«کولبری»، گروگذاشتن جان در گذرگاه‌های مرزی است

نبود فرصت‌های شغلی مناسب که منجر به بیکاری گسترده و فقر شدید در مناطق مرزی کشور شده است، سبب‌ساز معضلات گسترده‌ای چون قاچاق سوخت و کالا و شیوع گسترده کولبری به عنوان یکی از معدود منابع درآمدی مرزنشینان شده است. در همین زمینه یک فعال کارگری با اشاره به سختی‌های زندگی مردم این مناطق گفت: کولبری با پاک کردن صورت مساله از بین نمی‌رود. راه‌حل این معضل، ایجاد اشتغال پایدار، تأمین امنیت معیشتی، حمایت از مرزنشینان و فراهم کردن امکان یک زندگی شرافتمندانه است.

عبدالله بلواسی با اشاره به تداوم وضعیت دشوار کولبران در مناطق مرزی کردستان به ایلنا گفت: در کردستان هنوز برای بخشی از مردم، نان با جان گره خورده است. سال‌هاست درباره کولبری صحبت می‌کنیم، گزارش می‌نویسیم، وعده می‌شنویم و هر بار بعد از مدتی دوباره همه‌چیز به روال سابق برمی‌گردد اما آنچه تغییر نمی‌کند، وضعیت زندگی مردمی است که برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود ناچارند راهی مسیرهای خطرناک مرزی شوند.

او افزود: مرگ کولبران و زندگی سخت و دردناک آنها نهایتا در حد خبری دردناک چند روزی در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کند و عده‌ای به وضعیت دشوار آنها معترض می‌‌شوند اما بعد از مدتی اعتراض‌ها فروکش می‌کند، خبرها از صفحه رسانه‌ها کنار می‌رود اما کولبران همچنان در همان مسیرها به زندگی سخت خود ادامه می‌دهند. آنها میان مرز، معیشت و خطر زندگی خود را می‌گذرانند.

گذران زندگی میان مرز، معیشت و خطر

بلواسی با اشاره به وعده‌های مکرر مسئولان برای بهبود معیشت مرزنشینان تصریح کرد: بارها از سوی مسئولان، نمایندگان مجلس و مسئولان مرزبانی درباره اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی مرزنشینان وعده داده شده اما اگر این وعده‌ها قرار بود مساله را حل کند، امروز نباید همچنان شاهد رواج کولبری و مرگ و مصدومیت کولبران باشیم. خانواده‌ای که نان شبش را با مشکل تأمین می‌کند، نمی‌تواند با وعده‌ای برای آینده دلخوش باشد. این خانواده شغل، درآمد و امنیت می‌خواهد.

اینکه یک نوجوان برای کمک به خانواده یا تأمین هزینه‌های مدرسه و زندگی راهی مسیری شود که احتمال شلیک، انفجار مین یا حادثه در آن وجود دارد، باید برای جامعه یک هشدار جدی باشد

این فعال کارگری ادامه داد: تلخ‌ترین بخش ماجرا این است که مرگ کولبران کم‌کم دارد به یک خبر عادی تبدیل می‌شود. هر چند وقت یک‌بار خبر می‌رسد که کولبری در مسیر کشته شده، بر اثر انفجار مین مجروح شده یا در کوهستان دچار حادثه شده است. بعد جنازه‌ای به خانه برمی‌گردد و خانواده‌ای داغدار می‌شود و چند روز بعد، خبر دیگری جای آن را می‌گیرد. نباید اجازه بدهیم این مرگ‌ها عادی شوند.

او گفت: باید پرسید چرا یک انسان برای تأمین نان خانواده‌اش باید در موقعیتی قرار بگیرد که هر لحظه احتمال دارد جان خود را از دست بدهد؟ چرا باید جوانی که می‌تواند در یک شغل معمولی کار کند، برای تأمین معاش خود بار سنگین بر دوش بگذارد و وارد مسیری شود که بازگشت از آن تضمین‌شده نیست؟

کولبری یک شغل غیررسمی نیست

بلواسی با بیان اینکه کولبر را نمی‌توان فقط به عنوان یک نیروی کار غیررسمی در مرز دید، اظهار داشت: میان کولبران، جوان تحصیل‌کرده کم نیست. یکی لیسانس دارد، دیگری فوق‌لیسانس گرفته، یکی ورزشکار است و دیگری شاید روزی قهرمان یک رشته ورزشی بوده است. وقتی خبر کشته شدن یک ورزشکار در مسیر کولبری منتشر می‌شود، باید از خودمان بپرسیم چه اتفاقی افتاده که یک جوان دارای استعداد و توانایی بسیار، مجبور شده برای امرار معاش به کولبری روی بیاورد.

