تلاش اروپا برای کنشگری در معادلات بیروت

رامین پرتو

پرونده لبنان در هفته‌های اخیر بار دیگر به یکی از مهم‌ترین محورهای تحولات سیاسی و امنیتی غرب آسیا تبدیل شده است. همزمان با تداوم حملات ارتش اسرائیل به مناطق مختلف جنوب و شرق لبنان، افزایش فشارهای بین‌المللی بر تل‌آویو و تلاش برای اجرای توافق‌های مربوط به مرزهای جنوبی، کشورهای اروپایی نیز نشانه‌هایی از بازگشت فعال به این پرونده را بروز داده‌اند. در این میان، فرانسه و آلمان در تلاش هستند تا با هماهنگی بیشتر، جایگاه اروپا را در روندهای سیاسی لبنان احیا کنند؛ تلاشی که از نگاه بسیاری از ناظران تنها به وضعیت داخلی لبنان محدود نیست، بلکه به رقابت بر سر آینده نظم امنیتی منطقه نیز گره خورده است.

آمریکا احتمالاً از نقش‌آفرینی اروپا در حوزه‌های اقتصادی، بازسازی، کمک‌های مالی و حمایت از دولت لبنان استقبال خواهد کرد، اما در حوزه تصمیم‌گیری‌های امنیتی و سیاسی کلان، همچنان تلاش می‌کند ابتکار عمل را در اختیار خود نگه دارد

اظهارات یوهان واده‌فول، وزیر امور خارجه آلمان، درباره تدوین سیاست مشترک با فرانسه در قبال لبنان، بیانگر آن است که برلین و پاریس قصد دارند نقش اروپا را از یک بازیگر صرفاً اقتصادی به یک بازیگر اثرگذار سیاسی و امنیتی ارتقا دهند. او همچنین بر ضرورت حل بحران‌های لبنان، اوکراین و ایران از طریق مذاکره تأکید کرد و خواستار تقویت توان سیاست خارجی اتحادیه اروپا شد؛ موضعی که نشان می‌دهد اروپا درصدد بازتعریف جایگاه خود در پرونده‌های مهم بین‌المللی است.

این تحرکات همزمان با انتشار سند محرمانه کمیسیون اروپا درباره گزینه‌های محدودسازی تجارت با شهرک‌های اسرائیلی صورت گرفته است. این سند سه راهکار شامل اعمال تعرفه‌های تنبیهی، ایجاد نظام صدور مجوز واردات و ممنوعیت کامل واردات کالاهای تولیدشده در شهرک‌های اسرائیلی را پیشنهاد می‌کند. اگرچه حجم تجارت این کالاها با اروپا چندان قابل توجه نیست، اما کمیسیون اروپا نیز تأکید کرده که اهمیت این اقدام بیش از آنکه اقتصادی باشد، سیاسی است؛ زیرا می‌تواند پیامی روشن درباره مخالفت اروپا با شهرک‌سازی و نقض حقوق بین‌الملل ارسال کند.

در کنار این تحولات دیپلماتیک، ارتش اسرائیل همچنان به عملیات نظامی خود در لبنان ادامه داده است. حملات پهپادی و توپخانه‌ای به مناطق مختلف البقاع و جنوب لبنان، تخریب زیرساخت‌ها و ادامه حضور نیروهای اسرائیلی در برخی مناطق مرزی نشان می‌دهد که تل‌آویو هنوز گزینه نظامی را کنار نگذاشته است. گزارش رسانه‌های عبری نیز حکایت از آن دارد که ارتش اسرائیل علاوه بر حفظ حضور در منطقه موسوم به «منطقه امن»، برای سناریوی شکست توافق آتش‌بس نیز برنامه‌ریزی کرده و معتقد است حزب‌الله در دوره آرامش نسبی به بازسازی توان نظامی خود ادامه می‌دهد.

پرونده لبنان، بستری برای احیای اعتبار دیپلماسی اروپایی 

احیای نقش فرانسه و آلمان در پرونده لبنان اتفاقی مقطعی نیست، بلکه حاصل مجموعه‌ای از تحولات راهبردی در منطقه و اروپا است. نخستین عامل، کاهش محسوس اعتبار سیاست خارجی اروپا در بحران‌های اخیر غرب آسیا است. جنگ غزه نشان داد که اتحادیه اروپا نتوانست موضعی واحد اتخاذ کند و عملاً ابتکار عمل سیاسی در اختیار آمریکا قرار گرفت. اکنون پاریس و برلین تلاش می‌کنند از پرونده لبنان به عنوان بستری برای بازگرداندن اعتبار دیپلماسی اروپایی استفاده کنند.

عامل دوم، جایگاه تاریخی فرانسه در لبنان است. لبنان همواره یکی از مهم‌ترین حوزه‌های نفوذ سنتی پاریس در خاورمیانه بوده و فرانسه طی دهه‌های گذشته در بسیاری از بحران‌های سیاسی این کشور نقش میانجی یا حامی روندهای سیاسی را ایفا کرده است. از نگاه فرانسه، کاهش نقش این کشور در لبنان به معنای از دست رفتن یکی از معدود پایگاه‌های نفوذ اروپا در منطقه خواهد بود.

سومین عامل به نگرانی اروپا از گسترش بی‌ثباتی در شرق مدیترانه بازمی‌گردد. هرگونه تشدید درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله می‌تواند موج تازه‌ای از مهاجرت، بحران انرژی و تهدیدهای امنیتی را متوجه کشورهای اروپایی کند. از این رو، اروپایی‌ها ترجیح می‌دهند با فعال شدن در عرصه دیپلماسی، مانع از تبدیل شدن لبنان به کانون یک جنگ فراگیر شوند.

