آمریکا، اسرائیل و ایران در یک آرایش جنگی، تهدید به «تمامکردن کار» میکنند؛
منطقه در خطر «مأموریتهای ناتمام»!
همزمانی هشدارهای امنیتی سفارتخانههای ایالات متحده به شهروندان آمریکایی در منطقه، توقف تجارت در دو گذرگاه مرزی ایران و پاکستان و تشدید ادبیات نظامی دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و عباس عراقچی، نگرانیها درباره گسترش دوباره جنگ را عمیقاً افزایش داده است. درحالیکه نتانیاهو از مأموریت باقیمانده علیه ایران سخن میگوید و عراقچی تأکید میکند تهران نیز «کارهای نیمهتمام» دارد، محدودیتهای تجاری و هشدارهای دیپلماتیک این پرسش را مطرح کردهاند که با توجه به تندتر شدن لحن مقامات اسرائیل و آمریکا نسبت به ایران و نیز پاسخ متقابل مقامات جمهوری اسلامی به آنها، آیا تلاشهای میانجیگران برای جلوگیری از دور تازه درگیری بیثمر خواهد ماند و منطقه باید خود را برای تشدید بحران آماده کند. خانمها و آقایان، به «میز سیاست خارجی توسعه ایرانی» خوش آمدید.
حمیدرضا مهدیزاده
تهران و واشنگتن در شرایطی بار دیگر با ادبیاتی شدیداً تهدیدآمیز با یکدیگر سخن میگویند که نشانههای نگرانی امنیتی از محدوده مرزهای ایران فراتر رفته است. در ۱۸ اکتبر، دولت پاکستان تجارت با ایران از دو گذرگاه رسمی گبد- ریمدان و تفتان را متوقف کرد؛ تصمیمی که صدها خودروی باری را در دو سوی مرز گرفتار کرده و نگرانیهایی درباره تأمین گاز مایع و کالاهای اساسی در پاکستان به وجود آورد. همزمان، گزارشهایی از صدور هشدارهای امنیتی برای شهروندان آمریکایی توسط وزارت خارجه ایالات متحده در کشورهای منطقه منتشر شد و نتانیاهو نیز بار دیگر از ضرورت «تمامکردن کار» علیه ایران سخن گفت.
البته، این تحولات بهتنهایی اثبات نمیکنند که حملهای تازه در آستانه وقوع است؛ بااینحال، قرارگرفتن هریک از این سیگنالها در کنار یکدیگر، تصویری از بحرانی ارائه میدهد که وزن ابعاد نظامی آن بهمراتب سنگینتر از تحولات دیپلماتیکش است.
هشدارهای امنیتی؛ نگرانی جدی از گسترش جغرافیایی جنگ
گزارشهای منتشرشده در ۱۸ و ۱۹ اکتبر از هشدارهای امنیتی نمایندگیهای آمریکا در کشورهای منطقه حکایت دارند. محور این هشدارها، احتمال تشدید سریع درگیریها، تهدید علیه منافع آمریکا و اختلال احتمالی در سفرهای هوایی و فعالیتهای منطقهای بود. در برخی اطلاعیهها، شهروندان آمریکایی به افزایش هوشیاری و توجه به دستورالعملهای امنیتی توصیه شدند.
اهمیت این هشدارها در آن است که دامنه نگرانی از تقابل مستقیم ایران و اسرائیل فراتر رفته و کشورهای میزبان نیروها و تأسیسات آمریکا و مسیرهای حیاتی حملونقل را نیز دربرگرفته است. اختلال در حریمهای هوایی یا هدف قرارگرفتن زیرساختهای منطقهای میتواند پیامدهایی جدی برای سفرهای بینالمللی، بازار انرژی و تجارت داشته باشد.
بااینحال، هشدار امنیتی فعلی را نمیتوان معادل دستور تخلیه عمومی یا اطلاعیهای درباره زمان قطعی حمله دانست. اما نگرانیها وقتی بیشتر میشود که به گزارش آسوشیتدپرس در ۹ مهر ۱۴۰۵ (۱ اکتبر ۲۰۲۶) توجه کنیم: در ادامه افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، ناو هواپیمابر یواساس تئودور روزولت و گروه رزمی همراه آن به سمت خاورمیانه حرکت کردهاند؛ همزمان، ناو آبیخاکی یواساس ماکین آیلند نیز با نیروهای تفنگدار دریایی در مسیر منطقه قرار گرفته است. بر اساس این گزارش، مجموع این جابهجاییها حدود ۹ هزار ملوان و تفنگدار دریایی را شامل میشود و میتواند توان آمریکا برای اجرای عملیات هوایی و دریایی را افزایش دهد.
