نشست وزرای خارجه گروه ۲۰، اختلافات عمیق روسیه و اروپا را آشکار کرد:
آتلانتا، صحنه جدال مسکو و بروکسل بر سر اوکراین
رامین پرتو
نشست وزرای خارجه گروه ۲۰ در آتلانتا به صحنه نمایش اختلافات عمیق میان روسیه و کشورهای اروپایی بر سر جنگ اوکراین تبدیل شد. لغو عکس دستهجمعی وزیران به دلیل مخالفت شماری از نمایندگان اروپایی با حضور در کنار سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، اتفاقی صرفاً تشریفاتی نبود؛ بلکه نشان داد شکاف سیاسی و امنیتی میان مسکو و پایتختهای اروپایی همچنان پابرجاست. این رویداد در شرایطی رخ داد که واشنگتن تلاش میکند ضمن حفظ ارتباط با روسیه، زمینه مذاکرات احتمالی برای پایان جنگ را فراهم کند؛ رویکردی که با اولویتهای امنیتی بسیاری از کشورهای اروپایی تفاوت دارد.
نزاع بر سر اوکراین
حضور لاوروف در نشست آتلانتا از ابتدا با واکنش منفی شماری از نمایندگان اروپایی مواجه شد. یوهان وادهفول، وزیر خارجه آلمان، اعلام کرد که با توجه به شرایط جنگ اوکراین، عکس مشترکی با حضور لاوروف گرفته نخواهد شد. در نهایت، وزارت خارجه آمریکا عکس سنتی گروهی را از برنامه نشست حذف کرد. این تصمیم نشان داد اختلافات سیاسی اعضای گروه ۲۰ تا اندازهای عمیق است که حتی یک مراسم نمادین نیز نمیتواند بدون تنش برگزار شود.
ریشه این اختلاف را باید در برداشت متفاوت مسکو و کشورهای اروپایی از جنگ اوکراین و شرایط پایان آن جستوجو کرد. از نگاه دولتهای اروپایی، جنگی که از فوریه ۲۰۲۲ آغاز شده، صرفاً مناقشهای سرزمینی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت اروپا، اعتبار تعهدات بینالمللی و آینده نظم امنیتی این قاره ارتباط دارد. به همین دلیل، بسیاری از دولتهای اروپایی معتقدند تا زمانی که روسیه به حملات نظامی ادامه میدهد و نشانهای عملی از تغییر رفتار خود نشان نمیدهد، عادیسازی روابط با مسکو توجیهپذیر نیست.
اظهارات کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در حاشیه نشست نیز همین رویکرد را منعکس کرد. او لاوروف را به ارائه روایتهای نادرست درباره جنگ اوکراین متهم کرد و گفت مسکو نشانهای از آمادگی واقعی برای عقبنشینی از مواضع خود نشان نداده است. کالاس همچنین با اشاره به افزایش تلفات غیرنظامیان تأکید کرد که معیار سنجش تمایل روسیه به مذاکره باید اقدامات عملی این کشور باشد، نه اظهارات دیپلماتیک مقامهای آن. از دیدگاه بروکسل، توقف حملات و برقراری آتشبس میتواند نشانهای معتبر از تغییر رویکرد کرملین باشد.
از نگاه واشنگتن، روسیه همچنان بازیگری تأثیرگذار در معادلات امنیتی جهان است و بدون مشارکت آن، دستیابی به توافقی پایدار درباره اوکراین دشوار خواهد بود و به همین دلیل، آمریکا تلاش میکند حتی در شرایط تداوم اختلافات سیاسی، مسیر مذاکره را باز نگه دارد
در مقابل، روسیه بر ملاحظات امنیتی و سیاسی خود تأکید دارد و حاضر نیست بدون توجه به خواستههایش درباره آینده اوکراین به توافق برسد. مسکو مسئله گسترش ناتو، جایگاه نظامی اوکراین و ترتیبات امنیتی آینده شرق اروپا را از موضوعات اساسی مذاکرات میداند. بنابراین، اختلاف صرفاً بر سر توقف درگیریها نیست، بلکه به این پرسش مربوط میشود که پس از پایان جنگ، چه ساختار امنیتی و سیاسی در منطقه شکل خواهد گرفت.
از همین منظر، مخالفت اروپاییها با عکس گرفتن در کنار لاوروف را باید اقدامی نمادین برای حفظ فشار سیاسی بر کرملین دانست. کشورهای اروپایی نگران هستند که گفتوگوهای مستقیم واشنگتن و مسکو، بدون مشارکت مؤثر اروپا و اوکراین، به توافقی منجر شود که ملاحظات امنیتی این قاره را نادیده بگیرد. البته همه دولتهای اروپایی نیز درباره چگونگی تعامل با روسیه اتفاقنظر ندارند. اظهارات ایلیانا یوتووا، رئیسجمهوری بلغارستان، درباره ضرورت ازسرگیری ارتباطات دیپلماتیک با پوتین و پیشنهاد ایفای نقش صوفیه بهعنوان کانال ارتباطی میان اتحادیه اروپا و روسیه، نمونهای از این تفاوت دیدگاههاست.
