کاراکاس؛ و بازی واشنگتن بر سر ۶۵ میلیارد بشکه نفت!

رامین پرتو

تحول تازه در مناسبات واشنگتن و کاراکاس را باید فراتر از یک قرارداد نفتی معمولی دید. توافقی که دونالد ترامپ آن را «بزرگ‌ترین معامله نفتی تاریخ» خوانده، در شرایطی اعلام شده که ایالات متحده پس از برکناری و انتقال نیکولاس مادورو به نیویورک، عملاً ساختار سیاسی ونزوئلا را دگرگون کرده و اکنون در پی تثبیت نفوذ اقتصادی خود در این کشور است. بر اساس اعلام واشنگتن، آمریکا از طریق مشارکت با بخش خصوصی، کنترل اکثریت منافع مرتبط با بیش از ۶۵ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده ونزوئلا را به دست می‌آورد. دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت، اما تأکید دارد که مالکیت و حاکمیت ونزوئلا بر منابع طبیعی حفظ خواهد شد و توافق برای ۲۵ سال، توسعه ۱۷ میدان نفتی و افزایش تولید به بیش از یک‌ونیم میلیون بشکه در روز را دنبال می‌کند. جزئیات حقوقی و مالی توافق هنوز کاملاً روشن نیست و آینده سیاسی کشور.

نفت؛ محور بازگشت ونزوئلا  به اولویت واشنگتن

اهمیت نخست این توافق، در ابعاد عظیم ذخایر ونزوئلا و جایگاه آن در امنیت انرژی آمریکا نهفته است. ونزوئلا حدود ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده دارد و اگرچه تولید کنونی آن تنها حدود ۱.۲۵ میلیون بشکه در روز است، اما ظرفیت بالقوه این کشور بسیار بیشتر از سطح فعلی است. سال‌ها سوءمدیریت، تحریم، فرسودگی زیرساخت‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، صنعت نفت ونزوئلا را از اوج تاریخی خود دور کرده است. بنابراین آنچه واشنگتن اکنون به دنبال آن است، صرفاً خرید نفت نیست؛ بلکه ایجاد دسترسی بلندمدت به منبعی عظیم و بازسازی ظرفیت تولید آن تحت چارچوبی است که منافع آمریکا را در اولویت  قرار دهد.

این موضوع برای آمریکا از چند جهت اهمیت دارد. نخست، پالایشگاه‌های بسیاری در سواحل آمریکا برای نفت سنگین و ترش ونزوئلا طراحی شده‌اند؛ در حالی که بخش بزرگی از نفت تولیدی آمریکا سبک‌تر و شیرین‌تر است. بازگشت نفت ونزوئلا می‌تواند ترکیب خوراک پالایشگاه‌های آمریکایی را بهینه کند. دوم، واشنگتن در پی افزایش ذخایر راهبردی نفت خود است؛ ذخایری که اکنون در پایین‌ترین سطح چند دهه اخیر قرار دارند. سوم، افزایش عرضه ونزوئلا می‌تواند در بلندمدت به کاهش فشار بر بازار انرژی آمریکا کمک کند، هرچند اثر فوری آن بر قیمت بنزین بعید است، زیرا احیای صنعت نفت این کشور به سرمایه‌گذاری سنگین و چند سال زمان نیاز دارد.

چین و روسیه طی سال‌های گذشته از دولت مادورو حمایت سیاسی، اقتصادی و امنیتی می‌کردند و ونزوئلا را یکی از نقاط مهم حضور خود در آمریکای لاتین می‌دانستند و حال توافق تازه، اگر به تثبیت کنترل اقتصادی آمریکا بر بخش بزرگی از منابع نفتی منجر شود، عملاً بخشی از نفوذ پکن و مسکو را محدود می‌کند

اهمیت ژئوپلیتیکی توافق حتی از اهمیت اقتصادی آن بیشتر است. آمریکا با تثبیت حضور مستقیم در بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان، نفوذ خود را در آمریکای لاتین افزایش می‌دهد و همزمان فضای مانور رقبایی مانند چین و روسیه را محدود می‌کند. در سال‌های گذشته، چین یکی از شرکای مهم نفتی و اقتصادی ونزوئلا بوده و شرکت‌های چینی در برخی پروژه‌های نفتی این کشور حضور داشته‌اند. اکنون واشنگتن در حال تغییر موازنه‌ای است که سال‌ها در آن کاراکاس برای کاهش فشار آمریکا به سمت پکن و مسکو متمایل شده بود.

چرا ونزوئلایی‌ها معترض‌اند؟

اعتراض‌ها در کاراکاس، در نگاه نخست ممکن است متناقض به نظر برسد. کشوری که با بحران اقتصادی، کمبود زیرساخت و کاهش تولید نفت روبه‌روست، به سرمایه و فناوری خارجی نیاز دارد و توافق با آمریکا می‌تواند منابع مالی قابل توجهی ایجاد کند. دلسی رودریگز می‌گوید این توافق می‌تواند حدود ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد برای دولت ونزوئلا ایجاد کند و نزدیک به ۱۹ دلار از هر بشکه تولیدشده و فروخته‌شده مستقیماً به کشور بازگردد. با این حال، مسئله اصلی معترضان، اصل سرمایه‌گذاری خارجی نیست؛ بلکه ماهیت رابطه جدید با واشنگتن و نحوه توزیع منافع آن است.

