شعله‌های پاریس زیر ذره‌بین استانداردهای دوگانه

طهمورث گیلانی

شعله‌ور شدن آتش ناآرامی‌ها در فرانسه و بازتاب‌های بین‌المللی و داخلی آن، مواضع سیاسی دیپلمات‌ها، واکنش‌های داخلی و روایت‌های رسانه‌ای را به یکی از داغ‌ترین سوژه‌های روز تبدیل کرده است. موج تازه اعتراضات خیابانی که با حرکت‌های دانش‌آموزی آغاز شد و با پیوستن اتحادیه‌های کارگری، معلمان، کشاورزان و جنبش جلیقه‌زردها ابعاد گسترده‌تری به خود گرفت، دومین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا را با بحرانی جدی مواجه کرده است. در این میان، واکنش‌های تند مقامات ایران به رویدادهای فرانسه و پاسخ مستقیم طرف فرانسوی، دیپلماسی رسانه‌ای میان دو کشور را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. گسترش دامنه‌دار تظاهرات در شهرهای مختلف فرانسه باعث شد تا دستگاه دیپلماسی ایران هشدارهای مسافرتی صادر کند. در بیانیه روابط عمومی وزارت امور خارجه ایران در این ارتباط آمده است: «وزارت امور خارجه ایران با توجه به تشدید ناآرامی‌ها و اختلال در نظم عمومی در فرانسه، بلژیک و ایتالیا، به هم‌وطنان ایرانی توصیه می‌کند که از انجام سفرهای غیرضروری به این کشورها یا حضور در محل‌های ناآرام خودداری کنند.» هم‌زمان با این هشدارها، تحلیلی از سوی نمایندگان مجلس نیز مطرح شد. حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، دامنه ناآرامی‌های اروپا را محصول مداخله‌جویی‌های منطقه‌ای دانست و گفت: «ناآرامی‌های جاری در شهرهای اروپایی واکنشی مردمی به مشارکت این کشورها در تجاوزات نظامی علیه ایران است. در حالی که ایران همواره در موضع دفاع در برابر تحریم‌ها و فشارهای معیشتی قرار داشته، این اعتراضات در قلب شهرهای اروپایی و نه صرفاً میان مهاجران جریان دارد. برخورد قهرآمیز پلیس و ایمن‌سازی شدید مراکز تجاری در اروپا مشابه آنچه در جریان جنبش جلیقه‌زردها در پاریس رخ داد تناقض مدعیان حقوق بشر و تبعات رفتارهای مداخله‌جویانه این دولتمردان را نشان می‌دهد.» البته این نماینده مجلس دقیقا مشخص نکرده است در کدام یک از بیانیه‌های فرانسوی‌ها صحبت از اعتراض به جنگ علیه ایران شده است. 

دوئل کلامی دیپلمات‌ها

در عرصه رسمی دیپلماسی نیز نشست‌های خبری و واکنش‌های توئیتری به میدان اصلی تبادل سخنان تند تبدیل شد. اسماعیل بقایی‌، سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری خود در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات رئیس‌جمهور فرانسه مبنی بر ارتباط اعتراضات و ناآرامی‌های داخلی این کشور با جنگ ایران و وضعیت تنگه هرمز گفت: «واقعیتی در این سخنان نهفته است و آن اینکه این جهان کوه است و فعل ما ندا. آنچه خودشان انجام داده‌اند یا در انجام آن قصور ورزیده‌اند، تبعاتی دارد که باید بپذیرند.» وی افزود: «فرانسه به‌عنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، بر اساس حقوق بین‌الملل متعهد بود در برابر تجاوز نظامی آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران موضع بگیرد؛ اما متأسفانه شاهد بودیم که این کشور و برخی دیگر از کشورهای اروپایی، آشکارا یا به‌صورت تلویحی از این تجاوز حمایت کردند.» بقایی ادامه داد: «پیام مشهور ردوبدل‌شده میان رؤسای جمهور آمریکا و فرانسه را فراموش نکرده‌ایم که در آن گفته شده بود می‌توانیم کارهای عظیمی درباره ایران انجام دهیم. از همان زمان این تصور تقویت شد که فرانسه در جریان طراحی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله به ایران قرار داشته است.» 

