تلخ و شیرین

 آریا طاری

تیم ملی فوتبال ایران در دیداری تدارکاتی که می‌توان آن را به دو پرده کاملا مجزا تقسیم کرد، موفق شد با نتیجه سه بر یک از سد تیم ملی گامبیا عبور کند. این مسابقه که در اردوی آماده‌سازی ترکیه برگزار شد، نه‌تنها یک پیروزی را در کارنامه شاگردان امیر قلعه‌نویی ثبت کرد، بلکه با درس‌ها و هشدارهای مهمی نیز همراه بود؛ درس‌هایی برای بهبود و هشدارهایی جدی برای آینده‌ای که در آن بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان، یعنی جام‌جهانی، در انتظار تیم ملی ایران است. این بازی، قصه‌ای از غافلگیری، بازگشت و نگرانی‌های پایدار بود که هر تماشاگری را به فکر فرو می‌برد. 

سوت اولین بازی رسمی در آنتالیا ترکیه پس از کلی بازی درون تیمی، برای تیم ملی ایران نوید یک آزمایش جدی را می‌داد؛ آزمایشی که قرار بود عیار ترکیبی تازه و ایده‌های جدید امیر قلعه‌نویی را بسنجد. با اعلام ترکیب اولیه، گمانه‌زنی‌ها و شگفتی‌ها از همان ابتدا آغاز شد. حضور علیرضا بیرانوند در چارچوب دروازه، امری طبیعی بود، اما در قلب خط دفاعی، زوج محمدحسین کنعانی‌زادگان و علی نعمتی در غیاب شجاع خلیل‌زاده، توجهات را به خود جلب می‌کرد. در سمت راست دفاع، آریا یوسفی که پیش از این در اردوهای داخلی و حتی تمرینات ترکیه به عنوان وینگر به کار گرفته می‌شد، به ناگهان یک خط عقب‌تر به پست تخصصی خود بازگشته بود تا صالح حردانی و رامین رضائیان روی نیمکت بنشینند. در سمت چپ نیز احسان حاج‌صفی تنها گزینه در دسترس بود. 

خط میانی با حضور سعید عزت‌اللهی باتجربه و امیرمحمد رزاقی‌نیای ۲۰‌ساله، پدیده جوان استقلال، چهره‌ای متفاوت به خود گرفته بود. رزاقی‌نیا که فصل درخشانی را در استقلال پشت سر گذاشته بود، حضورش در ترکیب اصلی، یکی از بزرگ‌ترین سورپرایزهای قلعه‌نویی به حساب می‌آمد و نشان از اعتماد سرمربی به این هافبک جوان داشت. در فاز هجومی نیز محمد محبی در وینگر راست، امیرحسین حسین‌زاده در چپ (که پیش از این بیشتر در نوک یا پشت مهاجم بازی می‌کرد) و مهدی طارمی به عنوان مهاجم سایه، آرایش تیم را شکل داده بودند. اما بزرگ‌ترین علامت سوال و البته سورپرایز، حضور کسری طاهری در نوک خط حمله بود؛ بازیکنی که پس از درخشش در بازی‌های درون گروهی، فرصت درخشش در یک بازی بین‌المللی را یافته بود. 

در سوی مقابل، تیم ملی گامبیا با تغییرات محسوس و غیبت چند ستاره لیگ برتری خود وارد میدان شده بود. یانکوبا مینته، وینگر برایتون، علیو فادرا از ساسولو و چند لژیونر اروپایی دیگر در لیست این تیم برای بازی با ایران حضور نداشتند. این غیبت‌ها، هرچند به ظاهر کار ایران را آسان‌تر می‌کرد، اما در واقع می‌توانست به عنوان یک زنگ خطر عمل کند؛ چراکه حتی با تیمی تعدیل‌شده، گامبیا پتانسیل ایجاد دردسر را داشت. اضافه شدن کارامبا گاساما، هافبک ۲۱‌ساله غازی‌آنتپ، تنها تغییر مثبت در ترکیب حریف بود.