دونالد ترامپ در ۱۸ اکتبر حمایت خود را از بنیامین نتانیاهو در انتخابات اسرائیل اعلام کرد و با اشاره به همکاری دو طرف در مقابله با تهران نوشت که اگر ایران بهسرعت مسیر خود را تغییر ندهد، آمریکا بهزودی «کار را تمام خواهد کرد». ترامپ همچنین گفت که در صورت انتخاب رهبری غیر از نتانیاهو، آمریکا ممکن است ناچار شود این مأموریت را بهتنهایی پیش ببرد
هرچند مقامات نظامی جمهوری اسلامی نیز تأکید میکنند که پنتاگون فاصله ناوگانش با ایران را به ۷۰۰ کیلومتر افزایش داده، این روند خود نشانه آغاز فاز آرایش رزمی طرفین نسبت به یکدیگر است.
پاکستان؛ توقف تجارت در دو گذرگاه مهم با ایران
متأسفانه یکی از مهمترین تحولات منفی اقتصادی طی روزهای اخیر در مرز شرقی ایران رخ داده است. روزنامه پاکستانی «داون» در ۱۸ اکتبر گزارش داد که وزارت بازرگانی پاکستان با صدور بخشنامهای، دستور پیشین خود درباره تجارت با ایران را با اثر فوری پس گرفته و تجارت از گذرگاههای گبد- ریمدان و تفتان را متوقف کرده است.
این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که دو کشور طی ماههای گذشته برای تسهیل تجارت مرزی، بهبود رویههای گمرکی و افزایش ساعات فعالیت گذرگاهها اقداماتی انجام داده بودند. توقف تازه، صدها خودروی حامل گاز مایع، برنج، میوه و سایر کالاهای ضروری را در دو سوی مرز گرفتار کرد و فعالان اقتصادی پاکستان درباره احتمال افزایش قیمت گاز مایع و تشدید کمبود آن هشدار دادند.
«شاهد رند» مشاور رسانهای دولت ایالت بلوچستان پاکستان، هدف از این محدودیت را رسیدگی به نگرانیهای امنیتی، جلوگیری از قاچاق و بهبود مدیریت مرزی اعلام کرد، اما چه کسی است که نداند میانجی اصلی مذاکرات اسلامآباد تحت فشار «اسکات بسنت» مرز را بسته است.
البته گزارش داون به نقل از منابع ایرانی میگوید تردد مسافری از گذرگاه ریمدان- گبد همچنان برقرار بوده، ولی ظاهراً ضلع شرقی از رینگ محاصره زمینی تهران توسط واشنگتن فعلاً تنگتر شده و طی روزهای آینده باید ببینیم که اضلاع جنوبی ـ عراق ـ و شمالی ـ ترکیه و آذربایجان ـ به چه صورت عمل خواهند کرد!
در ادامه افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، ناو هواپیمابر یواساس تئودور روزولت و گروه رزمی همراه آن به سمت خاورمیانه حرکت کردهاند؛ همزمان، ناو آبیخاکی یواساس ماکینآیلند نیز با نیروهای تفنگدار دریایی در مسیر منطقه قرار گرفته است. مجموع این جابهجاییها حدود ۹ هزار ملوان و تفنگدار دریایی را شامل میشود و میتواند توان آمریکا برای اجرای عملیات هوایی و دریایی را افزایش دهد
ترامپ و نتانیاهو؛ تأکید بر مأموریتی که هنوز پایان نیافته است
دونالد ترامپ در ۱۸ اکتبر حمایت خود را از بنیامین نتانیاهو در انتخابات اسرائیل اعلام کرد و با اشاره به همکاری دو طرف در مقابله با تهران نوشت که اگر ایران بهسرعت مسیر خود را تغییر ندهد، آمریکا بهزودی «کار را تمام خواهد کرد». ترامپ همچنین گفت که در صورت انتخاب رهبری غیر از نتانیاهو، آمریکا ممکن است ناچار شود این مأموریت را بهتنهایی پیش ببرد.
نتانیاهو نیز در واکنش به حمایت ترامپ، بر ادامه همکاری با رئیسجمهور آمریکا تأکید کرد و گفت مأموریتی در ارتباط با ایران همچنان باقی مانده است که دو طرف قصد دارند آن را با همکاری یکدیگر دنبال کنند. او این موضوع را در سخنان انتخاباتی خود به ضرورت مقابله با تهدید ایران پیوند داد.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر برگزار میشود و نتانیاهو در تلاش است حمایت سیاسی خود را حفظ کند. به همین دلیل، بخشی از این مواضع را باید در چارچوب رقابتهای داخلی اسرائیل نیز تحلیل کرد. بااینحال، پیوند مستقیم میان آینده رهبری اسرائیل و ادامه مأموریت نظامی علیه ایران، به این اظهارات ابعادی فراتر از رقابت انتخاباتی میدهد.