سخنگوی وزارت امور خارجه پیشتر در توئیتی نوشته بود: «شما برای کسانی که به دستور عوامل خارجی به مراکز انتظامی و نهادهای عمومی ما حمله می‌کردند، نسخه تجمع بدون ترس از مجازات پیچیدید؛ اما دربارۀ ناآرامی در کشور خودتان به‌سرعت اعلام می‌کنید که عاملان آن به‌سرعت مجازات خواهند شد. شاید عاقلانه باشد به یاد داشته باشید که تاریخ، تنها نظاره‌گرِ پنجره‌ای که با ائتلاف‌های شوم گشوده شده نمی‌ماند تا سوختن جهان را تماشا کند؛ بلکه گاهی همان پنجره را درهم‌می‌شکند و آتش را درست به خانه طراحانش بازمی‌گرداند.» وزیر امور خارجه نیز با انتشار پیامی در شبکه ایکس نسبت به اظهارنظر اخیر رئیس‌جمهور فرانسه که علت آشوب‌های اخیر در این کشور را قیمت بالای سوخت ناشی از جنگ آمریکا علیه ایران توصیف کرده است، واکنش نشان داد. عباس عراقچی، با ضمیمه کردن پیام مکرون به ترامپ در حمایت از جنگ علیه ایران و در واکنش به ادعای مکرون مبنی براینکه افزایش قیمت بنزین به دلیل جنگ خاورمیانه است، نوشت: «آقای مکرون زمانی زمینه را برای این وضعیت فراهم کرد که به رئیس‌جمهور آمریکا اطمینان داد از جنایات علیه ایرانیان استقبال می‌کند. دیگر برای فرافکنی و مقصر دانستن جنگی که امثال او در ایجاد آن نقش داشتند، خیلی دیر شده است. مردم فرانسه خواهان تغییرات بنیادین، از جمله تضمین آزادی تجمعات هستند. آقای رئیس‌جمهور، به صدای آینده فرانسه گوش بدهید.» در مقابل این سخنان، جان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه در کنایه‌ای مستقیم به ایران پاسخ داد: «ما شاید معترضان را با گاز اشک‌آور متفرق کنیم اما هیچوقت آنها را نمی‌کشیم و یا هیچوقت اینترنت را قطع نمی‌کنیم.» در سطح چهره‌های نظامی و سیاسی داخلی نیز اظهارات متفاوتی درباره ماهیت این تحرکات مطرح شد. سردار نقدی، فرمانده پیشین بسیج با اشاره به تحولات اروپا گفت: «امروز جوانان اروپایی به این نتیجه رسیدند که فتنه همه این دنیا آمریکا و شخص رئیس‌جمهور است. قیام امروز جوانان اروپا نشانه درایت آنان است. به پیروزی خود یقین داشته باشید. دشمن ذلیل است.» این جنگ کلامی میان مقامات ارشد دو کشور نشان‌دهنده عمق گسست سیاسی میان تهران و پاریس است. تقابل سخنگوی وزارت خارجه و وزیر امور خارجه ایران با مقامات فرانسوی، متکی بر روش «استانداردهای دوگانه» است تا رویه سرکوب در غرب را تقبیح کند. در مقابل، پاسخ طرف فرانسوی با متمایز کردن نوع برخورد امنیتی و زیرساختی (مانند قطع نکردن اینترنت)، رخ می‌دهد و مقامات ایرانی باید بدانند که آنها در مقابل اظهارات ما ساکت نخواهند بود و این مردم هستند که دراین دوئل قضاوت خواهند کرد. حال باید دید ورود به چنین تقابلی چه فضایی در اذهان عمومی ایران ایجاد خواهد کرد و حق را به مقامات ایرانی خواهند داد یا مقامات فرانسوی؟

