نشست استانبول؛ همگرایی در سایه نگرانی

رامین پرتو

تشدید بحران‌های امنیتی در خاورمیانه، ناامنی مسیرهای راهبردی کشتیرانی و تداوم جنگ روسیه و اوکراین، ترکیه را به سمت گسترش تحرکات دیپلماتیک سوق داده است. نشست چندجانبه استانبول به میزبانی هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در شرایطی برگزار شد که نگرانی‌ها درباره تشدید درگیری‌ها، امنیت انرژی و آینده تجارت جهانی افزایش یافته است. در این نشست، تحولات فلسطین، جنگ آمریکا و ایران، وضعیت یمن، جنگ اوکراین و ضرورت تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و باب‌المندب بررسی شد.

ترکیه با گردهم‌آوردن کشورهای منطقه‌ای و اروپایی می‌کوشد زمینه هماهنگی سیاسی برای مهار بحران‌ها را فراهم کند. با این حال، حضور بازیگران متعدد به معنای هم‌سویی منافع آنها نیست. پرسش اصلی این است که آیا آنکارا می‌تواند از ظرفیت میانجیگری خود برای کاهش واقعی تنش‌ها استفاده کند یا نشست استانبول بیشتر به تقویت موقعیت سیاسی ترکیه در معادلات بین‌المللی منجر خواهد شد.

ترکیه؛ میان ضرورت امنیتی و جاه‌طلبی دیپلماتیک

نخستین انگیزه آنکارا برای ایفای نقشی فعال، ارتباط مستقیم ثبات منطقه‌ای با منافع اقتصادی و امنیتی این کشور است. اختلال در تنگه هرمز و باب‌المندب می‌تواند هزینه حمل‌ونقل و بیمه کشتی‌ها را افزایش دهد، تجارت انرژی را مختل کند و فشارهای تورمی را به اقتصادهای مختلف منتقل سازد. ترکیه نیز به‌عنوان کشوری متصل به شبکه‌های تجاری اروپا و آسیا، از پیامدهای چنین وضعیتی مصون نیست.

در کنار این ضرورت اقتصادی، آنکارا به دنبال تثبیت جایگاه خود به‌عنوان بازیگری است که امکان گفت‌وگو با طرف‌های متفاوت را دارد. عضویت در ناتو، روابط با کشورهای اروپایی و ارتباط با بازیگران منطقه‌ای، به ترکیه فرصت می‌دهد میان مجموعه‌هایی نقش‌آفرینی کند که الزاماً دیدگاه مشترکی درباره امنیت خاورمیانه ندارند. تجربه تلاش‌های دیپلماتیک آنکارا در جنگ روسیه و اوکراین و توافق غلات دریای سیاه نیز بخشی از سرمایه سیاسی مورد اتکای این کشور است.

عامل دیگر، رقابت برای اثرگذاری بر نظم منطقه‌ای آینده است. ترکیه با فعال‌کردن سازوکار «R4»، متشکل از ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی، و برگزاری نشست‌هایی با مشارکت کشورهای اروپایی، می‌کوشد مسئولیت بیشتری در مدیریت بحران‌ها بر عهده بگیرد. این جایگاه می‌تواند قدرت چانه‌زنی آنکارا را افزایش دهد و در پرونده‌هایی مانند فلسطین، امنیت خلیج فارس و روابط منطقه با اروپا به کار آید.

ترکیه با گردهم‌آوردن کشورهای منطقه‌ای و اروپایی می‌کوشد زمینه هماهنگی سیاسی برای مهار بحران‌ها را فراهم کند. با این حال، حضور بازیگران متعدد به معنای هم‌سویی منافع آنها نیست و بدون شک این روند نمی‌تواند گویای پایان دادن به بحران‌ها از سوی آنکارا باشد

با این همه، میزبانی نشست به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت نیست. ترکیه برای تبدیل ابتکار خود به توافقی مؤثر باید بتواند اختلاف‌های اساسی میان شرکت‌کنندگان را مدیریت کند و از سطح رایزنی‌های سیاسی فراتر برود.

اروپا و استانبول؛ همگرایی در نگرانی

برای تروئیکای اروپا، شامل انگلیس، فرانسه و آلمان، و دیگر کشورهای اروپایی، نشست استانبول فرصتی برای حفظ ارتباط با بازیگران منطقه‌ای و بررسی راه‌های مهار بحران‌هاست. جنگ اوکراین و تنش‌های خاورمیانه نشان داده‌اند که امنیت اروپا از تحولات پیرامونی جدا نیست. اختلال در مسیرهای انتقال انرژی و افزایش قیمت نفت می‌تواند تورم را تشدید کند و هزینه‌های اقتصادی را برای دولت‌ها و شهروندان افزایش دهد.

آنتونیو تاجانی، وزیر امور خارجه ایتالیا، ابتکار ترکیه را به‌موقع و سازنده توصیف کرده و بر ضرورت بازگشت به دیپلماسی تأکید داشته است. او جلوگیری از شعله‌ورشدن دوباره درگیری‌ها را هدفی اساسی دانسته است. این موضع نشان می‌دهد که اروپا خواهان مهار بحران پیش از تبدیل‌شدن آن به جنگی گسترده‌تر است؛ جنگی که می‌تواند امنیت انرژی، تجارت و ثبات اقتصادی این قاره را تهدید کند.

با این حال، حمایت اروپا از گفت‌وگو به معنای توافق کامل درباره چگونگی حل بحران‌ها نیست. کشورهای اروپایی درباره اولویت‌های امنیتی، شیوه تعامل با طرف‌های درگیر و شرایط دستیابی به توافق، محاسبات متفاوتی دارند. مسئله فلسطین، راهکار دوکشوری، خشونت شهرک‌نشینان و تحولات یمن در کنار جنگ اوکراین، مجموعه‌ای از موضوعات پیچیده را پیش روی شرکت‌کنندگان قرار داده است.

