سقوط سنگین قدرت خرید کارگران در دهه گذشته
پایه مزد طی ۱۰ سال از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار رسید
در سالهای اخیر و مشخصا در ماههای پس از جنگ «دستمزد واقعی کارگران» سقوط سنگینی را تجربه کرده است. طبق استانداردهای جهانی، دستمزد روزانه زیر ۱۰ دلار به معنای فقر مطلق است و اصولاً تشکلها و نهادهای بینالمللی ازجمله کنفدراسیون جهانی اتحادیهها و سندیکاهای کارگری، کارگرانی را که دستمزد روزانهشان زیر ۵ دلار است، کارگران فقیر مطلق یا کارگرانی مینامند که در آستانه قحطی و گرسنگی قرار دارند.
در یک بازه زمانی ده ساله، پایه مزد کارگران مشمول قانون کار یا همان «دستمزد واقعی طبقه کارگر» از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار تنزل یافته یعنی دستمزد واقعی کارگران، 10 سال پیش ۲.۷ برابر امروز بوده است
به این ترتیب و براساس تعاریف رسمی، کارگرانی که حقوق ماهانهشان در محدوده ۱۰۰ دلار است، کارگران «فقیر مطلق» و در معرض گرسنگی هستند و متاسفانه بخش اعظم کارگران ایرانی امروز در همین گروه قرار دارند.
پایه مزد که به کمتر از ۸۳ دلار رسیده است
تا دوم شهریورماه، قیمت دلار در بازار ایران به مرز ۲۰۰هزار تومان رسیده است. امسال حداقل دستمزد کارگران متاهل با یک فرزند با احتساب همه مزایا، ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است که معادل ۱۲۴ دلار است. پایه مزد کارگران در سال جاری، ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده که با نرخ دلار امروز ۸۳ دلار است.
پایه مزد کارگران ایرانی در حالی به ۸۳ دلار تنزل یافته که براساس گزارشهای جهانی، مزدبگیران ایران با دستمزد متوسط ۸۵ دلاری، در بین کشورهایی که کمترین دستمزد را دریافت میکنند، رتبه سوم را به خود اختصاص دادهاند.
این سقوط، یک سقوط با شیب تند و بسیار بیسابقه است. از یک طرف، بهرغم نرخ رسمی ۴۲ میلیون تومانی سبد معیشت در اسفند ۱۴۰۴، نمایندگان شرکای اجتماعی در نهادی به نام شورای عالی کار که زیر استیلای دولت قرار دارد و به طور مداوم و سیستماتیک، دستمزد کارگران را سرکوب میکند، پایه مزد را ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین کردند که دریافتی کارگران مجرد را به کمی بیش از ۲۱ میلیون و کارگران متاهل و صاحب یک فرزند را به ۲۴ میلیون تومان رساند. از سوی دیگر، پس از جنگ و بحرانهای اخیر، نرخ دلار بیمحابا افزایش یافت و در عرض چند ماه، به رقم عجیب و بیسابقه ۲۰۰هزار تومان رسید. از آنجا که بسیاری از کالاهای مصرفی وارداتی هستند یا مواد اولیهشان با نرخ دلار وارد میشوند و همچنین افزایش قیمت دلار، تاثیرات اساسی و گسترشیابنده روی قیمت تقریباً تمام کالاها و خدمات دارد، «دستمزد واقعی کارگران» که براساس قدرت خرید سنجیده میشود به کمترین میزان در دهههای اخیر سقوط کرده و بسیاری از کارگران و بازنشستگان ایرانی با دستمزد کمتر از ۱۰۰ دلار یا در همین حدود زندگی میکنند.
این در حالیست که در کشورهای مترقی و مرفه، حداقل دستمزد نیروی کار در محدوده بالای هزار دلار است. براساس رتبهبندی منتشرشده و با اتکا به دادههای سازمان بینالمللی کار، لوکزامبورگ از نظر میانگین حقوق ناخالص ماهانه تعدیلشده با قدرت خرید در رتبه نخست قرار گرفته است. در این رتبهبندی، میانگین قدرت خرید حقوق ماهانه در لوکزامبورگ حدود 9307 دلار برآورد شده است. پس از لوکزامبورگ، بلژیک با حدود 8297 دلار و هلند با حدود 7234 دلار در رتبههای بعدی قرار دارند.
