عراقچی در عمان، میانجیهای قطری در تهران و نبرد بر سر آغازگر درگیریهای اخیر؛
سرنوشت تفاهمنامه در گلوگاه تنگه
نهال فرخی
صبح شنبه، هواپیمای حامل عباس عراقچی در فرودگاه مسقط بر زمین نشست؛ سفری که در ظاهر، دیداری دوجانبه با مقامهای عمانی برای گفتوگو درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز بود، اما در واقع، یکی از حساسترین مأموریتهای دیپلماتیک ایران از زمان پایان درگیریهای نظامی اخیر به شمار میرود.
تقریباً همزمان با حضور وزیر امور خارجه ایران در عمان، هیأتهایی از قطر نیز در تهران مشغول رایزنی بودند؛ رفتوآمدهایی که در نگاه نخست، ادامه تلاشهای معمول میانجیها به نظر میرسد، اما کنار هم قرار گرفتن آنها با گزارشهای تازه رسانههای آمریکایی، ادعاهای مطرحشده درباره حمله به کشتیهای تجاری، مواضع تند واشنگتن و پاسخهای تهران، تصویر دیگری را آشکار میکند؛ اینکه پرونده ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه شده است.
چرا عراقچی دوباره راهی مسقط شد؟
عباس عراقچی صبح شنبه ۲۰ تیر، در رأس یک هیأت سیاسی وارد مسقط شد. وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که موضوع اصلی گفتوگوی او با بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، ایجاد سازوکارهای لازم برای تردد ایمن کشتیها بر اساس ماده پنجم تفاهم اسلامآباد است.
سفر عراقچی به عمان را باید تلاشی برای یافتن نقطه میانی میان سه خواسته دانست که از مطالبه ایران برای تثبیت نقش خود در ترتیبات امنیتی هرمز، اصرار عمان بر سازگاری هر سازوکار با حقوق بینالملل و درخواست آمریکا برای عبور آزاد و بدون هزینه اجباری کشتیها را دربرمیگیرد
این مذاکرات ادامه رایزنیهایی توصیف شده که طی یک تا دو ماه گذشته میان تهران و مسقط درباره هرمز جریان داشته است. اما انتخاب عمان برای این مرحله، صرفاً ناشی از سابقه میانجیگری این کشور میان ایران و آمریکا نیست. ایران و عمان دو کشور ساحلی تنگه هرمز هستند و بخش مهمی از مسیرهای قابل کشتیرانی در آبهای سرزمینی آنها قرار دارد. هر راهحل اجرایی درباره هدایت کشتیها، خدمات ناوبری، پاکسازی مسیرها و تأمین امنیت دریایی، ناگزیر به هماهنگی تهران و مسقط نیاز دارد. در بیانیه مشترک دو کشور نیز بر تعهد به عبور ایمن، رعایت حقوق بینالملل و حفظ حاکمیت و حقوق حاکمیتی ایران و عمان در آبهای سرزمینی تأکید شده است.
با این همه، تهران و مسقط در همه جزئیات اتفاق نظر ندارند. عمان با دریافت عوارض اجباری صرفاً برای عبور کشتیها مخالفت کرده و به جای آن، الگویی مشابه تنگه مالاکا را پیشنهاد داده است؛ الگویی که در آن پرداختها داوطلبانه و در برابر ارائه خدمات مشخص ناوبری، ایمنی و هدایت دریایی انجام میشود.
بنابراین، سفر عراقچی را باید تلاشی برای یافتن نقطه میانی میان سه خواسته دانست که از مطالبه ایران برای تثبیت نقش خود در ترتیبات امنیتی هرمز، اصرار عمان بر سازگاری هر سازوکار با حقوق بینالملل و درخواست آمریکا برای عبور آزاد و بدون هزینه اجباری کشتیها را دربرمیگیرد.