در عین حال، نتانیاهو پیشتر اعلام کرده بود که از حمله پیشدستانه به ایران پیش از انتخابات اسرائیل حمایت نمیکند. این چرخش آشکار مواضع او نشان میدهد که در کنار ادبیات تهدیدآمیز، ملاحظات مربوط به زمانبندی و هزینههای سیاسی نیز در محاسبات طرف اسرائیلی مطرحاند. ازاینرو، سخنان اخیر وی را میتوان نشانهای از تداوم رویکرد تقابلی دانست.
طوفان در راه است؛ طوفانی که هیچکس نباید از وقوع آن استقبال کند. جنگ تازه میان آمریکا، اسرائیل و ایران، اگر آغاز شود، صرفاً تکرار دور دیگری از حملات و پاسخهای نظامی نخواهد بود؛ بلکه میتواند منطقه را وارد چرخهای از ویرانی، ناامنی و بیثباتی کند که پایان و ابعاد آن قابل پیشبینی نیست و آتشی شعلهور میشود که دود و خاکستر آن، پیش از هر چیز، به چشم ملتهای منطقه خواهد رفت
پاسخ تند عراقچی؛ تهران نیز از اهداف باقیمانده سخن میگوید
«عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران، هم در واکنش به تهدیدهای ترامپ و نتانیاهو، در پیامی نوشت: «دفعه قبل که خواستید کار را تمام کنید، ایران قویتر بیرون آمد. میخواهید دوباره شانس خود را امتحان کنید؟ بفرمایید؛ اما مراقب باشید! ما هم کارهای نیمهتمام داریم.»
این پاسخ، ادبیات تهاجمی تهران را تشدید میکند. عراقچی ضمن رد این تصور که فشار نظامی و اقتصادی میتواند ایران را به عقبنشینی وادار کند، به وجود اهداف و اقداماتی اشاره کرده است که از نگاه جمهوری اسلامی هنوز به پایان نرسیدهاند.
بااینحال، این عبارت بهخودیخود مشخص نمیکند که منظور ایران از «کارهای نیمهتمام» دقیقاً چیست یا چه تصمیم عملیاتی اتخاذ شده است. اما آنچه از کنار هم قرارگرفتن سخنان دو طرف به دست میآید، تداوم وضعیتی است که در آن هر طرف تلاش میکند هزینه اقدام نظامی طرف مقابل را بالا ببرد و در عین حال، از نشاندادن عقبنشینی علنی پرهیز کند. چنین وضعیتی میتواند تاحدودی به بازدارندگی کمک کند، اما خطر سوءبرداشت و محاسبه اشتباه را نیز شدیداً افزایش میدهد.
چرا دستیابی به توافق جامع دشوارتر شده است؟
مهمترین مانع توافق، فاصله میان خواستههای دو طرف و نبود سازوکار مورد توافق برای اجرای تعهدات است. اختلافات فقط به توقف حملات محدود نمیشوند؛ تحریمها، داراییهای مسدودشده ایران، محدودیتهای دریایی، امنیت کشتیرانی و پرونده هستهای نیز در محاسبات طرفین نقش دارند.
گزارشهای منتشرشده درباره پیشنهادهای ایران برای کاهش تنش، از پیوند میان موضوعاتی چون بازگشایی تنگه هرمز، رفع محدودیتهای اقتصادی و پایان محاصره دریایی حکایت دارند. چنین موضوعاتی مستلزم توافق بر سر ترتیب اجرای تعهدات و تضمین پایبندی طرفین است؛ مسئلهای که بدون تفاهم سیاسی و سازوکار راستیآزمایی، بهسادگی حل نمیشود.
عباس عراقچی در واکنش به تهدیدهای ترامپ و نتانیاهو، در پیامی نوشت: «دفعه قبل که خواستید کار را تمام کنید، ایران قویتر بیرون آمد. میخواهید دوباره شانس خود را امتحان کنید؟ بفرمایید؛ اما مراقب باشید! ما هم کارهای نیمهتمام داریم.» این پاسخ، ادبیات تهاجمی تهران را تشدید میکند.عراقچی ضمن رد تصور عقبنشینی ایران، به وجود اهداف و اقداماتی اشاره کرده است که از نگاه جمهوری اسلامی هنوز به پایان نرسیدهاند
از سوی دیگر، مواضع علنی ترامپ و نتانیاهو بر ادامه فشار علیه ایران تأکید دارند و پاسخ عراقچی نیز نشان میدهد که تهران حاضر نیست تحت تهدید نظامی، پذیرش خواستههای طرف مقابل را اعلام کند. این تقابل، فضای لازم برای مصالحه را به نحوی نگرانکننده محدود میکند؛ هرچند هزینههای اقتصادی و نظامی، فارغ از تصور جنگ جدید نیز میتوانند همزمان انگیزه طرفین برای توافق را افزایش دهند.
