تأثیر معدل بر کنکور در شرایط آموزش مجازی عادلانه نیست

«خسرو بیا پایین»؛ این شعاری است که این روزها از مقابل ساختمان شورای عالی انقلاب فرهنگی شنیده می‌شود؛ جایی که گروهی از دانش‌آموزان معترض، دبیر شورا را مخاطب قرار داده‌اند و خواستار لغو تأثیر قطعی معدل در کنکور هستند. اعتراضی که از تهران فراتر رفته و به شهرهایی چون شیراز، اصفهان، مشهد، یزد، تبریز، کرمانشاه، خرم‌آباد، بیرجند و کرج نیز رسیده است. دانش‌آموزان می‌گویند چند سال آموزش ناپیوسته، تعطیلی‌های مکرر مدارس، آموزش مجازی، تعویق آزمون‌ها و شرایط بحرانی اخیر، فرصت برابر را از آنها گرفته و حالا قرار است نتیجه همین سال‌های پرآشوب با تأثیر قطعی معدل در سرنوشت کنکورشان ثبت شود. در مقابل، بخشی از مسئولان بر اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید دارند و حتی برخی نمایندگان مجلس، اعتراض‌ها را بی‌فایده دانسته و از دانش‌آموزان خواسته‌اند به جای تجمع، بر درس خواندن تمرکز کنند. اما آیا این اعتراض‌ها صرفاً تلاشی برای فرار از امتحان است یا نشانه شکاف عمیق‌تری میان سیاست‌گذاران آموزشی و نسلی که آینده خود را در معرض تصمیم‌های متغیر و بعضاً غیرقابل پیش‌بینی می‌بیند؟ آیا می‌توان از دانش‌آموزانی که چند سال تحصیلشان تحت تأثیر کرونا، آموزش مجازی و بحران‌های پی‌درپی قرار گرفته، انتظار داشت با همان معیارهای سال‌های عادی سنجیده شوند؟ به بهانه گسترش اعتراضات دانش‌آموزی در شهرهای مختلف کشور و بالا گرفتن انتقادها نسبت به تأثیر قطعی معدل در کنکور، با محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش و از منتقدان سیاست‌های اخیر آموزشی، گفت‌وگو کرده‌ایم. نیک‌نژاد معتقد است دانش‌آموزان در اعتراض به شرایط موجود «حق دارند» و سیاست‌گذاران باید به جای اصرار بر اجرای بی‌چون‌وچرای مصوبات، شرایط ویژه سال‌های اخیر را در نظر بگیرند. او همچنین هشدار می‌دهد که ادامه این روند می‌تواند به کاهش بیشتر اعتماد دانش‌آموزان و خانواده‌ها به نظام آموزشی منجر شود؛ اعتمادی که به گفته او، در سال‌های اخیر به اندازه کافی آسیب دیده است.

سعیده علیپور

   

در هفته‌های اخیر دانش‌آموزان در ده‌ها شهر نسبت به برگزاری امتحانات نهایی حضوری و تأثیر معدل در کنکور اعتراض کرده‌اند. به نظر شما ریشه این اعتراضات چیست؟

اگر بخواهیم ریشه این اعتراضات را بررسی کنیم، باید به چند سال گذشته برگردیم. از دوران کرونا، یعنی حدود سال ۱۴۰۰، عملاً آموزش در کشور از روال عادی خارج شد. بعد از آن هم بحران‌ها و اتفاقات مختلف یکی پس از دیگری رخ داد و هر چند ماه یک‌بار نظام آموزشی با اختلال‌های تازه‌ای روبه‌رو شد. در سال تحصیلی گذشته نیز مجموعه‌ای از رخدادها، از جمله تعطیلی‌ها و شرایط خاص جنگی کشور، باعث شد دانش‌آموزان عملاً یک سال آموزشی عادی را تجربه نکنند.

