مرگ ۱۷ کارگر در بیست و یک روز!

جان کارگران به دلیل غفلت‌های نهادی و تجهیزاتی، در آتش‌سوزی‌های پیاپی از دست می‌رود؛ هنوز از شوک سنگینِ مرگ شش کارگر زن در حادثه‌ی آتش‌سوزی مینی‌بوس بروجن بیرون نیامده‌ایم که خبر می‌رسد یک آتش‌سوزی در شامگاه بیست دی در شهرک صنعتی البرزِ قزوین، چهار کارگر دیگر را به کامِ نامیمون مرگ فرو برده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در زمستان و پاییز امسال، تقریباً هر دو روز، یک حادثه‌ی انفجار و آتش‌سوزی داشته‌ایم؛ حوادثی دلخراش که منجر به مرگ یا مصدومیت تعدادی از کارگران شده است؛ هجدهم دیماه، چهار کارگر یک کارگاه زغالسازی درحوالی روستای «کورانه» بر اثر انفجار منبع گاز به شدت مصدوم شدند. همان هجدهم دی، یک آتش‌سوزیِ دلخراش دیگر هم داشتیم، آتش‌سوزی در خط لوله پنتان پالایشگاه بیدبلند خلیج فارس که موجب مرگ یک کارگر واحد تعمیرات شد. چهار روز قبل، چهاردهم دی ماه، بازهم در یک حادثه‌ی غمبار دیگر، سه کارگر قربانی ناایمنیِ وسایل گرمایشی و آتش‌سوزی شدند؛ آتش سوزی در کانکس استراحت کارگران معدن خاک صنعتی فاطمیه واقع در جاده اردکان به چوپانان، منجر به مرگ سه کارگر شد؛ در این معدن، کارگران در کانکس‌های استراحت از حداقلی‌ترین امکانات گرمایشی محروم بوده‌اند....

یک روز قبل، سیزدهم دیماه، بازهم وسایل گرمایشی حادثه‌ی مرگبار آفریدند؛ سه کارگر کچ کار درشهرک «سنقرآباد» بخش بیستون از توابع شهرستان هرسین استان کرمانشاه هنگام استراحت بر اثر استنشاق گاز سمی در محل سکونت جان خود را از دست دادند. در همان سیزدهم دی، انفجار کوره ذوب آهن در کارخانه «ذوب ریزان شرق پایتخت» واقع در بخش ایوانکی شهرستان گرمسار منجر به مرگ یک کارگر و مصدومیت پنج کارگر دیگر شد. دهم دی، دو کارگر یک کارواش در اسلام آباد غرب بر اثر گازگرفتگی جان باختند. چهارم دی، هفت نفر از کارگران معدن سنگ فلورین واقع در روستای تویه دامغان در محل استراحتگاه‌شان با یک بخاری نفتی چکه‌ای اقدام به گرم کردن خود کرده بودند که بخاری به دلیل جمع شدن گاز ناگهان منفجر می‌شود؛ در این حادثه سه کارگر جان باختند، مرگ دو نفر آنی بود و سومی روزهای بعد در بیمارستان فوت شد. در همین روزها دو نفر از مصدومانِ حادثه‌ی مینی‌بوس بروجن نیز پس از تحمل چندین روز رنج و درد، در بیمارستان جان باختند.

با این حساب، از ابتدای دی تا روز بیست و یکم این ماه، هفده کارگر بر اثر آتش‌سوزی، انفجار یا استنشاق گاز سمی جان خود را از دست داده‌اند؛ البته در این بازه زمانی، بازهم مرگ کارگران بر اثر حوادث کار داشته‌ایم اما علت، مربوط به انفجار و آتش‌سوزی یا وسایل گرمایش نبوده است.

 آنچه می‌بینیم، آماری‌ست که بالاست؛ هفده کارگر در ۲۱ روز بر اثر آتش یا گاز سمی جان باخته‌اند که عمده‌ترین دلیل حادثه، وسایل گرمایشی ناایمن بوده است؛ یا گاز پیک نیکی یا بخاری غیراستاندارد یا دلخراش‌تر از همه در مورد حادثه‌ی شهرک صنعتی البرز، بخاری هیزمی در مجاورت مواد قابل احتراق!

افزایش چشمگیر آمار مرگ کارگران در حوادث زمستانی، جای خالی خیلی چیزها را نشان می‌دهد؛ ضعف نهادی کارگران در پیگیری حقوق صنفی، ضعف ایمنی کارگاهی و غفلتِ مرگبارِ سودجویانی در قامت کارفرما و در سطحی مهم‌تر، ضعف نظارتیِ نهادهای متولی به خصوص وزارت کار که به نظر می‌رسد «بازرسی کار» و «محافظت از جان کارگران» را امری تشریفاتی و بوروکراتیک می‌دانند و فقط به بازرسی صوری از کارگاه‌های بزرگ و اصطلاحاً در معرض دید، بسنده می‌کنند.