وقوع یک جنگ منطقه‌ای درحال‌حاضر ممکن نیست

در بحبوحه سوگواری مردم ایران بابت وقایع تلخ اعتراضات دی‌ماه که داغی عجیب را بر دل‌ها روان ساخته، دیپلماسی جمهوری اسلامی پس از ماه‌ها انفعال پساجنگ ۱۲ روزه دوباره به جریان افتاد و «عباس عراقچی»، وزیر خارجه در مسقط با «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر» دیدار کرد. کانال‌های حساس منطقه‌ای نیز فعال شدند؛ از ترکیه تا پاکستان، باکو، ایروان، اردن، مصر و صدالبته رهبران عرب کشورهای حوزه خلیج فارس، یکی پس از دیگری با ترامپ تماس گرفتند تا پس از قشون‌کشی معنادار نیروی دریایی ایالات متحده به منطقه، طعم دیپلماسی با تهران را مجددا بچشد. برای رسیدن به چرایی این وضعیت، میزبان «روسلان سلیمان‌اف» کارشناس امور ترکیه، کشورهای عربی و خبرنگار پیشین خبرگزاری تاس روسیه در قاهره، شدیم تا مخاطبان ارجمند را از دلایل شکل‌گیری مجدد مذاکرات مسقط، آگاه سازیم.

 روسلان سلیمان‌اف عزیز، به یاد داریم که در سال ۲۰۱۵، در پروسه مذاکرات پنج بعلاوه یک با ایران، کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله کشورهای عربی خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی در سطوح بالایی به وین رفتند تا نگرانی‌های خود را نسبت به قدرت گرفتن بیشتر جمهوری اسلامی در صورت امضای برجام با مقامات اروپایی و آمریکا مطرح کنند و این موضوع را یک خطر جدی امنیتی برای خود تلقی می‌کردند. ولی اکنون شاهد هستیم که همان کشورها به‌عنوان میانجی، فعالانه خواهان توافق آمریکا با تهران حتی به صورت موقت هستند و رهبران آن‌ها این موضوع را با ترامپ هم طی روزهای اخیر که خطر وقوع جنگ گسترده میان آمریکا و جمهوری اسلامی افزایش پیدا کرده، به اشتراک گذاشتند. به نظر شما چه مؤلفه‌هایی در ژئوپولیتیک منطقه تغییر کرده که این کشورها متفقاً چنین موضعی اتخاذ کردند؟ 

برای رژیم چنج، واشنگتن باید یک عملیات نظامی بزرگ در مقیاس جنگ افغانستان «سال ۲۰۰۱» یا جنگ عراق «سال ۲۰۰۳» را شروع کند ولی آقای ترامپ به این طورعملیات هیچ علاقه ندارد و اظهارات دو روز پیش معاون او «جی دی ونس» مبنی بر این‌که ما تاریخ را خوانده‌ایم گواه بر همین موضوع است

من گمان می‌کنم که هدف و علاقه کشورهای منطقه، ایجاد یک برجام جدید بین ایران وآمریکا نیست بلکه اجتناب از جنگ است. سال ۲۰۱۵ علی‌رغم این که ضدیت‌ آنها با ایران ناشی از قدرت گرفتن روزافزون گروه‌های نیابتی در منطقه، جدی بود، تهدید جنگ مستقیم بین واشنگتن و تهران مطرح نمی‌شد. اما در حال حاضر کشورهای عربی به شکلی چشم‌گیردعوت می‌کنند که آمریکا و ایران باید به یک توافقنامه در مورد اجتناب از جنگ برسند. بنابراین اگر یک توافقنامه هسته‌ای بین تهران واشنگتن، صلح در خاورمیانه را تامین کند کشورهای منطقه نه‌تنها علیه این توافق عمل نخواهند کرد بلکه نقش میانجی را هم ایفا خواهند کرد.