وی افزود: این فقط مساله یک فرد نیست. وقتی یک کولبر کشته می‌شود، یک خانواده آسیب می‌بیند. ممکن است نان‌آور خانه از بین برود، فرزندان بدون پدر بمانند یا خانواده‌ای با هزینه‌های درمان و معلولیت دست‌وپنجه نرم کند. اگر کولبری را فقط در قالب یک عدد و آمار ببینیم، بخش انسانی این فاجعه را نادیده گرفته‌ایم.

بلواسی با اشاره به حضور نوجوانان و جوانان کم‌سن‌وسال در این چرخه گفت: وقتی فقر و نبود درآمد پایدار به خانواده فشار می‌آورد، کودکان هم از پیامدهای آن در امان نمی‌مانند. اینکه یک نوجوان برای کمک به خانواده یا تأمین هزینه‌های مدرسه و زندگی راهی مسیری شود که احتمال شلیک، انفجار مین یا حادثه در آن وجود دارد، باید برای جامعه یک هشدار جدی باشد. کودک باید پشت میز مدرسه باشد، نه در مسیر کولبری.

اگر وعده‌ها قرار بود مسائل را حل کند، نباید همچنان شاهد مرگ و مصدومیت کولبران باشیم. خانواده‌ای که نان شبش را با مشکل تأمین می‌کند، نمی‌تواند با وعده‌ای برای آینده دلخوش باشد

نبود چشم‌انداز زیست شرافتمندانه در مناطق مرزی

این فعال کارگری ادامه داد: در سال‌های اخیر بارها خبر مهاجرت جوانان کردستان را شنیده‌ایم؛ جوانانی که بعضاً تحصیل‌کرده‌اند و برای پیدا کردن آینده‌ای بهتر راهی شهرهای دیگر یا حتی کشورهای دیگر می‌شوند. وقتی یک جوان در محل زندگی خود شغل و چشم‌اندازی برای آینده نمی‌بیند، طبیعی است که به مهاجرت فکر کند. مساله این است که چرا باید جوان این سرزمین میان دو انتخاب سخت قرار بگیرد یا کولبری و پذیرفتن خطر مرگ و آسیب یا مهاجرت و ترک خانه و زندگی؟

بلواسی با اشاره به ظرفیت‌های اقتصادی بسیار در مناطق مرزی کشور گفت: سؤال مردم این است که چرا با وجود ظرفیت‌های اقتصادی، انسانی و طبیعی این مناطق، سهم بخشی از مردم همچنان بیکاری، فقر و ناامنی معیشتی است؟ چرا جوانی که در همین منطقه متولد شده و تحصیل کرده، نمی‌تواند شغلی متناسب با توانایی خود پیدا کند و برای تأمین معاش مجبور می‌شود به مرز برود؟

او تأکید کرد: مساله کولبری را نمی‌توان صرفاً با برخورد با کولبر حل کرد. اگر علت اصلی یعنی فقر، بیکاری و نبود فرصت‌های شغلی پایدار برطرف نشود، این مساله دوباره خودش را نشان خواهد داد. باید سراغ ریشه رفت. باید پرسید چه چیزی یک انسان را وادار می‌کند جانش را برای تأمین نان به خطر بیندازد.

تبعیض گسترده میان مرزنشینی و مرکزنشینی

این فعال کارگری گفت: مردم استان‌های مرزی سال‌هاست درباره تبعیض، توسعه نامتوازن و نبود فرصت‌های شغلی مناسب صحبت می‌کنند. انتظار آنها امتیاز ویژه نیست. انتظارشان این است که بتوانند در محل زندگی خود کار کنند، درآمد داشته باشند و آینده‌ای برای خود و فرزندانشان بسازند. وقتی چنین امکانی وجود نداشته باشد، طبیعی است که آسیب‌های اجتماعی و مهاجرت و مشاغل پرخطر افزایش پیدا کند.

بلواسی گفت: کولبر قبل از اینکه یک عنوان یا یک آمار باشد، یک انسان است؛ انسانی که حق دارد زنده بماند، کار کند و نان خانواده‌اش را بدون به خطر انداختن جانش به دست بیاورد. نباید منتظر بمانیم تا هر بار جنازه یک جوان به خانه برگردد و بعد فقط درباره ضرورت بهبود اوضاع منطقه و اشتغال جوانان صحبت کنیم. 

وی در پایان تأکید کرد: راه‌حل کولبری، ایجاد اشتغال پایدار، تأمین امنیت معیشتی، حمایت از مرزنشینان و فراهم کردن امکان یک زندگی شرافتمندانه است. هیچ انسانی نباید برای خرید نان، پرداخت اجاره یا تأمین هزینه تحصیل فرزندش، جان خود را در یک مسیر مرزی به گرو بگذارد. نان نباید به قیمت جان تمام شود.