آوارگان؛ قسمت هزارم

نازنین دشتی 

در روزهای تب‌دار و پرالتهاب اواسط تابستان ۱۴۰۵، درست در شرایطی که سکوهای سیمانی و خسته ورزشگاه‌های ایران در انتظار میزبانی از بزرگ‌ترین فستیوال فوتبال باشگاهی قاره کهن خمیازه می‌کشیدند، خبری تلخ از مقر کنفدراسیون فوتبال آسیا در کوالالامپور، آب پاکی را روی دست میلیون‌ها هوادار ایرانی ریخت. اینجا خاورمیانه است؛ جایی که گاهی معادلات مستطیل سبز، نه با تاکتیک مربیان و نبوغ بازیکنان، بلکه با متغیرهای پیچیده و سایه‌های سنگین بیرون از زمین گره می‌خورد. حالا، در قلب این تابستان داغ، بحرانی تازه و البته آشنا گریبان‌گیر «۱+۲» نماینده آسیایی فوتبال ایران شده است؛ محرومیت مطلق از میزبانی و آغاز دوباره‌ آوارگی در زمین‌های بی‌طرف.

فصل جدید مسابقات، با آن ساختار پر زرق‌وبرق و اصلاح‌شده‌اش که تحت عناوین دهان‌پرکنی چون «لیگ نخبگان» و «سطح دوم لیگ قهرمانان آسیا ۲» (ACL) برندسازی شده، قرار بود نقطه عطفی برای باشگاه‌های ایرانی باشد. طبق سهمیه‌بندی‌های جدید و پس از تغییر روند توزیع سهمیه‌ها، قرار بر این بود که فوتبال باشگاهی ایران در لیگ نخبگان فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷، با دو شمشیرزن قهار یعنی استقلال و تراکتور به میدان برود و یک نماینده دیگر نیز در سطح دوم این رقابت‌ها به دنبال اثبات حقانیت خود باشد. روز سه‌شنبه، بیست‌وهفتم مردادماه، تاریخی است که برای قرعه‌کشی این دو سطح از رقابت‌ها در تقویم علامت خورده است؛ روزی که نمایندگان ایران باید رقبای خود را بشناسند تا برای نبردهای قاره‌ای آماده شوند، اما حالا این قرعه‌کشی زیر سایه سنگین یک واژه قرار گرفته است؛ محرومیت.

استقلال، قهرمان بی‌چون‌وچرای قلب‌های آبی‌پوش پایتخت و تراکتور، نماد تعصب و شور بی‌نظیر دیار آذربایجان، در قامت تیم‌های اول و دوم فصل اخیر لیگ برتر، بلیت طلایی حضور در لیگ نخبگان را در جیب دارند. اما تراژدی اصلی در پس‌کوچه‌های معرفی نماینده سوم پنهان شده است؛ جایی که یک کمدی تلخ مدیریتی در حال اکران است. لیگ بیست‌وپنجم که با حواشی عجیب و غریبش نیمه‌تمام ماند و جدول آن فریز شد، میراثی از ابهام را برای فوتبال ایران به جا گذاشت. از نظر منطق خشک جدول فریز شده لیگ، این سهمیه حق مسلم گل‌گهر بود. اما برای حل این معمای لاینحل، یک تورنمنت سه‌جانبه ابداع شد تا تکلیف سهمیه سوم در میدانی گلادیاتوری مشخص شود. در کمال شگفتی، این تیم جاه‌طلب چادرملو بود که توانست از سد غول‌هایی چون پرسپولیس و گل‌گهر عبور کند و جام سهمیه را بالای سر ببرد. با این حال، داستان به همین نقطه ختم نشد. مکاتبات پر از ایراد، متناقض و جنجال‌آفرین مسئولان فدراسیون فوتبال ایران با AFC در مسیر معرفی این نماینده سوم، چنان کلافی را در هم پیچیده که حالا نه‌تنها مشخص نیست چه تیمی مسافر آسیاست، بلکه سایه شوم از بین رفتن کامل این سهمیه نیز بر سر فوتبال باشگاهی ایران سنگینی می‌کند. یک خودزنی تمام‌عیار در حساس‌ترین پیچ تاریخی! 

