حشدالشعبی؛ معبر ورود خاورمیانه به مرزهای ابربحران

رامین پرتو

در حالی که بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند کانون اصلی بحران‌های غرب آسیا همچنان ایران خواهد بود، بامداد چهارشنبه حمله‌ای غیرمنتظره معادلات منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کرد. حملات هماهنگ آمریکا و عربستان سعودی به مواضع متعدد حشدالشعبی در استان‌های مختلف عراق، نه تنها فضای امنیتی این کشور را دستخوش تغییر کرد، بلکه پرسش‌های مهمی درباره اهداف واقعی این عملیات، پیامدهای آن برای آینده منطقه و ارتباط احتمالی آن با تحولات سیاسی اخیر، به‌ویژه دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در واشنگتن، ایجاد کرد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، مقرهای حشدالشعبی در بغداد، استان واسط، نینوا، بصره، کرکوک، کربلا و دیالی هدف حملات هوایی قرار گرفتند. وزارت دفاع عربستان اعلام کرد این عملیات با هماهنگی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) و در پاسخ به آنچه حملات پهپادی علیه تأسیسات نفتی عربستان عنوان شد، انجام گرفته است. در مقابل، سازمان حشدالشعبی این حملات را «تروریستی» و نقض آشکار حاکمیت عراق توصیف کرد و از جان باختن دست‌کم ۲۰ نفر و زخمی شدن ۳۲ تن دیگر خبر داد. همزمان، موج گسترده‌ای از محکومیت‌های داخلی در عراق شکل گرفت و مقامات این کشور، از جمله محمد شیاع السودانی، این اقدام را نقض قوانین بین‌المللی و حاکمیت ملی عراق دانستند.

چرا آمریکا و عربستان حشدالشعبی را هدف قرار دادند؟

اگرچه ریاض و واشنگتن دلیل رسمی این عملیات را پاسخ به حملات پهپادی علیه تأسیسات نفتی عربستان اعلام کرده‌اند، اما مجموعه تحولات منطقه نشان می‌دهد این حملات صرفاً یک اقدام تلافی‌جویانه محدود نبوده است. حشدالشعبی طی سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین بازیگران امنیتی عراق تبدیل شده و علاوه بر ایفای نقش در مبارزه با داعش، به یکی از ارکان محور مقاومت در منطقه نیز بدل شده است.

از منظر راهبردی، ایالات متحده در شرایطی قرار دارد که تلاش می‌کند دامنه نفوذ گروه‌های همسو با ایران در عراق را کاهش دهد. واشنگتن به خوبی می‌داند که هرگونه تغییر در موازنه قدرت عراق، تأثیر مستقیمی بر معادلات سوریه، لبنان و حتی امنیت اسرائیل خواهد داشت. بنابراین، تضعیف ظرفیت عملیاتی حشدالشعبی می‌تواند بخشی از راهبرد مهار نفوذ منطقه‌ای ایران تلقی شود.

در سوی دیگر، عربستان نیز طی ماه‌های اخیر با نگرانی افزایش تهدیدات علیه زیرساخت‌های انرژی خود را دنبال کرده است. ریاض تلاش دارد این پیام را منتقل کند که در برابر هرگونه حمله احتمالی، صرفاً به اقدامات دفاعی اکتفا نخواهد کرد و آمادگی دارد پاسخ نظامی مستقیم نیز بدهد. مشارکت مستقیم عربستان در این عملیات، نشان‌دهنده تغییر تدریجی دکترین امنیتی این کشور از دفاع منفعل به بازدارندگی فعال است.

ریاض تلاش دارد این پیام را منتقل کند که در برابر هرگونه حمله احتمالی، صرفاً به اقدامات دفاعی اکتفا نخواهد کرد و آمادگی دارد پاسخ نظامی مستقیم نیز بدهد و مشارکت مستقیم عربستان در این عملیات، نشان‌دهنده تغییر تدریجی دکترین امنیتی این کشور از دفاع منفعل به بازدارندگی فعال است

در عین حال، انتخاب همزمان چندین استان عراق به‌عنوان اهداف حمله نیز نشان می‌دهد هدف صرفاً انهدام چند پایگاه نظامی نبوده، بلکه ارسال پیامی سیاسی به مجموعه گروه‌های مقاومت و حتی دولت بغداد مدنظر قرار داشته است؛ پیامی مبنی بر اینکه آمریکا و متحدانش در صورت احساس تهدید، آماده گسترش دامنه عملیات در سراسر عراق هستند.

پیامدهای سیاسی و نظامی حملات برای واشنگتن و ریاض

اگرچه این عملیات ممکن است در کوتاه‌مدت بخشی از توان لجستیکی یا عملیاتی حشدالشعبی را تحت تأثیر قرار داده باشد، اما در سطح راهبردی پیامدهایی به‌مراتب پیچیده‌تر برای آمریکا و عربستان خواهد داشت.

نخستین پیامد، افزایش فشار سیاسی بر دولت عراق است. بغداد اکنون میان دو ضرورت متضاد قرار گرفته است؛ از یک سو حفظ روابط با واشنگتن و کشورهای عربی و از سوی دیگر پاسخ به فشارهای گسترده داخلی برای دفاع از حاکمیت ملی. همین وضعیت می‌تواند اختلافات سیاسی داخلی عراق را تشدید کرده و روند تصمیم‌گیری دولت را دشوارتر کند.