رسیدن به چنین فرمولی میتواند آتش بحران را خاموش کند؛ شکست آن نیز ممکن است اختلافی فنی را دوباره به درگیری نظامی تبدیل کند.از سوی دیگر سفر هیأت قطری به تهران نیز مکمل همین مأموریت است. قطر طی ماههای گذشته در کنار عمان و پاکستان، یکی از مسیرهای اصلی انتقال پیام میان ایران و آمریکا بوده و حتی مذاکرات فنی پیشین با حضور میانجیها در دوحه برگزار شده است. در آن مقطع نیز تهران تأکید کرده بود دیدار مستقیمی با هیأت آمریکایی نخواهد داشت و طرفهای ایرانی و آمریکایی جداگانه با میانجیگران قطری گفتوگو میکنند.
تقسیم نقش میان عمان و قطر اکنون روشنتر شده و مسقط بیشتر بر سازوکار دریایی و تنظیم روابط دو کشور ساحلی تمرکز دارد و دوحه کانال انتقال پیامهای سیاسی و مدیریت اختلاف میان تهران و واشنگتن را فعال نگه داشته است. به همین دلیل، همزمانی این دو رفتوآمد را نمیتوان اتفاقی دانست. میانجیها در دو پایتخت، دو بخش یک مأموریت مشترک برای جلوگیری از تبدیل بحران اجرای تفاهم به آغاز دور تازهای از جنگ را دنبال میکنند.
کدام طرف توافق را نقض کرده است؟
اما همزمان با این تحرکات دیپلماتیک، رسانههای آمریکایی روایتی را منتشر کردهاند که تهران را طرف عقبنشسته بحران نشان میدهد و CBS به نقل از مقامهای ارشد آمریکایی مدعی شده مقامهای ایرانی در تماسهای خصوصی، حمله به کشتیهای تجاری را «اشتباه» خوانده و گفتهاند این اقدامات از سوی جریانی خودسر و مخالف موفقیت مذاکرات انجام شده است. هم چنین براساس این روایت، ایران خواهان ادامه گفتوگوها شده، اما دولت ترامپ میخواهد تهران مسئولیت حادثه را علناً بپذیرد. آکسیوس نیز گزارش داده واشنگتن از ایران خواسته با انتشار بیانیهای رسمی، حمله به کشتیها را محکوم و باز ماندن تنگه را تضمین کند.
مسقط امروز به اتاق فرمان مرحله پس از جنگ تبدیل شده؛ جایی که آینده تفاهم شکننده تهران و واشنگتن، بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی وابسته است که پشت درهای بسته آن گرفته میشود. موفقیت یا ناکامی این رایزنیها، نه فقط درباره سرنوشت تنگه هرمز، بلکه درباره آینده کل روند دیپلماسی میان دو کشور تعیینکننده خواهد بود
این رسانه از تعیین مهلتی محدود برای پاسخ ایران سخن گفته و نوشته است دولت ترامپ، موضع تهران درباره هرمز را آزمونی برای سنجش اعتبار کل تفاهم میداند. روایت تهران اما درست در نقطه مقابل قرار دارد. منبعی نزدیک به تیم ایرانی، درخواست مذاکره از سوی ایران را تکذیب کرده و گفته گفتوگویی با آمریکا تا زمانی که واشنگتن از مواضع خود عقبنشینی و تعهداتش را اجرا نکند، انجام نخواهد شد. در این روایت، سفر عراقچی نه نشانه عقبنشینی یا درخواست مذاکره، بلکه بخشی از رایزنی با عمان برای الزام آمریکا به اجرای تفاهم است.
کما این که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران میگوید تهران برخلاف آمریکا که در حال «نقض» تفاهمنامه امضاشده بین دو کشور است به این یادداشت تفاهم پایبند بوده است.در واقع هر طرف میکوشد پیش از هر گفتوگوی تازه، جایگاه خود را در افکار عمومی و پشت میز مذاکره تثبیت کند و همین جدال نشان میدهد نبرد کنونی تنها بر سر عبور کشتیها نیست؛ بر سر تعیین مقصر شکست احتمالی تفاهم نیز هست و هر دو طرف کانال دیپلماسی را باز نگه داشتهاند، اما همزمان میکوشند مسئولیت هر فروپاشی احتمالی را از پیش متوجه دیگری کنند.