واقعیت این است که بخش بزرگی از آموزش‌ها به صورت مجازی برگزار شد؛ در حالی که هم تجربه خانواده‌ها، معلمان و دانش‌آموزان و هم پژوهش‌های بین‌المللی نشان داده‌اند آموزش مجازی به تنهایی کارآمد نیست. تقریباً در همه مطالعاتی که پس از دوران کرونا انجام شده، بر این نکته تأکید شده که آموزش آنلاین اگر هم قرار است مورد استفاده قرار بگیرد، باید مکمل آموزش حضوری باشد، نه جایگزین کامل آن.

راه‌حل مناسب این است که برای دوره‌ای که آموزش کشور با شرایط غیرعادی روبه‌رو بوده، تأثیر معدل به طور کامل کنار گذاشته شود و سرنوشت داوطلبان صرفاً بر اساس آزمون سراسری تعیین شود؛ آزمونی که همه داوطلبان در شرایط نسبتاً یکسان در آن رقابت می‌کنند

یعنی دانش‌آموزان احساس می‌کنند آموزش کافی دریافت نکرده‌اند؟

دقیقاً همین‌طور است. بسیاری از دانش‌آموزان معتقدند در سال‌های اخیر آموزش مؤثر و باکیفیتی دریافت نکرده‌اند. معلم در کلاس حضور نداشته و در بسیاری از موارد ارتباط آموزشی واقعی شکل نگرفته است. نمونه‌های فراوانی را در خانواده‌ها می‌بینیم؛ دانش‌آموزی وارد کلاس مجازی می‌شود، حضورش ثبت می‌شود اما عملاً ارتباط آموزشی جدی برقرار نمی‌شود.

حتی در خانواده‌هایی که امکانات مناسب و حساسیت بالایی نسبت به آموزش فرزندشان وجود دارد، این مشکل دیده می‌شود. آموزش مجازی در مجموع نتوانسته جایگزین آموزش حضوری شود. بنابراین طبیعی است که دانش‌آموزان امروز نگران باشند و احساس کنند برای آزمون‌هایی که قرار است سرنوشت تحصیلی‌شان را تعیین کند، آمادگی کافی ندارند.

دانش‌آموزان مشخصاً چه مطالبه‌ای دارند؟

یکی از مهم‌ترین مطالبات دانش‌آموزان این است که وقتی آموزش عمدتاً مجازی بوده، شیوه ارزیابی هم باید متناسب با همین شرایط تغییر کند. بسیاری از دانش‌آموزان می‌گویند نمی‌توان چند سال آموزش ناقص و غیرحضوری را نادیده گرفت و سپس همان استانداردهای معمول را برای امتحانات نهایی اعمال کرد.

از سوی دیگر مسئله تأثیر معدل در کنکور هم وجود دارد. این امتحانات فقط یک آزمون پایان سال نیستند؛ نتایج آنها می‌تواند بر سرنوشت تحصیلی دانش‌آموز در کنکور و حتی مسیر سال‌های آینده زندگی او اثر بگذارد. به همین دلیل میزان استرس و حساسیت دانش‌آموزان نسبت به این موضوع بسیار بالاست.

به نظر شما مسئولان آموزش و پرورش چه واکنشی باید به اعتراض دانش‌آموران نشان دهند؟

به نظر من مسئولان باید شرایط ویژه‌ای را که در چند سال اخیر بر آموزش کشور حاکم بوده در نظر بگیرند و صرفاً به اجرای خشک و بی‌انعطاف مقررات اکتفا نکنند. دانش‌آموزان امروز تحت فشار روانی زیاد انتظار دارند مسئولان صدای آنها را بشنوند.

 الان مسئله این نیست که قانون چه می‌گوید؛ مسئله این است که شرایط واقعی جامعه چیست. قوانین همواره در بستر شرایط اجرا می‌شوند. وقتی کشور در وضعیت ویژه قرار می‌گیرد، طبیعی است که برخی تصمیم‌ها متناسب با آن شرایط بازنگری شوند

وقتی فرزند یک خانواده دچار اضطراب و نگرانی می‌شود، والدین تلاش می‌کنند با او گفت‌وگو کنند، آرامش بدهند و راه‌حلی پیدا کنند. انتظار می‌رود دستگاه‌های مسئول هم همین رویکرد را در پیش بگیرند؛ یعنی به جای نادیده گرفتن اعتراض‌ها، متناسب با شرایط موجود تصمیمی بگیرند که بخشی از نگرانی و فشار دانش‌آموزان را کاهش دهد.