هم‌زمان، همکاری نظامی انگلیس و فرانسه در رزمایش مرتبط با بازدارندگی هسته‌ای هوابرد نشان می‌دهد که اروپا در کنار حمایت از دیپلماسی، به تقویت توان دفاعی نیز توجه دارد. این دو رویکرد الزاماً متناقض نیستند؛ دولت‌ها می‌توانند هم‌زمان مذاکره را دنبال کنند و توان بازدارندگی خود را افزایش دهند. با این حال، چنین تحولاتی بیانگر آن است که اروپا برای مدیریت ناامنی تنها به ابتکارهای سیاسی متکی نیست.

در مجموع، نگاه اروپا به نشست استانبول را می‌توان حمایت محتاطانه دانست. کشورهای اروپایی از ابتکاری که امکان کاهش تنش و حفظ آزادی کشتیرانی را افزایش دهد استقبال می‌کنند، اما مشارکت در توافق‌های مؤثر به تضمین‌های اجرایی و هم‌سویی منافع نیاز دارد. ترکیه می‌تواند زمینه گفت‌وگو را فراهم کند، ولی قادر نیست به‌تنهایی اختلاف‌های راهبردی اروپا، آمریکا و کشورهای منطقه را برطرف سازد.

جنگ اوکراین و تنش‌های خاورمیانه نشان داده‌اند که امنیت اروپا از تحولات پیرامونی جدا نیست. اختلال در مسیرهای انتقال انرژی و افزایش قیمت نفت می‌تواند تورم را تشدید کند و هزینه‌های اقتصادی را برای دولت‌ها و شهروندان افزایش دهد 

تنگه هرمز؛ آزمون دیپلماسی ترکیه؟

مهم‌ترین معیار موفقیت احتمالی نشست استانبول، تأثیر آن بر کاهش خطر درگیری و تضمین آزادی کشتیرانی است. تنگه هرمز در انتقال انرژی اهمیت راهبردی دارد و باب‌المندب نیز یکی از مسیرهای مهم اتصال دریایی آسیا و اروپا محسوب می‌شود. ناامنی در این گذرگاه‌ها می‌تواند هزینه تجارت را افزایش دهد و بازارهای جهانی را با بی‌ثباتی روبه‌رو کند.

افزایش بهای نفت در پی تشدید حملات ارتش یمن به عربستان سعودی و تصمیم آمریکا برای خروج برخی دیپلمات‌ها و اعضای خانواده‌های آنان از این کشور، نمونه‌ای از پیوند تحولات امنیتی با بازارهاست. در گزارش ارائه‌شده، نفت برنت به ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسید. هم‌زمان، کاهش قیمت طلا به نگرانی از تورم و احتمال تداوم نرخ‌های بهره بالا نسبت داده شد. این تحولات نشان می‌دهد که بحران‌های منطقه‌ای می‌توانند از مسیر انرژی، تجارت و سیاست پولی بر اقتصاد جهانی اثر بگذارند.

با این حال، نمی‌توان تمام نوسانات بازار را تنها به یک تحول نظامی نسبت داد؛ قیمت‌ها از عوامل متعددی تأثیر می‌پذیرند. آنچه اهمیت دارد، افزایش ریسک ناشی از تداوم درگیری‌ها و احتمال اختلال در عرضه انرژی است؛ خطری که هزینه آن فراتر از کشورهای درگیر خواهد بود.

ترکیه می‌تواند با حفظ کانال‌های ارتباطی، انتقال پیام‌ها و تشویق طرف‌ها به مذاکره، در کاهش تنش نقش ایفا کند؛ اما تضمین آزادی کشتیرانی مستلزم همکاری عملی بازیگرانی است که بر تحولات میدانی و تصمیم‌های نظامی اثر مستقیم دارند. اگر طرف‌های اصلی حاضر به کاهش تنش نباشند، نشست‌های دیپلماتیک به‌تنهایی مانع حملات یا اختلال در مسیرهای دریایی نخواهند شد.

مانع دیگر، تفاوت اولویت‌های شرکت‌کنندگان است. برخی بر امنیت کشتیرانی تمرکز دارند، برخی امنیت عربستان را در اولویت می‌گذارند و برخی دیگر بر فلسطین یا جنگ اوکراین تأکید می‌کنند. توافق بر ضرورت دیپلماسی نیز اختلاف بر سر شرایط مذاکره، مسئولیت طرف‌ها و تضمین‌های امنیتی را از میان نمی‌برد.

ازاین‌رو، موفقیت ابتکار استانبول باید با نتایج عملی سنجیده شود که عبارتست از تداوم گفت‌وگوها، اقدامات اعتمادساز، توافق بر اصول کاهش تنش و ایجاد سازوکارهایی برای پیگیری تعهدات. مواضع فیدان درباره ضرورت حل دیپلماتیک اختلاف آمریکا و ایران و انتقاد او از نقض آتش‌بس در غزه نیز نشان می‌دهد که آنکارا می‌خواهد مسائل منطقه را در چارچوبی گسترده‌تر از امنیت نظامی بررسی کند. با این حال، اعتبار میانجیگری زمانی افزایش می‌یابد که مواضع اعلام‌شده به اقداماتی مستمر و قابل ارزیابی تبدیل شوند.

در نهایت، نمی‌توان نشست استانبول را از ابتدا صرفاً نمایش دیپلماتیک دانست؛ زیرا گردهم‌آوردن بازیگران متفاوت می‌تواند مسیرهای ارتباطی را حفظ کند و زمینه توافق‌های محدود را فراهم آورد. بااین‌حال، برگزاری نشست نیز معادل حل بحران نیست.