نشست شورای غزه به رهبری دونالد ترامپ با اما و اگرهای بسیار برگزار شد؛
اجماع ظاهری و تردیدهای واقعی
رامین پرتو
شورای صلح غزه که به ابتکار دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، تشکیل شده، اکنون به یکی از مهمترین و در عین حال بحثبرانگیزترین طرحهای سیاسی و امنیتی در غربآسیا تبدیل شده است. این شورا که در واشنگتن دیسی نخستین نشست رسمی خود را برگزار کرد، با تعهد کمکهای مالی میلیاردی، حضور دهها کشور و برنامههایی برای بازسازی و استقرار نیروهای امنیتی، نشاندهنده تلاش گسترده آمریکا برای ایفای نقش محوری در آینده غزه و حتی نظم منطقهای است. با این حال، در کنار حمایت برخی کشورها، تردیدها و نگرانیهای جدی نیز درباره اهداف واقعی این طرح مطرح شده است.
ترامپ در این نشست از اختصاص ۱۰ میلیارد دلار کمک آمریکا به شورای صلح غزه خبر داد و اعلام کرد که کشورهای مختلف نیز بیش از ۷ میلیارد دلار به این طرح کمک کردهاند. همچنین مقامات آمریکایی، از جمله جی.دی ونس، معاون رئیسجمهور و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، این طرح را تنها مسیر دستیابی به صلح پایدار در غزه دانستند. در همین حال، برخی کشورها نیز حمایت مالی قابل توجهی از این شورا داستند؛ مثلاً امارات متحده عربی ۱.۲ میلیارد دلار و قطر یک میلیارد دلار کمک مالی به این طرح اختصاص دادهاند. همچنین نهادهای بینالمللی مانند فیفا برنامههایی برای بازسازی زیرساختهای ورزشی در غزه اعلام کردهاند که رقم آن حدود 75 میلیون دلار اعلام شده است.
اما اهمیت این شورا تنها به کمکهای مالی محدود نمیشود. برنامههایی برای استقرار نیروهای بینالمللی، آموزش پلیس فلسطینی و بازسازی گسترده زیرساختهای شهری، از جمله ساخت صدها هزار خانه، نشان میدهد که این طرح ابعاد امنیتی، سیاسی و اقتصادی گستردهای دارد. از سوی دیگر حضور بیش از ۲۰ کشور در ساختار این شورا و تعهد برخی کشورها به اعزام نیرو، نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک ساختار جدید مدیریتی در غزه است.
اهداف چندلایه ترامپ چیست؟
اصرار ترامپ بر اجرای شورای صلح غزه را باید در چارچوب اهداف چندگانه سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک دولت دوم او تحلیل کرد. در سطح سیاسی، این طرح به ترامپ این امکان را میدهد که خود را بهعنوان یک «معمار صلح جهانی» معرفی کند. او بارها در سخنان خود تأکید کرده که صلح در غزه یکی از مهمترین ابتکارات دولت اوست و حتی مدعی شده که آمریکا در حلوفصل چندین درگیری جهانی نقش داشته است.
این طرح همچنین به ترامپ فرصت میدهد تا سیاست خارجی آمریکا را از تمرکز صرف بر جنگ به سمت مدیریت پساجنگ و بازسازی سوق دهد. چنین رویکردی، علاوه بر تقویت جایگاه بینالمللی آمریکا، میتواند به کاهش فشارهای داخلی ناشی از هزینههای نظامی نیز کمک کند. در واقع، ترامپ تلاش دارد نشان دهد که آمریکا میتواند بدون درگیر شدن مستقیم در جنگ، نتایج راهبردی مهمی را به دست آورد.
شورای صلح غزه با ترکیب کمکهای مالی گسترده، برنامههای بازسازی و ایجاد ساختارهای امنیتی جدید، تلاش دارد آینده غزه را بازتعریف کند. با این حال، اهداف این طرح فراتر از بازسازی غزه است و شامل تقویت نفوذ آمریکا، بازآرایی نظم منطقهای و ایجاد ساختارهای امنیتی جدید میشود
از منظر اقتصادی، شورای صلح غزه میتواند به یک پروژه بزرگ سرمایهگذاری بینالمللی تبدیل شود. بازسازی غزه، شامل ساخت صدها هزار واحد مسکونی، زیرساختهای انرژی، حملونقل و خدمات شهری، فرصتهای اقتصادی گستردهای برای شرکتهای آمریکایی و متحدان واشنگتن ایجاد خواهد کرد و حضور شرکتهای بزرگ مدیریت سرمایه و تعهد آنها به پروژههای بازسازی، نشاندهنده بعد اقتصادی مهم این طرح است.
در سطح امنیتی، این شورا به آمریکا امکان میدهد ساختار امنیتی جدیدی در غزه ایجاد کند. برنامههایی برای آموزش ۱۲ هزار پلیس و استقرار ۲۰ هزار نیروی ثباتساز بینالمللی، نشان میدهد که این طرح صرفاً یک ابتکار بشردوستانه نیست، بلکه هدف آن ایجاد یک نظم امنیتی جدید تحت نظارت آمریکا و متحدانش است.
از منظر ژئوپلیتیک، شورای صلح غزه بخشی از تلاش گستردهتر آمریکا برای بازتعریف نظم منطقهای در غرب آسیا است. این طرح در ادامه توافقهای عادیسازی روابط میان برخی کشورهای عربی و اسرائیل قرار دارد و میتواند به تقویت این روند کمک کند. مشارکت کشورهای عربی در این شورا، نشاندهنده تمایل برخی از آنها برای همکاری با آمریکا در مدیریت بحرانهای منطقهای است.
