آغاز تعدیل نیرو در اقتصاد دیجیتال کشور

در میانه تلاقی بحران‌های امنیتی، اختلالات زیرساختی و کاهش تقاضا در اقتصاد ایران، اقتصاد دیجیتال کشور بیش از هر زمان دیگری با آزمونی جدی روبه‌رو شده است؛ آزمونی که نه‌تنها پایداری کسب‌وکارهای آنلاین، بلکه آینده اشتغال و سرمایه‌گذاری در این حوزه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

به گزارش اقتصادنیوز، در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که زیست‌بوم کسب‌وکارهای مجازی تا چه حد توانسته در برابر این فشارهای هم‌زمان تاب‌آوری نشان دهد و چه مخاطراتی پیش‌روی آن قرار دارد. برای واکاوی این وضعیت و بررسی ابعاد مختلف بحران، از فروش و جریان نقدی تا چالش‌های زیرساختی و چشم‌انداز پیش‌رو، اقتصادنیوز با «رضا الفت‌نسب» دبیر اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی به گفت‌وگو نشست.

ارزیابی شما از وضعیت کلی کسب‌وکارهای آنلاین در حال حاضر چیست و این وضعیت چه تفاوتی با بحران‌های قبلی دارد؟

در شرایط فعلی، کسب‌وکارهای آنلاین در وضعیت ناپایدار اما زنده قرار دارند. برخلاف بحران‌های قبلی که عمدتاً مقطعی یا تا حدودی قابل پیش‌بینی بودند، این بار با ترکیبی پیچیده از ریسک‌های امنیتی، محدودیت‌های زیرساختی و اختلال در دسترسی به بازار مواجه هستیم. تفاوت اصلی این بحران با موارد مشابه پیشین، در هم‌زمانی چندین ریسک است؛ به این معنا که هم سمت تقاضا تحت تأثیر شرایط جنگی کاهش یافته و هم سمت عرضه به دلیل اختلالات اینترنت و زنجیره تأمین خدمات با مشکل جدی روبرو شده است. این هم‌پوشانی، فشار مضاعفی را به بدنه کسب‌وکارهای دیجیتال وارد کرده است.

قطعی اینترنت چه اثری بر فروش، جریان درآمدی و ادامه فعالیت کسب‌وکارهای دیجیتال گذاشته است؟

قطعی و محدودیت اینترنت مستقیماً باعث کاهش شدید فروش شده است. این کاهش در برخی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط حتی به نزدیکی عدد صفر رسیده و در حال حاضر نیز بسیاری از آنها در چنین وضعیتی به سر می‌برند. مبادی ورودی مشتریان مانند موتور جست‌وجوی گوگل و شبکه‌های اجتماعی که ابزار اصلی کسب‌وکارهای کوچک بودند، مسدود شده‌اند. این اتفاق منجر به اختلال در جریان نقدی، ناتوانی در ارتباط با مشتری و مشکل در ارائه خدمات شده است. در اکوسیستم فعلی، موارد متعددی از توقف موقت فعالیت تا تعطیلی کامل دیده می‌شود. برخی کسب‌وکارها، به‌ویژه در لایه خرد و فعال در پلتفرم اینستاگرام، در روزهای ابتدایی جنگ فعالیت خود را متوقف کردند و چون جایگزینی برای خود انتخاب نکرده بودند، با چالش جدی مواجه شدند. به‌رغم توصیه‌های قبلی مبنی بر داشتن وب‌سایت شخصی یا حضور در «مارکت‌پلیس‌ها» و پلتفرم‌های داخلی در کنار اینستاگرام، برخی این اقدام را انجام نداده و اکنون عملاً توان فعالیت ندارند و تعطیل شده‌اند.

این گروه‌ها با هر بار قطعی اینترنت، درآمدشان صفر شده و دچار گرفتاری‌های شدید می‌شوند. در مقابل، کسب‌وکارهای بزرگتر به دلیل تجربه‌های قبلی، مقاومت و تاب‌آوری بیشتری دارند اما آنها نیز به‌ویژه در روزهای آغازین جنگ با افت جدی درآمد و افزایش هزینه‌های عملیاتی مواجه شده‌اند.