در کنار پوشش رسانه‌ای تحولات غرب، افکار عمومی ایران با مقایسه تورم تک‌رقمی فرانسه و تورم بالای داخلی، نسبت به مواضع رسمی واکنش نشان دادند. تحلیل‌گران نیز بر رعایت حق اعتراض و عدم صدور احکام سنگین برای معترضان در ساختار فرانسه تأکید کردند

میدان نبرد پاریس

ابعاد میدانی این ناآرامی‌ها نشان از چالش‌های گسترده ساختاری دارد. به گزارش رسانه‌های بین‌المللی و داخلی، فرانسه پس از یکی از گسترده‌ترین ناآرامی‌های چند سال اخیر با بحرانی جدی روبه‌رو شده است. تظاهرات ضد دولت امانوئل ماکرون باعث خسارت‌هایی در سراسر کشور شده است. دولت فرانسه تظاهرات‌کنندگان را شورشی و غارتگر خوانده و به همین دلیل پلیس برخورد شدیدی با تظاهرات‌کنندگان داشته است. در این اعتراضات سه جریان به یکدیگر پیوستند: جنبش‌های دانش‌آموزی که خواستار بهبود شرایط کلاس‌های درس هستند، جنبشی سراسری که به افزایش هزینه‌های زندگی اعتراض دارند و گروه‌هایی که از تظاهرات برای خسارت زدن به اموال عمومی استفاده کردند. بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی وزارت کشور فرانسه، روز شنبه بیش از نیم میلیون نفر حدود ۱۱۰ راهپیمایی در سراسر کشور شرکت کردند، در حالی که کنفدراسیون عمومی کار، شمار شرکت‌کنندگان را ۸۰۰ هزار نفر اعلام کرد. در کنار تظاهرات مسالمت‌آمیز، گروه‌هایی از معترضان به تخریب حدود ۱۵۰۰ فروشگاه دست زدند و ۲۲۰۰ نفر بازداشت شدند. در لیموژ، آتش‌سوزی ساختمان شهرداری را ویران کرد و در مارسی سردیس ماریان، نماد جمهوری فرانسه واژگون شد. ریشه بخشی از ناآرامی‌ها به حوزه آموزش بازمی‌گردد؛ جایی که دانش‌آموزان نسبت به فرسودگی زیرساخت‌ها، شلوغی کلاس‌ها، کمبود معلم و سامانه‌های دولتی پذیرش دانشجو معترض بودند و صدها مدرسه را مسدود کردند. دادستان‌ها و نهاد ناظر بر پلیس ۳۴ پرونده رفتار غیرقانونی مأموران را بررسی می‌کنند که شامل قطع دست یک نوجوان ۱۵ ساله و معلولیت شدید یک نوجوان ۱۴ ساله بر اثر شلیک گاز اشک‌آور است. از منظر سیاسی، نخست‌وزیر فرانسه حزب چپ‌گرای «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» را به ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به پلیس متهم کرد، اما ژان‌لوک ملانشون رهبر این حزب، دولت را مسئول اصلی بروز زمینه ناآرامی‌ها دانست.

ناآرامی‌های اخیر فرانسه که از اعتراض‌های دانش‌آموزی آغاز شد و به پیوستن اتحادیه‌های کارگری انجامید، از بحران در نظام نئولیبرال حکایت دارد. با این حال، برخورد پلیس و بازداشت‌های گسترده، موقعیت سیاسی امانوئل مکرون را با چالش جدی مواجه ساخته است