حمایت محتاطانه و نگرانیهای پنهان
در این مسیر باید توجه شود که اسرائیل یکی از بازیگران کلیدی در شورای صلح غزه است، اما موضع تلآویو نسبت به این طرح پیچیده و چندوجهی است. از یک سو، مقامات اسرائیلی این طرح را فرصتی برای بازگرداندن اسرا، تضعیف گروههای مقاومت و ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در غزه میدانند و حالا وزیر امور خارجه اسرائیل اعلام کرد که این طرح اولین ابتکاری است که به ریشههای درگیری میپردازد.
از سوی دیگر، برخی نگرانیها در داخل اسرائیل نیز وجود دارد. ایجاد یک ساختار بینالمللی برای مدیریت غزه میتواند به محدود شدن آزادی عمل نظامی اسرائیل منجر شود. همچنین حضور نیروهای بینالمللی ممکن است به کاهش کنترل مستقیم اسرائیل بر تحولات امنیتی این منطقه بیانجامد. در میان کشورهای عربی هم واکنشها متفاوت بوده است. برخی کشورها، مانند امارات متحده عربی و قطر، حمایت مالی قابل توجهی از این طرح اعلام کردهاند. این کشورها این ابتکار را فرصتی برای افزایش نقش خود در معادلات منطقهای و تقویت روابط با آمریکا میدانند. مشارکت این کشورها همچنین نشاندهنده ادامه روند همکاری میان برخی کشورهای عربی و آمریکا در مسائل منطقهای است.
در میان کشورهای اروپایی تردیدهای قابل توجهی نیز وجود دارد و حالا برخی کشورها نگران هستند که این طرح بیش از آنکه یک ابتکار چندجانبه واقعی باشد، ابزاری برای گسترش نفوذ آمریکا باشد و نتواند مشکل اصلی را حل و فصل کند
در مقابل، نگرانیهایی نیز در میان برخی کشورهای عربی و اسلامی وجود دارد. برخی تحلیلگران معتقدند که این طرح میتواند به تثبیت وضعیت موجود و تقویت نفوذ اسرائیل در غزه منجر شود. همچنین برخی فلسطینیها نگران هستند که این ابتکار به جای پایان دادن به اشغال، به شکل جدیدی از کنترل خارجی بر غزه منجر شود.
کشورهایی مانند مصر و اردن نیز رویکردی محتاطانه اتخاذ کردهاند. این کشورها از آموزش نیروهای پلیس فلسطینی حمایت کرده، اما از اعزام نیروهای نظامی خودداری کردهاند. این موضع نشاندهنده تلاش آنها برای حفظ تعادل میان حمایت از ثبات منطقه و اجتناب از درگیری مستقیم در مسائل امنیتی غزه است.
نگاه اروپا و آینده شورای صلح
اروپا نیز نسبت به شورای صلح غزه رویکردی دوگانه داشته است. برخی رهبران اروپایی، از جمله نخستوزیر پیشین بریتانیا، از این طرح حمایت کرده و آن را فرصتی برای ایجاد تغییر اساسی در غزه دانستهاند. این حمایت نشاندهنده تمایل برخی کشورهای اروپایی برای همکاری با آمریکا در مدیریت بحرانهای بینالمللی است.
با این حال، در میان کشورهای اروپایی تردیدهای قابل توجهی نیز وجود دارد. برخی کشورها نگران هستند که این طرح بیش از آنکه یک ابتکار چندجانبه واقعی باشد، ابزاری برای گسترش نفوذ آمریکا باشد. همچنین برخی تحلیلگران اروپایی معتقدند که بدون حل ریشههای سیاسی درگیری، از جمله مسئله تشکیل کشور فلسطین، چنین طرحهایی نمیتواند به صلح پایدار منجر شود.
برخی کشورهای اروپایی نیز نسبت به جنبههای امنیتی این طرح، از جمله استقرار نیروهای بینالمللی، نگرانیهایی دارند. آنها نگران هستند که چنین اقداماتی ممکن است به درگیریهای جدید یا پیچیدهتر شدن وضعیت امنیتی منجر شود. با این حال، بسیاری از کشورهای اروپایی بهطور کامل با این طرح مخالفت نکردهاند و ترجیح دادهاند موضعی محتاطانه اتخاذ کنند. این رویکرد نشاندهنده تلاش اروپا برای حفظ روابط نزدیک با آمریکا، در عین حفظ استقلال راهبردی خود است.
شورای صلح غزه، نقطه عطف یا آغاز چالشهای جدید؟
شورای صلح غزه بدون تردید یکی از مهمترین ابتکارات سیاسی و امنیتی دولت دوم ترامپ است. این طرح با ترکیب کمکهای مالی گسترده، برنامههای بازسازی و ایجاد ساختارهای امنیتی جدید، تلاش دارد آینده غزه را بازتعریف کند. با این حال، اهداف این طرح فراتر از بازسازی غزه است و شامل تقویت نفوذ آمریکا، بازآرایی نظم منطقهای و ایجاد ساختارهای امنیتی جدید میشود.
در حالی که برخی کشورها از این طرح حمایت کردهاند، تردیدها و نگرانیهای جدی نیز درباره پیامدهای آن وجود دارد. به صورت کلی موفقیت این شورا به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله میزان همکاری بازیگران منطقهای، واکنش گروههای فلسطینی و توانایی آمریکا در مدیریت پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی منطقه.
در نهایت، شورای صلح غزه میتواند به یک نقطه عطف در تلاشهای بینالمللی برای حل بحران غزه تبدیل شود، یا برعکس، به منبع جدیدی از تنش و رقابت ژئوپلیتیک بدل شود. آینده این ابتکار، نه تنها برای غزه، بلکه برای کل منطقه و حتی نظم بینالمللی اهمیت تعیینکنندهای خواهد داشت.
دیدگاه تان را بنویسید