یکی از محورهای اصلی اعتراض دانش‌آموزان، تأثیر قطعی معدل در کنکور است. با توجه به شرایط چند سال اخیر، این مطالبه را چقدر قابل دفاع می‌دانید؟

مسئولان موظف‌اند شرایط واقعی را در نظر بگیرند. اگر خیلی ساده دانش‌آموزان را به دو گروه درس‌خوان و کم‌درس تقسیم کنیم، می‌بینیم هر دو گروه امروز از وضعیت موجود آسیب می‌بینند.

دانش‌آموزی که چندان اهل درس نبوده، ممکن است تصور کند در شرایط آموزش مجازی راه‌هایی برای عبور از آزمون‌ها وجود دارد. اما از آن طرف دانش‌آموزان درس‌خوانی را داریم که سال‌ها زحمت کشیده‌اند، خانواده‌هایشان هزینه‌های سنگین آموزشی پرداخته‌اند، کلاس خصوصی و آموزشگاه رفته‌اند و برای آینده خود برنامه‌ریزی کرده‌اند. این گروه هم امروز با استرس جدی روبه‌رو هستند، چون می‌بینند آموزشی که دریافت کرده‌اند با استانداردهای معمول فاصله داشته، اما قرار است نتایج امتحانات نهایی با تأثیر قطعی در کنکور سرنوشت آنها را تعیین کند.

به همین دلیل به نظر من میان کیفیت آموزشی سال‌های اخیر و شیوه ارزیابی فعلی یک ناهماهنگی آشکار وجود دارد. نمی‌توان از یک سو پذیرفت که آموزش در شرایط غیرعادی برگزار شده و از سوی دیگر همان معیارهای عادی را برای سنجش دانش‌آموزان به کار گرفت.

بنابراین شما معتقدید باید در مورد تأثیر معدل بازنگری شود؟

بله، دست‌کم در کوتاه‌مدت باید تصمیمی متناسب با شرایط اتخاذ شود. پیشنهاد من این است که برای دانش‌آموزان پایه‌های یازدهم و دوازدهم در این دوره، تأثیر معدل در کنکور کنار گذاشته شود یا دست‌کم کاهش پیدا کند. اگر سال‌های آینده شرایط آموزشی به وضعیت پایدار و عادی بازگشت، می‌توان دوباره درباره ادامه یا توقف این سیاست تصمیم گرفت. الان مسئله این نیست که قانون چه می‌گوید؛ مسئله این است که شرایط واقعی جامعه چیست. قوانین همواره در بستر شرایط اجرا می‌شوند. وقتی کشور در وضعیت ویژه قرار می‌گیرد، طبیعی است که برخی تصمیم‌ها متناسب با آن شرایط بازنگری شوند. به همین دلیل انتظار می‌رود مسئولان خود را جای دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها بگذارند و از زاویه نگاه آنها به مسئله نگاه کنند.

برخی مسئولان می‌گویند این موضوع در قالب قانون تصویب شده و امکان تغییر آن وجود ندارد. پاسخ شما چیست؟

من این استدلال را چندان قانع‌کننده نمی‌دانم. در شرایط خاص، بسیاری از قواعد و رویه‌ها متناسب با واقعیت‌های موجود تغییر می‌کنند. بنابراین صرف ارجاع دادن به قانون نمی‌تواند پاسخ نگرانی‌های دانش‌آموزان باشد. اگر همه می‌پذیرند که آموزش در سال‌های اخیر با اختلال‌های جدی مواجه بوده، باید در شیوه ارزیابی و سنجش هم انعطاف لازم وجود داشته باشد.