اما بگذارید به درد مشترک و بزرگ‌تر بازگردیم؛ حکمی که رویای شبانه‌روزی هواداران ایرانی را به یک کابوس بیداری تبدیل کرد. فوتبال، بدون تماشاگرانش، شبیه به کالبدی بی‌روح است و کنفدراسیون فوتبال آسیا با تمدید دستور جنجالی خود مبنی بر برگزاری دیدارهای نمایندگان ایران در زمین ثالث، دقیقا همین روح را از فوتبال ما دریغ کرده است. بهانه، همان کلیدواژه همیشگی است؛ شرایط خاص منطقه. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که هواداران استقلال، با خاطرات شب‌های رویایی ورزشگاه آزادی و نورافکن‌هایی که روی چمن سبز آن می‌رقصیدند، برای بازگشت به صف اول فوتبال آسیا لحظه‌شماری می‌کردند. در آن سوی میدان، پرشورهای تبریزی نیز روی سکوهای سرخ‌پوش ورزشگاه یادگار امام حساب ویژه‌ای باز کرده بودند تا جهنمی سرخ برای حریفان آسیایی تراکتور بسازند و ستارگان گران‌قیمت قاره را در موجی از تشویق‌های بی‌امان غرق کنند. اما پیغام AFC روشن، صریح و بی‌رحمانه است؛ نمایندگان ایران تا اطلاع ثانوی حق میزبانی در خانه را ندارند؛ به زمین بی‌طرف خوش آمدید! 

در این وانفسای ناامیدی، دو تیم پرطرفدار دست به دامن دیپلماسی ورزشی شده‌اند. علی تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی استقلال، به همراه حجت کریمی، چهره‌ای که به تازگی بر صندلی مدیرعاملی باشگاه تراکتور تکیه زده است، یک ائتلاف نامرئی تشکیل داده‌اند. آنها در حال تدوین نامه‌ای مشترک و پرالتهاب خطاب به مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال هستند تا از او بخواهند با تمام قوا برای بازگرداندن حق میزبانی تیم‌های ایرانی وارد میدان شود. تاج که در قامت نایب‌رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا فعالیت می‌کند، پیش از این نیز سابقه بازگرداندن امتیاز میزبانی به تیم‌های ایرانی را در دوره ریاست خود ثبت کرده است. حالا جامعه فوتبال ایران چشم‌انتظار است تا ببیند آیا تاج می‌تواند در رایزنی‌های نفس‌گیر با شیخ سلمان، رئیس مقتدر AFC، این حق پایمال‌شده را بازیابد؟

با وجود تمام این امیدواری‌ها، واقعیت‌های منطقه نشان می‌دهد که شانس بازگشت میزبانی به ایران در کوتاه‌مدت، چیزی شبیه به یک رویای محال است. اما نکته جالب و تا حدودی عجیب ماجرا، انتخاب لوکیشن‌های جایگزین برای میزبانی تیم‌های ایرانی است. در سال‌های گذشته، دوبی و دوحه مقاصد همیشگی و لوکس تیم‌های ایرانی برای میزبانی در زمین بی‌طرف بودند. اما حالا، امارات و قطر به عنوان گزینه‌های میزبانی منتفی شده‌اند. قطب‌نمای فوتبال ایران حالا به سمت مقاصدی جدید و متفاوت چرخیده است. بحث حضور در کشورهای ازبکستان و تاجیکستان به طور جدی روی میز است؛ کشورهایی با اتمسفری کاملا متفاوت. شایعات قوی به گوش می‌رسد که احتمال برگزاری مسابقات در کشورهای عراق و عمان نیز وجود دارد. تصور کنید استقلال یا تراکتور باید در ورزشگاه‌های تاشکند، دوشنبه، بصره یا مسقط از حریفان خود میزبانی کنند؛ یک آوارگی مدرن که هیچ شباهتی به امتیاز ارزشمند بازی خانگی ندارد. 

حالا، فوتبال ایران مانده است و تقویمی که روزهایش تا ۲۷ مرداد به کندی می‌گذرد. هواداران در حسرت تماشای ستارگان آسیایی در خانه می‌سوزند، مدیران در نامه‌نگاری‌های بی‌پایان غرق شده‌اند و بازیکنان باید خود را برای سفرهای خسته‌کننده آماده کنند. این، داستان مستند و تلخ فوتبال در سرزمینی است که گاهی برای رسیدن به حق طبیعی‌اش، باید هزاران کیلومتر دورتر از خانه، به دنبال یک تکه زمین 

چمن بگردد.