علاوه بر این، در حالی که کشورهای عربی از توافق هسته‌ای جدید بین ایران و ایالات متحده حمایت می‌کنند، متقاعد شده‌اند که تهران فقط انرژی هسته‌ای غیرنظامی را توسعه خواهد داد. پس اگر تحریم‌ها علیه ایران ادامه یابد، این امر جمهوری اسلامی را غیرقابل پیش‌بینی‌تر و خطرناک‌تر خواهد کرد. این همان چیزی است که پس از سال ۲۰۱۸، زمانی که ترامپ از برجام خارج شد، اتفاق افتاد. سپس، مقامات ایرانی شروع به حمایت فعال از نیروهای نیابتی، مانند حوثی‌ها در یمن و حزب‌الله در لبنان، کردند.

بنابراین، جهان عرب معتقد است که دستیابی به توافق با ایران اکنون بهتر از ادامه فشار بر تهران، تحت تحریم است.

اگر در یک سناریوی غیرقابل پیش‌بینی، آمریکا و یا اسرائیل و یا هر دوی آنها با هم مجددا به اهداف نظامی در ایران حمله کنند، با توجه به این‌که رهبری جمهوری اسلامی هشدار داد این‌مرتبه شاهد یک جنگ منطقه‌ای وسیع در خاورمیانه خواهیم بود؛ آیا هدف چنین حملات احتمالی به ایران، رژیم چنج خواهد بود و مانند جنگ عراق در سال 2003 تا ساقط شدن جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت؟ اساسا چنین هدفی از طریق مداخله خارجی امکان‌پذیراست؟ 

من یقین دارم که یک جنگ منطقه‌ای در حال حاضر ممکن نیست و هیچ طرف به شروع این جنگ علاقمند نیست. شخصا معتقدم در صورت وقوع یک حمله از طرف آمریکا یا اسرائیل، ایران پاسخ نظامی همه جانبه می‌دهد و این پاسخ بسیار وسیع خواهد بود. چراکه برای رهبری جمهوری اسلامی مسئله بقا در چنین جنگی به طوری جدی مطرح خواهد شد.

از سوی دیگر بمباران آمریکا یا اسرائیل هم به هیچ نتیجه جدی نمی‌رسد. برای رژیم چنج، همانطور که شما هم به‌خوبی اشاره کردید، واشنگتن باید یک عملیات نظامی بزرگ در مقیاس جنگ افغانستان «سال ۲۰۰۱» یا جنگ عراق «سال ۲۰۰۳» را شروع کند ولی آقای ترامپ به این طور عملیات هیچ علاقه ندارد و اظهارات دو روز پیش معاون او «جی دی ونس» مبنی بر این‌که ما تاریخ را خوانده‌ایم گواه برهمین موضوع است. ترامپ همیشه به یک نتیجه سریع علاقمند است ولی الآن او روی میز خودش هیچ سناریو با نتیجه سریع در ایران نمی‌بیند. بنابراین ترامپ هنوز هم هیچ اقدام قطعی تحت یک سناریوی مشخص در دست ندارد و علت موافقت وی با شروع دوباره مذاکرات در مسقط هم همین است. 

مقامات روسیه تنها دو هفته بعد به وقایع ایران ناشی از اعتراضات دی‌ماه واکنش نشان دادند. با این حال، در روزهای اولیه مسکو مطمئن نبود که آیا جمهوری اسلامی دوام خواهد آورد یا خیر؟ به همین دلیل واکنش رسمی مسکو بسیار با تأخیر انجام شد

