نامه آذر منصوری به اژهای؛
اعتراضات اصفهان نشان داد جامعه نسبت به اعدامها بیتفاوت نیست
دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و رئیس جبهه اصلاحات در نامهای به محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه نوشت: اعتراضات امروز مردم اصفهان نسبت به اجرای احکام اعدام نشان داد که جامعه نسبت به این موضوع بیتفاوت نیست.
آذر منصوری در نامهای به غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه به اعدام اخیر در اصفهان و اعتراضات اشاره کرده است.
در نامه آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و رئیس جبهه اصلاحات ایران آمده است:
«بسمه تعالی
ریاست محترم قوه قضاییه
جناب حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای
با سلام و احترام؛ اگر ضرورت زمانی وجود نداشت و شرایطی برای گفتوگو فراهم بود، بدون تردید این نامه به صورت سرگشاده نوشته نمیشد. امروز کشور در شرایطی قرار دارد که علاوه بر مشکلات اقتصادی و معیشتی، با بحران اعتماد عمومی نیز روبهروست. در چنین فضایی، هر تصمیم قضایی که با جان انسانها گره خورده باشد، علاوه بر یک اقدام حقوقی، بازتابی عمیق در افکار عمومی و سرمایه اجتماعی کشور خواهد داشت. آن هم در شرایطی که تقویت اعتماد، انسجام و همبستگی ملی یک ضرورت است. باید از هر اقدامی که مروج خشونت و عصیان مردم است، پرهیز شود.
اعتراضات امروز مردم اصفهان نسبت به اجرای احکام اعدام نشان داد که جامعه نسبت به این موضوع بیتفاوت نیست. این واکنشها، فارغ از تعداد معترضان، بیانگر آن است که بخشی از جامعه دغدغه حق حیات، عدالت و برابری در اجرای قانون را دارد. نادیده گرفتن این حساسیتها، این نگرانی را ایجاد میکند که خشم و نارضایتی انباشته، به جای فروکش کردن، همچون آتشی زیر خاکستر باقی بماند و در بزنگاههای اجتماعی خود را به شکلی پرهزینه نشان دهد.
تجربه اعتراضات پیاپی طی بیش از یک دهه گذشته، نیز یادآور این واقعیت است که مطالبات انباشته و احساس شنیده نشدن، میتواند به شکاف میان جامعه و حاکمیت دامن بزند. ایران امروز به ترمیم اعتماد، گفتوگو و تصمیمهایی نیاز دارد که احساس عدالت و همدلی را در جامعه تقویت کند.
جناب آقای رئیس؛ یکی از پرسشهای جدی افکار عمومی، تفاوت در سرنوشت پروندههای مختلف است. برای نمونه، بسیاری میپرسند چگونه در برخی پروندههای بزرگ اقتصادی، مانند پرونده بابک زنجانی، حکم اعدام صادر شده، اما اجرای آن متوقف یا به تعویق افتاده است، در حالی که در برخی پروندههای دیگر، روند اجرای حکم متفاوت بوده است. ممکن است برای این تفاوتها توضیحات حقوقی وجود داشته باشد، اما اگر این تفاوتها برای جامعه تبیین نشود، این برداشت شکل میگیرد که عدالت برای همه به یک اندازه اجرا نمیشود؛ برداشتی که اعتماد عمومی را آسیبپذیر میکند.
در آموزههای اسلامی نیز همواره بر احتیاط در دماء، پرهیز از شتاب در اجرای شدیدترین مجازاتها و ترجیح رأفت در موارد امکان تأکید شده است. فقهای بزرگ اسلام بارها بر این اصل تأکید کردهاند که هر جا شبههای وجود داشته باشد، باید نهایت دقت و تأمل به خرج داد. این میراث ارزشمند فقه اسلامی، میتواند پشتوانهای برای تصمیمهایی باشد که علاوه بر اجرای عدالت، به حفظ انسجام اجتماعی نیز یاری رساند.