از سوی دیگر، اروپا به‌خوبی می‌داند که ادامه عملیات نظامی اسرائیل و گسترش شهرک‌سازی، اعتبار نظم حقوقی بین‌المللی را که یکی از پایه‌های سیاست خارجی اتحادیه اروپا است، تضعیف می‌کند.

نگاه اسرائیل به کنشگری جدید اروپا

با این تفاسیر، تل‌آویو با دیده تردید به تحرکات اخیر اروپا می‌نگرد. از منظر اسرائیل، هرگونه افزایش نقش سیاسی اتحادیه اروپا ممکن است به افزایش فشارهای دیپلماتیک درباره جنگ غزه، شهرک‌سازی و عملیات نظامی در لبنان منجر شود. به همین دلیل، مقامات اسرائیلی اگرچه از حفظ روابط نزدیک با کشورهای مهم اروپایی استقبال می‌کنند، اما تمایلی ندارند اروپا به بازیگری مستقل در پرونده لبنان تبدیل شود.

جنگ غزه نشان داد که اتحادیه اروپا نتوانست موضعی واحد اتخاذ کند و عملاً ابتکار عمل سیاسی در اختیار آمریکا قرار گرفت؛ اما اکنون پاریس و برلین تلاش می‌کنند از پرونده لبنان به عنوان بستری برای بازگرداندن اعتبار دیپلماسی اروپایی استفاده کنند 

راهبرد اصلی اسرائیل همچنان مبتنی بر حفظ آزادی عمل نظامی در جنوب لبنان است. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های عبری نشان می‌دهد که ارتش اسرائیل قصد دارد حضور خود را تا زمانی که تهدید حزب‌الله را برطرف‌شده تلقی نکند، ادامه دهد. از نگاه تل‌آویو، توافق‌های موجود باید به گونه‌ای اجرا شوند که امکان انجام عملیات پیشگیرانه علیه زیرساخت‌های حزب‌الله حفظ شود.

در همین چارچوب، اسرائیل نسبت به پیشنهادهای اروپایی درباره افزایش نقش ارتش لبنان نیز با احتیاط برخورد می‌کند. مقامات اسرائیلی بارها ادعا کرده‌اند که ارتش لبنان توانایی لازم برای جلوگیری از فعالیت‌های نظامی حزب‌الله را ندارد و به همین دلیل، حضور مستقیم اسرائیل را همچنان ضروری می‌دانند. این نگاه موجب شده است که حتی در شرایطی که مذاکراتی درباره واگذاری برخی مناطق به ارتش لبنان مطرح شده، تل‌آویو همچنان از صدور دستور عقب‌نشینی کامل خودداری کند.

از سوی دیگر، فشارهای اقتصادی احتمالی اروپا نیز از نگاه اسرائیل بیشتر جنبه سیاسی دارد تا اقتصادی. حجم تجارت کالاهای تولیدشده در شهرک‌ها با اتحادیه اروپا محدود است، اما تصویب چنین محدودیت‌هایی می‌تواند به منزله افزایش مشروعیت بین‌المللی انتقادها از سیاست‌های اسرائیل تلقی شود؛ موضوعی که تل‌آویو تلاش می‌کند از آن جلوگیری کند.

ترامپ به اروپا اجازه نقش‌آفرینی می‌دهد؟

مهم‌ترین پرسش این است که آیا ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ حاضر خواهد بود میدان بیشتری برای کنشگری اروپا در لبنان باز کند؟ شواهد موجود نشان می‌دهد که پاسخ این سؤال، دست‌کم در شرایط فعلی، چندان مثبت نیست.

راهبرد دولت ترامپ بر مدیریت مستقیم پرونده‌های امنیتی غرب آسیا استوار است. واشنگتن همچنان بازیگر اصلی در مذاکرات مربوط به آتش‌بس، هماهنگی میان ارتش لبنان و اسرائیل و رایزنی‌های امنیتی محسوب می‌شود. حضور هیأت‌های نظامی آمریکا در بیروت، ایفای نقش واسطه در موضوع عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی و حتی طرح برگزاری نشست مشترک میان مقام‌های آمریکا، اسرائیل و لبنان نشان می‌دهد که کاخ سفید قصد ندارد مدیریت این پرونده را به اروپا واگذار کند.

علاوه بر این، روابط ویژه دولت ترامپ با کابینه اسرائیل سبب شده است که واشنگتن در بسیاری از موارد، اولویت را به ملاحظات امنیتی تل‌آویو بدهد. اظهارات مقام‌های آمریکایی درباره ضرورت تأمین امنیت مرزهای شمالی اسرائیل و ادامه حمایت از آزادی عمل این رژیم، بیانگر آن است که آمریکا در عمل با بخش مهمی از راهبرد امنیتی اسرائیل همراهی می‌کند.

با این حال، این بدان معنا نیست که اروپا کاملاً از معادلات لبنان کنار گذاشته خواهد شد. آمریکا احتمالاً از نقش‌آفرینی اروپا در حوزه‌های اقتصادی، بازسازی، کمک‌های مالی و حمایت از دولت لبنان استقبال خواهد کرد، اما در حوزه تصمیم‌گیری‌های امنیتی و سیاسی کلان، همچنان تلاش می‌کند ابتکار عمل را در اختیار خود نگه دارد.

در مجموع، تحولات اخیر نشان می‌دهد که پرونده لبنان وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن رقابت میان اروپا، آمریکا و اسرائیل بیش از گذشته بر سر نحوه مدیریت بحران شکل گرفته است.