جنگ علیه ایران به شکاف سیاسی ترامپ با احزاب تندروی اروپا دامن زد؛
عقبگرد راستگراها از همنوایی با واشنگتن
رامین پرتو
به راه افتادن جنگ در حاشیه خلیج فارس آن هم با محوریت ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، همانگونه که پیشبینی میشد در درجه اول بازارهای جهانی خصوصاً حوزه نفت و سپس تامین مواد اولیه و کالاهای اساسی را تحتالشعاع قرار داد که در شرایط کنونی تمام تلاش ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ هم بر باز کردن تنگه هرمز و رفع اینگونه مشکلات و معضلات ناشی از جنگ کنونی معطوف شده است.
برخی از تحلیلگران اروپایی معتقدند که راستگراهای بریتانیا از جمله نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات بریتانیا نیز از جنگ ترامپ رویگردان شده و پیام دادهاند که حمایت از ترامپ و این جنگ خودکشی سیاسی است
در درجه دوم این روند موجب شده تا اختلافات جدید در کابینه تحت فرمان ترامپ رخ دهد و حالا نه تنها دادستان کل ایالات متحده و بسیاری از ژنرالهای ارشد ارتش آمریکا به دلایل گوناگون داخلی و یکجانبهگراییهای ترامپ از گردونه قدرت حذف شدهاند، بلکه رسانههای معتبر آمریکایی و انگلیسی اعلام کردهاند که به زودی چندین و چند وزیر دیگر از کابینه فعلی تحت فرمان ترامپ و با دستور مستقیم وی برکنار خواهند شد که روزهای آینده این موضوع بیش از هر زمان دیگر رخ عیان خواهد کرد.
اما در درجه سوم آنچه که تاثیر جنگ علیه ایران میتواند نام گذاشته شود، ایجاد شکاف در دو سوی آتلانتیک یا به عبارت دیگر میان ایالات متحده و شرکای اروپایی آن است. از چند روز پیش تاکنون بسیاری از کشورهای مهم و کلیدی حاکم بر قاره سبز مانند انگلیس، المان، فرانسه و غیره به همراه دولتهای کانادا، استرالیا و برخی دیگر از کشورهای شرقی مانند ژاپن صراحتاً اعلام کردهاند که برای باز کردن تنگه هرمز مطابق آنچه دونالد ترامپ به عنوان ایجاد یک ائتلاف بینالمللی مطرح کرده، وارد عرصه نبرد
نخواهند شد.
این موضوع به معنای آن است که شرکای استراتژیک ایالات متحده در اتحادیه اروپا حاضر نیستند وارد جنگی شوند که چشمانداز نظامی و سیاسی آن به هیچ وجه مشخص نیست و ترامپ هم نمیداند که قرار است برای ادامه یا حتی پایان دادن به آن چه کند. بر این اساس کاملاً مشخص است که اروپاییها میزان ریسک مشارکت و همراهی با ایالات متحده در جنگ کنونی را بالا میبینند و بر همین اصل است که کشوری مانند بریتانیا صرفاً به استقرار سامانههای پدافندی خود در کویت اکتفا کرده و مابقی آنها هم نمیخواهند وارد یک کارزار با خروجی نامعلوم شوند؛ چراکه کورهای عضو ناتو که همان کشورهای اروپایی به حساب میآیند همین حالا درگیر جنگ اوکراین هستند و نمیدانند که قرار است چگونه با روسیه بر سر این پرونده پیش بروند. آنها حتی در چند روز گذشته به دلیل تصرف کامل لوهانسک واقع در شرق اوکراین توسط مسکو، یک بهت و حیرت جدید را تجربه میکنند که تمرکز آنها را در مورد جنگ علیه ایران به حداقل رسانده است.
راستگراهای اروپا علیه ترامپ؟
اما نکته چهارم جنگ کنونی که در منطقه برپا شده، تاثیر خروجی آن بر ائتلافهای سیاسی همسو با ترامپ در اروپا است. ترامپ در بدو شروع دور دوم دولت خود صراحتاً از احزاب راست افراطی اروپا حمایت کرد و همین موضوع باعث شد تا انگلیس، آلمان و حتی فرانسه و کانادا علیه وی و ایلان ماسک موضع بگیرند؛ چراکه ماسک در برههای تلاش کرد تا به نیابت از ترامپ، این احزاب را از حیث ماهیتی (حتی در فضای مجازی مانند پلتفرم ایکس) تقویت کند ولی حالا به نظر میرسد که یک شکاف جدی در این میان به وجود آمده است.