بر این اساس بخش مهمی از جامعه ونزوئلا این توافق را ادامه وابستگی تاریخی کشور به قدرت‌های خارجی می‌داند.

برای این گروه، اینکه آمریکا پس از برکناری مادورو و حضور نظامی در ونزوئلا اکنون به کنترل بخش بزرگی از منابع نفتی دست پیدا کند، این تصور را ایجاد می‌کند که تغییر سیاسی در کاراکاس بیش از آنکه به دموکراسی و رفاه مردم مربوط باشد، به بازتوزیع قدرت و ثروت نفتی مربوط بوده است. منتقدان می‌پرسند اگر هدف اصلی آمریکا حمایت از مردم ونزوئلاست، چرا مهم‌ترین نتیجه سیاسی سقوط مادورو، واگذاری امتیازات گسترده انرژی به شرکت‌ها و منافع آمریکایی است؟

ونزوئلا حدود ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده دارد و اگرچه تولید کنونی آن تنها حدود ۱.۲۵ میلیون بشکه در روز است، اما ظرفیت بالقوه این کشور بسیار بیشتر از سطح فعلی است. واشنگتن به دنبال ایجاد دسترسی بلندمدت به منبعی عظیم و بازسازی ظرفیت تولید آن تحت چارچوبی است که منافع آمریکا را در اولویت قرار دهد

از سوی دیگر، بحران اعتماد نیز بسیار عمیق است. رودریگز و دولت موقت تلاش می‌کنند توافق را تاریخی و حافظ حاکمیت معرفی کنند، اما مخالفان می‌گویند دولتی که مشروعیت انتخاباتی آن محل بحث است، نباید بتواند قراردادهایی با آثار چند دهه‌ای بر منابع ملی امضا کند. حتی گزارش‌هایی درباره اجاره‌های بسیار بلندمدت، نگرانی درباره امکان بازنگری دولت‌های آینده را افزایش داده است. اگر یک دولت منتخب در آینده این توافق را غیرقانونی یا مغایر قانون اساسی بداند، شرکت‌های خارجی با ریسک لغو قرارداد مواجه خواهند شد.

اعتراض‌ها همچنین ریشه اقتصادی دارند. مردم ونزوئلا سال‌ها شاهد بوده‌اند که نفت فراوان الزاماً به رفاه عمومی منجر نشده است. خاموشی‌های مکرر، فرسودگی شبکه آب و برق و فقر، شکاف بزرگی میان ظرفیت کشور و زندگی روزمره مردم ایجاد کرده است. بنابراین وعده درآمدهای میلیارد دلاری زمانی قابل باور خواهد بود که اثر آن در اشتغال، خدمات عمومی و زیرساخت دیده شود.

نگرانی روسیه، چین و اعراب از تغییر موازنه

واکنش روسیه و چین به این توافق را باید در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی با آمریکا تحلیل کرد. مسکو طی سال‌های گذشته از دولت مادورو حمایت سیاسی، اقتصادی و امنیتی کرده و ونزوئلا را یکی از نقاط مهم حضور خود در آمریکای لاتین می‌دانست. توافق تازه، اگر به تثبیت کنترل اقتصادی آمریکا بر بخش بزرگی از منابع نفتی منجر شود، عملاً بخشی از نفوذ روسیه را محدود می‌کند.

چین وضعیت پیچیده‌تری دارد. پکن سال‌ها با ونزوئلا روابط انرژی و مالی گسترده برقرار کرده و نفت این کشور یکی از مؤلفه‌های مهم حضور اقتصادی چین در آمریکای لاتین بوده است. حتی در برخی میادین مورد مذاکره آمریکا، پیش‌تر شرکت‌های چینی حضور داشته‌اند. بنابراین افزایش کنترل آمریکا می‌تواند منافع تجاری چین را تحت فشار قرار دهد. 

کشورهای عربی نیز احتمالاً توافق را از دو زاویه دنبال می‌کنند. کشورهای تولیدکننده نفت، به‌ویژه اعضای اوپک، نگران افزایش سریع تولید ونزوئلا و اثر آن بر توازن بازار جهانی هستند. اگر تولید این کشور از حدود ۱.۲۵ میلیون بشکه به سطوح بالاتر برسد، عرضه اضافی می‌تواند بر قیمت‌ها فشار وارد کند و محاسبات تولیدکنندگان بزرگ را تغییر دهد. در عین حال، برخی کشورهای عربی نزدیک به آمریکا ممکن است توافق را نمونه‌ای از پیوند دوباره سیاست انرژی و امنیت آمریکا بدانند و از تقویت عرضه نفت در بازار جهانی استقبال کنند.

در نهایت، توافق ونزوئلا و آمریکا فقط یک قرارداد انرژی نیست؛ بلکه آزمونی برای آینده سیاسی کاراکاس، جایگاه آمریکا در نیمکره غربی و رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر منابع انرژی است. اگر سرمایه‌گذاری خارجی واقعاً تولید و درآمد عمومی را افزایش دهد، رودریگز می‌تواند آن را دستاوردی اقتصادی معرفی کند. اما اگر بخش اصلی منافع به شرکت‌های آمریکایی برسد و مردم ونزوئلا سهم ملموسی از ثروت نفتی نبینند، این توافق می‌تواند به نماد تازه‌ای از وابستگی تبدیل شود.