با سوت آغاز بازی، آنچه در زمین شاهد بودیم، ایران ابدا شباهتی به یک تیم ملی آماده برای جام‌جهانی نداشت. ایران در نیمه اول، تیمی بی‌برنامه و سردرگم بود. چه در فاز هجومی که ایده‌ای برای نفوذ به دفاع گامبیا نداشت و چه در فاز دفاعی که بارها دروازه‌اش در آستانه فروپاشی قرار گرفت. پاس‌های اشتباه، عدم هماهنگی در خطوط و فضاهای گسترده‌ای که در میانه میدان و خط دفاعی ایجاد می‌شد، گامبیا را تشویق به حملات پی در پی می‌کرد. 

محمدحسین کنعانی‌زادگان، مدافع میانی تیم ملی، یک نیمه پرماجرا را پشت سر گذاشت. در دقیقه‌ هفت، اشتباه در پاس رو به عقب بازیکنان خودی، کنعانی را مجبور به تلاشی ناموفق برای دریبل مهاجم گامبیا کرد که با خطای شدید روی زانویش همراه شد. لحظاتی بعد در دقیقه‌۱۰، ارسال خطرناک تیجان سونها از سمت چپ، با تکل به موقع و دفع توپ کنعانی همراه شد، اما توپ به شکلی خطرناک از کنار تیرک عمودی دروازه بیرانوند به کرنر رفت و نزدیک بود تبدیل به یک گل به خودی شود. این صحنه‌ها، نشان از آشفتگی در خط دفاعی داشت. 

گامبیا در نیمه اول بارها با فرارهای سریع و شوت‌زنی‌های خود، بیرانوند را به واکنش واداشت. در دقیقه‌۳۱، شوت سیدیبه با مهار ناقص بیرانوند همراه شد، اما کمک‌داور آفساید مهاجم گامبیا را اعلام کرد. یک دقیقه بعد، ایران خوش‌شانس بود که روی فرار سیدیبه و شوت این بازیکن در لحظه خروج بیرانوند، گل اول را دریافت نکرد و توپ او به تور کنار دروازه چسبید. این لحظات، به وضوح نشان می‌داد که تیم ملی ایران در نیمه اول، برنامه‌ای منسجم برای کنترل حریف و ایجاد موقعیت‌های خطرناک ندارد و تنها خوش‌شانسی مانع از دریافت گل‌های پرتعداد شده است. 

بازی با گامبیا، یک آزمایش ارزشمند برای تیم ملی ایران بود. این مسابقه نشان داد که تیم قلعه‌نویی، پتانسیل بالایی در فاز هجومی و روحیه بازگشت به بازی دارد. اما در کنار این نکات مثبت، هشدارهای جدی نیز وجود داشت

در دقیقه‌۴۱، احسان حاج‌صفی، کاپیتان و مدافع چپ تیم ملی، به دلیل مصدومیت از ناحیه مچ پا روی زمین نشست و پس از مداوا به بازی برگشت. اما درست یک دقیقه بعد، در دقیقه‌۴۲، این خط دفاعی آشفته بالاخره تسلیم شد. کرنر ارسالی ابریما کولی از جناح چپ، پس از یک رفت و برگشت، دوباره به خودش رسید. او با دریبل احسان حاج‌صفی و عبور از سد کاپیتان ایران، ارسال کوتاهی به دهانه دروازه انجام داد تا عمر کولی، مدافع و کاپیتان پیشتاخته گامبیا، با یک ضربه آسان، گل اول و تنها گل نیمه اول را برای تیمش به ثمر برساند. این گل، حاصل یک اشتباه زنجیره‌ای در دفاع ایران بود که از عدم تمرکز و هماهنگی نشات می‌گرفت. در لحظات پایانی نیمه اول، مهدی طارمی نیز در محوطه جریمه گامبیا سرنگون شد که داور ترکیه‌ای اعتقادی به پنالتی نداشت. ایران با شکست یک بر صفر به رختکن رفت؛ نتیجه‌ای که با توجه به عملکرد ضعیف، شاید حتی لطف روزگار به شاگردان قلعه‌نویی بود. 