واشنگتن و معادله متفاوت روابط با مسکو و اروپا
یکی از مهمترین پیامهای نشست آتلانتا، تفاوت رویکرد ایالات متحده و کشورهای اروپایی در قبال روسیه بود. دولت دونالد ترامپ برخلاف برخی متحدان اروپایی خود بر ضرورت حفظ ارتباط مستقیم با کرملین تأکید دارد. از نگاه واشنگتن، روسیه همچنان بازیگری تأثیرگذار در معادلات امنیتی جهان است و بدون مشارکت آن، دستیابی به توافقی پایدار درباره اوکراین دشوار خواهد بود. به همین دلیل، آمریکا تلاش میکند حتی در شرایط تداوم اختلافات سیاسی، مسیر مذاکره را باز نگه دارد.
اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در افتتاحیه نشست نیز بر ضرورت همکاری کشورها برای مقابله با بحرانهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی تأکید داشت. با این حال، واشنگتن در عمل نشان داده است که اولویتهای اقتصادی و دیپلماتیک خود را لزوماً با سیاست فشار حداکثری مورد نظر برخی کشورهای اروپایی هماهنگ نمیکند.
از نگاه دولتهای اروپایی، جنگی که از فوریه ۲۰۲۲ آغاز شده، صرفاً مناقشهای سرزمینی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت اروپا، اعتبار تعهدات بینالمللی و آینده نظم امنیتی این قاره ارتباط دارد و حالا بسیاری از دولتهای اروپایی معتقدند تا زمانی که روسیه به حملات نظامی ادامه میدهد عادیسازی روابط با مسکو توجیهپذیر نیست
تحولات مرتبط با مبادلات انرژی آمریکا و روسیه نیز نمونهای از این تفاوت رویکرد است. دولت ترامپ تلاش دارد از طریق مذاکره، امتیازدهی محدود اقتصادی و حفظ ابزارهای فشار، مسکو را به پذیرش گفتوگو ترغیب کند. در مقابل، برخی دولتهای اروپایی معتقدند کاهش محدودیتهای اقتصادی میتواند درآمدهای روسیه را افزایش دهد و اثرگذاری تحریمها را کاهش دهد.
این تفاوت به معنای کنار گذاشتن اوکراین از محاسبات آمریکا نیست، بلکه نشاندهنده تلاش واشنگتن برای مدیریت همزمان روابط با مسکو، کییف و متحدان اروپایی است. آمریکا میخواهد امکان مذاکره با روسیه را حفظ کند، اما در عین حال نمیتواند نگرانیهای امنیتی اروپا و مسئله حمایت از اوکراین را نادیده بگیرد.
از سوی دیگر، واشنگتن به اختلافات اروپا و روسیه از زاویه رقابتهای گستردهتر جهانی نگاه میکند. انرژی، تجارت جهانی، امنیت دریایی و تحولات خاورمیانه نیز در محاسبات کاخ سفید اهمیت دارند. به همین دلیل، آمریکا خواهان مدیریت اختلافات با مسکو است، در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی روسیه را تهدیدی مستقیم و بلندمدت برای امنیت خود میدانند. همین تفاوت در تعریف اولویتها، هماهنگی کامل دو سوی آتلانتیک را دشوار کرده است.
چشمانداز صلح
با وجود اختلافات آشکار در نشست آتلانتا، نمیتوان احتمال پایان جنگ اوکراین از مسیر دیپلماسی را منتفی دانست. اظهارات لاوروف درباره آمادگی پوتین برای دیدار با زلنسکی در مسکو و دعوت ترامپ از رئیسجمهوری روسیه برای شرکت در اجلاس رهبران گروه ۲۰ در میامی، از جمله نشانههای ادامه تحرکات دیپلماتیک هستند. با این حال، هنوز مشخص نیست این اقدامات تا چه اندازه میتوانند به توافقی عملی منجر شوند.
مسئله اساسی این است که دو طرف درباره شرایط پایان جنگ اختلافات بنیادین دارند. روسیه خواهان ترتیباتی است که نگرانیهای امنیتی اعلامشده خود را تأمین کند، در حالی که اوکراین بر حفظ حاکمیت ملی و تضمین امنیت سرزمینی خود تأکید دارد. کشورهای اروپایی نیز نگران هستند توافقی بدون تضمینهای امنیتی معتبر، صرفاً به توقف موقت درگیریها و فراهم شدن فرصت تجدید قوای نظامی روسیه منجر شود.
تحولات میدانی نیز بر پیچیدگی این معادله افزوده است. حملات روسیه به زیرساختهای انرژی و مناطق شهری اوکراین، فشار انسانی و اقتصادی بر کییف را افزایش داده است. در مقابل، مقاومت اوکراین و ادامه حمایت کشورهای غربی از این کشور، مانع از آن شده که مسکو بتواند اهداف خود را صرفاً از طریق فشار نظامی محقق کند. در چنین شرایطی، هزینههای جنگ برای هر دو طرف همچنان ادامه دارد و همین مسئله ضرورت یافتن راهحل سیاسی را برجسته میکند.
با این حال، آتشبس محدود در شهر اولشکی، واقع در استان خرسون، تحول قابل توجهی در سطح انسانی و دیپلماتیک محسوب میشود. این توافق با میانجیگری ملانیا ترامپ و با هدف کمکرسانی و تخلیه غیرنظامیان برقرار شد. انتقال گروهی از ساکنان این شهر به بلاروس و فراهم شدن امکان بازگشت آنان به اوکراین نشان داد که حتی در شرایط تقابل نظامی نیز امکان همکاری محدود میان مسکو و کییف وجود دارد. البته نباید یک توافق بشردوستانه را با توافق سیاسی برای پایان جنگ یکسان دانست.
دیدگاه تان را بنویسید