مورد دراگان اسکوچیچ، اصلا یک مورد معمولی برای فوتبال ایران نیست. در ماجرای او، با یک مربی سروکار داریم که در غیرعادی‌ترین شرایط ممکن سرمربی تیم ملی شده و غیرمنتظره‌ترین نتایج ممکن را هم به دست آورده است. قرار نیست بیش از حد اغراق کنیم و او را از همین حالا در فهرست مربیان موفق تیم ملی قرار بدهیم اما نمی‌شود چشم‌ها را روی سماجت اسکوچیچ در جنگیدن با تردیدها بست. از هوادار تا رییس فدراسیون و بازیکنان، همه به این انتخاب با تردید نگاه می‌کردند اما به نظر می‌رسد حالا دیگر، دلیلی برای شک کردن به مرد کروات باقی نمانده است.

آریا رهنورد

شروع کار دراگان اسکوچیچ در تیم ملی، از فوق‌العاده‌ترین تصورها در این مورد هم فراتر بوده است. در شرایط عادی، انتظار می‌رفت او با شکست دادن بحرین و تساوی با عراق، ایران را به عنوان تیم دوم گروه از مرحله اول عبور بدهد و در مرحله دوم هم چهار امتیاز از دو جدال با سوریه و عراق به دست بیاورد. در عمل اما او تیم ملی را با چهار پیروزی متوالی، صدرنشین مرحله پیشین کرد و در شروع این مرحله هم با 6 امتیاز کامل در پایان هفته دوم، به صدر جدول گروه تکیه زد. رسیدن به 9 برد آن‌هم با 6 مسابقه رسمی، یک دستاورد فراموش‌نشدنی برای دراگان خواهد بود. او در حالی این نتایج درخشان را کسب کرده که از همان روز اول، با انواع و اقسام چالش‌ها روبه‌رو بوده است. اولین دغدغه بزرگ اسکوچیچ در فوتبال ایران، چالش بی‌اعتمادی اهالی فوتبال به او بود. سرمربی کروات در لیگ برتر و حتی دسته یک، هدایت تیم‌های چندان بزرگی را به عهده نداشت. او بدون آن‌که در تیم‌هایی مثل پرسپولیس، استقلال، سپاهان و یا تراکتور کار کند، نیمکت تیم ملی را به دست آورد و آخرین تیمش در فوتبال ایران هم صنعت نفت آبادان بود. یک تجربه ناموفق برای صعود به لیگ برتر در لیگ دسته یک با خونه به خونه بابل هم، کار را کمی خراب‌تر می‌کرد. از جنس مصاحبه‌های برخی از ستاره‌های تیم هم این‌طور پیدا بود که آنها نتوانسته‌اند رابطه خوبی با اسکوچیچ برقرار کنند. حالا اما واکنش‌ها به این مربی و تصاویر منتشر شده از او به همراه بازیکنان در رختکن، چیز دیگری را نشان می‌دهد. همزمان با جنگیدن علیه این بی‌اعتمادی گسترده، اسکوچیچ باید با بحران کرونا هم روبه‌رو می‌شد. ویروسی که بارها و بارها برنامه نبردهای تیم ملی را تغییر داد، در مرحله قبلی، فرصت میزبانی را از تیم ملی گرفت و در این مرحله هم ایران را از ورود تماشاگرها به استادیوم محروم کرد. شاید این اولین بار در تمام تاریخ باشد که ایران بدون تماشاگر به استقبال جام جهانی می‌رود. جالب اینکه از 9 برد متوالی اسکوچیچ با تیم ملی، فقط و فقط دو برد در استادیوم آزادی رقم خورده و هر دو بار هم حریف تیم ملی، سوریه بوده است.

شاید این اولین بار در تمام تاریخ باشد که ایران بدون تماشاگر به استقبال جام جهانی می‌رود. جالب اینکه از 9 برد متوالی اسکوچیچ با تیم ملی، فقط و فقط دو برد در استادیوم آزادی رقم خورده و هر دو بار هم حریف تیم ملی، سوریه بوده است

جنس دراگان اسکوچیچ، با همه مربیان دیگری که ایران را به جام جهانی رساندند متفاوت به نظر می‌رسد. حشمت مهاجرانی در عصر خودش یک مربی مقتدر بود که عملا جانشینی نداشت و هیچ صدایی بلندتر از صدای او در فوتبال ملی ایران به گوش نمی‌رسید. بقای حشمت روی نیمکت در آن مقطع، رابطه مستقیمی با نتایج نداشتند. چراکه این مربی به هر قیمتی به کارش در تیم ادامه می‌داد. او به کمک همین اقتدار و البته نقشه‌های دقیق فنی، ایران را به جام جهانی رساند. بعدها در جریان صعود به جام جهانی 98، نیمکت تیم ملی بارها دست به دست شد و چند مربی مختلف در این مسیر همراه تیم ملی بودند. صعود بعدی، با برانکویی رقم خورد که چند سال به عنوان دستیار و چند سال به عنوان سرمربی روی نیمکت تیم ملی تجربه به دست آورده بود. او کاملا به موقعیت کاری‌اش مسلط شده بود. کارلوس کی‌روش هم سه سال قبل از اولین صعود به جام جهانی، هدایت تیم ملی را بر عهده داشت و به خوبی فرصت کرده بود تا شرایط تیم ملی را بسنجد. اسکوچیچ یک امتیاز بزرگ نسبت به همه این مربیان دارد و آن این است که قبلا در لیگ برتر ایران کار کرده و شناخت خوبی از مردم، فرهنگ و فوتبال ایران به دست آورده است. با این حال او در شروع دوران کاری، با موجی از واکنش‌های منفی روبه‌رو شد و باید با موانع زیادی دست و پنجه نرم می‌کرد. حالا برای اطمینان از صعود به جام جهانی، کاملا زود است اما فعلا باید همه بحث‌ها درباره انتخاب یک مربی دیگر را فراموش کنیم. دراگان به هر قیمتی، خودش را در این جایگاه مستحکم کرده و این اعتبار را نه از شعارها و فریادها، نه از اخبار و هیاهوها و نه از روسای فدراسیون، بلکه مستقیما از نتایجش گرفته است.

اسکو نباید تصور کند که همه فشارها را پشت سر گذاشته است. او با اولین شکست، دوباره همان حرف‌های قبلی را خواهد شنید. او باید در ادامه مسیر هم، به همین اندازه سمج باقی بماند. این دستاورد، نباید به سادگی از دست برود. این نسل پرستاره و این مربی جسور، می‌توانند دست به کارهایی بزنند که قبل از این، هرگز در تیم ملی انجام نشده است.