کوچ خاموش

روزهای دور از نیمکت، برای مردی که ضربان قلبش با سوت داور و هیاهوی سکوها تنظیم می‌شود، روزهای آسانی نیست. یحیی گل‌محمدی، مردی که در یک دهه گذشته نامش با کلمه قهرمانی و موفقیت گره خورده است، این روزها دور از هیاهوی مستطیل سبز، در سکوتی معنادار به سر می‌برد. پس از پایان زودهنگام و تلخ همکاری‌اش با باشگاه فولاد خوزستان، موفق‌ترین مربی معاصر فوتبال ایران خانه‌نشین شده است؛ خانه‌نشینی‌ای که هنوز مشخص نیست ریشه در خستگی و خواست شخصی دارد یا جبر زمانه و حواشی فوتبال ایران آن را رقم زده است. اما در دل این سکوت، زمزمه‌هایی از آن سوی مرزهای غربی به گوش می‌رسد؛ شایعه‌ای جذاب که خبر از پیشنهاد تیم‌های عراقی به امپراتور سابق سرخ‌ها می‌دهد. 

برای درک اینکه چرا مربی‌ای با کارنامه یحیی گل‌محمدی باید به پیشنهادهای خارجی فکر کند، باید نگاهی به وضعیت بغرنج این روزهای لیگ برتر ایران بیندازیم. یحیی بدون تردید در صدر فهرست بهترین مربیان دهه اخیر ایران قرار دارد. او نه‌تنها در پرسپولیس جام‌ها را یکی پس از دیگری درو کرد، بلکه در تیم‌هایی نظیر ذوب‌آهن و شهرخودرو نیز نشان داد که امضای تاکتیکی خاص خود را دارد؛ تیمی منظم، با دیسیپلین و همیشه در قامت یک مدعی. او از نسل جدید سرمربیان است که توانسته حتی از نام‌های بزرگی چون امیر قلعه‌نویی (که دوران طلایی‌اش بیشتر به دهه‌های گذشته بازمی‌گردد) پیشی بگیرد. 

اما چرا این رزومه درخشان، درهای تیم ملی یا تیم‌های متمول داخلی را به روی او باز نکرده است؟ پاسخ در ترکیبی از اقتصاد و سیاست‌های فوتبالی نهفته است. تیم‌های صنعتی که پیش‌تر می‌توانستند دستمزد مربیان طراز اولی چون یحیی را بپردازند، این روزها با مشکلات شدید مالی ناشی از شرایط جنگی و اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بساط اسپانسرها برچیده شده و ریخت‌وپاش‌های گذشته جای خود را به انقباض مالی داده است. از طرفی بازگشت به خانه هم فعلا مقدور نیست. پرسپولیس با اوسمار ویرا روزهای خوبی را سپری می‌کند و دو طرف علاقه‌ای به قطع همکاری ندارند. در کنار همه این‌ها، شایعاتی مبنی بر ممنوعیت‌های احتمالی او برای مربیگری در تیم‌های پرهوادار سینه به سینه می‌چرخد که فضا را برای کار در داخل کشور تنگ‌تر می‌کند. 

در این فضای غبارآلود داخلی است که نام لیگ عراق به عنوان یک مقصد احتمالی و جذاب مطرح می‌شود. تا همین چند سال پیش، تصور اینکه لیگ ستارگان عراق بتواند مقصدی برای مربیان نامدار ایرانی باشد، دور از ذهن بود. اما فوتبال در خاورمیانه در حال تغییر است. علیرضا منصوریان، نامی بود که این سد روانی را شکست. منصوریان وقتی دید در لیگ برتر ایران پیشنهاد دندان‌گیری که با جاه‌طلبی‌هایش همخوان باشد وجود ندارد، دل به دریا زد و چمدان‌هایش را به مقصد عراق بست. موفقیت نسبی و حضور پررنگ او در آنجا، نگاه مدیران عراقی را به بازار مربیان ایرانی تغییر داد. آنها متوجه شدند که همسایه شرقی، علاوه بر بازیکنان بااستعداد، استراتژیست‌های خوبی هم روی نیمکت دارد. 

حالا عراقی‌ها پا را فراتر گذاشته‌اند و می‌خواهند صید بزرگ‌تری داشته باشند؛ موفق‌ترین مربی دهه اخیر ایران. این اتفاق نشان می‌دهد که لیگ عراق در حال تبدیل شدن به یک بازار کار بکر و جدید برای مربیان ایرانی است؛ بازاری که می‌تواند هم از نظر مالی و هم از نظر کسب تجربه‌های بین‌المللی، خلأ موجود در فوتبال ایران را پر کند.  اصولا در فوتبال ایران، صادرات بازیکن امری رایج است، اما لژیونر شدن مربیان به ندرت اتفاق می‌افتد. رفتن به آن سوی مرزها و محک زدن دانش فنی در فضایی با فرهنگ، زبان و ساختار متفاوت، جسارتی مثال‌زدنی می‌طلبد. پیش از این، فرهاد مجیدی با رها کردن نیمکت جذاب و راحت استقلال در روزهای اوج، راهی امارات شد تا خود را در لیگی با زیرساخت‌های حرفه‌ای‌تر به چالش بکشد. او نشان داد که مربی ایرانی هم می‌تواند در کشورهای عربی خریدار داشته باشد. اکنون یحیی گل‌محمدی بر سر یک دوراهی تاریخی ایستاده است. آیا حضور در عراق برای او یک گام رو به عقب است؟ از یک سو، شاید زیرساخت‌ها و توان اقتصادی باشگاه‌های عراقی با ایده‌آل‌های یحیی و لیگ‌هایی نظیر امارات یا قطر قابل قیاس نباشد. اما از سوی دیگر، لیگ عراق لیگی فیزیکی، پرهوادار و به شدت در حال توسعه است. حضور یحیی در آنجا می‌تواند یک چالش جذاب توام با 

شجاعت باشد. 

اگر یحیی این پیشنهاد را بپذیرد و راهی عراق شود، نه‌تنها مسیر حرفه‌ای خود را در فضایی جدید بازآفرینی می‌کند، بلکه جاده‌ای را که منصوریان هموار کرده بود، برای سایر مربیان ایرانی آسفالت خواهد کرد. فوتبال ایران خوشحال خواهد شد اگر ببیند دانش فنی مربیانش مرزها را درنوردیده و در کشورهای همسایه به عنوان یک برند معتبر شناخته می‌شود. کسی چه می‌داند؛ شاید تفاوت دیدگاه‌ها و سلیقه‌ها در آن سوی مرزها، نتواند بر روی کار مربی مولفی مثل یحیی اثر منفی بگذارد و او همان‌طور که در ذوب‌آهن، شهرخودرو و پرسپولیس تیم‌هایش را در قامت یک مدعی به میدان می‌فرستاد، در عراق نیز ردپایی درخشان از خود به جا بگذارد. یحیی گل‌محمدی اگرچه گران‌قیمت است و به راحتی تن به هدایت تیم‌های بدون شانس قهرمانی نمی‌دهد، اما اگر باشگاه عراقی خواهان او، جاه‌طلبی‌های لازم را داشته باشد، این کوچ استراتژیک می‌تواند یکی از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ مربیگری فوتبال ایران را رقم بزند. تولد یک بازار جدید برای مربیان ایرانی در عراق، شاید همان پنجره‌ای باشد که در روزهای سخت فوتبال داخلی، رو به هوای تازه باز می‌شود.