آنچه در رختکن تیم ملی ایران در فاصله بین دو نیمه رخ داد، شاید یکی از مهم‌ترین لحظات این مسابقه بود. امیر قلعه‌نویی که از عملکرد تیمش به شدت ناراضی بود، با فریادهای بلند نکات فنی و اشتباهات بازیکنان را گوشزد می‌کرد. مشخص بود که سرمربی تیم ملی، به یک تغییر بنیادین نیاز دارد. سه تعویض همزمان در شروع نیمه دوم، نشان از همین تصمیم قاطع داشت؛ شجاع خلیل‌زاده به جای احسان حاج‌صفی، رامین رضائیان به جای امیرمحمد رزاقی‌نیا و علی علیپور به جای کسری طاهری وارد زمین شدند. این تعویض‌ها نه‌تنها نفرات را عوض کرد، بلکه سیستم بازی تیم ملی را نیز دگرگون ساخت. ایران به سیستم سه دفاعه روی آورد. رامین رضائیان به سمت راست خط دفاعی رفت و آریا یوسفی که در نیمه اول مدافع راست بود، به پست وینگ‌بک چپ منتقل شد. این تغییرات جسورانه، انقلابی تاکتیکی در تیم ملی ایجاد کرد که نتیجه آن، در ادامه بازی آشکار شد. 

با آغاز نیمه دوم، چهره تیم ملی ایران ۱۸۰‌درجه تغییر کرد. تیمی که در نیمه اول سردرگم و بی‌انگیزه به نظر می‌رسید، حالا با انرژی مضاعف، برنامه‌ای مشخص و روحیه‌ای تهاجمی وارد میدان شده بود. تنها دو دقیقه پس از شروع نیمه دوم، در دقیقه‌۴۷، ایران به گل تساوی رسید. پاس کنعانی‌زادگان برای طارمی در میانه زمین، به سرعت به سمت چپ منتقل شد تا علی نعمتی که پست خود را تغییر داده و با فراری سریع خود را به منطقه خطر رسانده بود، یک ارسال دقیق برای محمد محبی انجام دهد. محبی نیز با یک پاس رو به عقب هوشمندانه، توپ را به آریا یوسفی رساند و این بازیکن، بدون مکث و با یک شوت محکم و دیدنی، دروازه گامبیا را گشود تا کار به تساوی کشیده شود. این گل، نه‌تنها نتیجه را مساوی کرد، بلکه جرقه‌ای برای شعله‌ور شدن آتش حملات ایران بود. 

در ادامه، تیم ملی ایران حملات خود را شدت بخشید و فشار را روی دروازه گامبیا حفظ کرد. در دقیقه‌۵۹، نوبت به رامین رضائیان رسید تا با یک سوپرگل، برتری را برای ایران به ارمغان بیاورد. علی نعمتی بار دیگر با حرکتی خطرناک از سمت چپ، موقعیت‌سازی کرد. ارسال کات‌بک دیدنی او، با دخالت علیپور به پشت محوطه جریمه رفت و رامین رضائیان، مدافع باتجربه تیم ملی، بدون معطلی با یک شوت روی پای استثنایی و غیرقابل مهار، توپ را به کنج دروازه گامبیا فرستاد. این گل تماشایی، نه‌تنها اوج آمادگی رضائیان را به نمایش گذاشت، بلکه نشانه‌ای روشن از پتانسیل هجومی تیم ملی در صورت داشتن برنامه و انگیزه بود. شلیک سرکش رضائیان، پیامی واضح بود؛ او کاملا آماده است و می‌تواند یکی از سلاح‌های اصلی تیم ملی در جام‌جهانی باشد. درخشش رضائیان تصادفی نبود؛ او در بازی‌های درون‌تیمی تیم ملی در تهران نیز یکی از بازیکنان آماده و موثر اردو بود و با ارسال‌های دقیق و تحرک بالا، بارها در موقعیت‌های مهم نقش‌آفرینی کرده بود. برای تیمی که در جام جهانی با مسابقاتی سخت و فشرده روبه‌رو خواهد شد، داشتن بازیکنی با چنین کیفیتی در سمت راست، یک امتیاز مهم محسوب می‌شود. 