واکنش‌های داخلی و قیاس شاخص‌های تورمی

بررسی تحلیلی واکنش‌های داخلی در ایران نشان می‌دهد که ناظران نسبت به نگاه‌های ساده‌انگارانه هشدار می‌دهند. مجتبی نجفی، تحلیلگر سیاسی ساکن پاریس در یادداشتی تحت عنوان «اعتراض‌ها در فرانسه، جولان جهل در فضای فارسی‌زبان» نوشت: «از حجم جهلی که درباره تحلیل اعتراض‌های فرانسه در فضای فارسی زبان رخ داده می‌ترسم‌. نگاه‌های ساده‌ساز تک‌بعدانگار که تنها چیزی که نمی‌شناسند بررسی و پرسشگری است، از چند فیلم و ویدیو یک رخداد چندبعدی و پیچیده را در چند واژه و کلمه تعریف می‌کنند. آنچه که در فرانسه رخ داده یک جنبش یکدست نیست. بازیگران جنبش متنوع‌اند؛ از جوانان که در مدارس و دانشگاه‌ها علیه کیفیت پایین آموزش قیام کردند تا جلیقه زردهایی که فرصت را برای نمایش دوباره خود فراهم دیدند، تا گروه‌ها و افراد مستقلی که از طبقات پایین جامعه علیه کاهش قدرت خرید مردم اعتراض کردند، تا اولترا چپ‌ها و آنارشیست‌ها. این جنبش هم چپ دارد هم راست، مطالبه سیاسی دارد، معیشتی دارد، صنفی دارد. بعد اقتصادی این جنبش به بحران ریشه‌دار اقتصاد فرانسه مرتبط است. جنگ اوکراین - روسیه و ایران با اسرائیل و آمریکا، این بحران را تشدید کرده، اما ریشه اصلی اعتراض‌ها سال‌ها است که وجود دارد. بین ایده دولت رفاهی و هزینه های سنگین دولت تعارض ایجاد شده است. بحران هویت ملی و فاصله میان لائیسیته فرانسوی با تجربه زیسته برخی مهاجران نیز به گسست ارزشی دامن زده است.» از سوی دیگر، مقایسه نرخ تورم و واکنش‌های افکار عمومی نشان‌دهنده نگرش متفاوتی میان مردم نسبت به مواضع رسمی است. مقایسه‌ها نشان می‌دهد اعتراضات فرانسه برای نرخ تورم ۳ درصدی رخ داده، در حالی که طبق تازه‌ترین آمارهای رسمی تا ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶، نرخ تورم نقطه به نقطه در ایران به ۸۹.۸ درصد و تورم سالانه میانگین به ۷۳.۶ درصد رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با نرخ تورم فرانسه (۳.۱درصد)، آلمان (۳.۳درصد) و آمریکا (۳.۷درصد) بسیار چشمگیر است و باعث ایجاد واکنش‌های متعددی در افکار عمومی شده است.»

موج گسترده اعتراضات معیشتی و آموزشی در فرانسه با واکنش تند دیپلمات‌های ایرانی همراه شد. هشدارهای مسافرتی تهران و کنایه‌های متقابل وزرای خارجه دو کشور، تحولات پاریس را به صحنه جدیدی برای مواجهه سیاسی و جنگ کلامی میان ایران و فرانسه تبدیل کرد

 تحلیلی که نجفی ارائه می‌دهد، بر لزوم پرهیز از ساده‌سازی سیاسی رخدادهای پیچیده غربی تأکید دارد. در عین حال، واکنش مردم در مواجهه با پوشش رسانه‌ای گسترده اخبار فرانسه، نوعی قیاس خودآگاهانه است؛ افکار عمومی با سنجش نرخ تورم خردکننده در ایران در برابر تورم تک‌رقمی فرانسه، نسبت به تبلیغات رسمی سیاسی حساسیت نشان داده و اولویت مطالبات را معطوف به بهبود وضعیت اقتصادی داخلی می‌داند. در چنین شرایطی نمی‌توان به مردم حق داد که مطابق نظرات آقای عراقچی خواهان تغییرات باشند؟

