رضاییان و جلالی به تمرین برگشتند، اما کماکان خواهان جدایی از استقلال هستند
معادله آبی
نازنین دشتی
عصر سهشنبه، دوربینهای باشگاه استقلال تصویری را ثبت کردند که در نگاه اول، بوی آرامش میداد. رامین رضاییان و ابوالفضل جلالی، پا به توپ در کنار بقیه. اما برای کسی که لایههای پنهان فوتبال ایران را میشناسد، این تصویر بیشتر شبیه به یک آتشبس اجباری بود تا بازگشت دلگرمکننده. استقلال در حالحاضر شبیه به خانهای است که ستونهایش ترک خورده، اما ساکنانش برای حفظ ظاهر، ترکها را با پوسترهای رنگی پوشاندهاند. ماجرای رامین، ابوالفضل و عارف، داستان برخورد غرور ستارهها با واقعیت عریان ناکامی است.
آمدن رامین به استقلال، بزرگترین بمب خبری سال بود. مردی که قرار بود جناح راست آبیها را به اتوبان خوشبختی تبدیل کند، حالا خودش به ترافیکی از حواشی برخورد کرده است. رامین همیشه بزرگتر از تیم بودن را دوست دارد؛ او سبک بازی خاص خود را دارد، جلو میرود، ضربه آزاد میزند و میخواهد مرکز ثقل تمام حملات باشد. اما مشکل از جایی شروع شد که کادر فنی متوجه شد نفوذهای بیامان رامین، حفرهای بزرگ در ساختار دفاعی ایجاد میکند. در بازیهای نیمفصل اول، رامین نه آن ستاره بیچونوچرای بخش تهاجمی بود و نه مدافعی که بشود روی تمرکزش حساب کرد. بازگشت او به تمرینات پس از غیبتی که بوی اخراج میداد، بیشتر یک تصمیم مدیریتی بود تا فنی. باشگاه میداند که فسخ قرارداد با بازیکنی در ابعاد رامین، یعنی پذیرش یک شکست سنگین مالی و حیثیتی. اما آیا رامین مغضوب، میتواند دوباره همان بازیکنی باشد که برای لوگوی تیم رگ گردن برجسته میکرد؟ یا فقط منتظر است تا اولین پنجره باز شود و چمدانهایش را ببندد؟
ماجرای ابوالفضل جلالی، تلخترین بخش این درام است. بهترین پاسور استقلال در فصل نکونام گذشته و بازیکنی که هواداران او را الماس جناح چپ میدانستند، حالا به یک مهره خنثی تبدیل شده است. افت بدنی، مصدومیتهای مشکوک و زمزمههای مربوط به سربازی، تمرکز او را به کل از بین برده است. بازگشت او به تمرینات، شاید یک فرصت دوباره به نظر برسد، اما در واقعیت، ابوالفضل در بنبست است. او میبیند که جایگاهش در تیم ملی را از دست داده و در استقلال هم دیگر آن اعتماد سابق وجود ندارد. برای او، بازگشت به تمرین یعنی تحمل وضعیت تا زمانی که تکلیفی برای آیندهاش روشن شود. او میخواهد برود چون حس میکند در اتمسفر فعلی استقلال، در حال سوختن است.
عارف آقاسی داستان متفاوتی دارد. او برخلاف رامین و ابوالفضل، اهل هیاهو نیست. اما عملکرد او در قلب دفاع، صدای همه را درآورده است. اشتباهات فردی سریالی و عدم تمرکز در لحظات حساس، او را به سیبل انتقادات تبدیل کرده است. عارف در استقلال به دنبال آرامش بود، اما فشار پیراهن این تیم و انتظارات بالایی که از یک مدافع ملیپوش میرود، او را در هم شکست. وضعیت او برای جدایی جدیتر از بقیه است؛ چراکه کادر فنی معتقد است استقلال در خط دفاعی به یک رهبر نیاز دارد، نه بازیکنی که خودش درگیر نوسانات روحی است.
اگر بخواهیم این کلاف سردرگم را باز کنیم، به سه متغیر اصلی میرسیم که اجازه نمیدهد این بازیکنان به سادگی از درِ باشگاه خارج شوند. بزرگترین اهرم فشار بر مدیریت باشگاه، محرومیت از نقل و انتقالات است. استقلال اگر همین فردا این سه نفر را بفروشد، با چه کسی جایگزین کند؟ بازی کردن در آسیا و نیمفصل دوم لیگ برتر، یعنی پذیرش سقوط مطلق. به همین دلیل است که مدیران باشگاه، حتی به قیمت نگاههای غضبآلود در تمرین، ستارههای ناراضی را نگه داشتهاند. آنها ترجیح میدهند جسم بازیکن در تمرین باشد، حتی اگر روحش جای دیگری سیر کند.
هر سه بازیکن میدانند که حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، آخرین ویترین بزرگ دوران حرفهایشان خواهد بود. نشستن روی نیمکت استقلال یا تمرین در تیم «ب»، یعنی خط قرمز امیر قلعهنویی روی نام آنها. رامین و ابوالفضل به دنبال تیمی هستند که در آن فیکس باشند و دیده شوند. این تضاد منافع (نیاز استقلال به مهره و نیاز بازیکن به بازی کردن) به یک گره کور تبدیل شده است.
بازگشت به تمرین، به معنای حل شدن مشکلات نیست. وقتی یک مربی (در اینجا کادر فنی فعلی) اعتمادش را به بازیکنی از دست میدهد، بازگرداندن آن اعتماد ماهها زمان میبرد. بازیکنان حس میکنند مربی آنها را نمیخواهد و مربی حس میکند بازیکنان با تمام توان بازی نمیکنند.
اینکه سرمربی میخواهد این سه نفر از تیم بروند، حرف دل بخش بزرگی از هواداران است که از ستارهسالاری و بیتعصبی خسته شدهاند. هوادار استقلال بازیکنی را میخواهد که وقتی تیم عقب است، زمین را به آتش بکشد، نه اینکه در فضای مجازی به دنبال پاک کردن نام تیم باشد.
اما واقعیت سخت مدیریتی میگوید جدایی بدون جایگزین، خودکشی است. استقلال در حالحاضر در وضعیتی است که نه راه پیش دارد و نه راه پس. بازگشت رامین و ابوالفضل به تمرینات، فقط یک مسکن برای یک درد مزمن است. این سه نفر شاید به تمرین برگشته باشند، اما ذهنشان خیلی وقت است که از کمپ حجازی رفته است. سوال اصلی اینجاست؛ آیا مدیریت استقلال میتواند قبل از اینکه این نارضایتی کل رختکن را بگیرد، پنجره را باز کند و خون تازهای به رگهای تیم تزریق کند؟
دیدگاه تان را بنویسید