دانش‌آموزان می‌گویند نمی‌توان چند سال آموزش ناقص و غیرحضوری را نادیده گرفت و سپس همان استانداردهای معمول را برای امتحانات نهایی اعمال کرد

به نظر من مسئولان باید به جای تأکید صرف بر اجرای مقررات، به پیامدهای اجتماعی و آموزشی تصمیمات خود توجه کنند. امروز بخش مهمی از دانش‌آموزان و خانواده‌ها احساس می‌کنند با شرایطی ناعادلانه روبه‌رو شده‌اند و این احساس بی‌عدالتی چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.

نقش وزارت آموزش و پرورش در این تصمیم‌گیری‌ها چقدر است؟

تا جایی که من می‌دانم، تصمیم‌گیری نهایی درباره این موضوع صرفاً در اختیار وزارت آموزش و پرورش نیست. وزارتخانه یکی از اعضای ساختار تصمیم‌گیری است، اما بخش مهمی از این سیاست‌ها در شورای عالی انقلاب فرهنگی تعیین می‌شود.

مشکل اینجاست که به نظر می‌رسد آموزش و پرورش، دست‌کم از منظر تخصصی، وزن و تأثیرگذاری لازم را در این تصمیم‌ها ندارد. بارها دیده‌ایم که نظر کارشناسی وزارت آموزش و پرورش با تصمیم نهایی تفاوت داشته است. در بسیاری از موارد نیز تصمیم‌هایی که در حوزه آموزش گرفته می‌شود، بیش از آنکه بر مبانی تخصصی آموزشی استوار باشد، تحت تأثیر ملاحظات دیگری قرار می‌گیرد.

به همین دلیل معتقدم در ماجرای اخیر نیز لازم است تصمیم‌گیران صدای دانش‌آموزان، معلمان و متخصصان آموزش را جدی‌تر بشنوند و پیش از هر چیز پیامدهای آموزشی و روانی این سیاست‌ها را مورد توجه قرار دهند.

برخی نمایندگان مجلس و مسئولان گفته‌اند اعتراض به مصوبه کنکور فایده‌ای ندارد و دانش‌آموزان بهتر است به جای اعتراض بر درس خواندن تمرکز کنند. این نگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این نوع واکنش‌ها نشان می‌دهد که بخشی از تصمیم‌گیران اساساً مسئله دانش‌آموزان را جدی نگرفته‌اند. گویی پیش‌فرض گرفته‌اند که دانش‌آموزان صرفاً می‌خواهند از درس و امتحان فرار کنند، در حالی که واقعیت بسیار پیچیده‌تر از این است.

من سال‌ها در آموزش بوده‌ام و با دانش‌آموزان سر و کار داشته‌ام. وقتی گروهی از دانش‌آموزان در چندین شهر نسبت به یک موضوع مشخص اعتراض می‌کنند، نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. حتی اگر فرض کنیم بخشی از معترضان انگیزه‌های متفاوتی داشته باشند، باز هم مسئولان موظف‌اند اصل اعتراض را بشنوند و درباره آن گفت‌وگو کنند. نمی‌شود صورت مسئله را پاک کرد و گفت چون قانون تصویب شده، دیگر جایی برای شنیدن صدای دانش‌آموزان وجود ندارد.

 به نظر من مسئولان باید به جای تأکید صرف بر اجرای مقررات، به پیامدهای اجتماعی و آموزشی تصمیمات خود توجه کنند. امروز بخش مهمی از دانش‌آموزان و خانواده‌ها احساس می‌کنند با شرایطی ناعادلانه روبه‌رو شده‌اند و این احساس بی‌عدالتی چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت

چرا این فاصله میان تصمیم‌گیران و دانش‌آموزان شکل گرفته است؟

بخشی از این مسئله به نوع نگاه برخی مدیران و مسئولان برمی‌گردد. گاهی افراد تجربه شخصی خودشان را به عنوان معیار عمومی در نظر می‌گیرند و تصور می‌کنند همه جامعه باید بر اساس همان تجربه قضاوت شود. در حالی که نظام آموزشی با میلیون‌ها دانش‌آموز سروکار دارد و نمی‌توان مسائل آن را با نگاه فردی تحلیل کرد.