کالبدشکافی ساختاری و تفاوت دو روایت

کامران برادران، روزنامه‌نگار ایرانی مقیم فرانسه که از نزدیک شاهد وقایع اخیر بوده است، در گفت‌وگو با خبرنگار «توسعه ایرانی» در تشریح وقایع رخ داده، گفت: «طی هفته گذشته (نیمه دوم اکتبر ۲۰۲۶)، فرانسه شاهد یکی از شدیدترین موج‌های ناآرامی و اعتصابات سراسری در سال‌های اخیر بوده است. جنبش معترضان که با محوریت دانش‌آموزان و دانشجویان در اعتراض به کسر بودجه آموزشی آغاز شده بود، با پیوستن سندیکاهای معلمان، اتحادیه‌های کارگری و جلیقه‌زردها به یک بحران معیشتی و اجتماعی فراگیر تبدیل شد. شهرهای اصلی نظیر پاریس، برست، لیون و مارسی شاهد درگیری‌های سنگین، مسدودسازی دانشگاه‌ها و آسیب به بیش از ۱۵۰۰ واحد تجاری بودند. طی ۴۸ ساعت گذشته بیش از ۱۸۰۰ تا ۲۴۰۰ نفر بازداشت شده‌اند و کاخ ماتینیون ستاد اضطراری بحران تشکیل داده است. اعتراضات اخیر فرانسه نه یک پدیده اتفاقی، بلکه تجلی آشکار تضاد طبقاتی در قالب بازتولید بحران‌های ساختاری نظام سرمایه‌داری نئولیبرال است. تسریع سیاست‌های ریاضت اقتصادی دولت مکرون در بخش آموزش و خدمات رفاهی، بخشی از فرآیند انباشت از طریق سلب مالکیت است.»

وی با اشاره به نظریات فلسفی تشریح کرد: «اسلاوی ژیژک در کتاب «خشونت: پنج نگاه زیرچشمی» سه‌گانه مفهومی ارزشمندی ارائه می‌دهد: الف) خشونت پلیس (خشونت نهادینه‌شده و ساختاری)؛ یعنی نتایج فاجعه‌بار کارکرد عادی سیستم اقتصادی (گرانی، تورم و فقر) و خشونت نمادین رسانه‌ها در جرم‌انگاری معترضان. خشونت پلیس بازوی اجرایی این خشونت عینی است. ب) خشونت معترضان (خشونت ذهنی و واکنشی)؛ ژیژک تخریب و غارت در شورش‌های شهری را نشان‌دهنده خشونت خشم‌آلود واکنشی در برابر سیستمی می‌داند که تمامی راه‌های انضمامی تغییر سیاسی را مسدود کرده است. معترضان خشم خود را بر سر نمادهای مصرف‌گرایی تخلیه می‌کنند. در نهایت، اعتراضات جاری فرانسه گواهی بر بن‌بست سیستمیک نئولیبرالیسم است.»

برادران با اشاره به ابعاد میدانی تظاهرات در فرانسه و نحوه مواجهه با آن اظهار کرد: «بخش عمده‌ای از تجمعات در فرانسه به‌صورت مدنی و با محوریت مطالبات معیشتی و صنفی اقشار مختلف از جمله معلمان و دانشجویان برگزار شده است؛ امری که نشان می‌دهد ماهیت اصلی این تحرکات، پیگیری خواسته اجتماعی است. با وجود وسعت اعتراضات و بروز برخی تنش‌ها در حاشیه تجمعات، چارچوب‌های حقوقی و ساختار سیاسی در این کشور بستر متفاوتی را برای مدیریت بحران تعریف کرده است. بر اساس آمارهای موجود، تا کنون گزارشی از تلفات جانی یا احکام قضایی سنگین برای شرکت‌کنندگان ثبت نشده و مقامات ارشد فرانسه نیز با وجود برخورد با اقدامات تخریبی، بر رسمیت شناختن اصل حق اعتراض و آزادی تجمعات قانونی تأکید دارند.»