چرا هرمز از پرونده هستهای مهمتر شده است؟
از سوی دیگر تا همین چند هفته پیش، تصور غالب این بود که اگر مذاکرات ایران و آمریکا از سر گرفته شود، بار دیگر پرونده هستهای، سطح غنیسازی، ذخایر اورانیوم و سرنوشت تأسیسات اتمی، محور اصلی گفتوگوها خواهد بود. اما مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد دستور کار دو طرف تغییر کرده است.
امروز، مهمترین آزمون تهران و واشنگتن نه در نطنز و فردو، بلکه در آبراهی باریک میان ایران و عمان جریان دارد؛ جایی که روزانه بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور میکند و هر اختلالی در آن، تنها یک مسئله امنیتی یا نظامی نیست، بلکه به سرعت بازار انرژی، بیمههای دریایی، حملونقل بینالمللی و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد
از نگاه آمریکا، اگر ایران نتواند یا نخواهد امنیت تردد کشتیها را تضمین کند، ورود به پروندههای پیچیدهتر، از جمله موضوع هستهای، بیمعنا خواهد بود. به همین دلیل، واشنگتن تلاش میکند نخستین آزمون اجرای تفاهم را در هرمز تعریف کند؛ آزمونی که از نگاه دولت ترامپ، سادهترین و در عین حال مهمترین بخش توافق است.
در مقابل، تهران نیز میکوشد این معادله را وارونه کند. مقامهای ایرانی بارها تأکید کردهاند که نمیتوان از ایران انتظار اجرای کامل تعهدات دریایی را داشت، در حالی که آمریکا همزمان تحریمهای جدید اعمال میکند، محدودیتهای نفتی را حفظ کرده و از اجرای سایر بندهای تفاهم خودداری میکند.
عمان و قطر از میانجی تا مدیر اجرای تفاهم
اما اگر در سالهای گذشته، نقش عمان بیشتر به انتقال پیام میان تهران و واشنگتن محدود میشد، امروز این کشور عملاً به یکی از بازیگران اصلی اجرای تفاهم تبدیل شده است.
موقعیت جغرافیایی عمان، همجواری با ایران در تنگه هرمز و روابط متوازن با دو طرف، این کشور را به مناسبترین محل برای حل اختلافهای اجرایی تبدیل کرده است. به همین دلیل نیز سفر عراقچی به مسقط، صرفاً یک دیدار سیاسی معمولی نیست؛ بلکه تلاشی برای یافتن راهحلی عملی درباره مهمترین اختلاف باقیمانده میان دو کشور است.در کنار عمان، قطر نیز نقش متفاوتی بر عهده گرفته است. دوحه در ماههای گذشته بارها میزبان رایزنیهای غیرمستقیم بوده و اکنون نیز با اعزام هیأتهای سیاسی به تهران، تلاش میکند کانال ارتباطی میان دو طرف را باز نگه دارد.
در عمل، نوعی تقسیم کار میان دو میانجی منطقهای شکل گرفته؛ عمان بیشتر مسئول مدیریت پرونده هرمز و سازوکارهای اجرایی است و قطر بر انتقال پیامها، کاهش سوءتفاهمها و جلوگیری از فروپاشی روند دیپلماتیک تمرکز دارد. این تحول، جایگاه دو کشور را نیز تغییر داده و آنها دیگر صرفاً «واسطه» نیستند، بلکه بخشی از معماری امنیتی جدید منطقه محسوب میشوند؛ معماریای که اگرچه هنوز شکننده است، اما بدون نقش فعال مسقط و دوحه، احتمال دوام آن بسیار کمتر خواهد بود.