در واقع ترامپ همچنان می‌خواهد کاراکتر او به عنوان رئیس‌جمهور صلح‌طلب در تاریخ بماند. او نمی‌خواهد درگیری‌های جدیدی را آغاز کند و اکنون فرصت بی‌نظیری برای رسیدن به مصالحه با تهران پس از به‌رخ کشیدن قدرت چشمگیر نیروی دریایی ایالات متحده در خلیج فارس را دارد. مقامات جمهوری اسلامی هم به وضوح بیشتر از مثلاً یک سال پیش مایل به امتیاز دادن هستند. بنابراین، هدف ترامپ از تهدید رهبر جمهوری اسلامی ایجاد فشار روانی جهت رسیدن به توافق است. من مطمئن هستم که ترامپ اکنون نظرات کشورهای عربی و ترکیه را که مخالف جنگ جدید در خاورمیانه هستند، در نظر می‌گیرد. سال گذشته، رئیس‌جمهور آمریکا اولین سفر خارجی خود را به خلیج فارس انجام داد و قراردادهای میلیارد دلاری امضا کرد. این کشورها برای ترامپ بسیار مهم هستند. وقتی اسرائیل در سپتامبر گذشته به دفتر حماس در قطر حمله کرد، جهان عرب ترامپ را تهدید کرد که در روابط با آمریکا تجدیدنظر می‌کند. رئیس‌جمهور آمریکا به نظرات آنها گوش داد و مذاکرات آتش‌بس در غزه را تسریع کرد. من مطمئن هستم که ترامپ حتی اکنون نیز نظرات متحدان خود در جهان عرب را در نظر می‌گیرد، اگرچه اسرائیل همچنان شریک اصلی ایالات متحده در خاورمیانه است.

روزهای اولیه اعتراضات، مسکو مطمئن نبود جمهوری اسلامی دوام می‌آورد یا خیر؟!

برای پرسش پایانی لطفاً ارزیابی خودتان از تأثیر اعتراضات مردم ایران که در اواخر دسامبر و اوایل ژانویه، به دلیل شرایط اقتصادی و تنگناهای اجتماعی آغاز شد و عاقبتی بسیار تلخ و تاسف‌برانگیز هم داشت، بر دولت‌های همسایه و مردمان این کشورها بیان کنید و این‌که اساسا در فدراسیون روسیه انعکاس اعتراضات دی‌ماه چه بازتابی در رسانه‌ها داشت؟ 

حوادث اخیر در ایران نه تنها نظر منطقه خاورمیانه یا روسیه بلکه رصد کلی دنیا را جلب کرد. از نظر من کشورهای همسایه مثل ترکیه یا جهان عربی یک خوف داشتند که این حوادث به جنگ داخلی در ایران منجر شود. کشورهای منطقه نگران این بودند که از ایران امواج پناهندگان به‌ راه افتد.

همچنین، اعراب و کشورهای منطقه روابط اقتصادی بسیار نزدیکی با تهران دارند. مثلا، ترکیه بیش از ۱۳ درصد از گاز طبیعی خود را از جمهوری اسلامی دریافت می‌کند. کشورهای عربی هم در زمینه کشاورزی، فناوری و منابع طبیعی با ایران همکاری می‌کنند.

ضمنا، وجود یک ایران ضعیف، ناگزیر به اسرائیل قوی‌تر منجر خواهد شد. سال گذشته، اسرائیل جاه‌طلبی‌های سلطه‌جویانه خود را نشان داد. این موضوع جهان عرب را به شدت نگران کرده است. 

در مورد روسیه نیز می‌توانم بگویم که در داخل کشور علاقه چندانی جهت پیگیری حوادث مربوط به اعتراضات دی‌ماه ایران وجود نداشت چون مشکل مهمتر برای شهروندان روسی هنوز جنگ در اوکراین است.

همچنان بسیار جالب است که مقامات روسیه تنها دو هفته بعد به وقایع اعتراضات دی‌ماه ایران واکنش نشان دادند. سخنگوی وزارت امور خارجه آن را مداخله در امور داخلی جمهوری اسلامی خواند. با این حال، در روزهای اولیه، مسکو مطمئن نبود که آیا جمهوری اسلامی دوام خواهد آورد یا خیر. به همین دلیل واکنش رسمی مسکو بسیار با تأخیر انجام شد.

ولی بین نیروهای اپوزیسیون روسی که الآن خارج از کشور هستند و ایرانیان معترض که به خیابان‌ها آمدند، حمایت احساسی و پشتیبانی کامل برقرار بوده و هست.

روسلان سلیمان‌اف ممنون از شما.