الجزیره، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز گفت: «از ایده دیدار با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در این هفته استقبال میکنم.» همزمان، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا اظهار کرد: «ترامپ آماده است با هر کسی در سازمان ملل دیدار کند. ما برای دیدار با پزشکیان نیز آمادگی داریم. فکر نمیکنم در حال حاضر چیزی برای این دیدار برنامهریزی شده باشد، اما قطعاً برای انجام چنین دیداری آمادگی داریم.»
عصر ایران در یادداشتی تحلیلی با بررسی ابعاد مختلف این گمانهزنیها و رفتارشناسی طرف آمریکایی نوشت: «البته که نمیشود روی حرفهای ترامپ، حساب باز کرد؛ او در دوران ریاست جمهوریاش، بارها و بارها دروغ گفته... و از لحاظ شخصیتی نیز دوست دارد طرفهای مقابل را گیج و منگ کند.» این رسانه درباره شرایط اثرگذاری دیپلماسی و ضرورت انسجام ساختاری در داخل افزود: «اگر قرار باشد رئیس جمهور ایران عهدهدار حل مسأله با آمریکا باشد، نظام سیاسی ایران و نهادهای اصلیاش، باید به وضوح و صراحت و با ادبیاتی غیرقابل تأویل و تفسیر، از او اعلام پشتیبانی و در عین حال، تندروها را مهار کنند... این، تنها راه نجات است: «رئیسجمهور مختار و مورد حمایت واقعی».»
مواضع مبهم و تاکتیکی مقامات آمریکایی از جمله اظهارات ترامپ و روبیو را نباید لزوماً به عنوان تمایل واقعی برای حل بنیادین مناقشات ارزیابی کرد. بازی واشنگتن با ابزار «احتمال دیدار»، غالباً یک تاکتیک رسانهای برای انتقال توپ مسئولیت به زمین طرف مقابل و القای عدم تمایل ایران به گفتوگو است. در مقابل، غیبت در چنین صحنهای، راه را برای تثبیت همین روایت غربی هموارتر میسازد. دیپلماسی فعال به کشور امکان میدهد تا بدون افتادن در تله دیدارهای نمایشی یا بیحاصل، ابتکار عمل را در مدیریت افکار عمومی جهان و کشورهای بیطرف به دست گیرد و مانع از اجماعسازی علیه خود شود.
ابتکارات جدید دیپلماتیک و پیشنهادهای جدید روی میز
در کنار این تحلیلها و مناقشات، اخبار جدیدی از تحرکات ملموس دیپلماتیک ایران برای ارائه طرحهای جامع و هدفمند جهت مدیریت بحران منتشر شده است. خبرگزاری کیودو گزارش داد: «طرح جدید ایران برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز به آمریکا ارائه شد» این رسانه به نقل از یک مقام ارشد دولت نوشت: «ایران در صورتی که آمریکا گامهای اولیهای برای کاهش فشار نظامی بردارد، آمادگی دارد ظرف هفت روز تنگه هرمز را بازگشایی کند؛ اقدامی که بخشی از تلاشهای فزاینده تهران برای احیای مذاکرات با واشنگتن است.» همچنین به گزارش رویترز، یک مقام ارشد ایرانی تاکید کرد: «هیأت ایرانی با اختیارات کامل برای احیای دیپلماسی با ایالات متحده در نیویورک حضور دارد. جزئیات توافق برای پایان دادن به مخاصمات با ایالات متحده را میتوان در نیویورک از طریق میانجیگران مورد بحث قرار داد.»
تحلیلها بر این نکته تاکید دارند که دستگاه دیپلماتیک کشور میکوشد از ابزارهای ژئوپلیتیک خود، نظیر موقعیت ممتاز در تنگه هرمز، نه فقط به عنوان یک متغیر تدافعی، بلکه به عنوان یک کارت چانهزنی موثر در دیپلماسی بهرهبرداری کند. گره زدن بازگشایی یا امنیت ترانزیت در شریانهای حیاتی انرژی به کاهش فشارهای نظامی و محاصرهها، گامی در راستای ایجاد موازنه در مذاکرات غیرمستقیم است. این نشاندهنده آن است که دیپلماسی برخلاف تصور منتقدان، جایگزین ابزارهای قدرتمند ملی نیست، بلکه مکملی برای تبدیل قدرت میدانی به دستاوردهای سیاسی و کاهش فشار بر معیشت عمومی و ثبات کشور است.
توصیه به عبور از تابوها و آسیبشناسی رفتارهای داخلی
در همین راستا، چهرههای باسابقه سیاسی نیز بر لزوم بهرهگیری حداکثری از ظرفیت مجمع عمومی تاکید کردهاند. مهدی کروبی در نامهای خطاب به رئیسجمهور نوشت: «برای خروج از بحرانها، نخستین گام، شجاعت عبور از تابوهای خودساخته و بازنگری در خط قرمزهایی است که مغایر منافع ملی و مانع اصلی در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است.» کروبی اضافه کرد: «سفر به مقر سازمان ملل فرصت بیبدیلیست که ایشان باید از آن بهره گیرد... در همین راستا با رئیسجمهور آمریکا، اگر شرایط فراهم آمد برای گفتگوهای سازنده و صلحی پایدار دیدار کند و از انگ گروهی که در مقابل سیل ملت هیچ نیستند نهراسد.» وی یادآور شد: «اگرچه میدانیم طرف مقابل به معنای متعارف قابل اعتماد نیست اما چارهای جز پیمودن مسیر دیپلماسی با تکیه بر خرد و الهام از سنت پیامبر رحمت (ص) در صلح حدیبیه نیست.»
نقد رفتارهای سیاسی داخلی و ضرورت صیانت از جایگاه دیپلماتیک کشور نیز از سوی تحلیلگران با جدیت دنبال شده است. احمد زیدآبادی، روزنامهنگار در یادداشتی با عنوان «چه دستی پشت ماجراست؟» نوشت: «رئیسجمهور عازم نیویورک شده و پشت سرش، توهین و تحقیر و تهدید عدهای علیه او، به اوج خود رسیده است! کامنتهای این جماعت از جنس نقد نیست و کوچکترین علامتی از دلسوزی نسبت به کشور و حتی نظام مستقر در آن دیده نمیشود!» زیدآبادی تصریح کرد: «متأسفانه این جماعت مبسوطالید که در همه جا رخنه و نفوذ دارند، راه هر نوع ابتکارعمل را به روی دولت و دیگر دستگاهها بستهاند... هدفشان هم ظاهراً ساقط کردن دولت از راه تشدید جنگ و تثبیت و تحکیم تحریمها و محاصره کشور است.»
موفقیت هرگونه ابتکار دیپلماتیک در سطح بینالمللی مستلزم وجود حداقل یک انسجام نسبی و پشتیبانی ساختاری در محیط داخلی است. تضعیف متولیان رسمی دیپلماسی و حمله به ابزارهای چانهزنی کشور، نه تنها دست هیأت ایرانی را در رایزنیهای نیویورک خالی میکند، بلکه طرفهای خارجی را به این نتیجه میرساند که تصمیمگیران اجرایی توانایی نهاییسازی یا اجرای توافقات احتمالی را ندارند. بنابراین، عبور از بحرانهای موجود نیازمند نگاهی فراتر از رقابتهای جناحی، بازیابی ثبات در فضای سیاسی داخل و پشتیبانی هوشمندانه از دیپلماسی مبتنی بر منافع ملی و قدرت دفاعی کشور است.
دیدگاه تان را بنویسید