در شرایطی که کارگران حداقلبگیر در محدوده فقر مطلق قرار گرفته و دستمزد ماهانهشان کمتر از ۱۰۰ دلار است، برای اجتناب از گسستگی خانوادگی و اجتماعی و بحران جمعی باید ترمیم مزد و بهبود معیشت طبقه کارگر در دستور کار قرار بگیرد
مسیر سقوط 10ساله
برای ترسیم عینیتر مسیر سقوط دستمزد واقعی کارگران، یک بازه دهساله در نظر میگیریم. پایه مزد کارگران در سال جاری، ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده است که فقط ۸۳ دلار است. در شهریور ۱۴۰۰، پایه مزد کارگران ۲ میلیون و ۶۵۵ هزار تومان بود. آن زمان قیمت دلار آمریکا، در محدوده ۲۶هزار و ۸۰۰ تومان بود بنابراین پنج سال پیشتر، پایه مزد کارگران حدود ۹۹ دلار قدرت خرید داشت.
در سال ۱۳۹۵، قیمت دلار حدود ۳ هزار و ۵۰۰ تومان بود. در آن زمان، پایه مزد کارگران نیز ۸۱۲هزار و ۱۶۴ تومان بود بنابراین 10 سال پیش از این، پایه مزد کارگران ۲۳۲ دلار بود.
در واقع در یک بازه زمانی ده ساله، پایه مزد کارگران مشمول قانون کار یا همان «دستمزد واقعی طبقه کارگر» از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار تنزل یافته یعنی دستمزد واقعی کارگران، 10 سال پیش ۲.۷ برابر امروز بوده است.
کارگران و بازنشستگان رنگ گوشت را در سفره نمیبینند
10 سال اخیر یعنی از ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۵، دوران اوج آزادسازی، شوکهای اقتصادی و تحریمهای پیاپی سخت بوده که به جنگ و بحران انجامید. در همین بازه زمانی، یک درصدیها از تراستیها گرفته تا دلالان ارز و بودجهخوران سودهای کلان اندوختند و ابرمیلیاردر شدند اما طبقه کارگر به شیوهای بیسابقه در چاه فقر سقوط کرد و قدرت خریدش فقط در عرض 10 سال، سقوط آزاد کرد و ناگفته پیداست که مسئول این سقوط بیقاعده و بدون سابقه کیست.
«یدالله فرجی» فعال صنفی بازنشستگان و رئیس اسبق شورای اسلامی کار شرکت جنرال استیل، مسیر 10 ساله اخیر را دردناک توصیف میکند و در این رابطه میگوید: کارگران حتی کارگران متخصص، در این سالها بیسابقه سقوط کردند. طبقه اقتصادی بسیاری از خانوادههای کارگری از «تقریبا متوسط» به «فقیر» و سپس «فقیر مطلق» تبدیل شد و به تدریج در گرداب ناتوانی معیشتی فرو رفتند. نمود عینی آن، سفرههای خانوادههای کارگریست. ما 10 سال قبل، ماهی چند کیلو گوشت قرمز میخریدیم اما حالا ماههاست که رنگ گوشت را در سفره ندیدهایم.
در چنین شرایطی که کارگران حداقلبگیر ایرانی در محدوده «فقیر مطلق» قرار گرفتهاند و دستمزد ماهانهشان کمتر از ۱۰۰ دلار است، برای اجتناب از گسستگی خانوادگی و اجتماعی و بحران جمعی گسترده، باید «ترمیم مزد» و بهبود معیشت طبقه کارگر در دستور کار قرار بگیرد. سوال این است «اگر مزد ترمیم نشود، طبقه کارگر ایرانی چگونه باید تابآوری داشته باشند، بار هزینههای سنگین را بر دوش بکشند و از چه راهی، درآمدزایی کنند که فقط نان خالی در سفره داشته باشند؟
اما یک پرسش بنیادین هم قابل طرح است: مسئولیت زندگیهای به کام فقر فرورفته، برعهده کیست؟ آیا کارگران زحمتکش ایرانی، مستحق دستمزد کمتر از ۱۰۰ دلار و زندگی در فقر مطلق هستند و چرا یک بازنشستهی بیمار و خانهنشین، بعد از 30 سال تلاش شرافتمندانه، ماهها رنگ گوشت را در سفره نمیبیند؟
دیدگاه تان را بنویسید