دومین پیامد، احتمال افزایش فعالیت گروه‌های مقاومت علیه منافع آمریکا در عراق و منطقه است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که حملات مستقیم به نیروهای همسو با محور مقاومت معمولاً با واکنش‌های متقابل همراه می‌شود. بنابراین، پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق و حتی برخی منافع واشنگتن در منطقه ممکن است با تهدیدهای بیشتری مواجه شوند.

برای عربستان نیز این عملیات می‌تواند هزینه‌های امنیتی قابل توجهی ایجاد کند. هرچند ریاض تلاش کرده است طی سال‌های اخیر با کاهش تنش با برخی بازیگران منطقه‌ای، فضای امن‌تری برای اجرای برنامه‌های اقتصادی خود فراهم کند، اما ورود مستقیم به یک عملیات نظامی در عراق می‌تواند این روند را با چالش روبه‌رو سازد. افزایش احتمال حملات متقابل علیه تأسیسات انرژی یا زیرساخت‌های حیاتی عربستان، از جمله مخاطراتی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

واشنگتن به خوبی می‌داند که هرگونه تغییر در موازنه قدرت عراق، تأثیر مستقیمی بر معادلات سوریه، لبنان و حتی امنیت اسرائیل خواهد داشت و بنابراین، تضعیف ظرفیت عملیاتی حشدالشعبی می‌تواند بخشی از راهبرد مهار نفوذ منطقه‌ای ایران تلقی شود که آمریکا حالا در پی اجرای آن بر آمده است

از منظر دیپلماتیک نیز این حملات ممکن است روابط بغداد و ریاض را وارد مرحله‌ای پرتنش کند. درخواست برخی جریان‌های سیاسی عراق برای لغو سفر نخست‌وزیر به عربستان، کاهش روابط دیپلماتیک و حتی اخراج سفیر سعودی، بیانگر آن است که پیامدهای سیاسی این عملیات می‌تواند فراتر از میدان نبرد باشد.

در سطح منطقه‌ای نیز این حملات احتمال شکل‌گیری دور تازه‌ای از رقابت‌های امنیتی را افزایش می‌دهد. کشورهای منطقه اکنون با این پرسش روبه‌رو هستند که آیا عراق بار دیگر به میدان اصلی تقابل بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل خواهد شد یا خیر؟

آیا حملات با دیدار ترامپ  و نتانیاهو  ارتباط داشت؟

همزمانی حملات با پایان دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که توجه تحلیلگران را به خود جلب کرده است. هرچند تاکنون هیچ سند رسمی درباره ارتباط مستقیم این دو رویداد منتشر نشده، اما همزمانی آنها باعث شده فرضیه وجود هماهنگی سیاسی میان این تحولات تقویت شود.

از نگاه بسیاری از ناظران، اسرائیل همواره حشدالشعبی را یکی از اجزای مهم محور مقاومت دانسته و تضعیف این نیرو را در راستای کاهش فشارهای امنیتی علیه خود ارزیابی کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه اقدام نظامی علیه حشدالشعبی می‌تواند با اهداف کلان امنیتی تل‌آویو نیز همسو باشد.

از سوی دیگر، دولت ترامپ نیز در دوره جدید تلاش کرده است ائتلاف منطقه‌ای همسو با آمریکا را فعال‌تر از گذشته نشان دهد. مشارکت مستقیم عربستان در این عملیات، این پیام را منتقل می‌کند که واشنگتن همچنان قادر است متحدان خود را در اقدامات امنیتی منطقه‌ای با خود همراه کند.

البته اثبات اینکه تصمیم حمله مستقیماً در دیدار ترامپ و نتانیاهو اتخاذ شده، نیازمند اسناد و اطلاعاتی است که تاکنون در دسترس نیست. با این حال، همزمانی این دو رویداد را نیز نمی‌توان کاملاً اتفاقی تلقی کرد، زیرا در سیاست خارجی، زمان‌بندی عملیات‌های نظامی معمولاً بخشی از پیام سیاسی آنها محسوب می‌شود.

در مجموع، حملات مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشدالشعبی صرفاً یک عملیات نظامی محدود نبود، بلکه نشانه ورود معادلات غرب آسیا به مرحله‌ای جدید از رقابت‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی است. این حملات می‌تواند دامنه تنش‌ها را از عراق به سایر نقاط منطقه گسترش دهد و روند شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید را تسریع کند. اگرچه واشنگتن و ریاض این اقدام را پاسخی دفاعی توصیف می‌کنند، اما واکنش‌های گسترده داخلی عراق، احتمال اقدامات متقابل گروه‌های مقاومت و افزایش فشارهای سیاسی بر دولت بغداد نشان می‌دهد که هزینه‌های این تصمیم ممکن است در ماه‌های آینده بیش از دستاوردهای کوتاه‌مدت آن باشد. از همین رو، آینده تحولات عراق نه تنها بر سرنوشت این کشور، بلکه بر موازنه قدرت در سراسر غرب آسیا نیز تأثیر تعیین‌کننده‌ای خواهد گذاشت.