امروز انتظار بسیاری از دلسوزان کشور آن است که قوه قضاییه، افزون بر اجرای قانون، پیام جامعه را نیز بشنود. گاه یک تأمل دوباره، یک فرصت برای بازبینی یا یک توضیح شفاف، میتواند بیش از هر اقدام دیگری به تقویت سرمایه اجتماعی و آرامش عمومی کمک کند.
امید است دستگاه قضایی، همانگونه که پاسدار عدالت است، در این برهه حساس تاریخی، با درایت، سعهصدر و توجه به شرایط اجتماعی کشور، تصمیمهایی اتخاذ کند که هم عدالت را استوارتر سازد و هم امید و اعتماد را در جامعه افزایش دهد.
اعدام ها چه مشکلی را حل می کند؟
در همین راستا، فاضل میبدی نیز نوشت:
نقل است حضرت علی ع در مسیرخود جوانی را در حال گناهی دید. دستوراجرای تعزیرش را داد. جوان در پاسخ گفت اگر پولی برای ازدواج داشتم، به چنین کاری دست نمی زدم. حضرت دستور داد تا با پول بیت المال امکانازدواجاین جوان فراهم شود.
یعنی هر جرم و گناهی در جامعه زمینه و علتی دارد، باید مانند حضرت علی ریشه های جرم را در جامعه بجوییم وبخشکانیم.
جوانی که به خاطر تخریب یا قتل، درحرکتهای اعتراضی حکم اعدام وزندان می گیرد وپدر و مادر وبستگانش یک عمر داغدار می شوند، قاضی باید از وجدان خود بپرسد چرا این جوان دست به چنین کاری زده؟ تا چه میزان فقر و ناداری و بیکاری بر او فشار آورده است؟ این جوانها غالبا از چه خانواده هایی و در چه شرایطی از زندگی بوده اند؟ تنگنای معیشت چقدر عرصه را بر اینها تنگ کرده؟ چرا حاکمیت به جای این که آمار اعدامها را بالابرد، مشکلات فقر و تورم و بیکاری و بی هویتی جوانها را حل نمی کند؟
پرسش اساسی این است: کسانی که طالب جنگند و بامذاکره مخالفت می کنند، از کدام طبقه جامعه می باشند؟ چقدر طعم فقر را چشیده اند؟ چرا نمی گذارند مشکلات این کشور از اساس حل شود؟ آقای معمم و نماینده کم درصدی مجلس که به مذاکره کننده و خاتمی وظریف و زمین و زمان فحش می دهد، یا جوان کم تجربه ای که با درصد کمی از رأی وارد مجلس شده ودر برابر دولت و مذاکره کنندگان می ایستد، درآمد ماهیانه او چقدر است؟ از تسهیلات حکومت چقدر بهره مند است؟
چه زیبا گفت سعدی:
آن که در راحت و تنعم زیست/
او چه داند که حال گرسنه چیست
حال درماندگان کسی داند/
که به احوال خویش در ماند
خواسته حقیر از قوه قضائیه و کل حاکمیت این است، آمار اعدامها را بالا نبرید، احوال این مردم را در یابید. قیمت نان کهبه ۵۰ هزارتومان برسد، هر مصیبتی در پی دارد. ( جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد).چرا کسانی که بر مرکب قدرت و ریاست نشسته اند، از حال در ماندگانبی خبرند؟
ای که بر مرکب تازنده سواری هش دار/
که خر خارکش مسکین در آب و گل است
آتش از خانه همسایه درویش مخواه/
کآنچه بر روزن او میگذرد دود دل است
از نخست برایمان گفته اند که اسلام دین رحمت ومحبت است و « الیوم یوم المرحمة» شعار اسلام در پیروزیها بوده است. حال، چرا باید آمار قتل و کشتار و اعدام در نظام اسلامی از خیلی کشورهای غیر اسلامی بالاتر باشد؟ مراجع و متولیان اسلام، کمی از مباحث فقهی کم کنند، وراه حلی برای مشکلات و مصائب جامعه بجویند. خدا رحمت کند شهریار را:
ورای مدرسه ای شیخ درس حال آموز/ بر آن نباش که تنها به اجتهاد رسی
دیدگاه تان را بنویسید