سوت اولین بازی رسمی در آنتالیا ترکیه پس از کلی بازی درون تیمی، برای تیم ملی نوید یک آزمایش جدی را می‌داد؛ آزمایشی که قرار بود عیار ترکیبی تازه و ایده‌های جدید امیر قلعه‌نویی را بسنجد. با سوت آغاز بازی اما ایران ابدا شباهتی به یک تیم ملی آماده برای جام‌جهانی نداشت

تیم ملی ایران که حالا با دو گل پیش افتاده بود، دست‌بردار نبود. در دقیقه‌۶۸، گل سوم نیز به ثمر رسید. محمد محبی با حرکتی هوشمندانه از سمت راست و تغییر منطقه، توپ را به علی علیپور رساند. علیپور نیز با یک پاس رو به عقب، توپ را به مهدی طارمی رساند و مهاجم تیم ملی، با کنترل توپ و یک شوت دقیق با پای چپ که ابتدا به تیرک عمودی برخورد کرد و سپس وارد دروازه شد، گل سوم ایران را به ثمر رساند. این گل، مهر تاییدی بر بازگشت قدرتمندانه ایران و درخشش مهره‌های هجومی تیم بود. 

هرچند ایران در نیمه دوم در فاز هجومی نمره قابل قبولی گرفت و سه گل زیبا به ثمر رساند، اما هنوز هم نمی‌توان از کنار مشکلات دفاعی به راحتی عبور کرد. حتی در نیمه دوم، گامبیا چند موقعیت خطرناک ایجاد کرد که نشان می‌دهد این ترکیب دفاعی هنوز جای کار دارد. در دقیقه‌۶۵، گاسامای تعویضی نزدیک بود از اشتباه خط دفاعی ایران استفاده کند و با فرار سریع گل دوم گامبیا را به ثمر برساند که بیرانوند با خروج به موقع از دروازه، توپ را مهار کرد. در دقیقه‌۷۸، شوت فنی سالیو درامه با اختلاف کمی از بالای دروازه ایران به بیرون رفت. این صحنه‌ها، هرچند به گل تبدیل نشدند، اما هشدارهایی بودند که نشان می‌دادند خط دفاعی تیم ملی، حتی با تغییر سیستم و تعویض‌ها، هنوز هم حفره‌هایی دارد که باید قبل از جام‌جهانی برطرف شوند. 

بازی با گامبیا، یک آزمایش ارزشمند برای تیم ملی ایران بود. این مسابقه نشان داد که تیم قلعه‌نویی، پتانسیل بالایی در فاز هجومی و روحیه بازگشت به بازی دارد. درخشش بازیکنانی چون رامین رضائیان، آریا یوسفی، علی نعمتی و مهدی طارمی در نیمه دوم، نویدبخش آینده‌ای روشن برای خط حمله و کناره‌های تیم ملی است. حضور پدیده‌های جوانی چون امیرمحمد رزاقی‌نیا نیز سرمایه ارزشمندی برای سال‌های آتی خواهد بود. اما در کنار این نکات مثبت، هشدارهای جدی نیز وجود داشت. عملکرد تیم در نیمه اول، به خصوص در فاز دفاعی، به هیچ وجه قابل قبول نبود. عدم هماهنگی، اشتباهات فردی و فضاهای گسترده‌ای که در خط دفاعی ایجاد می‌شد، می‌تواند در جام‌جهانی و در مقابل مهاجمان تراز اول دنیا، ضربات سنگینی به ایران وارد کند. فراموش نکنیم که تیم ملی ایران در جام‌جهانی با بهترین مهاجمان دنیا روبه‌رو خواهد شد، نه مهاجمان گامبیا. این بازی، یک زنگ خطر جدی برای کادر فنی بود تا با جدیت بیشتری به رفع مشکلات دفاعی بپردازند.

مصونیت بازیکنان از مصدومیت نیز نگرانی دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. غیبت علیرضا جهانبخش، مهدی قایدی، سامان قدوس و دانیال ایری به علت مصدومیت، نشان می‌دهد که تیم ملی در آستانه جام جهانی، با چالش‌هایی در زمینه آمادگی جسمانی بازیکنان نیز روبه‌رو است.  در نهایت، می‌توان گفت که بازی با گامبیا، یک داستان با دو ‌قسمت متفاوت بود. نیمه‌ای از ناامیدی و نیمه‌ای از امید. ایران توانست با تغییرات تاکتیکی و روحیه‌ای بالا، از شکست به پیروزی برسد، اما این پیروزی، نباید باعث شود که کادر فنی و بازیکنان از مشکلات اساسی، به ویژه در خط دفاعی، غافل شوند. این مسابقه، یک فرصت طلایی برای یادگیری و اصلاح بود تا تیم ملی ایران بتواند با آمادگی کامل و بدون دغدغه‌های تکراری، به استقبال جام‌جهانی برود.