۱۳ آبان؛ تاریخ مهم سیاسی یا موعد حمله؟
فعلاً که در تهران نقل هر محفلی از عموم مردم، تحلیل نوستراداموسگونه «دنیس سیترونوویچ»، تحلیلگر و پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) و رئیس پیشین بخش ایران در اداره اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، است که نقطه آغاز جنگ سوم را حدفاصل ۱۳ آبان ـ روز اشغال سفارت آمریکا در ایران ـ تا آغاز به کار کنگره جدید در ۱۳ دی اعلام کرده است.
سیترونوویچ یا احتمالاً منابعی در موساد و آمان «واحد اطلاعات ارتش اسرائیل»، دارد یا خواسته ادای پیشگویان را درآورد، اما برآورد این بازه زمانی هم منطقاً میتواند دارای اهمیت باشد؛ چرا؟ چون برخلاف دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه، اسرائیل و آمریکا دیگر از اهرم غافلگیری نسبت به جمهوری اسلامی برخوردار نیستند و شروط هفتگانه تهران برای باز شدن تنگه هرمز در حکم همان فردی است که فریاد میزد: «مادرم را میفروشم ولی به قیمتی که کسی نتواند بخرد!»
بنابراین، تقریبا هیچ سیاستمداری در تهران منتظر به ثمر رسیدن مذاکرات نیست و برهمین مبنا، پاسخ ایران تا پیش از شروع انتخابات میاندورهای ایالات متحده احتمالاً به واسطهها ابلاغ نخواهد شد.
ترامپ هم به دنبال استفاده نمادین از «مادر همه بمبها» در کوه کلنگ است تا اعلام پیروزی کند. و برای حملهای اینچنینی، استفاده از یک روز نمادین بهعنوان ۱۳ آبان، که در ادبیات جمهوری اسلامی به منزله شکست خفتبار ایالات متحده به حساب میآید، برای ترامپ خیلی بعید نیست تا با نوشتههای دیوانهوارش در تروث سوشال خطاب به طرفداران پروپاقرصش، که به قول خودش هر مزخرفی را از او میپذیرند، بگوید: اگر جیمی کارتر در طبس مقابل جمهوری اسلامی شکست خورد، من در این روز جنگی را به راه انداختم و جمهوری اسلامی را شکست دادم.
حتی عدد ۱۳ دی هم منطقی است؛ چون با توجه به اکثر نظرسنجیها، جمهوریخواهان در انتخابات کنگره به دموکراتها خواهند باخت؛ در مجلس نمایندگان با شدت بیشتری و در سنا تا حدودی نرمتر. پس طبیعی است که ترامپ با شروع جنگ جدید تا پیش از آغاز به کار کنگره، عملاً دموکراتها را آچمز کند و تمرکز آنها را از روی خودش برداشته و به جبهه جنگ علیه ایران معطوف سازد.
جمعبندی؛طوفان در راه است!
مجموع تحولات روزهای اخیر از بحرانی خوفآور حکایت دارد که در آن تهدیدهای نظامی، محدودیتهای تجاری، نگرانیهای امنیتی و بنبست دیپلماسی بهصورت همزمان ادامه دارند.
تا زمانی که اختلافات اصلی بر سر شروط توافق پابرجا باشد و ادبیات نظامی دو طرف ادامه پیدا کند، دستیابی سریع به یک توافق جامع با موانع جدی روبهرو خواهد بود. در چنین شرایطی، سناریوی تشدید یا ازسرگیری درگیری باید بهعنوان یک خطر جدی در محاسبات منطقهای لحاظ شود.
اما آنچه در روزهای آینده اهمیت تعیینکننده خواهد داشت، نه صرفاً شدت اظهارات سیاسی، بلکه تحولات قابلراستیآزمایی از آرایش نظامی طرفین در منطقه، تصمیمهای رسمی سیاسی ـ امنیتی، وضعیت مرزها و نشانههای عملی پیشرفت یا شکست کامل مذاکرات است.
آری. متاسفانه طوفان در راه است؛ طوفانی که هیچکس نباید از وقوع آن استقبال کند. جنگ تازه میان آمریکا، اسرائیل و ایران، اگر آغاز شود، صرفاً تکرار دور دیگری از حملات و پاسخهای نظامی نخواهد بود؛ بلکه میتواند منطقه را وارد چرخهای از ویرانی، ناامنی و بیثباتی کند که پایان و ابعاد آن قابل پیشبینی نیست. و آنچه باید در اولویت بماند، نه آغاز جنگی دیگر، بلکه جلوگیری از شعلهورشدن آتشی است که دود و خاکستر آن، پیش از هر چیز، به چشم ملتهای منطقه خواهد رفت.
دیدگاه تان را بنویسید