عراقچی میگوید تهران برخلاف آمریکا که در حال «نقض» تفاهمنامه است به این یادداشت تفاهم پایبند بوده و در واقع هر طرف میکوشد پیش از هر گفتوگوی تازه، جایگاه خود را در افکار عمومی و پشت میز مذاکره تثبیت کند و همین جدال نشان میدهد نبرد بر سر تعیین مقصر شکست احتمالی تفاهم نیز هست
مخالفان توافق در دو سوی میز
در کنار اختلافهای رسمی میان تهران و واشنگتن، هر دو دولت با چالش دیگری نیز روبهرو هستند؛ مخالفانی که نسبت به ادامه مسیر دیپلماسی تردید دارند.
در آمریکا، بخشی از جمهوریخواهان و برخی چهرههای نزدیک به دولت ترامپ معتقدند ایران تنها تحت فشار نظامی حاضر به امتیازدهی میشود و هرگونه فرصت بیشتر برای مذاکره، به سود تهران خواهد بود. گزارش شبکه NBC درباره توصیه برخی متحدان جمهوریخواه ترامپ برای ازسرگیری حملات نظامی، نشانهای از همین فشارهاست.
در ایران نیز فضای سیاسی یکدست نیست. انتشار روایتهای مختلف درباره حمله به کشتیها، ادعاهای مطرحشده درباره نقش جریانهای تندرو، واکنش رسانههای داخلی و تکذیبهای رسمی، همگی نشان میدهد در داخل کشور نیز درباره نحوه ادامه مسیر اختلاف دیدگاه وجود دارد.
در همین چارچوب، اظهارات حسامالدین آشنا نیز قابل توجه است. او با تأکید بر این که «مذاکره برای تضعیف متجاوز، تأمین امنیت، تثبیت حاکمیت و استیفای حقوق ملت است، نه برای دوستی با دشمن»، تلاش کرد میان مفهوم مذاکره و عقبنشینی تمایز قائل شود؛ موضوعی که نشان میدهد حتی حامیان ادامه گفتوگو نیز ناچارند آن را در چارچوب منافع و اقتدار ملی توضیح دهند.
به همین دلیل، تیمهای مذاکرهکننده تنها با طرف مقابل روبهرو نیستند؛ آنها همزمان باید افکار عمومی و منتقدان داخلی را نیز قانع کنند. این مسئله، فضای مانور سیاسی هر دو دولت را محدودتر و رسیدن به توافقهای عملی را دشوارتر کرده است.
اولین آزمون اعتماد
تحولات روزهای اخیر نشان میدهد تفاهم ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که شاید از خود مذاکرات نیز دشوارتر باشد. امضای یک سند یا توافق بر سر اصول کلی، تنها آغاز مسیر بود؛ اکنون نوبت اجرای بندهایی رسیده که هر کدام میتواند به محل اختلافی تازه تبدیل شود.
شاید مهمترین تفاوت مرحله کنونی با هفتههای نخست پس از جنگ نیز همین باشد. آن روزها مسئله اصلی، توقف درگیری بود؛ امروز مسئله اصلی، جلوگیری از بازگشت دوباره بحران است.
اگر مذاکرات مسقط بتواند درباره تنگه هرمز به یک برداشت مشترک برسد، احتمالاً مسیر برای پرداختن به پروندههای بزرگتر، از تحریمها و صادرات نفت گرفته تا سایر مسائل امنیتی و منطقهای، هموارتر خواهد شد. اما اگر این نخستین آزمون با شکست مواجه شود، اختلاف بر سر هرمز میتواند به نقطه آغاز دور تازهای از تنش تبدیل شود و به همین دلیل، اهمیت سفر عراقچی به عمان را نباید تنها در چارچوب یک دیدار دوجانبه یا یک رایزنی منطقهای ارزیابی کرد.
مسقط امروز به اتاق فرمان مرحله پس از جنگ تبدیل شده؛ جایی که آینده تفاهم شکننده تهران و واشنگتن، بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی وابسته است که پشت درهای بسته آن گرفته میشود. موفقیت یا ناکامی این رایزنیها، نه فقط درباره سرنوشت تنگه هرمز، بلکه درباره آینده کل روند دیپلماسی میان دو کشور تعیینکننده خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید