وقتی رویای چهارگانه به کابوس بقا بدل میشود؛ شبیخون در لیسبون
نگار رشیدی
خورشید در لیسبون در حالی غروب میکند که سایهای سنگین بر اردوی توپچیهای لندن سنگینی میکند. امشب، ورزشگاه ژوزه آلوالاده میزبان تقابلی است که روی کاغذ، شاید نبردی نابرابر به نظر برسد؛ اما در دنیای بیرحم فوتبال، کاغذ آخرین جایی است که سرنوشت در آن رقم میخورد. آرسنال میکل آرتتا، تیمی که تا همین چند هفته پیش با غروری وصفناپذیر بر بلندای آرزوها ایستاده بود و از چهارگانه سخن میگفت، حالا با چشمانی نگران به افق خیره شده است. آنها دو جام را در عرض چند روز از دست دادهاند و حالا لیگ قهرمانان اروپا، نه یک انتخاب که تنها راه فرار از یک فروپاشی کامل است.
داستان آرسنال در فصل ۲۶-۲۰۲۵، شباهت عجیبی به افسانه ایکاروس دارد؛ پرندهای که آنقدر به خورشید نزدیک شد که بالهای مومیاش ذوب گشت و به اعماق دریا سقوط کرد. آرتتا و پسرانش در تمام طول فصل، با نظمی آهنین و فوتبالی شناور، اروپا را مبهوت خود کرده بودند. زمزمههای فتح چهار جام، از رختکن به سکوها و از آنجا به تیتر اول رسانهها سرایت کرد. اما فوتبال، موجودی حسود است که غرور را برنمیتابد.
از دست رفتن دو جام داخلی در فاصلهای کوتاه، شوکی نبود که به راحتی از حافظه تیمی پاک شود. آرسنال ناگهان متوجه شد که نیمکتش به اندازه بلندپروازیهایش عمیق نیست و سیستم پیچیده آرتتا، در روزهای خستگی، به جای ساعت سوئیسی، شبیه به یک ماشین زنگزده عمل میکند. حالا آنها به لیسبون آمدهاند؛ نه با آن جلال و جبروت ابتدای فصل، بلکه به عنوان زخمیهایی که میخواهند ثابت کنند هنوز زنده هستند. لیگ قهرمانان برای آرتتا دیگر یک فرصت نیست؛ یک محکمه است. شکست در برابر اسپورتینگ، به معنای اعلام رسمی ورشکستگی استراتژیهایی است که او سالها برای بنا کردنشان وقت صرف کرده است.
در لندن، وقتی قرعهکشی انجام شد، بسیاری لبخند زدند. اسپورتینگ لیسبون در میان غولهایی مثل رئال، بایرن و سیتی، شبیه به شکاری راحت به نظر میرسید. اما این لبخند، بوی جهالت میدهد. اسپورتینگ در آلوالاده تیمی نیست که به راحتی باج بدهد. آنها متخصص برهم زدن محاسبات تیمهای بزرگ هستند. آرسنال هنوز خاطره تلخ حذف به دست همین تیم در لیگ اروپا را در پسزمینه ذهنش دارد؛ زخمی که هنوز کاملا التیام نیافته است.
تیم پرتغالی با آن ساختار دفاعی لایهلایه و ضد حملات برقآسا، دقیقا همان پادزهری است که میتواند سیستم مالکیتمحور آرتتا را فلج کند. آرسنال در هفتههای اخیر نشان داده که در برابر تیمهایی که فضا را میبندند و با صبر و حوصله منتظر یک اشتباه در میانه میدان میمانند، به شدت آسیبپذیر است. اسپورتینگ امشب نه به دنبال فوتبال زیبا، که به دنبال خفه کردن نبض بازی آرسنال است. آنها میدانند که حریف لندنیشان از نظر روانی شکننده است و اولین گل در لیسبون، میتواند آوار سنگینی را بر سر آرتتا فرو بریزد.
برای میکل آرتتا، این بازی فراتر از یک مرحله یکچهارم نهایی است. او که همیشه به عنوان شاگرد خلف پپ گواردیولا و یک نابغه مدرن ستایش شده، حالا با جدیترین بحران دوران مربیگریاش روبهروست. منتقدان او که در زمان پیروزیها سکوت کرده بودند، حالا با صدای بلند از عدم انعطافتاکتیکی او سخن میگویند. آنها مدعیاند که آرتتا در بازیهای حذفی و پرفشار، قافیه را به مربیانی میبازد که فوتبال را سادهتر و بیرحمانهتر میبینند.
شرایط نگرانکننده آرسنال در لیگ برتر و از دست رفتن آن حاشیه امنیت در صدر جدول، تمرکز ذهنی تیم را به شدت به هم ریخته است. آرتتا امشب باید ثابت کند که میتواند تیمش را از زیر آوار روانی هفتههای اخیر بیرون بکشد. او باید تصمیم بگیرد؛ آیا باز هم به همان سیستم همیشگیاش وفادار میماند و قمار میکند، یا برای اولینبار به دنبال یک پیروزی عملگرایانه و زشت در خاک پرتغال خواهد بود؟ در لیسبون، آرتتا نه فقط با اسپورتینگ، بلکه با سایه خودش میجنگد؛ با آن مربی کمالگرایی که شاید گاهی یادش میرود در فوتبال، نتیجه بر زیبایی مقدم است. امشب، وقتی سوت آغاز بازی به صدا درآید، آرسنال با تمام سنگینی پیراهنش وارد میدان میشود. آنها میدانند که هر نتیجهای جز یک پیروزی مقتدرانه یا حداقل یک تساوی امیدوارکننده، فصل درخشان آنها را به یک تراژدی تمامعیار تبدیل خواهد کرد. اسپورتینگ با حمایت دیوانهوار هوادارانش، فضایی را خواهد ساخت که در آن، هر پاس اشتباه آرسنال، با غرش استادیوم همراه
خواهد بود.
این بازی، نبرد انگیزه علیه استرس است. اسپورتینگ چیزی برای از دست دادن ندارد و همین، آنها را به خطرناکترین حریف ممکن تبدیل میکند. در مقابل، آرسنال همه چیز را در گروی این ۹۰دقیقه میبیند. آیا ساقهای بازیکنان آرسنال تحت این فشار خردکننده دوام میآورند؟ یا اینکه لیسبون، به گورستان آخرین آرزوی بزرگ توپچیها در این فصل تبدیل خواهد شد؟
.آرسنال به لیسبون آمده تا از هویتش دفاع کند، اما حقیقت این است که آنها روی لبهتیغ راه میروند. یک سو، صعود به نیمهنهایی و بازگشت عزتنفس است و از سوی دیگر، سقوطی که میتواند پایانبخش یک دوران در شمال لندن باشد. امشب، فوتبال بار دیگر به ما یادآوری خواهد کرد که هیچ جامی را پیش از فینال به کسی هدیه نمیدهند، حتی اگر نامت آرسنال باشد و سودای چهارگانه در سر داشته باشی. در آلوالاده، سکوت پیش از طوفان آغاز شده است؛ طوفانی که یا آرسنال را به ساحل نجات میرساند، یا آنها را در دریای پرتلاطم ناکامی
غرق میکند.
دیدگاه تان را بنویسید