مسئله این است که حتی اگر بخش بزرگی از دانش‌آموزان معترض در سودای  فرار از امتحان حضوری باشند، باز هم ما وظیفه داریم صدای آن اقلیتی را که ممکن است واقعاً تحت‌فشار قرار گرفته باشند بشنویم. در هر نظام تصمیم‌گیری مسئولانه، اصل بر این است که نگرانی افراد مورد توجه قرار بگیرد، نه اینکه از ابتدا بی‌اعتبار فرض شود.

در چنین شرایطی سیاست تأثیر معدل بیشتر به چه گروهی آسیب می‌زند؟

هرچند که آموزش رسمی در همه جای دنیا دیگر اعتبار گذشته را ندارد اما همچنان گروه زیادی برای آن هزینه می‌کنند. بیشترین آسیب هم متوجه همان دانش‌آموزانی است که هنوز به چارچوب آموزشی امیدوارند؛ دانش‌آموزانی که انگیزه درس خواندن دارند، خانواده‌هایشان برای آموزش آنها سرمایه‌گذاری مادی و معنوی می‌کنند و همچنان بر این تصورند موفقیت تحصیلی می‌تواند آینده‌شان را تغییر دهد. ممکن است از نظر آماری این گروه درصد کوچکی از کل دانش‌آموزان باشند، اما وقتی از جامعه‌ای با حدود ۱۷ میلیون دانش‌آموز صحبت می‌کنیم، حتی پنج یا 10 درصد آن هم رقم بسیار بزرگی است. پشت هر کدام از این دانش‌آموزان خانواده‌ای قرار دارد که سال‌ها برای آموزش فرزندش برنامه‌ریزی کرده و هزینه داده است.

بنابراین وقتی درباره تأثیر معدل و سیاست‌های کنکوری صحبت می‌کنیم، درواقع درباره سرنوشت گروهی حرف می‌زنیم که بخش مهمی از وقت، انرژی و امید خود را بر مبنای همین قواعد آموزشی تنظیم کرده‌اند و طبیعی است که نسبت به هر تغییری حساس باشند.

با توجه به تجربه سال‌های گذشته، فکر می‌کنید این اعتراضات به نتیجه برسد و مسئولان در سیاست‌های خود تجدیدنظر کنند؟

به نظر من در نهایت باید صدای دانش‌آموزان شنیده شود. تجربه نشان داده است که فشار و مطالبه اجتماعی می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌ها اثر بگذارد. بسیاری از تغییرات اجتماعی در طول زمان و در نتیجه پیگیری مستمر مطالبات عمومی اتفاق افتاده‌اند.

احساس شخصی من این است که احتمال دارد در مورد دانش‌آموزان پایه یازدهم دست‌کم بخشی از این سیاست‌ها مورد بازنگری قرار بگیرد. البته از نظر من راه‌حل مناسب‌تر این است که برای دوره‌ای که آموزش کشور با شرایط غیرعادی روبه‌رو بوده، تأثیر معدل به طور کامل کنار گذاشته شود و سرنوشت داوطلبان صرفاً بر اساس آزمون سراسری تعیین شود؛ آزمونی که همه داوطلبان در شرایط نسبتاً یکسان در آن رقابت می‌کنند. در هر صورت امیدوارم تصمیم‌گیران به شرایط ویژه‌ای که دانش‌آموزان در چند سال اخیر پشت سر گذاشته‌اند توجه و راهکاری را انتخاب کنند که از فشار روانی و نگرانی این نسل بکاهد. امیدوارم این مطالبات شنیده شود و به اصلاحاتی منجر شود که احساس عدالت بیشتری در میان دانش‌آموزان ایجاد کند.