در این خصوص دونالد ترامپ که اخیرا از کشورهای اروپایی به دلیل عدم حمایت از برنامههای او در تنگه هرمز برآشفته شده، اکنون حمایت احزاب راست افراطی در این کشورهای آسیبپذیر در حوزه انرژی را نیز به دلیل پیامدهای جنگ ایران از دست داده است. بر اساس اظهارات ناظران اروپایی رئیسجمهور آمریکا پیش از این نیز از رهبران جریان اصلی اروپا فاصله گرفته بود، چراکه متحدان ناتو درخواست او برای اعزام ناوهای جنگی به تنگه هرمز را رد کردند و این موضوع ترامپ را وادار به تهدید به خروج آمریکا از ناتو کرد.
روزنامه دیلی تلگراف نیز در این خصوص نوشته است که اکنون طیف گستردهای از احزاب راست افراطی اروپا از رئیسجمهوری که زمانی او را با تمجیدهای خود غرق کرده بودند و با الگوبرداری از شعار «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» جبهه حامیان او (جنبش ماگا) شعار «عظمت را به اروپا بازگردانیم» (جریان مِگا) سر میدادند، رویگردان شدهاند. منابع نزدیک به جریان مگا به روزنامه تلگراف گفتند که آنها اگرچه هیچ علاقهای به ایران ندارند اما از استقبال جنگهای ابدی خارجی توسط ترامپ خشمگین هستند. آنها هشدار دادند که سیاست خارجی سمی ترامپ ممکن است آنها را با خود به پایین بکشد، به ویژه با توجه به کاهش محبوبیت او و تضعیف اتحادها.
دونالد ترامپ که اخیرا از کشورهای اروپایی به دلیل عدم حمایت از بازگشایی تنگه هرمز برآشفته شده، حمایت احزاب راست افراطی در این کشورها را نیز به دلیل تبعات جنگ ایران از دست داده است
برخی دیگر از تحلیلگران اروپایی هم معتقدند که راستگراهای بریتانیا از جمله نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات بریتانیا نیز از جنگ ترامپ رویگردان شده و پیام دادهاند که حمایت از ترامپ و این جنگ خودکشی سیاسی است و حالا این مسئله پرسشهایی را درباره دوام ترامپیسم و احتمال واکنش منفی علیه پوپولیسم راستگرا در سراسر اروپا و جهان ایجاد میکند.
فاصلهگیری رهبران
راستگرای اروپا
جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا نیز با این اقدام که دولت او به بمبافکنهای آمریکایی اجازه استفاده از پایگاه هوایی سیسیل را هنگام ترانزیت به خاورمیانه نداد، با اقدامات ترامپ مخالفت کرد و این در حالیست که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ایتالیای ضد نظامیگری عمیقا نامحبوب است. ملونی که یکی از قویترین حامیان ترامپ در اروپاست، تردیدهایی را درباره قانونی بودن این جنگ مطرح کرده و از مردی دوری میکند که او را زمانی «رهبری بزرگ» میخواند.
مارین لوپن، رهبر حزب مخالفان اجتماع ملی فرانسه نیز با وجود ارتباط کمرنگتری که با ترامپ دارد، پس از محرومیت از شرکت در انتخابات ریاستجمهوری فرانسه، از حمایت ترامپ برخوردار شد. با این حال، این مانع از آن نشد که لوپن به «اهداف جنگی غیرمعقول» ترامپ حمله کند و بگوید حملات به ایران «کورکورانه» و بدون در نظر گرفتن تاثیر آن بر قیمت سوخت انجام شده است. یک منبع ارشد حزب اجتماع ملی فرانسه گفت که آمریکا اکنون در این درگیری «گیر افتاده» و مداخلات خارجی هرگز نتیجهبخش نیست.
حزب آلترناتیو برای آلمان (AFD) هم که زمانی دلبستگی خاصی به دولت ترامپ داشت، اکنون به سرعت این جنگ را محکوم کرده است. تینو کروپالا، یکی از روسای این حزب گفت از رئیسجمهور جنگ (ترامپ) «به شدت ناامید» شده و خواستار خروج نیروهای آمریکایی از آلمان شده است. همچنین یک منبع این حزب گفته است این جنگ که بهوضوح در حال طولانیتر شدن است در همه جای آلمان نامحبوب است و هزینههای انرژی را افزایش داده، همچنین تلاش برای تصاحب گرینلند نیز روحیه ضد ترامپی را در حزب تشدید کرده است.
ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان نیز که صمیمیترین رابطه را با ترامپ در میان رهبران اروپا دارد، نمیتواند جنگ ترامپ را تایید کند، به ویژه با توجه به حساسیت قیمت انرژی در مجارستان. اوربان که تاثیرگذارترین عضو ائتلاف سیاسی راسترادیکال میهنپرستان برای اروپا است، عمدتا بیطرف مانده اما حتی او نیز با احتیاط انتقاد کرده و نسبت به اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران هشدار داده است.
بر این اساس باید منتظر بود و دید که آیا این روند و شکافهای مذکور عمیقتر خواهد شد یا خیر!
دیدگاه تان را بنویسید