وابستگی کسب‌وکارها به پلتفرم‌های خارجی تا چه اندازه آسیب‌پذیری آنها را افزایش داده و آیا جایگزین‌های داخلی توانسته‌اند این خلأ را جبران کنند؟

وابستگی ما به پلتفرم‌های خارجی، به‌ویژه در لایه‌های بازاریابی (شبکه‌های اجتماعی)، زیرساخت (سرویس‌های ابری) و ابزار ارتباطی، سطح آسیب‌پذیری اکوسیستم را بالا برده است. در خصوص جایگزین‌های داخلی باید واقع‌بین باشیم. این پلتفرم‌ها در برخی حوزه‌ها پیشرفت‌هایی داشته‌اند، ارتباطات را برقرار کرده و برخی خدمات دولتی را نیز ارائه می‌دهند اما هنوز در مقیاس، جلب اعتماد و کارایی نتوانسته‌اند به طور کامل جایگزین نمونه‌های خارجی شوند. ضمن اینکه برای برخی از ابزار خارجی، اساساً هنوز جایگزین داخلی وجود ندارد. البته ظرفیت‌هایی در کشور موجود است که هنوز فعال نشده‌اند. در نتیجه، جایگزینی کامل اتفاق نیفتاده و صرفاً شاهد انتقال بخشی از فعالیت‌ها به پلتفرم‌های داخلی هستیم.

آیا نشانه‌هایی از تعدیل نیرو یا کاهش اشتغال در اکوسیستم استارتاپی دیده می‌شود و در صورت تداوم این شرایط، بازار کار این حوزه به چه سمتی خواهد رفت؟

نشانه‌هایی از تعدیل نیرو به صورت محدود اما معنادار در حال مشاهده است و تصور می‌کنم در صورت تداوم این شرایط، شاهد تشدید این روند باشیم. براساس برآوردهای ما، این اتفاق به تدریج در حال وقوع است؛ به‌ویژه در استارت‌آپ‌های کوچک و متوسط، تیم‌های مارکتینگ و فروش در معرض تعدیل هستند. همچنین نیروهای پروژه‌ای و فریلنسرها نیز تحت تأثیر این شرایط قرار گرفته‌اند. اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، قطعاً شاهد کوچک شدن تیم‌ها و توقف جذب نیروی جدید خواهیم بود. علاوه بر این، با چالش مهاجرت نیروی انسانی متخصص نیز مواجه هستیم که می‌تواند به صورت مهاجرت فیزیکی یا کار از راه دور برای بازارهای خارجی باشد. بازار کار این حوزه به سمت انقباض و محافظه‌کاری حرکت کرده و فعلاً نمی‌تواند به رشد فکر کند.

عملکرد سیاست‌گذار در مدیریت اینترنت را چگونه می‌بینید و مهم‌ترین مطالبه فعالان کسب‌وکارهای آنلاین از دولت چیست؟

طبیعی است که در شرایط جنگی، ملاحظات امنیتی در اولویت قرار می‌گیرد اما انتظار فعالان اقتصاد دیجیتال این است که تصمیمات به گونه‌ای اتخاذ شود که کمترین آسیب به کسب‌وکارهای مردم و معیشت آنها وارد شود. تصمیم‌گیران باید وضعیت افرادی را که در پلتفرم‌های مختلف یا وب‌سایت‌های شخصی فعالیت می‌کردند و اکنون با از دست رفتن دسترسی به گوگل و شبکه‌های اجتماعی ضعیف شده‌اند، در نظر بگیرند. مهم‌ترین مطالبه ما، برقراری پایداری حداقلی اینترنت برای کسب‌وکارها است.

موضوع بعدی، شفافیت در تصمیم‌گیری و اطلاع‌رسانی پیش‌دستانه است. وضعیت اطلاع‌رسانی مناسب نیست و فرآیندها مدام تغییر می‌کنند. همچنین ایجاد مسیرهای دسترسی پایدار برای فعالیت‌های اقتصادی و ارائه حمایت‌های جبرانی در زمینه‌های مالیاتی، بیمه‌ای و تسهیلات سرمایه در گردش، می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. در واقع مطالبه اصلی، قابل پیش‌بینی شدن فضا، حتی در شرایط بحرانی است.

با ادامه این وضعیت، چشم‌انداز آینده اقتصاد دیجیتال و کسب‌وکارهای آنلاین را چگونه می‌بینید و آیا باید نگران تضعیف ساختاری این بخش بود؟

اگر شرایط فعلی کوتاه‌مدت باشد، اکوسیستم با وجود سختی‌های فراوان، سعی می‌کند با تکیه بر تعصب و حمایت فعالانش، خود را بازیابی کند اما در صورت تداوم این وضعیت، قطعاً بخشی از کسب‌وکارها به طور کامل از بین خواهند رفت. در چنین حالتی، سرمایه‌گذاری در اقتصاد دیجیتال که پیش از این هم ناچیز بود، کاهش جدی‌تری خواهد یافت، نوآوری کند شده و اعتماد فعالانه اقتصادی به این حوزه آسیب می‌بیند. نگرانی اصلی این است که این حوزه به جای یک افت مقطعی، به صورت ساختاری تضعیف شود. امیدواریم با پایان جنگ و برداشته شدن سایه آن، امکان برنامه‌ریزی برای اقتصاد دیجیتال فراهم شود؛ چرا که این حوزه می‌تواند پیشران اصلی اقتصاد کشور باشد.